محمدمهدی غفاری
ارتشبد «پرویز مشرف» رئیسجمهوری پاکستان به اتفاق تعدادی از وزیران و برخی مقامهای عالیرتبه این کشور به دعوت «هوجین تائو» رئیس جمهوری چین وارد «پکن» شد. اسلام آباد و پکن، «پس از تاسیس و استقلال» از روابط سنتی مطلوبی برخوردار بودهاند، به ویژه آنکه اشتراک منافع چین و پاکستان در خلال این سالها در تعارض با هند و اتحاد شوروی سابق، در ریشهدار بودن روابط پکن و اسلام آباد بسیار موثر بوده است.
اکنون 55 سال از روابط دیپلماتیک میان چین و پاکتسان میگذرد و طی این سالها، پکن و اسلام آباد گامهای موثری در عرصه نظامی، انرژی هستهای و طرحهای مشترک برای ساخت هواپیماهای نظامی و تولید تانک «خالد» که در جای خود واکنش هند را به دنبال داشت، قابل ارزیابی است. این در حالی است که به رغم گسترش روابط آمریکا و پاکستان پس از حادثه یازدهم سپتامبر 2001 آمریکا، پاکستان هنوز برای رفع نیازهای نظامی خود به چین متکی است، بنا به دلایل مختلف، هرگاه که اسلام آباد و دهلی نو به تیرگی میگراید، به همان میزان نیز روابط پکن تسلیحات غیر هستهای است و حتی نقش اصلی را در بسیاری از جنبههای اصلی برنامههای هستهای پاکستان ایفا میکند. طبق برآورد سازمان سیا، چین همچنان به کمکهای خود به پاکستان برای تولید موشکهای بالستیک ادامه میدهد. همین کمکهایی چین البته به زغم سازمان سیا، باعث شد تا پاکستان بتواند به تولید سوخت جامد «SRBMS» ادامه دهد، چین از گذشتههای دور حمایت گستردهای از برنامههای موشکی بالستیک و سلاحهای هستهای خود را تقویت کرد.
طبق برخی از گزارشهای تائید شده به پاکستان در ژانویه سال 2002 میلادی، اولین محموله از جنگندههای چینی «PGIOFZ» و «FZ40» را دریافت کرد.
گفتنی است، دولت آمریکا تعمیق روابط چین و پاکستان را مثل هند میبیند. بدان معنا که توسعه همکاریهای چین و پاکستان در عرصههای نظامی و اقتصادی از منظر آمریکا و هند رضایتبخش نیست و هر دو کشور را به واکنش واداشته است. همکاری چین و پاکستان در بندر «گوادر» بندری که به یک پایانه صادرات کالاهای چینی تبدیل شده است، به ویژه آنکه گاز ترکمنستان دراین بندر منتقل و جچین نیز از آن منتفع میشود، بیش از پیش، حساسیت دولت آمریکا را برانگیخته است. ضمن آنکه چین با حضور در «گوادر» پاکستان درصدد تلاش برای ایجاد موازنه دریابی با آمریکا در منطقه خلیج فارس نیز است، چرا که آمریکا از مدتها پیش به دنبال ایجاد پایگاه نظامی در این بندر بوده است. چنانچه مسافت حدود 60 کیلومتری بندر گوادر با بندر «چابهار» ایران در این خصوص مورد مداقه و تجزیه و تحیل قرار گیرد، قبل از هرچیز میتوان از نیات و اهداف استراتژیکی دولت آمریکا در ایجاد پایگاه نظامی در گودار با بندر پی برد.
در حالی که مقامات چین و پاکستان معتقدند احداث بندر گوادر راه رسیدن به آسیای مرکزی را کوتاه کرد و باعث خواهد شد مجموع فعالیتهای اقتصادی، تجاری و صنعتی در منطقه گسترش یابد. مسلما حضور چین به عنوان یک قدرت اقتصادی و تاثیرگذار در معادلات جهان در بندر گوادر پاکستان همراه با سرمایهگذاریهای عظیم در این بندر با توجه به سرعت عمل زیاد چینیها در اجرای طرحهای زیر ساختی، با سیاستهای آمریکا در پاکستان را تسریع میکند، تحولات افغانستان، حضور نظامی آمریکا در آسیای مرکزی و پاکستان است. بنابراین، گمان میرود که چین حضور نظامی آمریکا در پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی را در بلندمدت به زیان امنیت ملی خود میداند و به همین دلیل، مقامات نظامی پاکستان را تشویق میکند که نوعی توازن در، مناسبات خود با آمریکا و سایر قدرتها را در نظر داشته باشد. با توجه به این واقعیت که آمریکا در حال نزدیک شدن به هند است. این موضوع، نگرانیهای جدی در پاکستان به وجود آورده است؛ لذا میتوان تصور کرد که پاکستان منافع ملی خود را در حفظ و گسترش مناسبات با چین میبیند. به نظر میرسد عواملی چند چین و پاکستان را به هم نزدیک کرده و باعث تقویت پیوند استراتژیک میان پکن و اسلام آباد شده است؛
الف- چین و پاکستان در تلاش هستند فضای استراتژیک هند را در جنوب آسیا محدود کنند.
ب- چین از پاکستان میخواهد که به این کشور در شناسایی و سرکوب استقلال طلبان «آیغور» در «سین کیانگ» کمک کند. گفت و گوهای مشرف و «هوجین تائو» در خصوص مبارزه مشترک علیه تروریسم منطقهای مؤید این دیدگاه است.
پ- حضور دریابی چین در بندر گوادر، این امکان را برای پکن فراهم میکند تا در صورت مسدود شدن احتمالی تنگه «مالاکا» بتواند از خلیج گوادر برای دسترسی به آسیای غربی استفاده کند. با توجه به آنچه گفته شد، رقابت چین با هند و آمریکا یکی از اهداف اصلی پکن در توسعه مناسباتش با اسلام آباد است. در مقابل اسلام آباد نیز سعی میکند از روابط راهبردی خود با پکن به عنوان اهرمی برای تنظیم روابط خود با بازیگران بین المللی، کشورهای منطقه به ویژه هند استفاده کند.