مترجم: نیلوفر قدیری
ماه گذشته کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا از هند دیدار کرد و در این کشور از تمایل واشنگتن برای کمک به هند و تبدیل شدن آن به یک«قدرت بزرگ جهانی» حرف زد. «ون جیابائو» نخستوزیر چین بلافاصله بعد از رایس، با وعده همکاری استراتژیک میان دو کشور از پرجمعیتترین کشورهای دنیا، به دهلی رفت. هند اکنون مورد توجه قدرتهای بزرگ در صحنه سیاست آسیا قرار گرفتهاست.
چندین عامل موجب شده که هند در سالهای اخیر به بازیگری مهم در عرصه جهانی تبدیل شود. چین و آمریکا برای تحقق منافع خود در معادلات پیچیده ژئوپلیتک و پخش انرژی آسیا، به دهلینو توجه نشان دادهاند. اگرچه بعد از11 سپتامبر واشنگتن با پاکستان همپیمان شده و از این کشور حمایت بسیاری میکند، اما اهمیت بالقوه ویژهای را برای هند به عنوان اهرمی در مقابل گسترش نفوذ چین، قائل است. پکن، دهلی را رقیب جدی برای منابعانرژی و مانعی برای استراتژی «ظهور مسالمتآمیز» خود میداند و به همین دلیل تلاش میکند هند را به گستره نفوذ خود بکشاند تا این موانع برطرف شود.
از سوی دیگر اختلافات مرزی هند و پاکستان و رابطه نه چندان مطلوب این کشور با همسایگانش این زمینه را ایجاد میکند که تلاشهای آمریکا و چین برای بهبود روابط با هند به نتیجهای نرسد. هند در رویکرد بینالمللی خود هیچ توجیهی برای این دو کشور (آمریکا و چین) قائل نشده و بیشتر در پی تقویت جایگاهش به عنوان یک قدرت نظامی اقتصادی و مستقل از نفوذ واشنگتن و پکن بوده است. به همین دلیل میتوان گفت موانع بسیاری وجود دارد که این کشورها را از رسیدن به اهدافشان در این ارتباط سهجانبه باز میدارد.
نگاه چین به غرب
ونجیابائو و همتای هندیاش در دیدار اخیرشان در دهلی اعلام کردند، «روابط هند و چین اکنون وجههای جهانی و استراتژیک یافته. بنابر این رهبران دو کشور برای ایجاد یک همکاری استراتژیک با هدف دستیابی به صلح و کامیابی، توافق کردهاند.» این همکاری برمبنای تجارت توسعه یافته دوجانبه، حل اختلافات مرزی که سابقه آن به جنگ سال 1962 بازمیگردد، همکاری نظامی، هماهنگی در بخش امنیت انرژی، تبادلات فرهنگی، توافق بر سر استفاده از آب و افزایش ارتباطات هوایی و دریایی استوار است.
اهداف این همکاری توسعه یافته در یک بیانیه مشترک اینچنین اعلام شده: دو طرف از دموکراتیک کردن روابط بینالمللی و چند جانبهگرایی حمایت کرده، خواستار ایجاد یک نظم جدید سیاسی، اقتصادی بینالمللی هستند که منصفانه، منطقی، برابر و برای دو طرف سودمند باشد و همچنین در پی ارتقای سطح گفتوگوهای شمالـ جنوب و همکاریجنوبـ جنوب هستند. «به این ترتیب دو طرف قبول دارند که سلطه واشنگتن بر مناسبات بینالمللی تهدیدی برای ظهور هریک از این کشورهاست.
تأکید برسازمانهای چندجانبه و اهمیت آنها مورد توافق دو کشور هند و چین است و این تأکید مشترک حداقل تا وقتی هر یک از این کشورها نقش خود را به عنوان یک قدرت بزرگ قبول دارد، ادامه خواهد یافت. در حقیقت هند میگوید نخستوزیر چین از تلاش دهلی برای بدستآوردن یک کرسی دائم در شورای امنیت حمایت میکند، اگرچه به این موضوع در بیانیه مشترک رهبران دو کشور اشارهای نشده است. اما تمایل چین به حمایت از نقش بیشتر هند در امور جهانی است با این امید که این کشور دنیا را به سوی چند قطبی شدن و کاهش نفوذ واشنگتن پیش ببرد.
دستآوردهای چین از روابط بهتر با هند بیشتر ماهیت فنی دارد و هدف کلی آن جلوگیری از«محاصره» مرزهای غربی آن است. چین برای توسعه استانهای غربی خود به منابع تضمین شده جدید انرژی و راههای انتقالی مناسب نیاز دارد. همچنین باید اختلافات طولانی مدت مرزهای جغرافیایی غربی خود را هم حل کند. برای تحقق هر دوی این شرایط هند نقش محوری در موفقیت پکن دارد.
رشد سریع اقتصادهای چین و هند تأثیر قابلتوجهی بر بازارهای انرژی در سراسر دنیا دارد. برای تضمین ادامه این رشد، هر دوی این کشورها باید به دنبال منابع انرژی در خارج از کشورهایشان باشند، آن هم در شرایطی که رقابت شدید بر سر منابع جدید انرژی روزبهروز در جهان جدیتر میشود. اگرچه ممکن است این رقابت باعث جدایی هند و چین از یکدیگر شود اما تاکنون که دو طرف نشان دادهاند همکاری برسرموضوعات مربوط به انرژی را به رقابت ترجیح میدهند.
نمونه این همکاری در سودان دیده میشود، جایی که هند در خط لوله آن برای انتقال نفت از پالایشگاه چین، سرمایهگذاری کرده است. آسیای مرکزی و روسیه هم مناطقی هستند که این دو کشور در آن به عنوان شریک برای به دستآوردن منابع انرژی با هم همکاری کردهاند.
اما مهمترین نمونه از همکاری چین و هند را میتوان در ایران و در میدان نفتی یادآوران شاهد بود. این پروژه نشان میدهد که چهطور ژئوپلتیک منطقه در اثر نیاز هند و چین به انرژی در حال تغییر است.
سرمایهگذاریهای خارجی در بخش انرژی هیچگاه به دور از موضوعاتی امنیتی و فارغ از این موضوعات صورت نمیگیرد و در مورد چین و هند که این احتمال صفر است. هند برای بدستآوردن سهمی در میدانهای نفتی یادآوران و جفیر، همکاری خود با ایران را در بخشهای دفاعی و اطلاعاتی نزدیکتر کرده است. در سال 2003 تهران و دهلی تمرینهای مشترک دریایی انجام دادهاند که باعث ناخوشایندی متحدان هند در آمریکا و اسرائیل شد. این تفاوت آشکار میان متحدان واشنگتن و دهلی یکی دشوارترین نکات در روابط این دو کشوراست. چین این را دلیل دیگری برای گسترش روابط نزدیک با هند میداند.
اگرچه بهطور کلی هند و چین همکاری میان خود را بهترین راه برای تضمین نیازهای انرژیشان در آینده میدانند، اما نگرانیهایی هم دارند. چین دریای آندامان که ساحل میانمار را محاصره کرده منبع مهمی از نفت برای تأمین سوخت اقتصاد خود به ویژه در استانهای غربی که نیازمند توسعه است، میداند.
ایجاد یک بندر در«کیایوکپوی» میانمار که مستلزم سرمایهگذاری هنگفت در زیرساختهای ارتباطی میانمار است به چین امکان میدهد که سوخت توسعه اقتصادی استانهای غربی خود را تأمین کند.
هند هم به دریای آندامان چشم دارد و در این مورد به همکاری با چین هم فکر نمیکند، چرا که دهلی ایجاد بندری در میانمار را بخش اصلی استراتژی امنیتی خود برای منطقه میداند. این بندر پشتیبان طرح«فرماندهی دریایی شرقی» است که هدف آن دسترسی نیروی دریایی هند به موقعیت «آبهای آبی» است و به هند امکان میدهد که عملیات نظامی خود را به دور از سواحلش انجام دهد.
اما نکتهای که روابط چین و هند را پیچیده میکند، روابط هند با همسایگانش است. چین اختلافات مرزی خود را با همسایگانش حل کرده اما هند هنوز نه. چین گفتوگو با کشورهایی که هند باید مذاکره با آنها را شروع کرده، رابطه برقرار کرده است. چالش چین اکنون حفظ جایگاه خود در این مناسبات چندجانبه است. بنگلادش، نپال و میانمار همگی در آینده نزدیک روابط خود را با هند گسترش میدهند، اما این پاکستان است که بزرگترین تهدید برای چین در رابطهاش با هند به حساب میآید. اگرچه هند و پاکستان به سوی توافق از راه مذاکره درباره کشمیر پیش میروند، اما بدون شک هر دو باید راه درازی را طی کنند. در این میان هند به دنبال تضعیف نفوذ پاکستان است و پاکستان هم همینطور.
اتفاقات اخیر نپال به این موضوع ابعاد جدیدی داده است. بعد از برکناری دولت در نپال توسط پادشاه و وقتی هند اعلام کرد که به کمک نظامی به دولت نپال ادامه نمیدهد، پاکستان بلافاصله برای پرکردن جای هند اعلام آمادگی نمود. پاکستان با هدف تضعیف نفوذ هند در کاتماندو دست به چنین کاری زد و در آینده نزدیک هم به این کار ادامه میدهد. اگرچه این امید وجود دارد که خط لوله گاز طبیعی از ایران به پاکستان و هند از اصطکاکهای دیپلماتیک میان این دوکشور بکاهد، اما این خط لوله بدون شک از تمایل دو طرف برای تضعیف دیگری کم نمیکند.
روابط خوب چین با پاکستان همچنان عامل مهمی در روابطش با همسایگان غربی باقی میماند و دورنمای ایجاد بلوک قدرت چینـ هند را کمرنگ میکند. چین به پاکستان برای کنترل هند کمک کرده است و در این سیاست خطر جداییطلبان منطقه (مسلماننشین) شینجیانگ را از نظر دور ندارد. رهبری کنونی پکن به همگرایی مناطق غربی و تبدیل آن به یک قدرت اقتصادی در حال رشد در شرق چین توجه ویژهای نشان میدهد. روابط خوب با یک کشور اسلامی همسایه که قدرت هستهای هم هست و در مرزهای غربی واقع شده، در تلاش برای مقابله با این تهدید، بسیار با اهمیت است. به همین دلیل چین روابط نزدیک نظامی خود را با پاکستان حفظ کرده است. ناخشنودی هند از این رابطه توان چین در نزدیکی به دهلی را محدود میکند.
درحالی که چین و هند در مسیر حل اختلافاتشان و ایجاد یک «همکاری استراتژیک» قرار دارند، رقیب دیگری برای پکن در این مسیر پیدا شده و آن آمریکایی است که میخواهد با بالا بردن موقعیت هند، از این کشور به عنوان ابزاری در استراتژی خود برای مهار چین استفاده کند.
اندکی پیش از سفر نخستوزیر چین به هند، رایس پیشنهاد واشنگتن را به هندیها داد. بسیاری در واشنگتن هند را «همراه طبیعی» آمریکا میدانند چرا که هر دوی این کشورها دموکراسیهای چند قومی دارند. اما نگرانیهای ژئوپلتیک، تمایل این دو کشور را برای شکوفا کردن این همپیمانی کمرنگ کرده است.
درحالی که واشنگتن توجه خود را از «جنگ با ترور» به سوی بازی سنتی مدیریت ائتلافهای ژئوپلتیک و دنیای پیچیده امنیت انرژی معطوف کرده است، هند و آمریکا خواهند توانست «همپیمانی طبیعی» خود را محقق کنند.
رایس برای رسیدن به این هدف از دیدار اخیر خود از هند برای تشویق و ارتقای این همکاری مجموعهای از مسایل از جمله فعالیت غیرنظامی هستهای و برنامههای فضایی، تجارت دوجانبه و روابط نظامی را در بر میگیرد؛ اما رایس در این سفر از همه بیشتر بر دموکراسی هند تأکید کرد. واشنگتن با تأکید بر نظامهای مشترک سیاسی دو کشور در حقیقت تفاوتهای میان چین و هند را مورد توجه قرار داده و به رخ میکشد و دلایلی را گوشزد میکند که بر اساس آن دهلی باید به شریک تازه شرقی خود بادیده نهچندان خوشبینانه نگاه کند.
واشنگتن امیدوار است که با استفاده از روابط نزدیک خود با دهلی، هند را به قدرت بزرگ تبدیل کند. هدف آن هم این است که در مقابل چین در حال ظهور در جنوب آسیا مانعی قابل اعتنا ایجاد کند. روابط نزدیک نیروی دریایی آمریکا و هند هم با همین هدف صورت گرفته است. همکاری دو کشور در جریان فاجعه سونامی در منطقه این رابطه را تحکیم کرد. اما در راه تحقق این اهداف موانع زیادی وجود دارد. حمایت آمریکا از پاکستان مانند چین، مهمترین موضوع بازدارنده برای هند است. واشنگتن با تصمیمات اخیر خود این مشکل را پیچیدهتر کرده است. یکی از این تصمیمات، توافق درباره فروش جتهای افـ16 به اسلامآباد است. این که واشنگتن بعداً اعلام کرد جنگندههای بیشتری به هند میفروشد و این جنگندهها پیشرفتهتر از آنهایی است که به پاکستان فروخته شده باز هم از ناخشنودی هندیها کم نکرد. با این حال آمریکا نمیتواند از تصمیم خود برای فروش این جنگندهها به پاکستان صرفنظر کند چون در این شرایط حمایت اسلامآباد در افغانستان و در «جنگ با ترور» را از دست میدهد.
هند همچنین از این که سیاست واشنگتن در انزوای اقتصادی ایران مانعی در راه تحقق نیازهای اقتصادی این کشور و ضرب شصت نشان دادن به پاکستان است، بسیار ناخشنود است. برای واشنگتن چالش پیشرو یکی کمک به افزایش رشد هند و دیگری تشویق و تحریک آن به حرکت به سوی غرب برای یافتن متحدان جدید است بدون آن که نگرانی اسلامآباد را برانگیزد. این شرایط چارچوب دشواری را برای آمریکا در تعامل با هند ایجاد میکند.