تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۶۹۴۳۴

دکتر سیدرسول موسوی
Seyedrasol- mousavi@yahoo.com
بنا بر گزارش خبرگزاری‌ها در پایان سفر اخیر ژنرال پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان به دهلی‌نو دو کشور هند و پاکستان با صدور بیانیه ‌مشترکی بر همکاری‌های دوجانبه در روند صلح بین دو کشور تاکید کردند و شبکه‌ خبری دهلی‌نو به طور زنده قرائت‌ بیانیه ‌مشترک دو کشور را توسط مان‌موهان سینگ نخست‌وزیر هند پخش کرد. در این بیانیه مسائل مورد علاقه دو طرف مانند توافق بر ادامه مذاکره بر سر مساله کشمیر تا رسیدن به راه‌حل‌ نهایی، مقابله با تروریسم، برقراری خطوط ارتباط جاده‌ای و ریلی بین دو کشور بخصوص در مناطق جامو و کشمیر، حل‌ اختلافات مرزی و دیگر مسائل اقتصادی ذکر گردیده است.
یکی از موضوعات مهم این بیانیه توافق دو کشور در موضوع احداث خط‌ لوله ‌گاز ایران به هند از پاکستان است. دو کشور به توافق رسیدند که وزرای نفت هند و پاکستان در ماه مه (اردیبهشت و خرداد) مذاکرات تخصصی خود را درباره احداث این خط لوله آغاز کنند.
ابراز ناخشنودی صریح امریکا در مورد خط‌ لوله‌ گاز ایران به هند توسط خانم رایس وزیر خارجه امریکا در سفر اخیر خود (16 مارس) به هند و رفتار اخیر سران دو کشور در مورد تصمیم به آغاز مذاکره‌ جدی در مورد خط‌ لوله ‌گاز این سوال را مطرح می‌سازد که آیا هند و پاکستان تا این درجه از توانایی رسیده‌اند که به راحتی بتوانند در مقابل درخواست صریح امریکا ایستادگی کنند؟ بر فرض هند به جهت جایگاه خاص خود از چنین توانایی برخوردار باشد اما پاکستان که امریکا آن را مهمترین متحد‌ غیرعضو ناتو برای خود می‌داند چگونه می‌تواند در مقابل مخالفت امریکا موضع‌گیری کند؟
تفسیر دلایل دو کشور از چنین رفتاری بدون اشاره‌ای کوتاه به تاریخچه طرح موضوع خط‌ لوله ‌گاز در هر دو کشور هند و پاکستان امکان‌پذیر نیست.
پیشنهاد احداث خط لوله گاز از مسیر پاکستان به هند ابتدا توسط مقامات ‌جمهوری ‌اسلامی ‌ایران در سفر خانم بی‌نظیر بوتو (نخست‌وزیر سال‌های1372 تا 1376) به تهران مطرح شد و بعد از آن آقای نوازشریف هم مطرح گردید. در آن زمان سرویس‌ اطلاعات‌ داخلی‌ پاکستان (ISI) که تعیین‌کننده اصلی خطوط سیاست‌های ‌امنیتی ‌پاکستان است با این تحلیل که انتقال ‌گاز ایران به هند موجب تقویت‌ اقتصاد هند و افزایش ظرفیت‌های‌ صنعتی آن می‌شود با پیشنهاد جمهوری‌ اسلامی‌ ایران مخالفت کرد و خانم بوتو و آقای نواز شریف هر دو در مذاکرات خود در مقابل پیشنهاد ‌ایران اظهار داشتند که وقتی خط‌ لوله ‌گاز می‌تواند ایران و پاکستان را به ‌هم وصل کند چه دلیلی دارد تا خط‌ لوله را به هند گسترش دهیم؟
چند ماه پس از به قدرت‌ رسیدن ژنرال پرویز مشرف وی در اولین سفر‌خود به تهران در مقابل پیشنهاد خط‌ لوله ‌گاز موضع‌ متفاوتی نسبت به اسلاف خود اتخاذ کرد و قول‌داد که در بازگشت به اسلام‌آباد این پیشنهاد را به ‌صورت‌ جدی مورد بررسی قرار دهد.
مشرف در اسلام‌آباد در پاسخ به مخالفین احداث ‌خط‌ لوله ‌گاز ایران به هند از مسیر پاکستان سوال‌های زیر را مطرح ساخت:
1- پاکستان به منابع متعدد و بیشتری برای متنوع‌سازی منابع‌ انرژی خود نیازمند است. بدون افزایش منابع ‌انرژی امکان افزایش تولید ملی وجود ندارد،
2- احداث‌ خط‌ لوله ‌‌گاز نیازمند به سرمایه‌گذاری‌کلانی است. هیچ شرکت سرمایه‌گذاری حاضر نمی‌شود؛ به صرف‌ بازار پاکستان برای این خط ‌لوله سرمایه‌گذاری کند مگر آن‌ که این خط تا هند گسترش یابد تا توجیه ‌اقتصادی داشته باشد.
3- پاکستان از محل‌ ترانزیت ‌گاز به هند سالانه بین 700 تا 800 میلیون دلار درآمد خواهد داشت و پاکستان به این ‌درآمد نیازمند است.
باچنین استدلال‌هایی بود که مشرف موافقت پاکستان با احداث ‌خط‌ لوله ‌گاز ایران به هند را اعلام کرد. پاکستان در دلایل‌ اعلامی‌ خود صرفا به مسائل ‌اقتصادی اشاره کرد در حالی که منافع‌ راهبردی و امنیتی پاکستان از احداث‌ این خط‌ لوله ‌گاز از مسیر پاکستان نظر منفی داشت. دلایل مخالفت هند با این طرح عبارت بودند از:
1- عدم‌اطمینان به پاکستان در مورد تضمین ادامه جریان گاز به هند در هنگام تشدید بحران در روابط دو کشور.
2- عبور خط‌ لوله ‌گاز از مناطق ملی‌گرایان بلوچ که با دولت پاکستان و طرح عبور خط‌ لوله از مناطق آنان مخالف هستند.
3- مخالفت بنیادگرایان و افراطیون‌ پاکستانی با هر طرحی که جدای از مساله کشمیر مطرح شود و رساندن گاز به هند را با منافع ‌کشمیر مغایر می‌دانند.
موضع مخالف هند با ابتکار ژنرال ‌مشرف تغییر یافت. مشرف با طرح این موضوع که پاکستان احداث خط‌ لوله ‌گاز را از مساله کشمیر جدا کرده و به آن به عنوان یک موضوع جداگانه و در راستای اعتمادسازی بین دو کشور نگاه می‌کند و حاضر است تضمین‌های لازم را برای جریان یافتن گاز به سمت هند ارائه نماید، موفق گردید دیدگاه منفی هند به احداث خط‌ لوله ‌گاز را تغییر دهد.
از ابتدای استقلال دو کشور هند و پاکستان در سال 1947 هیچ‌وقت موضوعی نبوده است که دو کشور بتوانند به عنوان مساله‌ای جدای از بحران ‌کشمیر مورد بحث قرار دهند و موضوع خط‌ لوله ‌گاز ایران اولین موضوعی است که دو کشور می‌پذیرند خارج از مذاکرات و مباحث مربوط به کشمیر را مورد بررسی قرار دهند.
هر دو کشور هند و پاکستان می‌دانند که هنوز فاصله زیادی تا شروع عملیات‌ اجرایی خط‌ لوله وجود دارد اما مطمئن هستند که بحث درباره آن به عنوان یک موضوع خارج از مذاکرات‌کشمیر، یک پیشرفت در روابط دوجانبه و یک اقدام اعتمادساز مهم برای هر دو محسوب می‌شود.
هر دو کشور همچنین به خوبی به موضوع‌ مخالفت‌ امریکا با احداث این خط و مسائل ناشی از تحریم ‌اقتصادی‌ امریکا علیه‌ ایران آگاهی دارند و می‌دانند که تحریم‌ امریکا علیه‌ ایران که پس از پیروزی‌ انقلاب اسلامی ‌آغاز شده و در مقاطعی تشدید گردیده است عملا مانع‌ هرگونه سرمایه‌گذاری خارجی در صنایع ‌نفتی ‌ایران شده است.
اضافه برآن، شرایط‌ اخیر ایجاد‌ شده ‌ناشی از فشارهای ‌امریکا به ایران در ارتباط با برنامه‌های ‌هسته‌ای کشور و تهدید ارجاع‌ پرونده ‌ایران به شورای ‌امنیت سازمان ‌ملل که احتمال وضع‌ تحریم‌های چند جانبه اقتصادی‌ علیه ‌ایران را می‌تواند در پی داشته باشد، برای هند و پاکستان مساله‌ ناشناخته‌ای نیست و بالاخره آن که هیچ یک از سه کشور هند، پاکستان و ایران توانایی مالی و فنی احداث این خط‌ لوله را ندارند. بانک توسعه‌ آسیایی هم ‌که مایل است در این طرح سرمایه‌گذاری کند بطور قطع در صورت عدم‌ موافقت ‌امریکا قادر به سرمایه‌گذاری در این طرح نخواهد بود.
مسائل مالی و فنی طرح از لحاظ استراتژیست‌های هندی تا آن حد جدی است که آنها آشکارا اعلام می‌دارند که مساله ‌تحریم‌ امریکا علیه ‌ایران اجازه احداث این خط‌ لوله را نخواهد داد و خط ‌لوله بیش از آن که یک واقعیت باشد یک رویا است، ولی دولت ‌هند باید از مذاکره درباره این طرح استقبال کند زیرا که ظرفیت مذاکراتی هند را با پاکستان بالا می‌برد.
توصیه‌های استراتژیست‌های پاکستانی به دولت‌ خود پیچیده‌تر از استراتژیست‌های ‌هندی است. آنها پیش برد هم‌زمان دو خط‌ لوله ‌گاز «ایران- پاکستان- هند» و «ترکمنستان- افغانستان- پاکستان» را مطرح می‌سازند و توصیه می‌کنند که پاکستان باید هر دو طرح را هم‌زمان دنبال کند، زیرا پی‌گیری هم‌زمان دو طرح‌ هزینه‌ای را بر دولت‌پاکستان تحمیل نمی‌کند. ولی این فرصت را برای پاکستان فراهم می‌سازد که در صورت عملی‌شدن هر یک از دو طرح در مذاکره با هند دست‌ برتر را داشته‌ باشد و همزمان قادر خواهد بود که از مخالفت‌ جدی ایران با عملیات‌ خط ‌لوله‌ گاز دیگر جلوگیری کند و بالاخره پاکستان عملا قادر خواهد شد مدیریت راهبردی ‌ترانزیت‌ گاز به شرق‌ آسیا را در اختیار خود بگیرد و چنانچه در آینده مسائل مربوط به خط ‌لوله ‌گاز ایران حل شد، پاکستان با در اختیار داشتن دو منبع مهم گاز برای ترانزیت خواهد توانست (مانند ترکیه که از طریق چانه‌زنی با ایران و روسیه قیمت ‌گاز صادراتی خود پایین نگه می‌دارد) با ایران، ترکمنستان، افغانستان و هند بازی ‌چندجانبه‌ای را مدیریت نماید.
در این معادله به‌نظر می‌رسد قدرت‌ بازیگری‌ پاکستان بیشتر از دیگر بازیگران باشد. اساسا پاکستان ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک بالایی دارد. پاکستان این ظرفیت را از خود نشان‌ داده ‌است که با پول ‌امریکایی طالبان را بوجود آورد و بعد دوباره با همان منابع طالبان را از بین ببرد. هنر دیپلماسی‌ پاکستان تا حدی است که موفق می‌شود، کشور را از هدف ‌بودن به شریک و متحد بودن تغییر دهد. بنابراین بسیار ضروری است تا در موضوع صدور گاز به پاکستان و هند اهداف راهبردی پاکستان و هند را از همکاری در این طرح بخوبی بشناسیم و بطور دقیق دلایل واقعی آنان را در همکاری با این طرح تشخیص دهیم.
جای تردید نیست که صدور گاز به ایران هند و پاکستان یک ‌راهبرد مهم‌ اقتصادی، سیاسی و امنیتی برای کشورمان محسوب می‌شود و باید تلاش نمود تا هرچه زودتر این طرح تحقق‌ یابد و رویای‌ خطوط ‌لوله به واقعیت بپیوندد، اما یک مساله ‌اساسی وجود دارد که ضروری است بطور جدی مورد توجه قرار گیرد و آن‌ نگاه راهبردی و بلندمدتی است که باید بر طرح‌های ‌آینده منابع و صنایع‌ گاز کشور حاکم باشد.
تجربه صدور گاز ایران به ترکیه نباید فراموش شود. در حال حاضر ایران به عنوان دارنده منابع ‌گاز و صادر کننده آن قدرت‌ بازی بسیار کمتری نسبت به ترکیه که مصرف‌کننده‌ گاز است، دارد. ترکیه با در اختیار داشتن قدرت‌ خرید و انتخاب ‌گاز ایران و روسیه برای خود قدرت و فرصت ‌چانه‌زنی خوبی فراهم ساخته است. اگر این تجربه را مورد توجه قرار ندهیم در آینده این امتیاز را در اختیار پاکستان قرار داده‌ایم.
راه‌حل چیست؟
راه‌حل را باید در هماهنگی و همکاری بین کشورهای تولیدکننده ‌گاز در منطقه جستجو کرد. روسیه و ایران به عنوان دارندگان مقام‌های اول و دوم منابع ‌گاز جهان و بعد ترکمنستان باید سیاست‌های صادراتی خود را هماهنگ سازند در غیر این ‌‌‌صورت مصرف‌کنندگان ‌گاز مدیریت قیمت و میزان خرید را در دست خواهند گرفت و سرمایه‌گذاری‌هایی ساختاری را بر دارندگان منابع ‌گازی تحمیل خواهند کرد.
تا زمان عملیاتی شدن احداث خط‌ لوله ‌گاز ایران به هند زمان زیادی باقی‌ مانده است در این مدت باید قبل از آن‌که به راهکارهای صدور گاز فکر کنیم، لازم است که به راهبرد نهایی مدیریت منابع و صادرات‌ گاز در سطح منطقه فکر کنیم و بدانیم که بدون هماهنگی ایران و روسیه هر دو کشور در صنعت ‌گاز خود با شکست روبرو خواهند شد.
خوشبختانه این مساله مهم مورد توجه کارشناسان روسیه هم‌ قرار گرفته‌ است. در جریان سمینار ژئوپلیتک گاز که در 27 اسفند ماه83 در مسکو برگزار شد این مساله به ‌خوبی از جانب کارشناسان ‌روسی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
آقای دولگین یکی از کارشناسان‌ روسیه در این خصوص در سمینار اظهار داشت:
امریکا در پی جهان‌ تک‌قطبی است و این ‌روند را پس از فروپاشی ‌شوروی آغاز کرده ‌است، ولی سه‌ واقعیت هست که مانع این ‌روند خواهد شد یکی چین دومی جهان‌ اسلام و سومی کشورهای منطقه «سی‌آی‌اس» کشورهای مستقل مشترک‌المنافع است. اتحاد کشورهای ‌روسیه، چین و جهان‌ اسلام تهدید کننده ‌منافع (یک‌جانبه‌گرایی) امریکا است و این کشور هر اقدامی انجام می‌دهد که این اتحاد صورت نگیرد. امریکایی‌ها سعی دارند که از توسعه‌ انرژی ‌گاز و توسعه‌ کشورهای‌ اوراسیا جلوگیری کنند چون این عامل مانع یک‌قطبی ‌شدن جهان می‌شود.
گاز یک ساختار استراتژیک است و در واقع محور اصلی گفتگوهای ‌اقتصادی بین روسیه، چین و اروپا است. ما باید و موانع ‌اتحاد‌ کشورهای‌ دارای ‌گاز را برداریم.
یوسوف‌ افسکی، کارشناس‌ دیگر این سمینار موضوع ضرورت «اوپک‌گاز» را مطرح کرد و دیگر کارشناسان شرکت‌کننده هم نظراتی شبیه‌ وی را مطرح کردند که این موضوع‌ نشان‌‌دهنده‌ تفکر نزدیک بین کارشناسان‌ منطقه است و مناسب است که مدیریت‌ عالی ‌کشور این نظرات‌ کارشناسی را مورد توجه جدی قرار دهد.