پس از گذشت 10 روز که اعلامیههای منصوب به رییس دفتر ریاست جمهور در دوره اول ریاست جمهوری دولت سیدمحمد خاتمی در شهر اهواز توزیع شد. روز جمعه 26/1/84 ناآرامیهایی در منطقه کیان اهواز آغاز و تا یک هفته ادامه پیدا کرد که خسارتهای مالی و جانی هنگفتی را بر جای گذاشت.
ناآرامیهایی که در آخرین روزهای فروردینماه 84 در اهواز روی داد امری غیر قابل پیشبینی و غیر قابل تصور نبود ولی نکتهای که بیش از هر چیز توجه را جلب میکرد نقش کمرنگ نیروهای امنیتی و انتظامی در پیشگیری از این حوادث بود.
در ابتدا شبکه ماهوارهای الجزیره خبر از تغییر بافت جمعیتی استان خوزستان میدهد و این خبر را طی گزارشها و خبرهای کذب پیگیری میکند این اتفاق از جانب مسئولین با بیتوجهی روبهرو میشود. پس از تعطیلات نوروزی نامهای کذب و جعلی با تیراژ وسیع در تمامی مناطق شهر اهواز به خصوص مناطق عشیرهنشین توزیع میشود. در این ارتباط هر روز بیش از روز گذشته این نامه جعلی در شهر اهواز و مناطق اطراف پخش میشود و هیچکس هم توضیحی درباره عاملین آن نمیدهد. بر آگاهان مسایل خوزستان پوشیده نبود که این اتفاقات به آشوب و هرج و مرج تبدیل خواهد شد.
در نهایت نیز روز جمعه 26/1/84 در ساعت 10 صبح تعدادی از افراد ساکن در منطقهای به نام کیان دست به تجمع و اعتراض میزنند که نیروهای محلی پلیس آن را ختم به خیر میکنند.
در ادامه، تجمع بار دیگر در ساعت 2 بعدازظهر آغاز میشود تجمعی که سرآغاز یک آشوب و هرج و مرج در برخی از مناطق جنوبی استان خوزستان میشود. تجمعها در نهایت در ساعت 6 بعدازظهر رنگ دیگری به خود میگیرد و به درگیری خونینی میانجامد که به گفته یکی از نمایندگان شهر اهواز 2 نفر در پی این درگیریها جان خود را از دست میدهند.
عقبه رسانهای این ماجرا که شبکه الجزیره قطر وظیفه آن را برعهده داشت با برنامههای خود به دامنه درگیریها میافزاید و سعی در بزرگنمایی آشوبها میکند.
استفاده از نام جعلی برای شهر اهواز و پوشش خبری و نشر اکاذیبی درباره حوادث اهواز دامنه درگیریها را به ماهشهر، آبادان و خرمشهر میکشاند.
گروه خلق عرب که در بین عشایر عربزبان ایرانی دارای جایگاهی نمیباشد با استفاده از افرادی که در برهم زدن نظم سابقه و ید طولایی داشتند اقدام به توزیع اسلحه میکند و در پی این اقدام در طلائیه، کیان، ملنگآباد، لشکر در منطقه شرق اهواز، منطقه کوت عبدالله و در بخشی از نواحی ملاثانی و حمیدیه درگیریهایی روی میدهد.
در این ارتباط یک گروه 5 نفره اقدام به آتشزدن بانک میکند و سپس درحالی که قصد آتش زدن پمپبنزینهای سطح شهر را داشته توسط نیروهای امنیتی دستگیر میشوند. حمله به کلانتری و آسیبرساندن به ساختمان آن، حمله به خودروهای نیرویانتظامی با سلاحهای جنگی و تخریب تعدادی از خودروها، حمله با موشک آر.پی.جی به شرکت جهادنصر، آتشزدن قسمتی از نمایشگاه بینالمللی اهواز و حمله به خطوط راهآهن و خارج کردن قطار از ریل و آسیب رساندن به لکوموتیو و واگنها و ... از جمله اقدامات آنها بوده است.
گروه خلق عرب که پایگاهی در میان عشایر ندارد در این حوادث به نام حزب جعلی "مقاومت خوزستان" سعی کرد برای خود جایگاهی پیدا کند به صورتی که تمامی کارهای سختافزاری این آشوبها را انجام میداد از جمله باید به پخش و تهیه و جعل نامه تا توزیع اسلحه در بین افراد و برنامهریزی حوادث اشاره کرد. ثبتنام از درخواستکنندگان اسلحه و تحویل آن در ساعات درگیری از اقدامات دیگر این گروه بود.
در شرایطی که درگیریها ادامه داشت حضور دریابان شمخانی که خود یکی از عربزبانان حاضر در کابینه است هم نتوانست آرامش را به ارمغان بیاورد. وی در میان شیوخ و عشایر عربزبان نتایج درگیریها را به آنها گوشزد میکند و میگوید کاری نکنید که حکومت نسبت به عربهای خوزستان بدبین شود.
متاسفانه درگیریها به سایر شهرها کشیده شد و در نهایت پس از راهپیمایی وحدت در روز جمعه 02/02/84 در شهر اهواز درگیریها و آشوبها به پایان رسید.
این حادثه را نباید همچون مشکلات مردم خوزستان به دست فراموشی سپرد و از کنار آن به سادگی گذشت.
ریشه درگیری و خشونتهایی که در اهواز روی داد به یک نامه جعلی باز نمیگردد و با دستگیری 200 یا 300 نفر پایان نمیپذیرد. استان خوزستان که از توان اقتصادی بالایی برخوردار است با مشکلاتی همچون: فقر، بیکاری، فقدان امنیت، بهداشت، نبود آب شرب، سلیقهای عمل کردن مدیران استان و مسایل محیطزیستی و ... روبهروست.
این استان که تا قبل از جنگ سومین استان توسعه یافته کشور بوده و در بسیاری از زمینهها از اولینها محسوب میشد درحال حاضر دهمین استان توسعهیافته کشور میباشد. نرخ بیکاری این استان 20درصد است و در رتبه سوم از نظر بیکاری در سطح کشور قرار دارد. همجواری با کشور ناآرامی همچون عراق و قاچاق اسلحه و مهمات به این استان از دیگر مشکلات است.
پس از فروپاشی رژیم بعث عراق بحث قاچاق اسلحه به خوزستان مطرح شد و بارها مسئولان امنیتی و سیاسی خواستار خلع سلاح عمومی و برخورد با قاچاقچیان شدند ولی هیچگاه این بحثها به نتیجه نرسید (سال گذشته یکی از مقامات امنیتی شهر اهواز پس از اشاره به این مشکلات با ناامیدی میگفت: اراده جدی برای حل مشکلات امنیتی شهر در بین مسئولین وجود ندارد.) مساله سلاحهای غیرمجاز به گونهای است که در سرقت بانک تا یک درگیری ساده افراد از اسلحه استفاده میکنند. بهطوری که بسیاری از شهروندان در برخی از مناطق شهر احساس ناامنی مطلق میکنند.
به طور مثال سال گذشته پس از درگیری بین دو عشیره، شیخ یکی از این عشایر در مسیر فرودگاه با رگبار گلوله کشته میشود یا عدهای شهر ملاثانی را به رگبار میبندند که این اقدام باعث مرگ و زخمی شدن تعدادی از شهروندان میشود و یا کمتر ماهی است که در آن خبر از سرقت مسلحانه به بانک و یا منزلی در شهر نباشد هم چنین استان خوزستان با دارا بودن منابع غنی آب شرب از نظر تامین آب شرب شهرهای استان ناتوان است به صورتی که برخی از شهرها به واقع آب شهری مناسب ندارند و با کوچکترین حادثهای از نعمت لولهکشی آب محروم میشوند. همچون مسجدسلیمان که از 3 سد کارون فاصله اندکی دارد.
و یا آبادان و خرمشهر و حتی شهر اهواز که خود جزء کلان شهرها محسوب میشود و رود کارون از وسط آن میگذرد. دارای آب شرب مطلوب نیستند البته باید به این نکته اشاره کرد که وزارت نیرو مدتی قبل قصد انتقال آب خوزستان به دشت رفسنجان در استان کرمان را داشت که این تصمیم با واکنش منفی نمایندگان خوزستان در مجلس روبهرو شد. درحال حاضر نیز قسمتی از آب کارون به سرچشمههای رودخانه زایندهرود انتقال داده شده و صادرات آب به کویت نیز در مراحل پایانی خود به سر میبرد. ولی طرح ضربتی رییسجمهوری پس از گذشت چهار سال برای مردم آبادان و خرمشهر به نتیجه نرسیده است.
طرحی که در قالب همان لایحه و طرح باقی ماند. نکته دیگری که شاید باورکردن نامه جعلی ابطحی را برای عشیرهها باورکردنی کرد طرح توسعه نیشکر خوزستان بود طرحی که با خرید زمینهای عشیرهها آغاز شد این طرح با قول به کارگیری نیروهای محلی همراه بود ولی برای آموزش کارگر ماهر تلاشی صورت نگرفت و افراد روستا هم که پس از مدتی خود را بدون زمین و کار دیدند، اقدام به اخلال در کار طرح توسعه کردند.
طرح توسعهای که نویدبخش اشتغال و توسعه صنعت و کشاورزی بود درحال حاضر به معضلی بدل شده که آب رودخانهها را شور و محیطزیست را با خطر مواجه کرده است. آتشزدن نیزارها پس از درو و نمکزدایی و وارد کردن آبشور به رودخانه باعث شده که کشاورزی روستاییان بومی که تنها نخل و خرما است از بین برود در نهایت این طرح توسعه فقط دود و آتش و بوی تعفن برای آنها درپی داشته است.
شاید در سوم خردادها و سالروز فتح خرمشهر یادمان بیاید که در جنوب غربی ایران مردمی رنج کشیده هستند که نیازمند یاری مسئولان میباشند.