تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۶۹۴۷۹

گروه سیاسی، محمدجواد روح: «جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی». این عنوان یک تشکیلات جدید سیاسی است که دیروز اعلام موجودیت کرد. «مهدی چمران» رئیس و «حسین بیادی» نایب رئیس شورای شهر در نشستی که از آن به عنوان «نخستین نشست اعلام موجودیت» این تشکل یاد شده، خبر از شکل‌گیری آن داده‌اند. این نشست البته بدون حضور خبرنگاران برگزار شد و تنها اظهارات بیادی و چمران به عنوان سخنرانان آن برای خبرگزاری‌ها ارسال شده است. سخنانی که در آنها، چمران بیشتر به ارائه تحلیلی از شرایط موجود سیاسی و جایگاه احمدی‌نژاد در معادلات داخلی و خارجی پرداخته و بیادی بیشتر به اهمیت شکل‌گیری یک سازمان سیاسی متشکل ازنیروهای جوان حامی احمدی‌نژاد.
خطر تفرقه
طبق این خبر، آن‌گونه که از سخنان چمران برمی‌آید، هدف از تشکیل «جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی» مقابله با «تفرقه» میان نیروهای حامی رئیس‌جمهوری جدید است. وی برای تبیین دیدگاه خود، گریزی به تاریخ زده و گفته: «ما باید تجربه گذشته به‌ویژه از دست رفتن فرصت طلایی در ماجرای مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت و فجایعی همچون کودتای 28 مرداد درس بگیریم که مهمترین عامل از دست رفتن آن فرصت‌ها، تفرقه بود. ما باید اکنون با قدر دانستن شرایط جدید در درجه نخست متحد شویم.» چمران بر این اساس، «آموزه‌های مکتب الهی و اسلام و قرآن» را «حبل‌ المتین جهان اسلام» عنوان کرد و گفت: «همه ما موظفیم با تمسک به این حبل‌المتین متحد شویم و از تفرقه و اختلاف بپرهیزیم.» این عضو آبادگران تصریح کرد: «با انتخاب دکتر احمدی‌نژاد در داخل کشور نیز روح تازه‌ای دمیده شده و مردم منتظرند در جهت تحقق شعارها و آرمان‌های اعلام شده به ویژه عدالت اجتماعی گام‌های بلندی برداشته شود. از این رو، همه گروه‌ها به ویژه فعالان دایره بزرگ اصولگرایی باید امید ایجاد شده را قدر بدانند و آن را به نومیدی بدل نکنند... آنچه نگران‌کننده است، حرکت‌هایی است که به تفرقه و تفرق بینجامد.»
استراتژی «اتحاد و انتقاد»
اما اظهارات «حسین بیادی» اطلاعات دقیق‌تری را درباره این تشکل جدید به دست می‌دهد. بیادی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری از جدی‌ترین حامیان احمدی‌نژاد بود و در مواردی در دفاع از احمدی‌نژاد با طیف حامیان «علی لاریجانی» و «محمدباقر قالیباف» به مقابله برخاسته بود، پس از انتخابات و تشکیل دولت جدید، آن‌سان که انتظار داشت قدر ندید و بر صدر ننشست. از این رو بود که برخلاف چمران، «مسعود زریبافان» و «نسرین سلطانخواه» که با حکم احمدی‌نژاد از شورای شهر به دولت رفتند، بیادی دست خالی ماند و همین باعث شد او به تدریج از هم‌پیمانی با رئیس‌جمهور تازه به قدرت رسیده خارج شود. قرار گرفتن «محمدباقر قالیباف» در رأس شهرداری تهران، موقعیت تازه‌ای را بیادی بخشید؛ به‌طوری که او اینک به‌عنوان یکی از موتلفان اصلی قالیباف در شورای شهر و چهره شاخص فراکسیون حامیان او محسوب می‌شود که در برابر فراکسیون حامیان احمدی‌نژاد در شورا صف‌بندی کرده‌اند. با توجه به این موقعیت است که قرار گرفتن بیادی در کنار چمران (که همچنان نزدیکی خود را با احمدی‌نژاد حفظ کرده) جالب می نماید و تحلیل‌هایی را درباره حرکت آینده و حتی اختلافات و انشعابات احتمالی در تشکل نوپدید دامن می‌زند.
با این حال، در خبر رسمی که از نشست اعلام موجودیت آبادگران مخابره شده، سخنانی به نقل از بیادی آمده که از آن می توان به عنوان استراتژی «اتحاد و انتقاد» میان او و آبادگران با احمدی‌نژاد نام برد. بیادی در سخنانش از یک سو در مدح تداوم حمایت «جوانان فعال در ستادهای انتخاباتی احمدی‌نژاد» از او سخن می‌گوید: «پس از سخنان رئیس‌جمهوری در کنفرانس سران کشورهای اسلامی (درباره انتقال اسرائیل از فلسطین به آمریکا و اروپا) و سکوتی که بر محافل سیاسی داخل حاکم شده بود و حتی برخی در مخالفت مطالبی ابراز می‌کردند، جمعی از همین جوانان فعال در ستادهای انتخاباتی تهران بزرگ احساس ضرورت کردند و با انتشار بیانیه‌ای با عنوان «سونامی احمدی‌نژاد این بار از آن سوی مرزها می‌آید» ضمن اعلام موضع از تمامی جریان‌های سیاسی، احزاب، تشکل‌‌ها، نهادها و شخصیت‌ها انتقاد کردند که چرا در چنین شرایطی سکوت کرده‌اند و از رئیس‌جمهور حمایت نمی‌کنند و در همان جا نیز به موج جدیدی که آن سوی مرزها در حال شکل‌گیری بود، اشاره شد.» از سوی دیگر، او با بیان اینکه همان جوانان «جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی» را شکل داده‌اند، هدف آن را به نوعی انتقادی تعریف می‌کند: «امر به معروف و نهی از منکر به معنی عمیق و وسیع کلمه، سرلوحه فعالیت آبادگران جوان ایران اسلامی است. هدف همه ما ارتقا و پیشرفت نظام است و به اعتقاد ما هر کس که انتقاد سازنده کرد، باید دست و پایش را بوسید. اما آنکه شیطنت می‌کند، حکم دیگری دارد.»
آبادگران جوان
شاید بهتر باشددر مقام تحلیل، از «جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی» به عنوان «آبادگران جدید» نام برد. آبادگرانی که در دوره تثبیت حاکمیت جریان آبادگران، تابلوی آن را برداشته‌اند. برای توضیح این نامگذاری سه سالی باید به عقب بازگشت: زمستان سال 81 و انتخابات دوره دوم شوراها. در آن زمان، جبهه محافظه‌کار در پی شکست‌های پیاپی انتخاباتی از جناح اصلاح‌طلب عملاً از مبارزه دموکراتیک در برابر اصلاح‌طلبان ناامید شده بود و به همین خاطر، بیش از پیش تخم‌مرغ‌هایش را در سبد نهادهای غیرانتخابی می‌چید.
با این حال، فهرستی از چهره‌های ناشناخته که هر یک پیشوند «دکتر» و «مهندس» را با خود داشتند و کارشناسان شهری معرفی می‌شدند، با حمایت ضمنی تشکل‌های محافظه‌کار در عرصه انتخابات شوراها فعال شدند. این فهرست عنوان «ائتلاف آبادگران ایران اسلامی» را بر خود داشت و تنها چهره‌های سرشناسش «مهدی» برادر شهید چمران و «عباس شیبانی» نماینده سابق تهران در مجلس بودند. فهرستی که در نهایت، در سایه چنددستگی اصلاح‌طلبان و کمرنگ بودن مشارکت شهروندان توانست 14 کرسی از کرسی های 15‌گانه شورای شهر را کسب کند و امید به انتخابات را در نزد محافظه‌کاران زنده کند. چنین بود که در دو انخابات بعدی یعنی مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، نه تنها محافظه‌کاران با جدیت در انتخابات شرکت کردند که حتی در جریان انتخابات ریاست جمهوری خود دچار چنددستگی شدند. در این میان، عنوان «آبادگران» هم که دیگر به «اسم رمز» و کلمه‌ای مقدس و پیروزی‌بخش برای نیروهای این جبهه تبدیل شده بود، صاحبانی بسیار یافت (برخلاف عناوینی چون «پیروان خط امام و رهبری»، «حزب‌‌الله» و «ارزشی‌ها» که دیگر در تابلوی اینجناح گرمی بازاری نداشت)‍. گویی کلمه «آبادگران» منزلتی‌تر از این جمله یافته بود که «شکست یتیم است و پیروزی ده‌ها پدر دارد.»
در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، چه لاریجانی که از سوی راست سنتی نامزد شده بود، چه قالیباف که عمده حامیانش نیروهای با سابقه‌تر راست جدید و اعضای جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بودند و چه احمدی‌نژاد که ستادش را نیروهای جوان راست جدید و اعضای شورای شهر به همراه انصار حزب‌الله و حامیان مصباح یزدی تشکیل می‌داد، نام «آبادگران» را بر سر در دفاتر انتخاباتی خود جای دادند. حتی «محسن رضایی» هم که بعدها از کاندیداتوری ریاست جمهوری کناره گرفت، هشتم اردیبهشت ماه امسال همایش دانش‌آموزی حامیان خود را با عنوان «آبادگران» برپا کرد. البته در جریان انتخابات، طرفداران قالیباف به تدریج عنوان «اصولگرایان تحول‌خواه» را جایگزین عنوان آبادگری کردند و حامیان رضایی هم شعار «دولت عشق» و «نسل سوم» را بیشتر از سران ستادش می‌شنیدند. اما لاریجانی و احمدی‌نژاد همچنان از جانب «آبادگران» سخن می‌گفتند و البته این تحلیل تا آخرین روزهای مانده به انتخابات هم در میان بود که احمدی‌نژاد با گرفتن یک پست وزارتی، قصد کناره‌گیری به سود لاریجانی را دارد. شایعه‌ای که هر روز مطرح می‌شد و البته احمدی‌نژاد و سران ستادش گاه با صراحت و زمانی با طعنه و کنایه و طنز آن را رد می‌کردند. حتی همان طور که گفته شد، بیادی به عنوان یکی از سردان ستاد احمدی‌نژاد یک بار از در اعتراض درآمد و گفت که تابلوی آبادگران صاحبانی دراد و کسی نمی‌تواند آن را به نام خود ثبت کند.
با این حال، لاریجانی که اسماً کاندیدای شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی (ائتلاف سیاسی محافظه‌کاران) بود، برای آنکه نشان دهد رسماً نیز چنین جایگاهی دارد، همچنان از جایگاه «نامزد آبادگران» سخن می‌گفت و به عنوان نمونه در مصاحبه‌اش با روزنامه «شرق» تعریف تئوریکی هم از آبادگران ارائه می‌کرد: «جریان آبادگران، جریانی است که براساس یک اصولی حرکت می‌کند. به خاطر همین برخورداری از انسجام اصول، به آنها اصولگرایان می‌گویند. جریان آبادگران یک تابلویی دارد که اضلاع آن بر مبنای صداقت و خدمت برای مردم و همچنین نوعی نگاه معرفتی پیرامون گفتمان ایرانیان قرار دارد.» با چنین سابقه‌ای است که می‌توان گفت، شکل‌گیری جمعیت جدید با عنوان «آبادگران» در واقع نقطه پایانی بر مناقشه‌ای درون جبهه‌ای میان محافظه‌کاران است. مناقشه‌ای که در آن اعضای ستاد انتخاباتی احمدی‌نژاد با ثبت عنوان «آبادگران» به نام خویش، نشان می‌دهند اینکه که مبارزه انتخاباتی پایان یافته، کسانی در پی سازمان دادن واقعی جریان آبادگر هستند که از ابتدا آن را پایه گذاشته‌اند. همان‌ها که در زمستان سرد سال 81 و در روزهای ناامیدی راست سنتی، علم آبادگری برافراشتند و به میدان پا گذاشتند و حال که راست سنتی میدان را به آنها واگذاشته و به سهمی از کیک قدرت قناعت کرده، باز اینان هستند که سامان دادن نیروهایشان تحت عنوان آبادگران را در پیش گرفته‌اند و راه نیم پیموده در انتخابات را ادامه می‌دهند.
حرکت در سایه یا آفتاب
اما اعلام موجودیت این تشکل جدید به چه معناست؟ آیا آبادگران که در هر سه انتخاب گذشته به لطف حرکتی باچراغ‌های خاموشی به پیروزی رسیدند و پس از انتخابات اخیر هم، احمدی‌نژاد به عنوان نامزد برگزیده‌شان، نسبت به اینکه «مورد حمایت هیچ حزب و گروه و دسته‌ای نبوده» افتخار کرد، اینک به خروج از سایه و حرکت در آفتاب و نیز ضرورت فعالیت سازمان‌مند سیاسی در چارچوب یک حزب رسیده‌اند؟ اگر چنین باشد، باید انتظار کشید و ابعاد سازماندهی این حزب را دید. آیا همچون جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و انصار حزب‌الله (به عنوان تشکل‌های نزدیک به آبادگران) حزبی در سایه را شاهد خواهیم بود و یا آنکه همچون موتلفه‌ اسلامی در راست سنتی و یا احزاب اصلاح‌طلبی چون جبهه مشارکت حزبی گسترده و علنی از سوی راست جدید در حال شکل گیری است؟ پاسخ به این پرسش‌ها، معطوف به آینده است. اما آنچه روشن است اینکه هیچ تضمینی نمی‌توان داد که «جمعیت آبادگران جوان ایرانی اسلامی» با تغییر قالب از ستاد انتخاباتی به حزب سیاسی، شفافیتی بیش از آنچه تاکنون از آن دیده شده، به نمایش بگذارد. ضمن آنکه با توجه به بافت نیروهای این جمعیت تازه، شاید بتوان پیش‌بینی کرد که اصولاً توقع شفافیت از حزب‌آبادگران جدید نابجاست.
شورای شهر؛ حزب تمام
در کنار این فاکتورهای تحلیلی، می‌توان به این نکته اشاره کرد که احتمالاً تحولات داخلی شورای شهر تهران و دوری و نزدیکی آن به هر یک از دو قطب احمدی‌نژاد یا قالیباف نقش مهمی در میزان نقش‌آفرینی «جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی» داشته باشد. این نکته از آن زاویه بیشتر قابل طرح می‌شود که به رخدادهای شکل گرفته در مناسبات شورای شهر با دولت جدید درماه‌های اخیر توجه شود. در این چارچوب تحلیلی، به شکل رفتار سیاسی افرادی چون چمران، زریبافان و سلطانخواه که از شورای شهر به دولت رفته بودند، توجه می شود. این سه تن تا زمانی که مجلس مصوب نکرده بود، از مسئولیت خود در شورا استعفا نکردند و زمانی هم که این مصوبه به میان آمد، حضور در شورا را بر دولت ترجیح دادند. چرا که به قول انصار حزب‌ الله، «شورا تنگه احد اصوالگرایان است» و از این رو، چمران تاکید می‌کرد که حتی اگر بمیرد، از شورا خارج نمی‌شود. البته دلیل اصلی چنین موضع‌گیری‌هایی، نگرانی از حضور چهره‌ای چون «سید مصطفی تاج‌زاده» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و علی‌البدل شورای شهر تهران در جمع «خودی های شورا» بود. اما همین دلیل هم در بطن دلیلی بزرگتر قابل طرح است و آن «دغدغه از بین رفتن انسجام شورا» بود. به ویژه آنکه با تحولات چند ماه اخیر و روی کار آمدن قالیباف در شهرداری تهران، عملاً انسجام پیشین شورا از بین رفته و هر یک از دو طیف قالیباف و احمدی‌نژاد، فراکسیونی هم وزن با آن دیگری را در اختیار دارد و با آمدن افرادی چون تاج‌زاده، احتمال آنکه انسجام شکننده موجود به «فروپاشی شورا» منجر شود و داستان شورای شهر تهران اول برای منتخبان دوره دوم هم تکرار شود، افزایش می‌یافت.
چنین است که به نظر می‌رسد شورا نشینان، چه از طیف احمدی‌نژاد (همچون «خسرو دانشجو» و «نسرین سلطانخواه») و چه از طیف قالیباف (بیادی) و چه چهره‌ای چون چمران که سعی دارد موضع میانه و پدرانه داشته باشد، «حفظ شورا» را در رأس امور و اوجب واجبات خویش می‌دانند و به هر ابزاری که شده، نامحرمانی چون تاج‌زاده را از حریم آن می‌رانند. البته از منظر سیاسی، این اقدامی درست است. چرا که برای آبادگران حاضر در شورا، شورای شهر به مثابه «حزبی تمام» است که چون در انتخابات ریاست جمهوری هم توفیق یافت، تیمی برنده است و نباید به ترکیب آن دست زد. با این حال، چهره‌هایی چون بیادی که می‌دانند این انسجام شکننده‌تر از آن است که تداوم یابد و ضمناً تنها فاصله‌ای یک ساله تا پایان عمر شورای دوم در پیش است، از هم اکنون پایه‌های تبدیل یک حزب را گذاشته‌اند. گویی قرار است آبادگران از شورا به حزب‌گذار کنند و هر دو طیف احمدی‌نژاد و قالیباف در این گذار مشترکند. اما ظاهر امر چنین می‌نماید که طیف قالیباف با ابزارهای محدودترش درون قدرت، اشتیاقی بیشتر در این گذار دارد و بعید نیست در صورت لیدر شدن بیادی در تشکیلات جدید، بخشی از آبادگران مجلس هم به این تشکیلات بپیوندند و حول قالیباف برای رقابت‌های سیاسی بعدی گرد هم آیند.
حزب دولت ساخته
گرچه شورای شهر تهران در شکل‌گیری «جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی» نقش اول را دارد، اما در عین حال، نمی‌توان بر اهمیت پیروزی احمدی‌نژاد و شکل‌گیری دولت جدید در تشکیل این جمعیت چشم پوشید. این اهمیت بیشتر از موقعیت شخص احمدی‌نژاد در میان بدنه جوان آبادگران ناشی می‌شود. موقعیتی که ساده‌زیستی، شعارهای انقلابی و سابقه سیاسی احمدی‌نژاد به او می‌بخشد و همین موقعیت هم یکی از دلایلی بود که در نهایت باعث شد تصمیم‌گیرندگان اصلی و بعضاً ناپیدای آبادگران در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، او را بر قالیباف ترجیع دهند. چهره‌ای که پیش از آنکه شباهت به یک حزب‌اللهی داشته باشد، ژست‌های کارگزاران را می‌گرفت و شهارهای خاتمی (به ویژه در حوزه اجتماعی) را تکرار می‌کرد. به عبارت دقیق‌تر، احمدی‌نژاد واجد نوعی کاریزما در میان نیروهای جوان آبادگر است و در سایه این کاریزما است که تشکیل یک حزب سیاسی حرکت‌های توده‌وار در حمایت از کاریزما را برای آن متصور شد. تکرار عبارت «سونامی مردمی» پس از پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات از سوی حامیانش و «سونامی جهانی» در پی مواضع ضد اسرائیلی و ضد غربی او در ماه‌های اخیر، به نوعی میل به این حرکت‌های توده‌وار را در نزد طراحان و استراتژیست‌های جریان آبادگر نشان می‌دهد.
این همان نکته‌ای است که در اظهارات بیادی هم در اعلام موجودیت آبادگران جوان به چشم می‌خورد: «همان جوانان عضو ستادهای انتخاباتی احمدی‌نژاد به این نتیجه رسیدند که این بار به سازماندهی جریان‌های جدید و فراخوانجوانان متخصص و انقلابی حول محور ولایت، با تفکر بسیجی به حمایت از دولت و نظام برخیزند.»
در واقع، پسوند «جوان» در پی کلمه آبادگران که در نام تشکل جدید به چشم می خورد، به نوعی توجه سازمان‌دهندگان آن به بدنه نیروهای حامی احمدی‌نژاد را نشان می‌دهد. در عین حال، تشکیل این حزب بر پایه موقعیت شخص رئیس‌جمهوری در میان جوانان حامی‌اش، به نوعی افتادن آبادگران در دامن اتهامی را نشان می‌دهد که پیش از این، با کنایه برای رقبایشان مطرح می‌کردند. «جمعیت آبادگران جوان ایرانی اسلامی» به هر حال، اینک «حزبی دولت ساخته» تلقی می‌شود که توسط حامیان رئیس‌جمهوری جدید شکل گرفته است. همان‌طور که پیش از این محافظه‌کاران، کارگزاران سازندگی (حامیان هاشمی رفسنجانی) و جبهه مشارکت (حامیان سیدمحمد خاتمی) را احزابی دولت ساخته می نامیدند و از این زاویه لقب «حزب دولتی» را برایشان به کار می بردند. ظاهراً این شتری است که در خانه هر دولتی می‌خوابد؛ شتری که بر بستر ساخت سیاسی، اجتماعی ایران پرورش یافته و اگر طعنه محافظه‌کاران را بپذیریم، باید گفت که هر 4 یا 8 سال نوزادی تازه را در پیکره یک حزب به دنیا می‌آورد. نام این فرزند آخر، «جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی» گذاشته شده است.