تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۶۹۴۸۷

محمد فتحی/کارشناس مسایل بین‌الملل
روی کار آمدن کابینه جعفری در عراق یک گام اساسی در جهت استقرار نظام فدرالی در این کشور بود. ولی آنچه در این راستا اهمیت داشته و افکار عمومی منطقه خلیج‌فارس را به خود جلب کرده انتخاب جلال طالبانی به عنوان اولین رییس‌جمهوری عراق است.
آنچه قبل از کابینه جعفری در عراق شاهد بودیم حالت موقت و غیر رسمی داشت اما از این پس این کشور دارای پارلمان و حکومتی گردیده که می‌تواند و قادر است برای منافع مردم عراق تصمیم‌گیری کرده و این کشور را به سوی صلح و آرامش همراه با رفاه و شکوفایی سیاسی و اقتصادی رهنمون سازد.
عراق از سال 1921 که پس از تجزیه امپراتوری عثمانی به صورت یک کشور درآمد تاکنون هیچ گاه دارای حکومتی فراگیر نبوده است. این کشور در سال‌های 1958، 1963، 1966 و 1968 با کودتاهای نظامیان دچار تغییراتی شد ولی در این تغییرات مردم نقشی نداشتند و نظامیان خود تصمیم می‌گرفتند و به اجرا در می‌آوردند.
با روی کار آمدن صدام حسین که پس از برکناری احمد حسن البکر صورت گرفت و 2 جنگ ویرانگر را به مردم عراق تحمیل کرد اوضاع به مراتب وخیم‌تر شده و هیات حاکمه که شامل بعثی‌ها می‌شد کاملاً بریده از مردم حرکت می‌کرد در این دوره تبعیض و نابرابری به اوج خود رسیده و اقلیت بر اکثریت حکومت می‌کرد. از جمله شاخص‌ترین ویژگی‌ها و خصوصیات این دوره باید به طرد اکراد و شیعیان از قدرت اشاره کرد. البته ممکن است تک و توک شیعه و یا کردی را در حاکمیت مشاهده کرد نظیر سعدون حمادی ولی این افراد در اقلیت کامل به سر می‌بردند.
کسانی هم که امروزه دست به سلاح برده و علیه مردم و دولت جدید عراق می‌جنگند در حقیقت طرفدار حاکمیت پیشین بوده و از این که این کشور دارای دولتی فراگیر و فدرالی شده عصبانی هستند و تصور می‌کنند که با این اقدامات قادرند دوران ناگوار پیشین را مجدداً باز گردانند.
عراق از 3 گروه بزرگ قومی و مذهبی تشکیل شده که شامل کردها، شیعیان و اهل سنت می‌شود. هر چند در این کشور اقلیت‌های دیگری نظیر ترکمن‌ها، آسوریان و حتی یهودیان نیز زندگی می‌کنند ولی گروه‌های غالب همان کردها، شیعیان و اهل سنت هستند. اگر چه گفته می‌شود در دوران بعثی‌ها قدرت دست سنی‌ها بوده ولی این مساله صحت ندارد زیرا در آن زمان کسانی که وابسته به حزب بعث و منطقه تکریت بودند در حاکمیت نقش داشتند و چه بسیار از اهل سنت که همان زمان در زندان‌ها اسیر بودند و یا در مبارزه با بعثی‌ها جان باختند.
هدف از بیان این مساله و یا بزرگ‌نمایی آن توسط گروه زرقاوی و تروریست‌های القاعده در حقیقت ایجاد شکاف در میان ملت عراق است که می‌خواهد حکومتی فاقد تبعیض و نابرابری در این کشور استقرار یابد.
آنچه در عراق روی داده تاثیر به سزایی بر روند تحولات منطقه داشته و می‌تواند سبب بروز تغییراتی در کشورهای هم‌جوار شود. به همین دلیل برخی از کشورهای همسایه عراق دست به واکنش‌های مختلفی زده و سعی کردند روند تحولات در این کشور را کند کرده و یا آن را از مسیر خود خارج سازند که در این رابطه می‌توان به جوسازی‌های ترکیه، اقدامات مداخله‌گرانه سوریه و یا سایر تحریکات اشاره کرد که در زمان طغیان مقتدا صدر شاهد بودیم.
اما به وجود تمامی دخالت‌ها و تحریکات که مشکلاتی برای عراقی‌ها به وجود آورده، این ملت دست از تلاش بر نداشته و روند تحولات را متوقف نکرده است. حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رای در زمان برگزاری انتخابات پاسخی قاطع به تمامی جوسازی‌های رسانه‌ای بود که سعی داشت چهره‌ای غیر واقعی از عراق به نمایش گذارده و چنین وانمود سازد که مردم این کشور مخالف تحولات و رویدادها هستند.
یکی از گروه‌ها و اقوامی که نقش به سزایی بر تحولات عراق ایفا کرده و در مقطع کنونی نیز جایگاه خاصی در نظام فدرالی این کشور به دست آورده کردها هستند در این رابطه می‌توان به ریاست جمهوری جلال طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان اشاره کرد که می‌تواند برای این کشور مفید و مثرثمر باشد زیرا طالبانی از تجربه و توان کافی برخوردار بوده و در حقیقت در کوره مبارزات آبدیده شده است.
کردهای عراقی از زمانی که کشوری به نام عراق ایجاد شد همواره تحت فشار قرار داشته و هیچ‌گاه به حقوق حقه خود دست نیافته بودند. به همین دلیل همواره اختلافی شدید میان کردها و دولت مرکزی عراق وجود داشته است. در این میان هر گروه و دولتی که روی کار می‌آمد ابتدا برای محکم کردن جای پای خود سعی می‌کرد رابطه مثبتی با کردها برقرار ساخته و خود را به آنها نزدیک سازد ولی پس از مدتی علیه آنها دست به سلاح برده و تلاش می‌کرد با زور سرنیزه کردها را وادار به تمکین و فرمانبرداری نماید. مبارزات طولانی ملامصطفی بارزانی و فرزندانش به همراه جلال طالبانی و دیگر رهبران کرد در طول این سال‌ها نشانگر تضاد و ضدیت بین آنها و دولت‌های مرکزی بوده است.
حادثه بمباران شیمیایی حلبچه که به دستور صدام حسین صورت گرفت می‌تواند میزان ضدیت و مخالفت بغداد را با این گروه آشکار سازد ولی امروزه آنها به متحدانی قابل اطمینان و اتکا برای سایر گروه‌ها تبدیل شده و نشان داده‌اند که از دیسپیلین و نظم کافی برای پیشبرد اهداف مبارزاتی مردم برخوردارند.
یکی از مسایلی که همواره درباره کردها مطرح بوده و از سوی منابع مختلف نیز به آن دامن زده شده تا میان کردها با کشورهای همسایه و مردم عراق شکاف ایجاد کند شایعه تشکیل کردستان مستقل بوده که بارها از جانب رهبران کرد عراقی تکذیب شده است. این مسئله نه تنها امروزه که کردها نقشی تعیین‌کننده در عراق دارند، رد شده بلکه قبلا نیز به دفعات طالبانی و بارزانی به نفی آن پرداخته بودند.
چند سال قبل در گفت‌وگویی که با جلال طالبانی در هتل هیلتون تهران داشتم در پاسخ به سوالی در این رابطه صراحتاً اعلام کرد که کردها خواستار عراقی دموکراتیک هستند که در آن تبعیض و نابرابری وجود نداشته باشد.
آنها هم چنین در مذاکرات و نشست‌هایی که قبل از سقوط رژیم بعث عراق با سایر گروه‌ها در لندن، تهران، بیروت و صلاح‌الدین داشتند همواره بر یک عراق دموکراتیک و فدرالی تاکید می‌کردند. به همین دلیل باید صراحتاً اعلام کرد آنچه امروزه در این کشور در حال شکل‌گیری است نتیجه توافق‌هایی است که در نشست‌های مزبور شده است.
تاثیر کردهای عراقی بر همسایگان
تحولات عراق خصوصا آنچه در ارتباط با کردهای این کشور صورت گرفته با واکنش‌های متفاوتی از جانب کشورهای همسایه مواجه شده است.
همسایگان عراق را باید به 2 دسته تقسیم کرد.
ـ دسته اول، کشورهایی که فاقد اقلیت کرد هستند و شامل کشورهای اردن، کویت و عربستان می‌شوند این کشورها از آن جا که متحد آمریکا هستند از تحولات این کشور حمایت و پیشتیبانی می‌کنند.
ـ دسته دوم، کشورهایی که دارای اقلیت کرد هستند و از آنچه در کردستان عراق می‌گذرد چندان راضی و خشنود نیستند زیرا بیم آن را دارند که این تحولات بر کردهای ساکن این کشورها نیز تاثیر گذارده و اوضاع را در مناطق کردنشین دگرگون سازد. در میان همسایگان عراق 3 کشور ایران، سوریه و ترکیه دارای اقلیت کرد هستند ولی بیش از همه ترکیه از وضعیت کنونی نگران بوده و سعی کرده ایران و سوریه را نیز با خود همراه سازد.
ترکیه برای تحت فشار قراردادن کردهای عراقی به حمایت از اقلیت ترکمن که عمدتاً در کرکوک ساکن هستند پرداخته است. در همین راستا روابط میان سران کرد عراقی با ترکیه و سوری متلاطم بوده و در حقیقت شکرآب شده است.
البته کردهای ترکیه و سوریه نیز دولت‌های این کشور را تحت فشار قرار داده و خواستار رفع محرومیت‌ها و محدودیت‌ها شده‌اند. در حالی که در دوران مبارزات کردهای عراقی با رژیم بعثی، ترکیه و سوریه از آنها حمایت کرده و به تقویت گروه‌های کرد می‌پرداختند.
در این رابطه صدها کرد سوریه در اعتراض به ادامه بازداشت و محاکمه کردها در برابر دادگاه امنیت ملی این کشور دست با تحص می‌زنند. زیرا این دادگاه دست به محاکمه چند کرد زده بود که مقامات سوری اعلام کردند از هواداران حزب کارگران کرد ترکیه (پ. ک. ک) هستند. تحصن کنندگان در پلاکاردهایی که همراه داشتند خواهان لغو قانون 40 ساله فوق‌العاده و برچیدن دادگاه‌های امنیتی و نظامی بودند.
روابط دولت سوریه با کردها زمانی بحرانی شد که در پی تحولات عراق، کردهای این کشور در شهر قومشلی به شادی و سرور پرداختند. ولی نیروهای امنیتی با آنها درگیر شدند که طی آن تعدادی کشته و مجروح شدند.
بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در فروردین سال گذشته به صدور فرمان عفو عمومی، تمامی کردهایی را که در پی حوادث شهر قومشلی بازدداشت شده بودند آزاد کرد که در این ارتباط 312 زندانی کرد آزاد شدند.
این عده در شرایطی محاکمه می‌شوند که عبداله اوج الان رهبر زندانی کردهای ترکیه سال‌ها در سوریه زندگی کرده و از حمایت این کشور برخوردار بود. رابطه مطلوب سوریه با پ. ک. ک و عبداله اوج الان سبب تنش میان آنکارا و دمشق گردیده و دو کشور را در آستانه جنگ قرار داد.
در همین حال دادگاه حقوق بشر اروپا از نحوه محاکمه عبداله اوج الان رهبر کردهای مخالف ترکیه که در سال 1999 توسط ماموران امنیتی این کشور در کنیا بازداشت و پس از محاکمه به اتهام جنگ مسلحانه علیه دولت و دست داشتن در قتل هزاران نفر در جریان شورش مسلحانه کردها به اعدام محکوم شد انتقاد کرد. این دادگاه حضور یک قاضی نظامی را در جریان محاکمه اوج الان، عدم دسترسی متهم به پرونده خود، حبس قبل از آغاز محاکمه و صدور حکم اعدام را مغایر موازین قابل قبول قضایی دانسته بود.
آنچه عنوان شد بیانگر وضعیت کردها در دو کشور سوریه و ترکیه است. کردها که اصیل‌ترین نپاد ایرانی هستند. در کشورهای ترکیه، سوریه، عراق، ایران و جمهوری آذربایجان زندگی می‌کنند در حالی که قبلا آنها ساکن ایران بودند. ولی جنگ‌های طولانی ایران و عثمانی و در نهایت تجزیه این امپراتوری پس از جنگ اول جهانی که منجر به تشکیل کشورهای سوریه، ترکیه و عراق انجامید سبب پیدایش وضعیت کنونی شده است.
در رابطه با وضعیت کردها سخنان لرد کرزن وزیر خارجه پیشین انگلیس در مذاکرات لوزان که به انعقاد قرارداد لوزان با دولت ترکیه در سال 1924 گردید حایز اهمیت است. او در اعتراض به سخنان عصمت پاشا نماینده ترک‌ها که مدعی بود کردها همان ترک‌ها هستند صراحتاً بر این مسئله تاکید می‌کند که: "حال به موضع کردها می‌پردازم. در باره آنها می‌توانم بگویم که تعدادشان 455 هزار نفر از کل جمعیت 750 تا 800 هزار نفری است. تنها مانده بود که نماینده ترکیه برای نخستین بار در تاریخ کشف کند که کردها همان ترک‌ها هستند. تا پیش از این هیچ کس به این نکته پی نبرده بود. توافق کلی بر این است که کردها ایرانی نژادند. به زبان ایرانی صحبت می‌کنند ریخت و قیافه آنها با ترک‌ها بسیار متفاوت است."
سوریه همواره با سیاست مشت آهنین با کردها برخورد کرده و ترکیه نیز هیچ گاه هویت آنها را به رسمیت نشناخته و از کردها با عنوان ترک‌های کوهستانی نام برده است، لذا آنها باید در شرایط کنونی و با توجه به آنچه در عراق روی داده نسبت به تحریک کردها نگران باشند.
مسئله کردها را نمی‌توان موضوع جدیدی دانست که در سال‌های اخیر خلق شده باشد بلکه این مسئله‌ای ریشه‌ای و طولانی است. کردها طبق قرارداد لوزان این آزادی‌ها در پی توافق انگلیس و ترکیه از بین رفت و نادیده گرفته شد. از آن پس کردها تحت تاثیر سیاست‌های کشورهایی قرار گرفتند که در آن زندگی می‌کردند. زمانی توسط عراق علیه ایران و یا ترکیه تحریک می‌شدند و زمانی نیز سوریه از خوی استقلال طلبانه آنها علیه ترکیه بهره گرفته و پایگاه و امکانات در اختیارشان قرار می‌داد. در یک دوره هم شاه ایران به تسلیح آنها پرداخته و وادار به جنگ با رژیم بعث عراق می‌کرد در نهایت نیز پس از انعقاد قرارداد 1975 الجزیره به امید خدا رهایشان کرد.
در این ارتباط نقل یک جمله از جلال طالبانی حایز اهمیت است. او سال‌ها قبل گفته بود: صدام، ایران، ترکیه و سوریه را از کردها می‌ترساند. وی با نفی تجزیه عراق و تشکیل دولت مستقل اعلام کرد: دیکتاتور عراق برای ترساندن همسایه‌ها از کردها به چنین شایعه‌ای دامن می‌زند. آنچه جلال طالبانی 4 سال قبل بر زبان رانده امروزه نیز در تبلیغات ترکیه و سوریه به وضوح مشاهده می‌شود و این دو کشور هم با دامن زدن به این شایعات سعی دارند دخالت در امور داخلی عراق را توجیه کنند.
در این میان اگر چه وضعیت ایران نسبت به دو کشور مزبور متفاوت است اما برخی از مقامات نیز متاسفانه با آنکارا و دمشق هم صدا شده و دست به تحرکاتی زده‌اند. در حالی که مقایسه آنچه در کردستان ایران می‌گذرد با اوضاع کردهای سوریه و ترکیه نشاندهنده این واقعیت است که کردها خود را در این دو کشور بیگانه می‌دانند اما ایران را سرزمین مادری خود دانسته و خواسته‌ایشان نیز در چارچوب حکومت موجود است. در اینجا نقل یک جمله از ملا مصطفی بارزانی حایز اهمیت است. او می‌گوید: هر جا کرد است آنجا ایران است.
کردستان مستقل
کشورهایی که دارای اقلیت کرد هستند همواره از شکل‌گیری یک کردستان مستقل هراسان بوده‌اند. اگر چه همان گونه که عنوان شد در قرارداد سور در سال 1920 آزادی‌هایی به کردهای ساکن امپراتوری عثمانی اعطا شده بود که در قرارداد لوزان نادیده گرفته شد ولی همواره 2 اندیشه در میان کردها وجود داشته است.
ـ یک دسته از کردها خواستار استقلال بودند ولی از آنجا که همواره کردها دارای اختلافاتی با یکدیگر بودند نتوانستند به خواسته خود جامه عمل بپوشانند. در این رابطه مهرداد ایزدی در کتاب کردها می‌نویسد: کردها با 26 میلیون جمعیت، بزرگ‌ترین ملتی هستند که دولتی از خود ندارند. وی می‌افزاید: با توجه به موقعیت مکانی و جمعیت کردها، آنها همیشه بازیگران مهمی در سیاست‌های خاورمیانه بوده‌اند. همچنین رابرت اولسون معتقد است، ملی‌گرایی کرد که توسط شیخ سعید الگوگذاری شد در قرن آینده (قرن کنونی) نیز تداوم خواهد یافت.
ـ دسته دیگر، همواره خواستار خودمختاری و کسب آزادی‌های مشروع در چارچوب حکومت‌ها بوده است. کردستان قرار بود براساس توافق‌نامه سایکس ـ پیکو که در سال 1916 میان انگلیس و فرانسه درباره سرزمین‌های امپراتوری عثمانی به امضا رسید به روسیه واگذار شود. آنها در لوزان تحت رهبری شیخ محمود خواستار خودمختاری تحت حکومت آتاتورک بودند.
سخنان مقامات کرد درباره حکومت فدرالی عراق و خودمختاری به خوبی بیانگر دیدگاه‌های آنهاست. دکتر پیروت ابراهیم نماینده حزب دموکرات کردستان عراق در ایران می‌گفت: در مقطع کنونی هیچ کشوری نسبت به شکل‌گیری کردستان مستقل نظر مثبتی ندارد و آرمان تشکیل کردستان واحد بدون در نظر گرفتن واقعیت‌ها فقط یک تبلیغ است. در این رابطه مسعود بارزانی نیز معتقد بود ما هرگز خواستار کشور مستقل کردستان نبوده‌ایم. و براساس تجربیاتی که تاکنون کسب کرده‌ایم بهترین راه حل مشکل ما ایجاد نظام سیاسی فدرالی است.
پل ولفوویتز معاون وزیر دفاع آمریکا نیز بر این مسئله تاکید داشته که واشنگتن از ایجاد یک کشور مستقل کردستان در شمال عراق پس از خلع صدام حسین حمایت نمی‌کند. به عقیده وی ایجاد چنین کشوری منطقه را به بی‌ثباتی می‌کشاند. در نهایت باید به دیدگاه هوشیار زیباری وزیر خارجه عراق اشاره کرد که می‌گوید: هیچ طرح و نقشه مخفیانه‌ای برای تقسیم عراق وجود ندارد و سیاست‌هایی که در عراق اتخاذ می‌شود هیچ یک از کشورهای همجوار را تهدید نمی‌کند و هیچ یک از گروه‌های موجود در عراق قصد ضربه زدن به یکپارچگی و حاکمیت عراق را ندارند.
در پایان هم باید به این گفته جلال طالبانی اشاره کرد که اعلام کرد برای استقلال کردستان مبارزه نکرده‌ایم.
حال با توجه به آنچه عنوان شد این سوال پیش می‌آید که دخالت ترکیه، سوریه و برخی از همسایگان عراق در امور داخلی این کشور با چه اهدافی صورت می‌گیرد و به چه دلیل آنها سعی در بزرگ‌نمایی موقعیت و مسئله کردها دارند؟ در حالی که موفقیت کردهای عراقی را باید تقدیر کرده و از سیاستی که طالبانی و بارزانی پیش گرفته‌اند پشتیبانی کرد.