تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۶۹۶۴۸

پروفسور حمید مولانا
نوار غزه در فلسطین در آستانه یک فاجعه قرار گرفته است و سازمان ها و مجامع بین المللی با نادیده گرفتن بدیهی ترین موازین حقوق بشری در مقابل تجاوزات رژیم اسرائیل سکوت اختیار کرده اند. رژیم صهیونیستی با محاصره منطقه نوارغزه از ارسال سوخت، دارو و مواد غذایی و دیگر مایحتاج ضروری زندگی به 1.5 میلیون نفر از ساکنان این سرزمین جلوگیری می کند و به کمک های بشردوستانه نیز اجازه ورود به این منطقه را نمی دهد. در نتیجه بیمارستان ها بدون برق و دارو، خانه ها بدون سوخت، نانوائی ها بدون آرد، بازار و فروشگاه ها بدون آذوقه کافی هستند. صدها هزار نفر از ساکنان غزه در نتیجه این بیرحمی در رنج و مشقت به سر برده ولی شجاعانه به مقاومت و مبارزه خود علیه اشغالگران اسرائیلی ادامه می دهند.
چند روز قبل معاون نخست وزیر فلسطین جامعه بین المللی را مسئول پیامدهای وخیم محاصره نوار غزه خواند و تأکید کرد که بسته ماندن گذرگاه های مرزی از سوی اسرائیل به مثابه قتل دسته جمعی مردم فلسطین و اعلام جنگ علیه آنان است. وی تأکید کرد که دولت متبوعش هرگز در قبال این جنایات هولناک سکوت نمی کند و با تمام قوا از ملت فلسطین پاسداری خواهد کرد. این هفته نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران با اظهار تأسف نسبت به فجایع صورت گرفته در غزه، از سازمان کنفرانس اسلامی خواستند راهکارهای جدی برای خروج از این وضعیت را به سرعت بررسی کند. این در حالی است که تظاهرات گسترده مردمی در غزه از مجامع بین المللی، سازمان ملل متحد، شورای امنیت و کشورهای عربی می خواهند که اقدام جدی برای مقابله با این تجاوزات و نقض حقوق بشر انجام دهند. عملیات تروریستی اخیر در نوار غزه تاکنون به شهادت 60 فلسطینی انجامیده است و نخست وزیر مستعفی رژیم اسرائیل در نشست کابینه خود از فرماندهان نظامی ارتش خواسته است تا برای براندازی حکومت حماس در نوار غزه برنامه ریزی کنند. تصور کنید اگر یک چنین تجاوز و محاصره ای برای یک گروه از شهروندان اسرائیلی، اروپائی و یا آمریکائی صورت می گرفت، دولتمردان دنیا، مجامع و سازمان های بین المللی، و رسانه های جهانی چه عکس العملی از خود نشان می دادند.
تجاوزات و جنایت های انسانی و بین المللی در خلا صورت نمی گیرند. فاجعه های بزرگ بشری نتیجه ظلم و ستم، بی عدالتی، توطئه، سلطه گرائی، طمع و تبعیضات و قوم گرائی است. در دنیای مدرن، تبلیغات دولتمردان و رسانه ها، بزرگترین ابزار و آلات کشمکش ها، تجاوزات، جنگ ها و کشتارها شده است. پنج میلیون نفر فلسطینی 60 سال است در اردوگاه ها در شرایط نامناسب زندگی می کنند. در این مدت هزاران نفر فلسطینی در کشور خود براثر تجاوزات صهیونیست ها کشته شده اند. پوشش رسانه های مسلط اروپائی و آمریکایی درباره مسئله فلسطین از آغاز تا امروز به قدری یک طرفه و یک جانبه بوده است، که امروز از دیدگاه آنها فاجعه نوار غزه عادی و معمولی به نظر می رسد. در این چند هفته مطبوعات و رادیو- تلویزیون و به طور کلی رسانه ها به قدری مست پیروزی باراک اوباما و نگران تنزل بورس نیویورک و ورشکستگی های مالی بودند، که به سختی توانستند مصیبت هائی را که به همنوعان خود در گوشه دیگر دنیا اتفاق می افتد، گزارش دهند. هفته گذشته در حالی که فاجعه نوار غزه در حال تکوین بود، «کنفرانس بین ادیان» که در آن اسرائیل نقش اساسی داشت، در نیویورک برگزار شد و درباره معنویات و تقریب ادیان و مذاهب سخن گفتند! چطور شد که اعضای دول سکولار (غیردینی) که معتقد به جدائی دین از سیاست هستند برای اولین بار و به طور ناگهانی گفت وگوی بین ادیان را در دستور کار خود قرار دادند؟ انگیزه آنها چه بود؟ چه کسانی، چه قدرت های سیاسی از این گونه نشست های سران دول بهره برداری کرده و مشروعیت کسب می کنند؟ چرا مسئله فلسطین، تراژدی نوار غزه و ده ها مصیبت دیگر بشری در این نشست ها مطرح نمی شود؟ چرا باراک اوباما و رقیب انتخاباتی او در سخنرانی ها و مصاحبه های خود از اسرائیل دفاع کرده و از رژیم صهیونیستی حمایت و پشتیبانی کردند ولی از فلسطین و فلسطینی ها سخنی به میان نیاوردند؟
محاصره نوار غزه و مردم آن، باید حداقل دو واقعه و خاطره تاریخی را در مغز همه ما زنده کند: یکی محاصره برلین پس از پایان جنگ جهانی دوم توسط ارتش جماهیر شوروی (سابق) و اقدام متفقین به ویژه آمریکا و انگلیس و فرانسه در شکستن این محاصره و رساندن آذوقه و مهمات به ساکنان آن شهرها توسط هواپیما و هلی کوپتر، و دیگری سکوت طولانی و بی اعتنایی آمریکا و اتحادیه اروپا به مدت نزدیک به دو سال در واقعه محاصره شهر سارایوو در کشور مسلمان نشین بوسنی-هرزگوین به دست متجاوزان صرب که عاقبت به کشتار دسته جمعی مسلمانان آن سرزمین و جنایات هولناک ژنرال ها و رهبران ملی گرای صربستان انجامید. در واقعه محاصره برلین، آمریکا و متفقین اقدامات خود را نمونه ای از سیاست بشردوستانه غرب اعلام کردند در حالی که در فاجعه بوسنی- هرزگوین، آمریکا و اتحادیه اروپا عدم دخالت خود را در جلوگیری از نسل کشی، «مهم نبودن اینگونه زدوخوردها در سیاست خارجی و منافع ملی» تلقی کردند.
تاریخ عبرت آموز است. ظلم و ستم هیچ وقت پایدار نبوده است. نزدیک به 60 سال است که از تقسیم و محاصره برلین می گذرد. شوروی به عنوان یک ابرقدرت و اشغالگر برلین شرقی منهدم شده است. آمریکا و انگلیس و فرانسه به عنوان اشغالگران برلین غربی نیز مدت ها است مجبور به ترک آن شهر شده و امروز پس از نیم قرن خود و آلمان و اتحادیه اروپا را در یک فاجعه دیگر که بحران و ورشکستگی اقتصادی است فروبرده اند. یوگسلاوی سابق نیز که صربستان نگین آن بود، متلاشی شده و رهبران آن که زمانی متفقین آمریکا و اتحادیه اروپا بودند به دادگاه های بین المللی کشیده شده و یا فراری و زندانی هستند.
امروز رژیم اسرائیل در بحرانی ترین وضع تاریخ خود به سر می برد و شیمون پرز یکی از سیاستمداران و رهبران آن به گفته خود «نگران فروپاشی نظام اسرائیل» است.