تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۶۹۶۹۴
چه کسی پیروز می‌شود؟

گروه سیاسی - محمدی: اوباما قصد دارد با کاستن از هزینه های نظامی، در برابر ریخت و پاشهای پنتاگون بایستد.
این مسأله به منزله اعلان جنگ به مقامات پنتاگون، پیمانکاران دفاعی و عقبه آنها در کنگره آمریکاست.
مقدمات انتقال قدرت به اوباما در حالی پیگیری می شود که گمانه زنی های بسیاری درباره آینده پنتاگون وجود دارد و این که رئیس جمهور منتخب ایالات متحده احتمالاً از رابرت گیتس دعوت می کند به کار خود ادامه دهد یا فرد دیگری را برای تصدی پست وزرات دفاع در نظر گرفته است؟
اما آیا گیتس یا جانشین او خواهد توانست وعده اوباما را مبنی بر کاستن از بودجه گزاف دهها میلیارد دلاری نظامی عملی کند؟ این پرسشی است حیاتی که چندان مورد توجه قرار نگرفته است.
در تمام مدت مبارزات انتخاباتی، اوباما بارها هشدار داد تغییرات در دولت فدرال بسادگی ممکن نخواهد بود. شاید برای آزمون درستی این هشدار رئیس جمهور منتخب آمریکا هیچ کجا بهتر از دیوان سالاری متحجر پنتاگون نباشد؛ زیرا اصلاحات در وزارت دفاع، دشوارترین آوردگاهی است که پیش روی باراک اوباما قرار دارد. اوباما و کسی که هدایت پنتاگون را بر عهده می گیرد در انجام این مأموریت با مخالفت و مقاومت نظامیان یونیفورم پوش، صنایع خصوصی و همه کسانی رو به رو خواهند شد که منافع انحصاری خود را در معرض خطر می بینند و در این میان نباید از کنگره غافل شد.
بروس فالکنر، خبرنگار دوماهنامه سیاسی «مادر جونز» در تحلیلی با عنوان «پنتاگون به اصلاحات اعتقادی ندارد» در این خصوص نوشته است: پنتاگون عادت کرده هر آنچه را می خواهد به دست آورد و لجام گسیختگی هزینه های اخیر، این ادعا را اثبات می کند. شالوده بودجه دفاعی - که هزینه های جنگ عراق و افغانستان را شامل نمی شود- از سال 2001 به این سو 40 درصد افزایش یافته، به گونه ای که برای سال مالی 2009 رقم تقریبی 3/518 میلیارد دلار درخواست شده، اما این همه داستان نیست. اگر دیگر هزینه های نظامی مانند بودجه وزارت امنیت داخلی، انرژی، امور نظامیان بازنشسته و لوایح متمم دفاعی متعددی - که حکومت بوش برای تأمین هزینه ماجراجویی های خارجی خود به آنها متکی است- در نظر بگیریم، مخارج دفاعی ایالات متحده به رقم سرسام آور 7/863 میلیارد دلار می رسد. با این وصف، بودجه نظامی ایالات متحده حتی از مجموع هزینه های دفاعی سالانه ارتشهای جهان نیز فراتر می رود.
مسأله تنها این نیست که مخارج پنتاگون چقدر است بلکه حرص و ولع آن برای دریافت این دلارها نیز جای تأمل دارد. بیشتر بودجه پنتاگون صرف برنامه های تسلیحاتی پیشرفته و گرانقیمت می شود، مانند جنگنده های اف ـ 22 نیروهای هوایی، برنامه «سیستمهای جنگی آینده» ارتش و نسل بعدی ناوگان ناوشکنها و ناوهای نبرد ساحلی. با آن که تمام این برنامه ها زمانبندی شده و دارای ردیف بودجه است، اما ارتباط آنها با نیازهای نظامی امروز روشن نیست.
به عنوان مثال جنگنده های اف 22 را در نظر بگیرید. نیروی هوایی که برنامه طراحی و ساخت این جنگنده را در سال 1986 آغاز کرد در اصل قصد داشت بیش از 700 فروند اف-22 را خریداری و آنها را جایگزین ناوگان فرسوده جنگنده های اف-15 و اف-16 کند. در سال 2000 به دلیل فزونی هزینه های تولید، پنتاگون ناگزیر سفارش خود را به نصف کاهش داد(346 فروند). حدود 20 سال بعد - در سال 2005- و در حالی که 40 میلیارد دلار هزینه شده بود، میزان سفارش بار دیگر کاهش یافت و به 180 فروند رسید. دلیل این مسأله چیزی نبود جز تأخیر طولانی و هزینه های غیرقابل پیش بینی طراحی و
تولید جنگنده های اف-22 که از هر فروند 184 میلیون دلار در ابتدای پروژه به 355 میلیون دلار در حال حاضر افزایش یافته است.
نیروی هوایی برای جبران خلاء جاری در موجودی انبار خود، اکنون دست به کار طراحی و تکمیل جنگنده تهاجمی مشترک اف -35 شده است. منتقدان بر این باورند که باید منتظر تکرار سناریوی شکست خورده اف-22 بود.
وینسلو ویلر، مدیر طرح اصلاحات نظامی در مرکز اطلاعات دفاعی واشنگتن و ویراستار کتاب در دست چاپ «فروپاشی دفاعی آمریکا: اصلاحات پنتاگون برای رئیس جمهور اوباما و کنگره جدید» می گوید: بر اساس آخرین شنیده هایم، القاعده نیروی هوایی ندارد. به گفته او، اف-22 - که از جنبه عملکردی به «سگ» معروف است(شکننده تر و با قدرت مانور کمتر از جنگنده های دوران جنگ ویتنام)- به صورت مسخره ای گران است و مخارج سنگینش مانع از آن می شود که تعداد نسبتاً مناسبی اف-22 خریداری کرد.
ویلر ادامه می دهد: پرداختن به کارهای پرهزینه و بیهوده ای مانند اف-22 راه حل نیست. اگر اوباما امیدوار است که وضعیت دگرگون شود، او و دستیارانش باید درک کنند در پنتاگون، فزونی هزینه ها و تأخیر در طراحی و تولید یک استثنا نبوده بلکه یک رویه است.
ویلر می افزاید: من با رهایی از قید و بند چیزهای بی ارزش کاملاً موافق هستم اما اگر در این راستا تنها به ارائه یک فهرست نمایشی اکتفا کنیم در نهایت خود را فنا کرده ایم. هواداران ]هر برنامه تسلیحاتی[ در درون پنتاگون با هوشیاری کامل به کار خود ادامه می دهند و از سویی دوستان خود را در کنگره به فعالیت وامی دارند. او پیشنهاد می دهد، ]شعار[ تغییر با محوریت اطلاع رسانی دقیق و بی پیرایه به تصمیم سازان پیگیری شود؛ زیرا درگیر شدن با مسائل ساختاری که به صورت ذاتی در سیستم دفاعی وجود دارد، بدون این اطلاعات ممکن نیست.
به دست آوردن این اطلاعات چندان که به نظر می رسد، ساده نیست. به گفته جان ساین، سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی و تحلیلگر پیشین پنتاگون، بروکراسی رسیدن به اهداف وزارت دفاع بر اصل پیگیری فهرست خواسته ها از طریق کنگره استوار است و در این مسیر با کم اهمیت جلوه دادن هزینه ها یا اغراق در منافع، شبکه ای از گروه ها و اشخاص ذینفع را بسیج می کنند و بدین ترتیب پیش از آنکه هزینه های واقعی یا عملی بودن طرح روشن شود، به تصویب می رسد.
به عبارت دیگر، تدبیر نظامی به صورت یک کلاهبرداری مرسوم در آمده است. حتی زمانی که مسائل آشکار می شود، کنگره به ندرت مداخله می کند.
به گفته وینسلو ویلر، مونتاژ اف-22 با سرمایه گذاری در 44 ایالت همراه بوده است و همین امر سبب شده آب از دهان مردان و زنان کنگره برای خرید بیشتر سرازیر شود.
با این وجود، نشانه ها حاکی از آن است که اهالی پنتاگون دریافته اند دوران ولخرجی های گذشته به سر آمده و رو به پایان است. شورای تجارت دفاعی که یک گروه مشورتی در پنتاگون است و حدود 20 نفر از مدیران اجرایی بخش خصوصی در آن عضویت دارند، بتازگی مجموعه ای از گزارشها را برای ارائه به حکومت اوباما آماده کرده و در آن با برجسته کردن بودجه لجام گسیخته وزارت دفاع، اعتراف شده است که این وضع نمی تواند ادامه پیدا کند.
بر اساس مفاد یکی از این گزارشها، همه شواهد حکایت از آن دارد که وزارت دفاع وارد دوره طولانی مدت محدودیت مالی شده و این در حالی است که کسری بودجه فزاینده و فشار هزینه ها روز به روز تشدید می شود. برای سامان دادن به وضعیت مالی جاری و آینده وزارت دفاع باید اقدامات جسورانه را در پیش گرفت.
تحلیلگر مجله «مادر جونز» در پایان پس از طرح این پرسش که «آیا حکومت اوباما توانایی اقدامات جسورانه را دارد؟» می نویسد: در شرایطی که نیروها به خوبی در پنتاگون و کنگره موضع گرفته اند، این مسأله تا حد زیادی بستگی به اوباما دارد. کشور همچنان درگیر دو جنگ است، با این وجود کسی را که او برای رهبری پنتاگون برمی گزیند باید آمادگی و خواست مبارزه با بروکراسی را داشته باشد. در میان شخصیتهایی که شایع است نامزد تصدی پست وزارت دفاع هستند نام ریچارد دانزیگ دیده می شود. او در سالهای پایانی حکومت کلینتون، وزیر نیروی دریایی ایالات متحده بود. اما در آن مقام، دانزیگ در مخالفت با تورم در پنتاگون اقدامی نکرد.
ویلر می گوید: دانزیگ به عنوان وزیر نیروی دریایی، فرد سر در گمی بود. او از آن دست کسانی نیست که بتواند به رئیس جمهور اوباما در پاکسازی ]پنتاگون[ یاری رساند.
بنابراین یک پرسش بی پاسخ باقی می ماند: هنگامی که نوبت به انجام تغییرات مورد نظر اوباما در پنتاگون می رسد، کدام طرف ]دعوا [ برنده خواهد بود؟