* آقای طاهرنژاد برخی کارگزاران را به دو طیف اصفهانی - کرمانی تقسیم میکنند. شما به کدام طیف تعلق دارید؟
** این طیفبندیها جنبه جغرافیایی ندارد. این طیفها بیشتر ساخته محفل دوستان خارج از کارگزاران است که عنایت زیادی به کارگزاران ندارند! وگرنه آن تقسیمبندی را میتوان به این صورت و واقعیتر مطرح کرد و آن، گرایش چپ و اعتدال است. طیفی که گرایش چپ بیشتری دارد– البته چپ سابق- و مشی اعتدال و میانهروی، که الان مرز این دو کمرنگتر شده است. میتوان آقای عطریانفر را نوک گرایش چپ فرض کرد و آقای محمد هاشمی را نوک جبهه اعتدال. با گذشت زمان نگاهها بسیار به هم نزدیکتر شده و امروز شاید به جرأت بتوان گفت یکی از منسجمترین و همگنترین کادرهای رهبری در حزب کارگزاران وجود دارد.
* یعنی دیگر در کارگزاران اختلاف نیست؟
** بسیار اندک؛ که البته تا حدودی طبیعی است. حضرت امام فرمودهاند اگر 124 هزار پیامبر با هم مبعوث میشدند، دعوا نداشتند. از بین انسانها که تا به حال کسی چنین ادعایی نکرده است. دو نفر هم در یک خانه باشند اختلاف نظر دارند. البته الان دیگر چپ، چپ قدیم نیست؛ کما اینکه راست هم راست قدیم نیست. راست هم از مواضع خود عدول کرده است. فلسفه تفکر اقتصادی راست، رهاسازی بود. رهاسازی قیمت، رهاسازی اقتصاد از دست دولت و سپردن کار به دست مردم. الان اینها شش چنگولی اقتصاد را چسبیدهاند و اقتصاد دولتی را تقویت میکنند. چپ هم که اصلاحطلب شده شعار میدهد که اقتصاد باید آزاد باشد، باید اصل 44 قانون اساسی مد نظر قرار گیرد. واقعیت این است که از لحاظ اقتصادی تفکرها جابهجا شده است. حزب کارگزاران برنامه دارد طیفهایی از احزاب که گرایش اعتدالی دارند حول یک مرکزیت اجماع کنند و یک حزب معتدل قدرتمند تشکیل شود. این کار بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم با توصیه آقای هاشمی به طور جدی دنبال شد. آقای هاشمی گفت بهتر است احزاب و گروههایی که مشی اعتدالگرایانه دارند، متمرکز شوند و یک حزب را بسازند. یک حزب قدرتمند با مشی اعتدالی. بر این اساس ما با انجمن تولیدگرایان، انجمن متخصصین ایران، حزب اسلامی کار و حزب اعتدال و توسعه مذاکراتی داشتیم تا در صورت امکان به عنوان یک حزب اعتدالگرا متمرکز شویم و فعالیت کنیم.
به هر حال، چه بخواهیم و چه نخواهیم در آینده چنین اتفاقی خواهد افتاد. در دنیای امروز به هیچ وجه نمیتوانید این امر را جا بیندازید که 200 حزب در کشور باشند و پارلمان حزبی نداشته باشند. ما باید به سمت سه یا چهار حزب قدرتمند برویم. این برنامه به این انتخابات وصال نمیدهد ولی برای انتخابات بعدی قطعا ما در خانه احزاب نیز تلاش میکنیم این گرایشها شناسایی شوند و همگرایی بین آنان رخ دهد و نگاه آنان به هم نزدیک شود. کشور را بدون حزب نمیتوان تصور کرد. کشوری که به موجب قانون اساسی با رای مردم اداره میشود، مستلزم داشتن احزاب قوی است.
* آیا امکان ائتلاف اعتدالیون بر سر یک کاندیدا وجود داد؟
** این گرایش در جبهه اصلاحطلبان، به شدت وجود دارد. من به طور قاطع میگویم بیش از 90 درصد احزاب اصلاحطلب، قائل به ائتلاف و حضور در انتخابات با کاندیدای واحد هستند. ما در این انتخابات قطعا به دنبال کاندیدایی خواهیم رفت که برآمده از ائتلاف اصلاحطلبان باشد. کاندیدای حزبی منتفی است و این موضع را حزب اعلام کرده است و دیگر این موضع تغییری نمیکند.
* آیا کارگزاران از آقای کروبی حمایت میکند؟
** اگر اصلاحطلبان به ائتلاف رسیدند کارگزاران از کاندیدای گروه ائتلافی حمایت میکند. اگر اینان به ائتلاف نرسند، موضوع را در شورای مرکزی بررسی میکنیم.
* اگر اکثر اصلاحطلبان بگویند کروبی، اما تعدادی دیگر قبول نکنند چه میکنید؟
** ائتلاف صددرصدی که هیچ گاه محقق نمیشود. ائتلاف حداکثری مدنظر است.
* حزب کارگزاران سازندگی مانند هر حزب دیگری از ابتدا با برنامهها و اهداف مشخصی تشکیل شده، این پرسش مطرح است که چگونه میتواند از مهدی کروبی- اگر نامزد واحد اصلاحطلبان شود- حمایت کند؟
** در حوزه سیاست همه چیز تغییر میکند. آنچه که تغییر نمیکند خود تغییر است. چه کسی فکر میکرد که اجماع بزرگی از اصولگرایان، فردی را کاندیدا کند که با 2 میلیون رای، از دور رقابت خارج شود. در عوض کسی که هیچ حزبی از او حمایت نکرد رای بیاورد. این چیزها در تاریخ ما چندان بیسابقه نیست. این امر نشان میدهد جریانی فراتر از این اتحاد اصولگرایی پشت آقای احمدینژاد بود که قدرت آن بر اینان میچربیده است. لذا شما باید لایههای مختلف یک جریان سیاسی با نگاههای متفاوت را همیشه در ذهن داشته باشید.
* آیا این شایعه درست است که آقای کرباسچی معاون اول کروبی میشود؟
** من در این باره از مقامات مسوول چیزی نشنیدهام. این موارد در روزنامهها و سایتها زیاد است اما از آقای کروبی یا آقای کرباسچی یا در حزب چنین چیزی نشنیدهام. واقعیت این است که ما در کارگزاران دغدغه پیشرفت کشور را داریم. نه اینکه ما حاکم باشیم. اگر میخواستیم حاکم باشیم از کاندیدای واحد اصلاحطلبان حمایت نمیکردیم. چون ممکن است واقعا کاندیدای واحد فردی باشد که بعضی اعضای ما حاضر نشوند از توی کوچه آنان رد شوند (با خنده). ولی میخواهیم کشور از این شرایط نجات یابد.
* رایزنیهای انتخاباتی حزب کارگزاران با چه افرادی بوده است؟
** ما با آقای کروبی بسیار نزدیکیم و با او مذاکرات جدی داشتهایم. با آقای خاتمی نیز نزدیکیم و با او مذاکره داشتیم. به علاوه آقای روحانی برخی اعضای شورای مرکزی ما را دعوت و با آنان صحبت کرده است. البته کسانی که با وی دیدار کردهاند، گفتهاند «ما تابع تصمیم حزب هستیم. به شکل فردی نمیتوانیم حرکتی کنیم». کسی که از طرف آقای روحانی دعوت شد، فردی است که به شدت پایبند به تشکیلات و موضع تشکیلات است. ضمن اینکه خود او به طور شخصی گرایش ویژهای به آقای روحانی نداشته است. آقای روحانی از او دعوت کرد و او هم به احترام دعوت وی رفت.
* اگر آقای سیدحسن خمینی بیاید، شما از وی حمایت میکنید یا فرد دیگری؟
** مگر کسی میتواند مخالف نوه امام باشد، اگر بیاید؟ ما هیچ وقت مخالف نیستیم و استقبال هم میکنیم اما بسیار بعید میدانم که ایشان وارد عرصه انتخابات شود. ملاحظات فراوانی سر راه ایشان وجود دارد که عبور از این ملاحظات بر ایشان بسیار سخت است، اما بهطور کلی و در این مقطع، تغییر آقای احمدینژاد برای کارگزاران اصل است چون از مسیر برنامه توسعه کشور منحرف شده است لذا بررسی میکنیم چه کسی بیشتر میتواند به توسعه کشور و عمران و آبادانی آن شتاب بخشد. اما در نهایت، موضع کارگزاران دو جمله است: در صورتی که اصلاحطلبان به ائتلاف حداکثری دست پیدا کنند از کاندیدای واحد حمایت میکنند. اگر این اتفاق نیفتاد روی کاندیدای مستقل بررسی میکنند.
* یعنی شما تا آن زمان منتظر میمانید؟
** منتظر نمیمانیم؛ بلکه تلاش میکنیم. حزب کارگزاران، عضو اصلی کارگروهی است که برای ائتلاف تلاش میکند. به محض اینکه احساس کنیم این کار بینتیجه است حتما خودمان به فکر یک کاندیدای مستقل خواهیم بود.
* برخی میگویند کارگزاران به این نتیجه رسیده که اگر خاتمی نیامد، فعلا حسن روحانی را مطرح کنند اما نامزد نهایی آنان سیدحسن خمینی است.
** من این خبر را از شما میشنوم. هنوز هم بحث آقای خاتمی بین اصلاحطلبان جدی است و شرایط سیاسی هم به گونهای نیست که الان بتوان به طور قاطع اظهار نظر کرد که تا سه ماه دیگر، از نظر سیاسی چه شرایطی داریم. رویدادهای سیاسی که یکی دو ماه اخیر در کشور ما رخ داده خیلی از مرزبندیها را به هم زده و شناسایی مرزها در بین گروههای سیاسی سخت شده است. اگر جلسات حزبی ما شنود شده باشد من توضیحی ندارم اما در جلسه حزب هم بحثهای زیادی میشود. با توجه به اینکه خبرگزاریها روی این گزینه کار میکردند، به نظر میرسد با ایشان از سوی اصلاحطلبان صحبتهایی شده باشد اما هیچ علامتی از ایشان مبنی بر گرایش برای حضور در عرصه انتخابات نه از کسی نقل شده و نه دیده شده است. نظر شخصی من هم این است که ایشان به هیچ وجه وارد عرصه انتخابات نمیشود.
* خانم فائزه هاشمی چندی پیش گفته بود خاتمی نمیتواند مشکلی را حل کند بنابراین نیاید، نگفته است «نیاید»، گفته «نمیآید».
** آقای خاتمی هشت سال رئیسجمهور بود و همه مولفههای شخصیتی او در بعد اجرا فرهنگ و سیاست برای جامعه شناخته شده است. مشکلات، از زمان خاتمی وجود داشت و الان هم هست. هیچ دولتی نمیتواند ادعا کند همه مشکلات را حل میکند. آنان که به دنبال حضور آقای خاتمی در عرصه انتخابات هستند شاید بیشتر به این فکر میکنند که آقای خاتمی میتواند مفیدتر از وضع فعلی عمل کند وگرنه اینکه فکر کنید اگر آقای خاتمی بیاید همه مشکلات رفع میشود، اینگونه نیست. هیچ کس نمیتواند همه مشکلات را رفع کند. این مسائل نسبی است. اگر آقای خاتمی نیاید قابل پیشبینی نیست که چه اتفاقی میافتد. البته بسیار بعید میدانم که در صورت نیامدن آقای خاتمی بتوان همه اصلاحطلبان را زیر یک چتر جمع کرد. حداقل خوش بین نیستم.
* ارزیابی شما از بحث شورای حکمیت چیست؟
** واقعیت این است که شورای حکمیت پیشنهاد آقای کروبی بود و اصلاحطلبان به احترام آقای کروبی موضعی نگرفتند. هنوز هیچ چیز این شورا روشن نیست. اینکه چه گروههایی و چند نفر هستند، چه زمان باید تشکیل جلسه دهند، ابزار ممیزی و سنجش آنان هنوز مبهم است و باید توسط همین کارگروه مشخص شود.
* البته برخی میگویند این شیوهها سنتی و قدیمی است و باید به نظرسنجی روی آورد.
** این دو موضوع است. حتی اگر نظرسنجی هم کنند باید گروهی باشند که نتیجه نظرسنجی را اعلام کنند. نظرسنجی یک روش است و شورای حکمیت، وظیفه داوری دارد. به هر حال نظرسنجی و مشورت از ابزارهای شورای حکمیت برای داوری است. آقای کروبی هم نمیتواند در کار شورا دخالت کند. آقای کروبی پیشنهاد داده است که شورای حکمیت نظر دهد. حال مثلا شورای حکمیت برای اعلام نظر خود ممکن است نظرسنجی و سپس با بزرگان و شیوخ مشورت کند و پس از رایزنی با سران اصلاحطلب، نهایتا تصمیم گیرد.