تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۶۹۷۳۰
شکست پلی برای شکست بعدی است؟

مازیار آقازاده
 گویا قرار است شکست‌های پی در پی خانم سگولن رویال نامزد ناکام رهبری حزب سوسیالیست فرانسه و رقیب انتخاباتی نیکلا سارکوزی در انتخابات ریاست‌جمهوری آوریل می 2007 در فرانسه، پایانی نداشته باشد. این سیاستمدار 55 ساله فرانسوی روز جمعه 21 نوامبر در هفتاد و پنجمین کنگره سالانه حزب سوسیالیست فرانسه بار دیگر با تفاوت چهارصدم آرا در برابر خانم «مارتین اوبری» رقیب 58 ساله و شهردار شهر لیل شکست خورد تا کلکسیون شکست‌های وی کامل شده باشد. به‌نظر می‌رسد حزب سوسیالیست فرانسه هنوز پس از شوک رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 2002 (که حتی نتوانست به مرحله دوم راه یابد و مجبور به حمایت از گلیست‌ها در برابر راست‌های افراطی شد) و ناکامی خانم رویال در انتخابات سال گذشته و نیز در انتخابات سال گذشته مجلس ملی فرانسه نتوانسته است خود را باز یابد. اختلافات درونی حزب که روزنامه فیگاروی فرانسه در هفته اخیر آن را با عناوینی چون «تنفر اعضا»، «اقدامات احمقانه» و «خودپرستی مفرط» اعضا و جناح‌های درون حزبی از یکدیگر نواخته است، با برگزاری انتخابات رهبری حزب نه تنها پایان نیافت بلکه دورنمای امیدوارکننده‌ای از حل و فصل اختلافات درون حزبی این بزرگ‌ترین حزب فرانسه نیز قابل تصور نمی‌باشد.
همچنان از آخرین پیروزی سوسیالیست‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری بیش از 20 سال می‌گذرد و پس از مرگ «فرانسوا میتران» رهبر کاریزمای حزب سوسیالیست فرانسه، این حزب نتوانسته است جایگزینی برای شخصیت؟؟؟ وی برای رهبری حزب بیابد.؟؟؟؟ کارکرد شخصیت‌هایی چون میتران در چنین روزهایی می‌توانست بسیار موثر باشد و افرادی چون میتران در چنین شرایطی می‌توانستند با «ریش سفیدی» از تعمیق اختلافات جلوگیری کنند. از سوی دیگر، حزب سوسیالیست فرانسه علاوه بر بحث رهبری، برنامه‌ای مدون و کارا برای نسل فعلی و آینده فرانسه ندارد. حتی خانم رویال در انتخابات ریاست‌جمهوری آوریل و می سال گذشته فرانسه تنها در حد شعار و وعده تبلیغات می‌کرد و پس از طرح مسائلی چون افزایش 5 درصدی حقوق بازنشستگان و افزایش بیمه‌بیکاری و سطح بهداشت و... هنگامی که با سوال‌های عمیق خبرنگاران و اصحاب رسانه درباره راهکارها و برنامه‌های عملی کردن وعده‌هایش مواجه می‌شد تنها یک پاسخ کلیشه‌ای داشت «از محل صرفه‌جویی در هزینه‌ها و بودجه‌های دولتی تامین می‌کنم.» این در حالی بود که در جبهه مقابل نیکلا سارکوزی شخصیتی کاراتر و بابرنامه‌تر به نظر می‌رسید. خانم رویال حتی پس از ناکامی در انتخابات سال گذشته با چاپ کتابی درباره علل ناکامی‌اش در انتخابات، همه را به‌جز خودش محکوم کرد و به صراحت نوشت که در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری و ناکامی‌اش همه به جز خودش مقصر بودند.
 وی به‌طور تلویحی حزب سوسیالیست و برخی اعضای ارشد این حزب را به خیانت متهم می‌کند. در عین حال وی وعده حضور در انتخابات سال 2012 ریاست‌جمهوری را نیز می‌دهد. شاید بتوان گفت این سیاست و ژست تبلیغاتی خانم رویال در نکوهش صریح حزب سوسیالیست در عین تلاش وی برای برعهده گرفتن نقش رهبری این حزب و نیز اعلام قصدش برای شرکت در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری به‌عنوان نماینده حزب، یکی از علل ناکامی وی در انتخابات اخیر درون حزبی بود. سخنان خانم رویال در بیان صریح نقاط ضعف حزب متبوعش و معرفی خود در نقش یک ناجی حزبی «غیرقابل اجتناب»، برای رقبای درون حزبی وی تحریک‌کننده بود. به‌گونه‌ای که «برتران دلانوئه» شهردار پاریس و یکی از رقبای سرسخت رویال برای رهبری حزب هنگامی که از رقابت‌های درون‌حزبی کناره گرفت ضمن اینکه هواداران درون‌حزبی‌اش را به حمایت از خانم «اوبری» فراخواند، اعلام کرد که اعضای حزب با یک گزینه «همه چیز به جز خانم رویال» را مدنظر قرار دهند و بر آن اساس رأی دهند. حتی در این زمینه «فرانسوا آلاند» رهبر سابق حزب سوسیالیست (2008‌ـ 1997) و همسر سابق خانم رویال نیز در جبهه دلانوئه قرار گرفت و از همسر سابق خود حمایت نکرد. اینگونه بود که به‌رغم حمایت بخش بزرگی از اعضای حزب از خانم رویال در رأی‌گیری نهایی خانم اوبری توانست با تفاوت چهارصدم آرا و با کسب 2/50 درصد آرا در برابر 98/49 درصد، رویال را شکست دهد و نام خود را به عنوان نخستین رهبر زن حزب سوسیالیست فرانسه به ثبت رساند و بار دیگر خانم رویال را تبدیل به یک شروع‌کننده خوب و یک تمام‌کننده بد کند.
سگولن رویال یک بسترساز و زمینه‌ساز است اما الزاما راهی را که آغاز می‌کند آنگونه که می‌خواهد به پایان نمی‌رساند. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2007 فرانسه در نظرسنجی‌های قبل از انتخابات در مقاطعی رویال با تفاوت چند درصد آرا از سارکوزی پیش بود و عده قابل‌توجهی از تحلیلگران و طرفداران خانم رویال منتظر بودند که نخستین رهبر زن فرانسه را به الیزه بفرستند اما این ماجراجویی زنانه نتیجه‌ای نداد و رویال با تفاوت حدود شش درصد آرا در برابر سارکوزی باخت را پذیرفت. در انتخابات رهبری حزب در یک ماه گذشته نیز خانم رویال یک شروع‌کننده خوب بود و نتایج نظرسنجی‌ها از اعضای حزب حاکی از پیشتازی وی در بین رقبا بود. در انتخابات اولیه حتی وی توانست با فاصله حدود 5 تا 10 درصد آرا از رقبای خود پیشی بگیرد و به‌عنوان نخستین نامزد با رأی بالا به همراه شش نفر دیگر از رقبا به دور دوم راه یابد، اما در دور دوم همان اتفاق می 2007 (مرحله دوم انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته فرانسه) افتاد و رویال قافیه را به زنی دیگر از حزب متبوعش باخت. خانم اوبری وزیر کار کابینه‌های سوسیالیست که دختر «ژاک‌لور» یکی از معماران اتحادیه اروپاست، هر چند که همچون خانم رویال خود را در نقش یک تونی بلر برای حزب سوسیالیست فرانسه جلوه نمی‌داد، اما وی نیز همچون رویال شعار تغییر و اعمال اصلاحات در سطح حزب به جهت کسب آمادگی برای انتخابات سال 2012 ریاست‌جمهوری را سر می‌داد. «اوبری» از جناح چپ حزب سوسیالیست است و در مقایسه با رویال که به گرایش‌های مرکز حزب تعلق دارد، سوسیالیست دوآتشه‌تری به‌نظر می‌رسد. وی طراح اصلی قانون «35 ساعت کار در هفته» و یکی از چهره‌های پرنفوذ سیاسی در درون حزب سوسیالیست فرانسه بوده است. در مجموع با نگاهی به کنگره اخیر حزب سوسیالیست فرانسه می‌توان از دو زاویه به این انتخابات درون‌حزبی ‌نگریست:
1 – ناکامی حزب سوسیالیست فرانسه: همان‌طور که اشاره شد حزب سوسیالیست در سال‌های اخیر در یکی از بغرنج‌ترین شرایط تاریخی خود قرار گرفته است. در حالی که بیشتر اعضا و جناح‌های درون حزب سوسیالیست بر ضرورت اعمال اصلاحات درون حزبی تاکید کرده‌اند اما کنگره اخیر این حزب به نمایشی از یک «جنگ عمیق درون‌حزبی» تصویر بهتری از خود نشان نداد. مهم‌ترین چالش حزب سوسیالیست فرانسه نبود یک رهبر کارا و کاریزما از سویی و نیز ضرورت اعمال اصلاحات نوگرایی در درون این حزب با سابقه و ریشه‌دار فرانسه است. در واقع با رفع این دو چالش عمده است که حزب سوسیالیست می‌تواند خود را رقیبی عمده برای گلیست‌ها در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری تصویر کند. در غیر این صورت تعمیق اختلافات درون‌حزبی شاید حتی به انشعاب و دوپاره شدن بال‌های راست و چپ حزب از یکدیگر بینجامد. امری که در طول تاریخ نوین تاسیس حزب سوسیالیست از سال 1969 بدین سو شایع بوده است.
به‌واقع بخشی از چالش‌های درون‌حزبی اخیر حزب سوسیالیست فرانسه چندان غیرعادی نبوده و اساسا در راستای کارکرد طبیعی یک حزب سیاسی پویا امری متداول است، اما شرایط حزب سوسیالیست از آنجایی بغرنج‌تر می‌شود که درگیری‌های درون‌حزبی نه بر سر اصول و فلسفه سیاسی بلکه بر سر کینه‌ها و اختلافات شخصی و فردی باشد. واقعیتی که به‌نظر می‌رسد حتی مطبوعات فرانسه نیز از آن غافل نبوده و به‌طور قابل ملاحظه‌ای با انتقادات تند و تیز آن را مورد نکوهش قرار داده‌اند، اما به هر روی حزب سوسیالیست فرانسه در کنگره اخیر خود در حالی که انتظار می‌رفت در کنار تعیین رهبری حزب، وجهه همت خود را در ترسیم چشم‌انداز میان‌مدت و بلندمدت حزب و تدوین برنامه‌هایی برای مشکلات جاری و معضلات جامعه فرانسه صرف کند، به‌غیر از تصویر نمودن عمق تشتت و اختلافات درون‌حزبی جناح‌هایی متمایل به راست، چپ و مرکز حزب توفیق چندانی کسب نکرد.
2 – ناکامی خانم رویال: همان‌طور که اشاره شد سگولن رویال یک شروع‌کننده خوب و یک پایان‌دهنده بد است. بی‌شک اگر ناکامی‌های اخیر سیاسی وی با یک ورزشکار «دو» مقایسه شود رویال دونده‌ای است که مناسب دوی سرعت است تا دوی استقامت. چرا که وی «استارت» آغازین خوبی دارد اما در یک دوئل بلند، نفس کم‌ آورده و رقبایش زودتر از وی به خط پایان و کسب پیروزی می‌رسند. دلایل شکست رویال متنوع هستند. عملکرد وی در انتخابات آوریل و می ریاست‌جمهوری سال گذشته که انتقادات برخی از منتقدان حزب سوسیالیست را از وی به‌دنبال داشت، ویژگی‌های شخصیتی وی، بر هم خوردن توازن قوا میان جناح‌‌های حزب سوسیالیست در دو روز آخر کنگره، حمایت رهبر سابق حزب «فرانسوآلاند» از رقیب رویال، تلاش «برتران دلانوئه» رقیب منتقد رویال و شهردار پاریس برای هدایت آرای حامیانش به سبد رقیب خانم رویال و... همه و همه از مهم‌ترین دلایل ناکامی خانم رویال در کسب رهبری حزب سوسیالیست فرانسه هستند اما تا انتخابات آتی ریاست‌جمهوری فرانسه بیش از سه سال و نیم فرصت باقی است و خانم رویال همچنان می‌تواند به کسب رهبری حزب یا نامزدی حزب برای رقابت با گلیست‌ها در انتخابات آتی امیدوار باشد.
شاید رویال پس از شکست‌های اخیر و پی‌در‌پی‌اش در صحت جمله معروف و تاریخی رهبر افسانه‌ای دو قرن گذشته کشورش «ناپلئون بناپارت» تردید کند. بناپارت بیش از 200 سال پیش در مقام امپراتوری فرانسه گفته بود: «شکست پلی برای پیروزی است» اما گویی شکست رویال در انتخابات ماه می سال گذشته در برابر نیکلا سارکوزی نتوانسته است درس‌های لازم را به این زن سیاستمدار فرانسوی بدهد و مقدمه‌ای برای شکست‌ وی در انتخابات رهبری حزب سوسیالیست فرانسه شده است. البته شاید او پشتکار و عزم امپراتور سابق را ندارد.