تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۶۹۸۱۹

صادق زیباکلام
آقای احمدی نژاد در جدیدترین سخنان اقتصادی شان گفته اند که اگر قیمت نفت حتی به بشکه ای 5 دلار هم سقوط نماید، ایشان قادرند که کشور را اداره نمایند. شخصا امیدوارم که بهای نفت به بشکه ای 5 دلار سقوط نکند تا معلوم شود که رئیس جمهور محترم چگونه کشور را تحت آن شرایط اداره خواهند کرد.البته استناد ایشان به مقطعی از دهه 1360 است که بهای نفت در بازارهای جهانی به زیر 10 دلار رسیده بود و مسوولان آن روز کشور توانستند علی رغم جنگ کشور را اداره نمایند. بماند اینکه برخی از همان مسوولان امروز مورد شدیدترین بی مهری ها قرار گرفته اند. اما در ضرب و تقسیم هایشان، آقای احمدی نژاد چند نکته اساسی را ظاهرا در نظر نگرفته اند. اولادر زمانی که مسوولان توانستند کشور را با نفت بشکه ای 5 تا 8 دلار اداره نمایند جمعیت کشور حول و حوش 35 میلیون نفر بود در حالی که امروز این رقم دو برابر شده و به 70 میلیون نفر رسیده. ثانیا، نمی خواهیم که روحیه آن روز مردم ایران را با امروز مقایسه نماییم.
در دهه 1360 روحیه ای سرشار از فداکاری، ایثارگری، ازخودگذشتگی و ساده زیستی در میان مردم مان حاکم بود که معلوم نیست چنین گرایش هایی امروزه به چه میزان در جامعه وجود دارد. ثالثا، این درست است که کشور با نفت زیر 10 دلار اداره می شد اما مسوولان قادر بودند با آن بودجه صرفا مخارج جنگ را تامین کنند و یک حداقلی از مایحتاج مردم را فراهم نمایند. طی آن سال ها پروژه های سنگین زیربنایی کشور یا راکد مانده بود یا با سرعتی بسیار محدود و در ابعادی بسیار محدودتر اجرا می شد. رابعا در آن مقاطع هزینه های دولت که عمدتا هزینه های جاری بود به زحمت به 5 هزار میلیارد تومان در سال می رسید. حتما آقای احمدی نژاد می دانند که بودجه جاری دولت فخیمه ایشان در سال جاری به 70 هزار میلیارد تومان رسیده است و حتما می دانید که بخش عمده ای از این 70 هزار میلیارد تومان از محل فروش نفت تامین می شود و نه برخلاف آنچه که آقای احمدی نژاد فرموده اند <مولود درآمد اقتصاد درون زای کشور> است. اقتصاد ایران نه تنها درون زا نیست بلکه برخلاف تصور ایشان تا مغز استخوان به صادرات نفت وابسته است.
چقدر خوب می شود که ایشان یا مسوولان اقتصادی شان می توانستند به مردم نشان دهند که 70 هزار میلیارد تومان هزینه های جاری دولت شان را از کجا دارند تامین می کنند؟ خوب بود ایشان به مردم نشان می دادند که چه میزان از 70 هزار میلیارد تومان هزینه های جاری شان، 16 هزار میلیارد تومان هزینه های عمرانی شان و نزدیک به 8 هزار میلیارد تومان هزینه واردات بنزین مصرفی امسال را (بماند هزینه های سنگین دیگر را) دارند از محل آنچه که ایشان آن را به اصطلاح <اقتصاد درون زای ایران> توصیف می کنند تامین می نمایند و چه میزان از این مخارج را دارند از محل فروش درآمد نفت تامین می کنند؟ احتیاجی نیست که قیمت نفت به بشکه ای 5 دلار برسد تا آقای احمدی نژاد به مردم ایران و به مستکبران جهان نشان دهند که چگونه خواهند توانست اقتصاد کشور را اداره نمایند.
سالی که نکوست از بهارش پیداست. درآمدهای نفتی کشور در سال 86 بالغ بر 81 میلیارد دلار بود و حسب قانون بودجه همان سال دولت مجاز بود تا 37 میلیارد آن را برای هزینه هایش برداشت نماید. الباقی یعنی 44 میلیارد دلار دیگر باید در صندوق ذخیره ارزی قرار می گرفت. اما در عمل و اجرا بخش ناچیزی از این 44 میلیارد دلار در صندوق ذخیره ارزی باقی می ماند و باقی آن از سوی دولت هزینه می شود. این روند همانطور که می دانیم شیوه جاری دولت آقای احمدی نژاد از ابتدای تصدی آن بوده. حسب آمار بانک مرکزی درآمدهای نفتی ایران ظرف سه سال گذشته نزدیک به 200 میلیارد دلار بوده و با وجود کاهش شدید قیمت ظرف هفته های گذشته، درآمدهای نفتی امسال دولت نیز باید به حدود 70 میلیارد دلار برسد. یعنی دولت ظرف قریب به چهار سال عمر آن در حدود 270 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته در حالی که مجوز برداشت آن در حدود 130 میلیارد بوده. یعنی در پایان عمر آن باید در حدود 140 میلیارد دلار از محل مازاد درآمدهای ارزی فروش نفت در صندوق ذخیره ارزی اش موجود باشد.
آیا در عالم واقعیت نیز چنین است؟ بودجه کشور در سال جاری براساس نفت بشکه ای 55 دلار بسته شده در حالی که تا قبل از کاهش های اخیر، ما نفت مان را حتی تا بیش از دو برابر این قیمت نیز فروختیم. در شش ماهه نخست امسال، متوسط فروش نفت بشکه ای 80 دلار بوده در حالی که در بودجه 55 دلار در نظر گرفته شده. مابقی 25 دلار باید به صندوق ذخیره ارزی ریخته می شد. به عبارت دیگر، طی شش ماهه نخست امسال به تنهایی ما باید قریب به 20 میلیارد دلار به حساب ذخیره ارزی مان وارد می کردیم. در حالی که به گفته مسوولان بانک مرکزی، کل موجودی در حساب ذخیره ارزی از ابتدای کار آقای احمدی نژاد در تیرماه سال 1384 تا به امروز هم به این میزان نمی رسد.
دولت نهم که با فروش نفت بشکه ای 50 تا 100 دلار و به طور متوسط 80 دلار ظرف 41 ماه گذشته نتوانسته است 10 درصد این درآمد را پس انداز نماید و همه آن را کم و بیش مصرف کرده اید، چگونه می توانید ادعا کنید که با نفت بشکه ای پنج دلار قادر خواهید بود که کشور را اداره نمایید؟ اگر شما دست کم موفق شده بودید ظرف 40 ماه گذشته کشور را حتی با نفت بشکه ای 50 دلار هم اداره کنید و مابقی درآمدهای نفتی را همچون عربستان، امارات یا نروژ پس انداز کنید، می شد تصور کرد که شاید ممکن بود با نفت زیر 10 دلار هم بتوانید کشور را اداره نمایید. اما جنابعالی با نفت بشکه ای 80 دلار هم نتوانسته اید پس انداز نمایید و همه آن را خرج کرده اید، آن وقت چگونه انتظار دارید ادعای اداره کشور با نفت پنج دلار از سوی شما جدی گرفته شود؟ با نفت بشکه ای 80 دلار شما قریب به هشت هزار میلیارد تومان به وزارتخانه های آموزش و پرورش و بهداشت و درمان بدهکارید؟ با نفت بشکه ای 80 دلار ظرف سه سال گذشته شما 15 هزار میلیارد تومان به بانک های کشور بدهکارید، آن وقت چگونه انتظار دارید با نفت بشکه ای پنج دلار کشور را اداره نمایید؟ با نفت بشکه ای 80 دلار، سرانه بهداشت در ایران با میزان پنج هزار تومان یکی از پایین ترین ها و کمترین ها در دنیا است. کشورهای توسعه یافته که بعضا سرانه بهداشت شان 10 برابر ایران است به کنار، سرانه بهداشت در ایران حتی از برخی از کشورهای آفریقایی هم کمتر است. آن وقت اگر نفت بشکه ای پنج دلار شود، سرانه بهداشت چقدر از این هم که هست کمتر خواهد شد؟