تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۶۹۸۴۵
اسدالله بادامچیان در گفت‌وگو با ایسنا:
اکبر بیاتی اشاره: اسدالله بادامچیان که مشروطه را نهضت می‌داند نه انقلاب، غربی‌شدن مشروطه را بزرگترین عامل شکست آن خواند و به بهانه 14 و 15 مهرماه -سالروز گشایش جلسه رسمی مجلس شورای ملی با حضور مظفرالدین شاه قاجار و امضای متمم قانون اساسی از سوی محمدعلی‌شاه قاجار - در گفت‌وگویی با خبرنگار ایسنا، دلایل وقوع مشروطه در ایران و دیدگاه‌های موجود را مورد بحث قرار داد.

نهضت مشروطه حرکتی برخاسته از بازتاب‌های عملکرد ضعیف قاجاریه در ایران بود
اسدالله بادامچیان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه تاریخ و اندیشه ایسنا درباره ریشه‌های مشروطه اظهار کرد: نهضت مشروطه که برخی به اشتباه آن را انقلاب مشروطه می‌نامند، حرکتی برخاسته از بازتاب‌های عملکرد ضعیف سلسله قاجاریه در ایران بود. وی افزود: وقتی فتحعلی‌شاه قاجار کشور را تحت نفوذ بیگانه قرار داد و مردم با او مخالفت کردند، نارضایتی‌ها آغاز شد؛ بعد هم دو جنگ روس راه افتاد و نارضایتی مردم با دو قرارداد گلستان و ترکمنستان، تشدید شد زیرا با این دو قرارداد شهرهای مسلمان‌نشین هم از دست ایران خارج شده بود. بادامچیان تصریح کرد: نتیجه قرارداد گلستان این شد که توده‌های مردم و روحانیت و مردم علاقه‌مند به ایران از این موضوع نگران بودند. مرحوم آیت‌الله سیدمحمد مجاهد و آیت‌الله نراقی با هم حکم جهاد دادند و مردم نیز به جنگ روس‌ها رفتند، در ابتدا هم پیروزی‌هایی به دست آوردند اما در نهایت ایران یک بار دیگر شکست خورد و قرارداد ترکمنستان بسته شد.
وی یادآور شد: این حوادث نشان داد که فتحعلی شاه فردی عیاش، فاسد و نالایق است و وقتی پس از جنگ مبارزان به میان مردم رفتند، سایر مردم را نسبت به این مساله آگاه کردند و تقصیرها را به گردن شاه و هیات حاکمه انداختند. مردم هم به این فکر افتادند که برای اصلاح وضع، کاری کنند؛ بدین ترتیب جرقه‌های تشکیل انجمن‌های مخفی زده شد. وی افزود: از زمان محمدشاه روحانیت هم این مساله را پیگیری کرد و ظاهرا فردی به نام شیخ اسدالله که گمنام است و تاریخ خیلی از او نام نبرده است در این راه آنقدر تلاش می‌کند که دربار قاجار او را سر به نیست می‌کند؛ به‌طوری که ناصرالدین شاه در نامه‌ای به میرزای آشتیانی به او هشدار داده بود که به سرنوشت شیخ اسدالله دچار نشود و عبرت بگیرد. از این جا مقابله‌ها شروع شد.
استبداد ناصرالدین شاهی و نارضایتی مردم،جامعه را به اینجا رساند که عدالت اسلامی بخواهد
بادامچیان افزود: بعد مساله تنباکو بحث قابل توجهی بود که موفقیت آنها در رهبری روحانیت و مرجع تقلیدی مثل مرحوم میرزای شیرازی، مردم را بیدار و مصمم کرد. وی تصریح کرد: خیانت ناصرالدین شاه در پرداخت غرامت و به غارت دادن گمرکات کشور و از سویی استبداد خشن ناصرالدین شاهی و بالاخره نارضایتی توده‌های مردم، جامعه را به اینجا رساند که عدالت اسلامی و مجلس مشورت اسلامی بخواهند. بادامچیان خاطرنشان کرد: نوشته‌های اولیه از ناظم‌الاسلامی کرمانی و حتی کتاب کسروی فراماسونر خواست مردم مبنی بر تشکیل مجلس مشورتی و عدالت اسلامی را مطرح می‌کند؛ حتی در بحث‌های علما و بزرگانی مثل شیخ فضل‌الله و سیدمحمد طباطبایی و دیگران، ردپای چنین درخواستی دیده می‌شود. عدالت اسلامی یعنی از بین رفتن استبداد شاه و به وجودآمدن یک مجلس خبرگان برای اجرای قانون در مشروطه مورد توجه مردم بوده است و حتی مظفرالدین شاه که فرمان مشروطه راه صادر کرد، در آن فرمان به عدالت اشاره کرد و بعد گفت که مجلس شورای اسلامی تشکیل شود. این نماینده مردم تهران در مجلس هشتم یادآور شد: در این زمینه ناظم‌الاسلام کرمانی می‌گوید بعد از فرمان مشروطه، عده‌ای از کسانی‌که در سفارت انگلیس متحصن بودند، پیش کنسول انگلیس رفتند و با نظر مشورتی او به دربار شاه رفته و خواهان تغییر نام مجلس شورای اسلامی به مجلس شورای ملی شدند که چنین نشد و شاه فوت کرد اما مشروطه‌خواهان بعدها توانستند نام مجلس را تغییر دهند. نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: اصل نهضت مشروطه دستاورد و حاصل همه فشارهای استبدادی حکام قاجار، نارضایتی عمیق مردم از بی‌عرضگی آنها، مساله نفوذ بیگانگان و سلطه مشرکین و کافران بر کشور و از دست رفتن پاره‌های ایران مثل قفقاز و هرات و جزایر خلیج فارس و بخشی از بلوچستان ایران بود که همه این‌ها دست به دست هم داد و نهضت مشروطه شکل گرفت.
سه گروه به دنبال ایجاد انحراف در نهضت مشروطه بودند
وی گفت: در درون نهضت مشروطه سه گروه به دنبال ایجاد انحراف در مشروطه بودند؛ یک گروه عناصر فراماسونر و وابستگان به انگلیس بود که امثال تقی‌زاه و میرزا ملکم خان بودند. یک گروه دیگر روشنفکران ایرانی مثل طالبوف بودند که اگرچه فراماسون نبودند اما گرفتار تفکرات غربی بودند و فکر می‌کردند باید از نوک پا تا فرق سر غربی شد و مساله سوم سلیقه گوناگون و قدرت‌طلبان و درباریان قاجار بودند که در مشروطه درصدد انحراف بودند و تلاش داشتند استبداد شاه هم از بین نرود.
مشروطه‌چی‌ها در مدل حکومتی اختلاف پیدا کردند
وی با بیان اینکه "بعضی می‌گویند همسر سفیر انگلیس مشروطه‌چی‌ها را به سمت مشروطه فرانسوی هدایت کرد" گفت: حال این داستان درست باشد یا غلط. باید بگویم که روشنفکران به تدریج بحث مشروطه را سر زبان‌ها انداختند در حالی‌که حتی فراماسونرها این کار را نکردند. با این وجود مشروطه‌چی‌ها در مدل حکومتی اختلاف پیدا کردند. آنها یک نظام حکومتی مشخصی را مد نظر نداشتند. انقلاب اسلامی بااستفاده ازتجربه گذشته نظام حکومت خود را ولایت فقیه عادل قرار داد.
مدل انحرافی مشروطه مورد اختلاف علما بود
بادامچیان در ادامه با اشاره به مزیت انقلاب اسلامی در ارائه مدل حکومتی مشخص توسط امام(ره) در پاریس گفت: انقلاب اسلامی با استفاده از تجربه گذشته نظام حکومت خود را ولایت فقیه عادل قرار داد. در حالی که آنجا چنین چیزی نبود به جای آن مدل انحرافی به نام مشروطه آمد که مورد اختلاف علما بود. وی به ادامه مباحث مربوط به مشروطه پرداخت و به ایسنا گفت: اختلافات در مدل حکومتی در مشروطه در نهایت به این جا رسید که یک مدل مشروطه شد که شاه بماند و سلطنت کند در حالی که این خلاف اسلام بود؛ اسلام نظام سلطنتی را قبول ندارد و همه بر این مساله اجماع کردند.
غربی‌شدن مشروطه بزرگترین عامل شکست مشروطه بود
بادامچیان گفت: مدل غربی شدن مشروطه بزرگترین عامل شکست مشروطه بود اما مرحوم شیخ فضل‌الله با درک جواب ندادن مشروطه غربی در ایران با بیان اینکه مشروطه غربی ما را به سمت استعمار فرهنگی می‌برد، متمم قانون اساسی را نوشتند و وقتی این موضوع مطرح شد، مردم آن را پذیرفتند اما گروه مقابل این را قبول نکرد چون در این صورت دیگر نمی‌توانستند شاه را شاه نگه دارند؛ نتیجه این شد که سه گروه مقابله کردند و گروه مردم هم با اینها مقابله کردند. اختلاف در گرفت و کار به درگیری‌ها انجامید و شبکه فراماسونری و روشنفکران دست به دست هم دادند و خیانت کردند و عامل شکست نهضت اسلامی و عدالت محور ایران شدند و شیخ، شهید شد.
اگر مشروطه اسلامی می‌شد مشکلات پس از آن پیش نمی‌آمد
به گفته این عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی، اگر مشروطه اسلامی می‌شد این مشکلات پیش نمی‌آمد. مشروطه در میان مردم جا نیفتاد و سه طبقه سیاسی جامعه ما نتوانستند مشروطه را اداره کنند و کار به جایی رسید که از دل مشروطه رضا خان بیرون آمد. در زمانی که احمدشاه جوان بود فراماسونرها کشور را اداره می‌کردند.
عامل اصلی مشروطه، عدالت‌خواهی مردم ونظام مستقل اسلامی بودکه تابع غرب نباشد
بادامچیان در پاسخ به این سوال که چه عاملی باعث به میدان کشاندن مردم در مشروطه شد؟ به ایسنا گفت: در هر حرکتی یک عامل واحد نیست که مردم را به صحنه می‌کشاند. یک عامل برجسته است و بقیه عوامل در کنار او موثرند بنابراین عامل اصلی مشروطه عدالت‌خواهی مردم و یک نظام مستقل اسلامی بود که تابع غرب نباشد. این باعث شد که هم مردم و هم روحانیت به صحنه بیایند؛ عامل دوم فشارهای استبداد و زورگویی‌های مستبدانی بود که در داخل دیکتاتور و زورگو بودند و در مقابل خارجی‌ها ذلیل و نوکر بودند مثل ناصرالدین شاه و آقاخان نوری. وی خاطرنشان کرد: عامل سوم پیشرفت‌های انسانی در آن زمان بود، مثل صنعت چاپ و تلگراف و رفت و آمدها و آشناشدن‌های ایرانیان با صنایع غرب که عامل دیگری در مشروطه بود. عامل دیگر این بود که ایرانی‌ها یک کشور مستقل چند هزار ساله هستند و هرگز حاضر نیستند استقلال خود را از دست بدهند، این مسایل آنها را تحریک کرد. بادامچیان افزود: از سوی دیگر، فقر و نابسامانی‌های اجتماعی و عدم امنیت و زندگی بدون رفاه و پرفلاکت مردم تاثیر گذاشت. مردم به دنبال راهکار و راه چاره گشتند و در آنجا یک تحول و تغییر را می‌خواستند اما اینکه مردم تحت رهبری چه کسی قرار گرفتند، مردم می‌خواستند با دولت و شاه و سلطنت بجنگند و روحانیت رهبری آنها را بر عهده داشت که دارای نفوذ و قدرت زیادی بود و در نهضت تنباکو نشان داد که می‌توانند جامعه را رهبری کنند بنابراین جامعه به طرف آنها رفت.
روحانیت در مشروطه تا وقتی یکپارچه بودند پیروز شدند
وی تصریح کرد: روحانیت هم تا وقتی یک پارچه بودند پیروز شدند، وقتی در درونشان اختلاف شد که سه گروه شوند، یک گروه مشروطه، یک گروه مشروطه مشروعه‌طلب و یک گروه بینابین، چون سه تیم شدند در نتیجه مردم هم نتوانستند وحدت خود را حفظ کنند.
با شهادت شیخ فضل‌الله استحکام مشروطه مشروعه بیشتر شد
بادامچیان در پاسخ به این سوال که چرا مردم در برابر شهادت شیخ فضل‌الله سکوت کردند؟ گفت: وقتی هم اختلاف شد مردم سردرگم شد و نتوانستند شخصیت افرادی مانند شیخ ابراهیم زنجانی – امضا کننده حکم اعدام شیخ فضل‌الله – و تقی‌زاده را بشناسند؛ در ابتدا هم قرار نبود در جریان محاکمه حکم اعدام صادر شود. اگر مردم می‌دانستند به نظرم، جلوی آن را می‌گرفتند. اعدام یک روحانی معتبر و مجتهد به این سادگی نبودند اما به یک باره در میان جمعیت محدود، او را شهید کردند و بعد از شهادت او درگیری‌ها شروع شد اما با شهادت شیخ استحکام مشروطه مشروعه بیشتر شد، گرچه اختلافات هم بیشتر شد. نهضتی که از نظر سیاست و برنامه و رهبری و عوامل دچار اختلاف شده باشد، شکستش قطعی است.
مردم مجلس عدالت اسلامی می‌خواستند
وی در پاسخ به این سوال که مردم در آن زمان خواهان چه مجلسی بودند؟ بیان کرد: مجلس عدالت اسلامی را می‌خواستند برای اینکه بتوانند در این مجلس، مسایل مربوط به قوانین اسلام و اداره کشور را حل و فصل کنند. سخنان آنها این را نشان می‌دهد که مجلسی که قوانین اسلام را تشخیص دهد، تدبیر اداره کشور را داشته باشد و شاه اختیاردار مطلق نباشد را می‌خواستند که این با مجلس شورای اسلامی ما متفاوت است. مجلس ما قانونگذاری می‌کند، آنها مجلس خبرگانی می‌خواستند که سیاستگذاری‌ها در آن جمع باشد و به عنوان یک قوه نباشد.
مردم در مشروطه نگاه واحدی به غرب نداشتند
بادامچیان درباره اینکه آیا در آن زمان نگاه واحدی در میان مردم نسبت به غرب بود؟ گفت: خیر؛ در مشروطه مردم نسبت به غربی‌ها چند نوع نگرش داشتند. یک نگرش می‌خواست ایرانی‌ها کاملا غربی شوند و دین را کنار بگذارد و یک کشور غیرمذهبی راه بیندازند، یک نگرش هم در میان توده مردم این است که ایران باید اسلامی باشد، مشروطه و هر چیز دیگر باید منطبق با اسلام باشد و غیراسلام نمی‌شود باشد. اینها نگرششان به غرب این بود که این کار استعماری است، البته با پیشرفت‌های غرب موافق بودند، با مردم غرب هم دشمن نبودند اما به دولت‌ها چنین نگرشی داشتند. نگرش دیگر این طور اسلامی فکر نمی‌کرد و می‌گفت اگر ما ملی باشیم دلیلی ندارد بگوییم همه چیز اسلامی باشد. مردم مسلمان هستند و قوانین خود رعایت می‌شوند.
مشروطه ملی غیر از غربی است
وی درباره انواع مشروطه گفت: مشروطه ملی غیر از غربی است. برخی می‌گویند مشروطه دو تاست؛ یکی غربی و یکی مشروعه. در حالی که چنین نیست در مقابل دیدگاه شیخ فضل‌الله، دو دیدگاه دیگر وجود داشت. یکی شبیه آیت‌الله بهبهانی که می‌گفت چون مردم مسلمان هستند، نیازی به واژه اسلامی نیست. مردم خود حکومت را شکل اسلامی می‌دهند، یک دید مال ملی‌گراهاست که دین را از سیاست جدا می‌کنند و می‌گویند دین برای توده‌های عادی مردم است و سیاست باید خارج از اینها باشد و درباریان چنین نظری داشتند و می‌گفتند اینکه شاه هر کار می‌خواهد بکند مهم نیست، فقط باید کشور را خوب اداره کند و حتی می‌گفتند که خدا از شاه نماز و روزه نمی‌خواهد. بادامچیان در پایان بیان کرد: یک دیدگاه در میان مشروطه‌خواهان وابستگی کامل به غرب بود که روشنفکران این دیدگاه با افتخار خود را یا انگلوفیل یا روسوفیل می‌دانستند. یک دیدگاه هم مقابل اینها بود که غرب را استعمارگر می‌دانست. یک دیدگاه هم آنها را علاوه بر استعمارگر، مشرک می‌دانست و بعضی روابط احتیاط آمیز و بعضی روابط مشروط می‌خواستند بنابراین دیدگاه‌های واحدی در مشروطه حاکم نبود.