تغییر ذائقه یا مذهب؟
امروزه بیتردید کوکاکولا علاوه بر تسخیر زبانها و قلبهای مردم آمریکای لاتین، در آمریکای شمالی، آسیا و به طور کلی سراسر دنیا نیز چنین وضعیتی دارد. همزمان با ایام کریسمس در اکوادور که یک مملکت کاتولیک محسوب می شود، شهرها و مغازهها غرق در نور میشود. در کنار تزیینات بومی و سنتی، کریسمس در اکوادور، مترادف با کوکاکولاست. در بزرگترین پارک تفریحی پایتخت، یک قوطی غولپیکر کوکاکولا نصب شده که توجه مردم را به خود جلب میکند. یک درخت کریسمس تزیین شده نیز در کنار خرس نماد نوشابههای این شرکت به چشم میخورد. بر روی دیوارها و تابلوهای شهرها، پوسترهای تبلیغاتی کوکاکولا نصب شده است. البته این همنوایی کریسمس و کوکاکولا به هیچوجه اتفاقی نیست. چرا که به درستی کوکاکولا را میتوان دومین دین اکثر نقاط آمریکای لاتین به شمار آورد. در تبلیغات چشم نواز محصولات کوکاکولا نیز انسانهایی شاد و خندان را در آرژانتین و شیکاگو و شیلی و پرو و بولیوی میبینیم که ابعاد این سلطه را به همه نشان میدهد. البته هر چند قیمت این نوشابههای 40 تا 70 سنتی، با توجه به میانگین درآمد 5 دلاری کارگران در هر روز بسیار زیاد است، اما به طور متوسط، هر یک از مردم آمریکای لاتین، در هر روز یک قوطی کوکاکولا مصرف میکنند. عدهای ممکن است یک پروژه درسی دوره راهنمایی را به یاد آورند که با قرار دادن یک دندان در یک فنجان کوکاکولا، شاهد از بین رفتن آن در برابر چشمانشان بودند. در منطقهای که درصد اندکی از مردم به خدمات دندان پزشکی دسترسی دارند، این مسأله کوچکی نیست.
از سوی دیگر، حتی اگر مسایل فرهنگی و اقتصادی و سلامت مرتبط با استعمارگری کوکاکولا در آمریکای لاتین چندان ناخوشایند نباشد، اما سوابق برخوردهای آنان با کارگران به گونهای بوده که اکثر ابرشرکتهای دیگر را به شرمساری وا داشته است. مثلاً در گواتمالا و کلمبیا، دلایل مستندی وجود دارد که نشان میدهد، شرکت کوکاکولا با اجیر کردن چند گروه شبهنظامی، از قتل عام فعالان اتحادیههای کارگری حمایت مینموده است. و هم اینک، در سراسر قاره آمریکا، حمایت مالی از گروههای مخالف اتحادیههای کارگری، بدرفتاری با کارگران و ارعاب و تهدید و همچنین ضرب و شتم و ترور آنان، جزو ویژگیهای عملکرد شرکت کوکاکولا به شمار میآید. کوکاکولا در سراسر دنیا تنها 4 دهه پس از ساخت و عرضه کوکاکولا در سال 1886 میلادی توسط یک داروساز آتلانتایی به نام جان پمبرتون، فروش این محصول در آمریکای لاتین آغاز شد. در آن زمان، فروشندگان به دلیل وجود مقدار اندکی از کوکایین در آن، از این نوشابهها به عنوان یک دارو یاد میکردند. در سال 1927 میلادی، فروش محصولات شرکت در هندوراس، کلمبیا، مکزیک، هائیتی و برمه آغاز شد. سال بعد هم در ونزوئلا و 14 سال بعد از آن نیز در نیکاراگوئه، آرژانتین، برزیل، کاستاریکا و اروگوئه، عرضه عمومی کوکاکولا شروع گردید. نکته قابل توجه این است که امروزه سرانه مصرف این نوشابهها در مکزیک و ایسلند، در بالاترین سطح آمار جهانی قرار دارد.در این میان، باید به موارد دیگری نیز اشاره شود: ده سال پیش، سرانه مصرف مردم گواتمالا 167 قوطی در هر سال بود، اما اینک سرانه مصرف شهروندان آمریکایی لاتین به 312 قوطی در هر سال رسیده است. هر چند این عدد در ایالات متحده 852 قوطی میباشد.
استراتژیهای تهاجمی فروش و بازاریابی؛ ابزار سلطه کوکاکولا
امروزه در سایه فعالیتهای تهاجمی مدیران فروش و بازاریابی و تبلیغات شرکت کوکاکولا، رشد مصرف این نوشابهها، اعداد خیرهکنندهای را نشان میدهد. مثلاً در کاستاریکا، استفاده از دستگاههای خرید اتوماتیک، به افزایش چشم گیر تقاضا و مصرف منجر شده است. بهرهگیری گسترده از پوسترهای پرزرق و برق، پرچمها و تابلوهای نئون، گویی نشان از سیطره تمامعیار کوکاکولا بر این قاره دارد. از سوی دیگر، در کارستاریکا، در قالب طرح "مدرسه"، زمینه حضور پررنگتر کوکاکولا در مدارس فراهم شده است. در نیکاراگوئه هم در طرحی مشترک، بسیاری از دیوارها و مبلمان شهری به رنگ قرمز کوکاکولا رنگآمیزی گردیده که این کار به افزایش 40 درصدی فروش آنها انجامیده است. از دیرباز ورزش فوتبال در آمریکای لاتین طرفداران زیادی داشته و کوکاکولا با انعقاد قراردادهای تبلیغاتی سنگین، خود را به عنوان حامی رسمی این ورزش معرفی کرده است. چنین کارهایی در شرایطی صورت میگیرد که این نوشابهها اصولاً مضر بوده و مصرف آنها به ویژه برای ورزشکاران هیچ گاه توصیه نمیگردد.
زد و خوردهای خونین اتحادیهها
اکثریت کارگران صنعت نوشابهسازی در آمریکای جنوبی، تحت پوشش هیچ اتحادیهای نیستند؛ هر چند در سالهای اخیر برای تأسیس این سندیکاها و اتحادیههای کارگری، تلاشهای زیادی شده است. چرا که صدها هزار نفر در این بخش به فعالیت مشغولند. (مثلاً تنها در مکزیک، 95 کارخانه کوکاکولا، با بیش از 000/50 کارگر وجود دارد.) در یکی از شکایتهای قضایی مطرح شده در اکوادور، مقامات یک اتحادیه از انجام اقداماتی نظیر تهدید به شکنجه، ضرب و شتم، آدمربایی و ارعاب علیه اعضای خود خبر دادهاند. به علاوه، مدیران محلی شرکت، با اجیر کردن یک گروه شبه نظامی، از آنان خواسته بوند که برای ارعاب و تهدید کارگران در جهت خروج از اتحادیهها به درون کارخانه بیایند. کارگران این شرکت، ماجرای غمانگیز ترور سیگندو از فعالان یک اتحادیه کارگری کارخانجات کوکاکولا با 10 گلوله را در نوامبر 1996 میلادی از یاد نبردهاند. البته دو هفته پیش از این حادثه که در محل کارخانه روی داد، وی و همفکرانش خواستار افزایش حقوق و مزایای خود شده بودند. گروههای شبهنظامی عامل قتل سیگندو، دفتر اتحادیه را نیز به آتش کشیده و همسرش را مورد ضرب و شتم و آزار قرار دادند. در برابر همه این اقدامات وحشیانه و ظالمانه، مدیران کوکاکولا اعلام نمودند که این کارخانهها مستقل بوده و تنها از نام تجاری شرکت بهره میبرند؛ اما براساس قانون موسوم به آتکا (ATCA)، در صورت اقدام غیرقانونی یک شهروند آمریکایی در خارج از خاک ایالات متحده، دادگاههای فدرال حق دخالت و صدور حکم را دارند. لذا هم اینک چندین مورد از فعالیتهای خشونتبار صورت گرفته از سوی مدیران شعب محلی کوکاکولا در آمریکای جنوبی، در این دادگاهها در جریان است. آقای ایستو کواتس مدیر مؤسسه آموزشهای کارگری پروژه دورنمای آمریکایی (USLEAP) به این نکته اشاره میکند که اکثر ابرشرکتهای آمریکایی فعال در آمریکای لاتین، به اصول و چارچوبهای اخلاقی پای بند نیستند. وی در ادامه میگوید: "در سالهای اخیر، شرکتهای آمریکایی نساجی و تولیدکنندگان موز، گامهایی در جهت تجارت منصفانه و اخلاقی در آمریکای لاتین برداشتهاند... اما کوکاکولا همچنان تنها یک ناظر بیتفاوت است که فقط به سود مالی بیشتر و بیشتر میاندیشد." خودداری مدیران کوکاکولا از مذاکره با مدیران اتحادیهها، همراه با تهدید دائمی آنان به استفاده از گروههای شبهنظامی، از دیگر مسایل مورد توجه است.
مقاومت بیفایده است!
در سالهای اخیر، ارتش آمریکابه ساخت پایگاههای نظامی مختلفی در خاک کلمبیا دست زده است. به این فعالیتها باید ایجاد دهها پروژه اقتصادی را هم بیافزاییم. بدین ترتیب، مدیران شرکت کوکاکولا میتوانند از آزادی عمل بیشتری در استثمار و شکنجه کارگران بهره ببرند. لذا معنای جریان تجارت آزاد کشورهای جهان اول به جهان سوم را بیش از پیش میتوان درک نمود. تجارتی که با انعقاد قراردادهایی منطقهای نظیر نفتا و فتا، تسهیل نیز شده است. امروزه کوکاکولا به عنوان سمبل محض نئولیبرالیسم و سوداگری ابرشرکتی مدرن در سراسر دنیا شناخته میشود.
این ابرشرکت چند ملیتی با استثمار بردهوار کارگران ارزان قیمت خود در این بازارهای در حال رشد، استراتژیهای مدیریتی خود را بر مبنای پایمال نمودن قوانین، تجارت غیرمنصفانه، استفاده از اهرمهای قدرتمند روابط عمومی، بهرهگیری از لابیهای سیاسی، بازاریابی تهاجمی و شانه خالی کردن از پاسخگویی قرار دادهاند. گویی همانطور که مصرف کوکاکولا به چاقی مصرفکنندگان میانجامد، خود شرکت نیز روز به روز در حال فربهتر شدن است. با قدرتمندتر شدن چنین ابرشرکتهایی در عرصه تجارت، آنان به سوی افزایش دامنه قدرت و نفوذ سیاسی خود گام برمیدارند تا ابعاد سلطه خویش را گستردهتر از همیشه بنمایند. با روی کار آمدن یکی از مدیران گذشته کوکاکولا در عرصه سیاسی مکزیک، میتوان به حقیقت پیوستن آرزوی سلطه بر جهان را، از هم اینک پیشبینی نمود.