تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۶۹۹۸۷
نگاهی کوتاه به عملکرد «شبکه خبر» سیمای جمهوری اسلامی ایران
علیرضا امیرحاجبی مقدمه: امروزه بخش مهمی از جریان آزاد اطلاع رسانی در سراسر جهان در اختیار شبکه های خبری است و موفقیت شبکه هایی چون سی ان ان، الجزیره و فرانس 24 در جلب مخاطب علی رغم جوان بودنشان نشانگر استقبال مخاطبان و نیاز جوامع بشری به این جریان است. در ایران نیز <شبکه خبر> مدتی است که وارد این بازی قاعده مند رسانه ای شده است. اما جایگاه و سطح شبکه هایی مانند شبکه خبر در نظام رسانه جهانی کجاست؟ پرسش هایی از این دست محور اصلی این نوشتار است. اما باید توجه داشت که تحلیل های رسانه ای همواره به شکل تاسف آوری با مسائل سیاسی درهم آمیخته و باعث قضاوت های نادرستی در زمینه مقاصد تحلیلگر می شود. در این نوشتار سعی شده تا سرحد امکان با دوری از مسائل و مناقشات سیاسی روز صرفا به آسیب ها و فقدان های شبکه خبر پرداخته و تنها سرفصل هایی به مخاطبان و کارشناسان ارائه شود.

پلورالیسم رسانه‌ای سرفصل مشترک
جهان قرن بیستم و در پی آن بیست ویکم واجد خصوصیات متنوعی است که به شکلی جبری در رسانه ها نیز منعکس می شود که شاید یکی از مهم ترین آنان تکثرگرایی و حضور تنوع زیستی، فرهنگی، عقیدتی و سیاسی است. از سویی دیگر همین عامل پلورال که بستر اصلی جهانی سازی نیز به شمار می آید نهادهای قدرت و در پی آن رسانه های وابسته به آن را با چالش بزرگی مواجه ساخته است. در ایران نیز این چالش در رسانه هایی چون شبکه خبر به وضوح دیده می شود. انتخاب خبرها و نحوه ارائه آن، ترتیب و چینش بسته های خبری داخلی و خارجی نشان دهنده نوعی مطلق گرایی نسبت به تحولات <متنوع و متکثر> جهانی است. شبکه خبر نسبت به شبکه های دیگری چون تهران و... در بخش های خبری خود موضعی بسیار رادیکال تر را در مواجهه با خبرهای جهانی و داخلی اتخاذ کرده و می کند و در این بین سوژه ای به نام <ایالات متحده آمریکا> در پیشانی خبررسانی این شبکه می درخشد. هر چند منابع تغذیه شبکه ها در مواردی اکثرا از واحد مرکزی خبر است اما شبکه خبر گویا رسالت و اهداف دیگری را پیگیری می کند. هیچ شبکه ای به اندازه شبکه خبر به ارائه اخبار جوامع غربی نمی پردازد. این نحوه اطلاع رسانی از بحران های اخلاقی، جنسی، بزهکاری و دزدی آغاز می شود و تا سطوح بالای سیاسی ادامه می یابد. با یک نگرش سطحی می توان دریافت در هر بخش خبری اصلی بین 5 تا 6 خبر ناگوار از وضعیت اسف بار غرب در این شبکه پخش می شود.
به سرفصل چند خبر ساعت 13 در تاریخ 25 مهر 78 توجه کنید:
1- آصف زرداری به چین سفر کرد و پس از آن بخش تفسیر خبر با عنوان نگاه راهبردی دو کشور به مناسبات دوجانبه، تقابل چین و پاکستان در برابر اتحاد آمریکا و هند
2- تجمع مخالفان جنگ، زخمی و دستگیر شدن مردم در آمریکا
3- اعتراض های ضدآمریکایی در فیلیپین برضدسیاست های جهانی غذا و آتش زدن پرچم آمریکا
4- ادامه بحران اقتصادی، سقوط دوباره بورس آمریکا
حال توجه کنید به چند خبر پی درپی اخبار ساعت 13 در چهارم آبان 87 از شبکه خبر:
1- کاهش شاخص سهام در آمریکا و انگلستان
2- اخراج سه هزار نفر از کارخانه های خودروسازی پژو، دایملرکرایسلر
3- دوازده میلیون آمریکایی بی خانمان هستند
4- اعتراض وزیر امور خارجه روسیه به باج خواهی های آمریکا
5- اظهارات وزیر امور خارجه عراق درباره توافقنامه امنیتی آمریکا و اختلافات در مجلس عراق بر سر این موضوع
6- رزمایش ناتو و سه کشور حوزه بالتیک در نزدیکی مرز روسیه و نگرانی روسیه از دخالت های آمریکا در این حوزه
غلظت و چگالی بالای خبرهای مربوط به آمریکا در شبکه خبر کاملابی سابقه است. در این بین هیچ رویداد و خبر فرح بخشی در جهان غرب روی نمی دهد. از فعالیت های علمی، فرهنگی و هنری گرفته تا صنعت سرگرمی ها هیچ اثری یافت نمی شود. ابرهای سیاه تباهی سراسر جهان غرب را فراگرفته است. سوال اینجاست که آیا اینگونه خبررسانی مورد توجه مخاطبان قرار می گیرد؟
آیا چنین مخاطبانی در برابر سیل اخبار منفی از غرب واکسینه نمی شوند؟ پارادایم پلورالیسم همواره نجات دهنده و بسترساز تعاملات سیاسی- اجتماعی و در رتبه های بعدی رسانه ای است. توجه به تکثر خبری و تنوع باعث جلب و تاثیرگذاری بر مخاطب خواهد شد. گویا چنین نگرشی به هیچ وجه در چشم انداز دبیران و سردبیران شبکه خبر قرار ندارد.
ایدالیسم و رئالیسم رسانه‌ای
ویژگی دیگر جریان های رسانه ای برقراری تعادل و تناسب بین ایده ها (آرزوها) و واقعیات عینی است. این ویژگی در شبکه خبر نادیده گرفته شده است به نحوی که واقعیات به اشکال مختلف استحاله و تغییر شکل می یابد یا در نهایت کاملاحذف می شود.
شبکه خبر در تمامی اوقات و با یک مکانیسم تبلیغاتی در جست وجوی مصادیقی عینی برای تایید عقاید و ایده های موردنظر خود است. نمونه داخلی حذف خبر را می توان در روز جلسه استیضاح علی کردان دید که به نحوی مشخص مورد بایکوت خبری قرار گرفت. اما نمونه خارجی اینگونه برخوردها تحلیل و گزارش های شبکه خبر در زمینه حمله آمریکا به عراق بود. کارشناسان شبکه خبر بر این تحلیل اصرار داشتند که آمریکایی ها در عراق با مقاومتی شبیه به مقاومت لنینگراد مواجه خواهند شد و در پشت دروازه های بغداد زمین گیر می شوند! اما همگان دیدند که چنین نشد. این تحلیل ها و گزارش ها بیش از اینکه بازنمایی کننده واقعیت باشد نمایانگر آرزوهای یک سازمان است که مکانیسم های حرفه ای را جهت بیان عقاید خود ندارد. استقلال در تحلیل، خود یکی از نتایج پلورالیسم و تنوع پذیری رسانه ای است و فقدان آن نیز در پی عدم لحاظ کردن تکثرگرایی و تنوع به وجود خواهد آمد.
سیستم هایی که تکثرگرایی را نمی پذیرند خود ازجمله اولین قربانیان عملکرد خود خواهند بود. به همین دلیل است که ضریب نفوذ شبکه های خبری ایران و نیز خبرگزاری های دولتی در سطح جهانی بسیار پایین است.
در بسیاری از موارد با وقوع یک رویداد، شبکه های مختلف ایران برای چند ساعت در برهوت فقدان تحلیل به سر می برند و با یک سوال به انتظار می نشینند: <چه کنیم یا چه بگوییم؟>
رقابت و انحصارگرایی
اما نکته ها به همین جا ختم نمی شود. از سویی دیگر عدم وجود نگرش پلورالیستی باعث ایجاد نوعی حاکمیت مطلق در جریان خبررسانی می شود. جالب توجه آنکه بسیاری از کارشناسان رسانه ای رسمی نظام رسانه های غرب را به دلیل انحصارطلبی و پخش اخبار یک سویه متهم می کنند. این در حالی است که رسانه های داخلی ایران به ویژه شبکه خبر نیز واجد چنین خصوصیتی هستند. کیفیت خبررسانی وابستگی تامی به وجود فضای رقابتی دارد. آن زمان که شبکه های مستقل به عرصه بیایند شبکه های رسمی نیز مجبور خواهند شد تنوع و تکثر را در نگرش های خود لحاظ کرده تا بدین وسیله به جلب مخاطب بیشتری بپردازند. در شرایط فعلی ادعای ارتقای کیفی رسانه ملی به همین دلیل به شدت مورد تردید است.
در چنین وضعیتی اخبار داخلی از حداقل لحن انتقادی برخوردار می شود. سوال اینجاست که جایگاه منتقدان از سیاست های دولت در رسانه ملی کجاست؟ این نه شعاری دگماتیک بلکه الزامی عملی و پراگماتیک است.
شبکه خبر در این زمینه نیز عملکردی غیرحرفه ای داشته است. هیچ صدای مخالفی به عنوان منتقد دولت احمدی نژاد از این شبکه به گوش نمی رسد. این در حالی است که حتی برخی از شبکه های آمریکایی که انگ وابستگی به محافظه کاران را بر سینه دارند از منتقدان دولت بوش در زمینه های مختلف بهره گرفته اند تا سیمایی دموکراتیک از خود ارائه دهند و از سویی دیگر تعادل محتوایی بین مخالفان و موافقان حفظ شود.
بدون تردید در شرایط کنونی شبکه خبر رسانه تصویری دولت است. نشانه های این انحصارگرایی آنقدر واضح است که احتیاج به ارائه مصداق ندارد. اما یک نمونه جالب توجه در یکی از بخش های خبری ساعت 13 شبکه خبر به نحوی اغراق آمیز باعث تعجب شد: ارتباط مستقیم با خبرنگار شبکه خبر از دومین روز سفر محمود احمدی نژاد به گیلان. خبرنگار در کنار یک بیلبورد بزرگ به گزارش می پردازد؛ بیلبوردی با تصویری از رئیس جمهور با یک شعار: <گیلان همیشه بهار با طنین گام های تو سرسبز می شود!> نمونه کاملی از تولیدات رسانه ای یک کشور در حال توسعه. چنین گزارشی در گونه بندی خبری قرار می گیرد یا بخشی از تبلیغات مستقیم حامیان احمدی نژاد است؟ این خود هشداری است به مدیران سیما و به خصوص شخص مهندس ضرغامی و معاونت سیما دکتر میرباقری تا با توجه بیشتری عملکرد رسانه ای زیرمجموعه های خود را رصد کنند تا آنگاه بتوانیم از اصطلاح <رسانه ملی> در برابر بیگانگان و معاندان دفاع کنیم. جالب اینکه سخنگوی دولت از رسانه ملی نسبت به عدم پوشش فعالیت های دولت شکایت داشت!
الگوهای رسانه ای ایران اما وجوه دیگری نیز دارد که می توان حرفه ای ترین و موفق ترین آن را در صدای جمهوری اسلامی یا همان رادیو به وضوح مشاهد کرد.
تجربه چند دهه ای رادیو باعث شده تنوع و تکثر عقاید و تضارب آرا به نحو چشمگیری مشاهده شود. رادیوهایی چون رادیوگفت وگو، فرهنگ و رادیوتهران عرصه های قابل توجهی است برای تحقق این رویای نه چندان دست نیافتنی. این خود جای امیدواری است. در آینده به تحلیل رسانه های شنیداری وطنی نیز خواهیم پرداخت.