به گزارش خبرگزاری فارس، "مئیر داگان" متولد سال 1945، پیش از سفر به سرزمینهای اشغالی انسان گوشهگیری بود، با بزرگان و سیاستمداران رفت و آمد نداشت و در نشستهای سیاسی شرکت نمیکرد، در دفتر کارش تصویر یک یهودی را نصب کرده بود که در لبه یک گودال ایستاده و یک نازی از پشت سر به او شلیک میکند، خودش میگوید این شخص پدربزرگش است.داگان روابط بسیار خوبی با "یورام توربوویچ" رئیس دفتر نخستوزیری رژیم صهیونیستی دارد، آنها دائما نشستهایی دوجانبه با هم برگزار میکردند و در موضوعات سیاسی با هم همکاری خوبی داشتند."آریل شارون" جلاد صبرا و شتیلا، داگان را از زمان خدمت در ارتش میشناخت، او در مورد داگان گفته بود: تخصص داگان در بریدن سر اعراب است، او مرد مأموریتهای سخت است و بدون رعایت ضوابط اخلاقی کارش را انجام میدهد.در سال 1971 و زمانی که شارون فرمانده نیروهای رژیم صهیونیستی در حمله به غزه بود داگان را به فرماندهی یگانی ویژه به نام "ریمون" گماشت، مأموریت اصلی این یگان ربودن "متهمان" و از بین بردن آنها بود، افراد این یگان برای کشتار آموزش دیده بودند و همگی از فلسطینیها نفرت داشتند، آنها در اجرای عملیات و کشتار مردم فلسطین کوچکترین تردیدی به خود راه نمیدادند.در جنگ اول لبنان در سال 1982 وی به سمت فرماندهی یکی از تیپهای ارتش رژیم صهیونیستی درآمد بعد از آن نیز به درجه ژنرالی ارتقا رتبه گرفت و به سمت معاون رئیس شعبه عملیات ارتش منصوب شد.داگان مدتی بعد از ارتش کنارهگیری کرد، بعد از آن به مدت چند سال به سمت رئیس کمیته مبارزه با تروریست در دفتر نخستوزیری منصوب شد، در این دوره همکاریهای او با شارون ادامه پیدا کرد و در سال 2001 هنگامی که شارون خود را برای انتخابات نخستوزیری آماده میکرد، رئیس کمیته تبلیغات وی بود، بعد از انتخاب شارون به نخستوزیری رژیم صهیونیستی داگان رئیس کمیته ویژه مبارزه با سرمایهگذاری در تروریست شد و یک و نیم سال بعد به سمت ریاست موساد انتخاب شد.
شارون مأموریت تمرکز بر برنامه هستهای ایران را به عهده داگان گذاشته بود، او همچنین با انتخاب داگان به سمت ریاست موساد قصد داشت توان عملیاتی این سازمان جاسوسی را افزایش دهد، به اعتقاد شارون "آفرایم هلیفی" رئیس سابق موساد توانایی و جرأت کارهای موثر و مخاطرهانگیز را نداشت و موساد را به سازمانی در راستای وزارت خارجه اسرائیل تبدیل کرده بود.یکی از اقداماتی که داگان بعد از رسیدن به ریاست موساد آن را پیگیری کرد ایجاد ارتباط میان موساد با دستگاههای جاسوسی موازی در خارج از فلسطین بود، او که توقف برنامه هستهای ایران را به عنوان هدف اصلی در مقابل خود میدید با سفر به آمریکا سعی کرد مواضع این کشور را با رژیم صهیونیستی درباره برنامه هستهای ایران هماهنگ کند.
البته وی یک از طرفداران اصلی طرح حمله زمینی به لبنان در جریان جنگ 33روزه بود، ایدهای که بعدها به عنوان یکی از عوامل شکست اسرائیل در جنگ معرفی شد، او در روز دوم جنگ به اولمرت گفته بود که یا نیروهای زمینی را وارد نبرد کند یا اینکه جنگ را متوقف نماید.کمتجربگی اولمرت در مسایل امنیتی و نظامی باعث شده بود شدیدا تحت تسلط داگان باشد، به همین علت نیز با این تصمیم موافقت کرد.در زمان داگان بودجه سازمان جاسوسی موساد به مراتب بیشتر از قبل شد و این سازمان عملیات گستردهتری را در دستور کار قرار داد، بمباران تاسیسات هستهای سوریه و ترور حاج عماد مغنیه از رهبران حزب الله از مهمترین مأموریتهای این سازمان در زمان ریاست داگان است، ترور مغنیه آنقدر برای اسرائیل خوشحالکننده بود که اولمرت ریاست داگان بر موساد را تا پایان سال 2008 تمدید کند.