لندن در تلاش است با همسان انگارى انفجارهاى اخیر در هند به حملات تروریستى ۱۱ سپتامبر، با بهانه عدم توانایى دولت مرکزى هند براى کنترل اوضاع و بازگرداندن آرامش به کشور، زمینه هاى حضور مجدد در شبه قاره را مهیا سازد. به گزارش ایرنا، حملات تروریستى در شهر اقتصادى هندوستان، در ساعت ۳۰/۲۱ چهارشنبه شب (۲۶ نوامبر) به وقت محلى با رگبار افراد مسلح در ایستگاه راه آهن «ویکتورین چاتراپاتى شیواجى ترمینوس » آغاز شد و با فاصله زمانى نزدیک به ۱۵ دقیقه؛ رستوران لئوپولد، مرکز نریمان هاوس متعلق به یهودیان، بیمارستان کاما و دو هتل تاج محل و اوبرى تریدنت در بمبئى نیز مورد حمله قرار گرفت. با اینکه «یوسف رضا گیلانى» نخست وزیر پاکستان از حملات تروریستى در هند ابراز تأسف کرده و از آمادگى اسلام آباد براى همکارى جهت کشف عاملان ترور خبر داد اما بلافاصله پس از این حملات، «مانموهان سینگ» نخست وزیر هند در بیانیه اى با محکوم کردن این گونه رویدادها با اشاره غیرمستقیم به پاکستان، از دست داشتن «نیروهاى خارجى» سخن به میان آورد و گفت: «این حملات که به دقت برنامه ریزى و سازماندهى شده اند و احتمالابا عناصر خارجى در ارتباط هستند، به این منظور صورت گرفته که با هدف قراردادن مراکز مهم، فضاى ترور ایجاد کنند.» در همین راستا «پراناب موخرجى» وزیر امور خارجه هند با صراحتى بیشتر ادعا کرد: «بر اساس اطلاعات اولیه عناصرى پاکستانى در حملات بمبئى دست داشته اند اما در حال حاضر اسناد مربوط به این مسأله را نمى توان منتشر کرد.»
مقامات هندى براى اثبات ادعاى خود و همزمان با ادامه درگیرى ها، دو کشتى پاکستانى را به ظن ارتباط با حوادث اخیر این شهر توقیف کردند. با وجود اینکه سازمانى به نام «مبارزان دکن» مسئولیت این حملات را به عهده گرفته است اما دولت هند اصرار دارد « لشکر طیبه » سازمانى داراى گرایش هاى وهابى را که ارتباطات نزدیکى با سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (ISI) دارد، مسئول این حوادث معرفى کند. این در حالى است که این گروه در اطلاعیه اى اعلام کرد در این حادثه دخالتى نداشته است. دکن در زبان سانسکریت به معناى جنوب است و منظور از وارد آوردن اتهام حملات تروریستى اخیر به این گروه که با هویتى ناشناخته، اشاره به نام منطقه اى شامل چند ایالت جنوبى هند دارد. با این حال نخست وزیر هند ادعا کرده که «ایجاد آشوب و اغتشاش در پایتخت اقتصادى هند تحت رهبرى افراد مسلح غیرهندى است اما از تابعیت آنان اطلاع شفافى در دست نداریم.» با توجه به گستردگى و نوع سازماندهى این حملات که ترکیبى از شیوه هاى چند گروه تروریستى است، بعید به نظر مى رسد گروه مجهول الهویه اى به نام مجاهدین دکن در اولین عملیات خود این چنین حرفه اى عمل کرده باشد. از سوى دیگر، این حملات شباهت هایى به عملکرد القاعده دارد اما همانند عملیات هاى این گروه، انتحارى نبوده است.
همچنین شیوه گروگانگیرى آنها شبیه گروگانگیرى در مدرسه «بسلان» روسیه در سال ۲۰۰۴ است اما به طور کامل با آن همخوانى ندارد. باید به این نکته دقت داشت که پاکستان در وضعیتى که از یکسو هنوز در شوک ترور «بى نظیر بوتو» به سر مى برد و از سوى دیگر از برخوردارى همسایه شرقى خود از سلاح اتمى آگاه است؛ هرگز خود را وارد تنشى سخت با هند نمى کند چرا که به خوبى مى داند در صورت وقوع کوچکترین اقدام خرابکارانه اى، انگشت اتهامات به سوى اسلام آباد نشانه خواهد رفت. از این رو «آصف على زردارى» با در نظر داشتن توافقنامه اخیر هسته اى دهلى نو و واشنگتن ترجیح مى دهد با سامان دهى اوضاع داخلى پاکستان به تحکیم موقعیت خود در قدرت بپردازد تا اینکه وارد مناقشه اى شود که بى گمان به مجادله اى اتمى ختم خواهد شد. اگرچه به باور بسیارى از تحلیلگران جدایى طلبان کشمیر در مظان قوى این اتهام هستند اما بحران کشمیر به اذعان طرفین مناقشه، مسأله اى است که با مذاکره و نه با عملیات تروریستى و حمله نظامى قابل حل است. با این حال، رسانه هاى غربى در تلاشند اسلام گرایان را عاملان بحران بمبئى معرفى کرده و هدف اصلى این حملات را صهیونیست ها و اتباع آمریکایى و انگلیسى عنوان نمایند. رسانه هاى وابسته به صهیونیست ها مى کوشند با پوشش خبرى این رویداد، اخبار مربوط به جنایاتشان در غزه را بایکوت کرده و افکار عمومى جامعه جهانى را از سرزمین هاى اشغالى به شبه قاره منحرف نمایند اما روند تحولات از نقش غرب به ویژه انگلستان حکایت دارد. بمبئى معروف به دومین شهر امپراطورى بریتانیا از زمان استقرار استعمار انگلیس به مرکز «خاندان ساسون» ها تبدیل شد.
این خاندان که یهودى و از بومیان انگلیسى بودند پس از استقرار در هند به تجارت تریاک پرداختند و حوزه نفوذ خود را در اقتصاد هند تسرى دادند. انفجارهاى اخیر در لندن و شایعه به گروگان گرفته شدن چندین یهودى در حقیقت سناریوى جدیدى است که رژیم صهیونیستى قصد دارد با اتکاء به سیطره لندن بر دهلى نو، با مظلوم نمایى براى یهودیان زمینه هاى انتقال آنها به سرزمین هاى اشغالى را فراهم آورد. در همین راستا، رسانه هاى بریتانیایى با تشبیه کردن انفجارهاى بمبئى با حملات آمیا در ۱۸ جولاى ۱۹۹۴ به مرکز یهودیان آرژانتین، شرایط را براى سرکوب فلسطینیان در مناطق اشغالى مهیا سازد. همانگونه که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، ایالات متحده توانست با دستاویز قرار دادن مبارزه با تروریسم به افغانستان و عراق حمله کرده و وارد منطقه شود اینک؛ رسانه هاى انگلیسى نیز کوشیده اند با همسان انگارى این انفجارها با حوادث تروریستى در آمریکا و تبلیغ آنچه «۱۱ سپتامبر بمبئى» نام گرفته، با بهانه عدم توانایى دولت مرکزى هند براى کنترل اوضاع و بازگرداندن آرامش به کشور، بستر را براى حضور مجدد لندن در شبه قاره هموار نمایند؛ سیاستى که پیشتر با تقسیم شبه قاره به چند کشور از جمله هند، پاکستان، بنگلادش، بوتان و نپال دنبال شد و امروز در قالب طرح «بالکانیزه کردن خاورمیانه» پى گرفته مى شود.