تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۷۰۵۱۱

جاوید قربان‌اوغلی‌
1- حمله تروریستی به قلب اقتصاد هند پس از 60ساعت درگیری خونین بین مهاجمان که گفته می‌شود 12نفر بوده‌اند از یکسو و نیروهای امنیتی و ارتش هند از سوی دیگر، یکشنبه خاتمه یافت ولی پس‌لرزه‌های این رویداد بسیار مهم که برخی از تحلیلگران آن را 11 سپتامبر هند نامیدند- همچنان ادامه دارد. روز یکشنبه <شیو راج پاتیل> وزیر کشور و مسئول اصلی حفظ امنیت داخلی پس از انتقادات شدید رسانه‌ها و تحلیلگران سیاسی از سمت خود استعفا داد. اگرچه هنوز استعفای پاتیل از سوی مانموهان سینگ نخست‌وزیر پذیرفته شده، ولی استعفای ام.کی.نارایانان مشاور امنیت ملی که بلافاصله پس از استعفای وزیر کشور تقدیم نخست‌وزیر هند شد نمایانگر بحرانی است که کابینه آقای سینگ با آن دست به گریبان است.‌
ارتش هند همچنان در حالت آماده‌باش نظامی است و شهر 18 میلیونی مومبای (بمبئی) هنوز آرامش خود را پس شوک بزرگی که در دو دهه اخیر بی‌سابقه بود، بازنیافته است. از رفت و آمد به منطقه جنوبی این شهر و دروازه معروف آن که مدخل ورود استعمارگران انگلیسی به این کشور که بیشتر به یک قاره شبیه است از سوی نیروهای امنیتی ممانعت به عمل می‌آید.‌
دولت هند با بزرگنمایی بیش از اندازه اهداف تروریستها در صدد توجیه توانمندی خود برای مقابله با بحران برخاسته است. به گفته مسئولین هندی، تروریستها قصد داشتند 5 هزار نفر را از بین ببرند. بمب‌هایی که قرار بود هتل تاریخی تاج محل را بکلی ویران نماید قبل از انفجار، کشف و خنثی شده است و... قس علیهذا.‌
در اینکه حادثه اخیر یکی از بزرگترین رویدادهای تروریستی است، تردیدی نیست ولی اظهارات مقامات هندی بیشتر برای جلب اعتماد مردم به نیروهای امنیتی و توانمندی دولت در حفاظت از شهروندان خود است.‌
2- در اینکه رویدادی با این وسعت و شعاع عملیاتی و سازماندهی و لجستیک نمی‌تواند به تنهایی کار یک گروه تروریستی هر چند که بزرگ و آموزش دیده باشد، نباید تردید کرد، مگر آنکه بپذیریم نیروهای امنیتی هند آنچنان بی‌عرضه و فاقد پوشش امنیتی بر اماکن مهمی همچون دو هتل مورد هدف قرار گرفته، ایستگاه راه‌آهن شهری و... بوده‌اند که تروریست‌ها با سلاح‌های خودکار و کوله‌پشتی‌های حامل مواد منفجره و بمب‌های قوی که می‌تواند یک هتل را نابود کند به سهولت و بدون خوف و نگرانی از دوربین‌های کنترل شهر بزرگی همچون بمبئی، وارد این شهر شده و در خیابان‌ها به سوی مردم آتش گشوده و دو هتل را با تمامی مسافران آن به گروگان گرفته و یک مرکز مهم یهودی را نیز به اشغال خود در آورند. این داستان بیشتر به یک داستان تخیلی از نوع قهرمان شکست‌ناپذیر انگلیسی جیمز باند شبیه است که باور کردن آن بسیار دشوار به نظر می‌رسد. همچنان که پس از گذشت 7 سال از حادثه 11 سپتامبر توان عملیاتی القاعده برای طراحی و اجرای عملیاتی با آن وسعت را هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد. یکی از مقامات ارشد کنگره ملی آفریقا که علیه رژیم آپارتاید می‌جنگیدند و جملگی در کشورهای مختلف بلوک شرق سابق آموزش‌های نظامی، انفجاری و... دیده بودند با استهزاء ادعای مقامات آمریکا در متهم کردن القاعده در انهدام برج‌های دوقلو و حمله همزمان 4 فروند هواپیما به 4 نقطه آمریکا گفت: ما در کشور خودمان که از سوی بیش از سه چهارم جمعیت سیاه‌پوست حمایت می‌شدیم، در انفجار یک برج مخابراتی در ژوهانسبورگ و پس از چندین ماه برنامه‌ریزی ناکام می‌ماندیم، چگونه می‌توان باور کرد یک گروه در اندازه‌های هرچند بزرگ القاعده، چنین عملیاتی را در قلب نیویورک انجام دهد بدون اینکه دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی و پلیس نیرومند آمریکا از آن غافل باشد.
پس واقعیت این ماجرا چگونه است و سازماندهی عملیاتی با این وسعت در کجا انجام گرفته و چه اهدافی را دنبال می‌کند.
3- با دستگیری یکی از مهاجمان تروریست، همچنانکه پیش‌بینی می‌شد، انگشت اتهام بلافاصله به سوی پاکستان نشانه‌گیری شد. فرد مذکور در اعترافات، خود را وابسته به لشکر طیبه اعلام کرده که مقر آن در پاکستان است. این گروه علیه دولت هند در اعتراض به اشغال کشمیر مبارزه می‌کند. آقای سینگ نخست‌وزیر هند حتی منتظر پایان این غائله و کشف ماهیت تروریستها هم نشد. او در همان اولین ساعات حمله، از <کشور همسایه> که پایگاه تروریستهاست یاد کرد و اینکه این اقدام بی‌پاسخ نخواهد ماند.
رفتار اسلام‌آباد در قبال این تهاجم تروریستی بسیار مسئولانه بود و نخست‌وزیر این کشور آن را به شدت محکوم کرد. ممکن است گفته شود طبیعی است که پاکستان خود در این کار دست داشته، ولی برای رفع اتهام آن را محکوم نماید. ولی باید دید که اسلام‌آباد در چنین اقدامی چه منافعی دارد؟ ترور بی‌نظیر بوتو که حدوداً یکسال قبل انجام شد، وارثان وی را متقاعد کرده است که اگر نمی‌توانند مانع تحکیم و توسعه روابط آمریکا و هند شوند، باید با تشنج‌زدایی بین اسلام‌آباد - دهلی، و نیز پرهیز از اقداماتی که باعث نزدیکی بیشتر دهلی - واشنگتن شود، روابط خود را با آمریکا که زمانی در حد استراتژیک بود، حتی‌الامکان حفظ نمایند و بدیهی است دست داشتن در چنین اقدامی خلاف این سیاست است. پرواضح است که دولت غیرنظامی پاکستان کنترلی بر سرزمین خود بخصوص در مناطق قبایلی ندارد و اگر ارتش و یا جناح‌هایی از آن، بخصوص بخش اطلاعات از گروههای افراطی استفاده کرده و در مواقع مقتضی از آن برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای استفاده کرده و می‌کنند، این اتهام نمی‌تواند در مورد دولت کنونی مصداق داشته باشد.
4-‌ روابط بین دو کشور هسته‌ای هند و پاکستان به شدت متشنج است. برخی از تحلیلگران بروز جنگ سوم بین این دو کشور را غیرمتحمل نمی‌دانند.
برخی رسانه‌های غربی آشکارا به این جو دامن می‌زنند و با انتشار اطلاعاتی که پیشتر به تحلیل شبیه است تا خبر، درصدد افزایش تشنج بین این دو کشور هستند.
به نظر می‌رسد بحران در روابط هند و پاکستان حداقل در این برهه در راستای منافع غرب است زیرا:
 ارتش‌های دول غربی متشکل در ناتو در حل مشکل افغانستان ناتوان مانده‌اند. به تأیید همه ناظران مسائل این کشور، طالبان اکنون قدرتمندتر از همیشه در صحنه افغانستان حضور دارد. علیرغم اعزام بخشی از نیروهای نظامی آمریکایی مستقر در عراق به افغانستان آنها نیز نتوانستند مأموریت‌های خود را به نحو احسن انجام دهند. ژنرال پترائوس که پس از موفقیت در عراق به فرماندهی نیروهای آمریکا در این منطقه ارتقاء درجه یافته است، فرد باهوش و زیرکی است. او در عراق نیز نهایتاً با معامله با اقوام و طوایف محلی بر بخشی از مشکل امنیتی این کشور فائق آمده و از حجم تلفات نیروهای آمریکایی کاست.
 هند و ارتش این کشور به دلایل کاملاً روشن مایل به ایفای نقش در افغانستان است. حضور نیروهای نظامی هند در افغانستان در حقیقت کاهش نفوذ پاکستان در این کشور را در پی خواهد داشت. پاکستان از زمان شکست ارتش شوروی سابق، بیشترین نقش را در ایجاد طالبان و بدست گرفتن قدرت در کابل توسط این گروه ایفا کرد.
همچنین حضور هند در افغانستان برای کمک به نیروهای بی‌انگیزه ناتو در مقابله با طالبان و مناطق قبائلی پشتیبانی کننده این گروه، بسیار با اهمیت است.
منافع هند در این مسأله، اخذ امتیازات بزرگ از کشورهای غربی و مقابله با گروه‌هایی است که بیشترین کمک تسلیحاتی و لجستیکی را به مبارزات کشمیری(که علیه دولت مرکزی دهلی می‌جنگند و مقر اصلی آنها در مناطقی از پاکستان قرار دارد که هدف اصلی نیروهای ناتو برای مقابله با طالبان است) می‌کنند.
به نظر می‌رسد آنچه که در بمبئی رخ داد بیش از آنکه یک حادثه تروریستی صرف باشد، برنامه‌ریزی سازمان یافته‌ای است که طراحان آن خارج از منطقه و مجریان آن گروه‌هایی هستند که به آسانی بازیچه برنامه‌ریزی سازمان‌های مخوف اطلاعاتی می‌شوند؛ برنامه‌ای که می‌تواند در صورت عدم خویشتن‌داری دهلی و اسلام‌آباد به فاجعه‌ای - شاید اتمی - در منطقه منجر شود.