تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۷۰۹۸۱
گفت‌وگو با سیدمصطفی تاج‌زاده:
مقدمه: در هفته‌های اخیر و با استقبالی که دانشجویان از حضور سیدمحمد خاتمی در دانشگاه تهران از خود نشان دادند، بحث رابطه و تعامل دانشجویان و اصلاح‌طلبان و تاثیر آنها در مجموعه تحولات آتی کشور بار دیگر مطرح شده است. این بحث‌ها از یک طرف با خبرسازی‌ها و تلاش‌های تفرقه‌افکنانه رسانه‌های حامی دولت همراه بوده که البته به دلیل حساسیت و دقت نیروهای سیاسی دو طرف (دانشجویان و اصلاح‌طلبان) ناکام مانده است و از سوی دیگر، به گفت‌وگوهای همدلانه و انتقادی میان دو طرف دامن زده است. گفت‌وگوی سیدمجتبی هاشمی، از نشریه دانشجویی «باران»، با سید مصطفی تاج‌زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، یکی از این نمونه مباحث است که به‌نظر می‌رسد دامن زدن به آن، می‌تواند بر تقویت مجموعه نیروهای دموکراسی‌خواه درون و بیرون دانشگاه تاثیر مثبتی داشته باشد.

* سوال اول من این است که خصوصیات جنبش دانشجویی چیست و فضای فعلی چه تفاوتی با فضای دانشگاه در دهه 50 و 60 داشت؟
** یک نخ تسبیح بین فعالیت دانشجویی از بدو شکل‌گیری دانشگاه تا حال وجود دارد. به‌رغم گفتمان‌هایی که در هر دوره در دانشگاه حاکم است. این نخ تسبیح بوده که دانشگاه در مجموع همیشه نسبت به وضع موجود و دفاع از حقوق مردم براساس ایدئولوژی حاکم در هر دوره، منتقد وضع موجود بوده. بنابراین از همان ابتدا اینکه شعار می‌دهند دانشگاه سنگر آزادی است به یک معنا حرف درستی است و اینکه همیشه به خاطر خصلت‌هایی که داشته این امکان فراهم شده. از این جهت دانشگاه در ایران در جایگاهی قرار دارد که هیچ حکومتی نمی‌توانسته آن را نادیده بگیرد. و از آن طرف هم مردم همواره به دانشگاه به عنوان یک نهاد مرجع رجوع می‌کنند. تفاوت میان جنبش دانشجویی در دهه 50 و بعد از آن، این است که وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید در مجموع فضای کلی دانشگاه حمایت از انقلاب در همه ابعاد بود. دانشگاه از کلیت و شعار‌های انقلاب کاملا دفاع می‌کرد. البته مخالفانی هم در دانشگاه وجود داشت. در زمانی که دوم خرداد به پیروزی رسید، جنبش دانشجویی و فضای حاکم بر حمایت از نهاد‌های دموکراتیک و آزادی سیاسی در ابعاد مختلف بود. نکته آخر در پاسخ به این سوال این است که به هر حال فضای حاکم بین‌المللی بر فضا و مطالبات دانشجویی هم تاثیر زیادی دارد.
* جنبش دانشجویی سه نقطه عطف داشته. یکی در 16 آذر، یکی در 18 تیر و دیگری در ایام پیش از انتخابات. نقاط افتراق و اشتراک این سه کدامند؟
** در این سه نقطه به نظر من 16 آذر و 18 تیر از جنسی غیر از جنس جنبش دانشجویی در زمان انتخابات هستند. البته غیرمستقیم میان آنها نسبت‌هایی وجود دارد. هر کشوری که در آن انتخابات آزاد باشد و مردم و دانشجویان احساس کنند می‌توانند از طریق صندوق رأی اراده خود را محقق کنند، علی‌القاعده در آنجا دانشگاه، دانشگاه آرام و حامی خواهد بود گرچه منتقد وضع موجود باشد. مثل فضایی که بر دانشگاه‌های کشور‌های دموکرات و پیشرفته حاکم است. به محض اینکه دانشجویان فرصت پیدا می‌کنند به خیابان‌ها می‌ریزند یا دست به اعتصاب می‌زنند یا تظاهرات می‌کنند. که علت این است که در آنجا نهاد‌های حکومتی ناکارآمد هستند. اما در مورد ابعاد مشترک و متفاوت 18 تیر و 16 آذر باید بگویم، دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر کشور، دو حادثه تلخ را به خود دیده. در مورد 16 آذر، مسئله کاملا واضح است. دولت ملی و قانونی دکتر مصدق به دست رژیم شاه و با حمایت و همکاری مستقیم ایالات‌متحده و انگلستان، با زور به خیابان آمدن ارتش سرنگون می‌شود. طبیعتا وقتی این اقدام صورت می‌گیرد بلافاصله حکومت خفقان ایجاد می‌کند و این خفقان اگر قرار باشد در برابرش اعتراضی باشد یا از دانشگاه است یا از بازار یا از حوزه. در 18 تیر در واقع با این تحلیل با دانشگاه برخورد کردند که دانشگاه و مطبوعات دو بال جنبش اصلاحات هستند. اگر این دو بال را قیچی کنند اصلاحات زمینگیر می‌شود. مطبوعات را توقیف کردند و از آن طرف هم با دانشگاه برخورد کردند اما بلافاصله بعد از آن در انتخابات مجلس ششم، مردم خیلی خوب به صحنه آمدند و اصلاحات را یاری کردند و به جای اینکه جواب خشونت را با خشونت دهند، به صورت کاملا مدنی جواب مخالفان اصلاحات را دادند.
* چرا در این دوران 18تیر به وقوع پیوست؟
** این مسئله ناشی از ساخت توزیع قدرت در ایران است. البته در دوران اصلاحات فضای بسته برداشته شد، ولی نقض حقوق شهروندی وجود داشت. در دوره دکتر مصدق هم نقض حقوق بشر داشتیم، البته نه توسط ایشان ولی به هر حال صورت می‌گرفت. اما در مجموع فضا باز بود. در دوره اصلاحات هم به مانند مصدق فضای سیاسی کشور تا حدی باز شد، ولی توسط مخالفان اصلاحات خط ناامید کردن مردم برای شکست اصلاحات را پیگیری می‌کردند بسیاری از فرهیختگان و روشنفکران جامعه ناچار شدند به خارج از کشور بروند که البته این روند همچنان جریان دارد. آنها می‌خواستند مردم را ناامید کنند که به نظر من توانستند. منتها آنها دیگر فقط از خاتمی ناامید نشدند، بلکه از کل نظام ناامید شدند. یعنی عبور از خاتمی نبود، بلکه عبور از نظام بود.
* وضعیتی که بعد از 16 آذر به وجود آمد، مانند وضعیت کنونی بود. بعد از خاتمی فضا باز شد یا بسته‌تر شد؟!
** در دوره اصلاحات مشاهده کردید که خاتمی به دانشگاه آمد. دانشجویان آزادانه وارد سالن می‌شدند و به شدید‌ترین وضع به او اعتراض کردند و کسی هم کاری با آنها نداشت. اما آقای احمدی‌نژاد به امیرکبیر رفت و با وجود گزینش دانشجویان برای حضور در جلسه، عده‌ای که به ایشان معترض بودند، بعد از مراسم دستگیر و روانه زندان شدند. در دوره خاتمی بعد از ماجرای زهرا کاظمی در زندان، دولت کاملا پرونده را بررسی کرد و اعلام کرد ایشان در زندان بر اثر ضربه به سر کشته شدند ولی در دوره احمدی‌نژاد دانشجوی نخبه و دکتر ایرانی زهرا بنی‌یعقوب در بازداشتگاه جان خود را از دست می‌دهد، ولی موضوع از سوی دولت بررسی نمی‌شود.
* آقای تاج‌زاده! جنبش دانشجویی در آستانه انتخابات سرنوشت‌سازی قرار دارد. نظر شما راجع به چگونگی فعالیت دانشگاه در جریان‌های مختلف چیست؟
** به نظر من فضای غالب دانشگاه فضای مثبتی است. گرچه اختلاف آرا وجود دارد، اما تقاضا‌های زیادی برای حضور اصلاحات وجود دارد. در دانشگاه فضا به سوی آقای خاتمی گرایش دارد. حتی بسیاری از فعالان دانشجویی که به ظاهر مخالف حضور ایشان هستند، در جلسه‌ای که با ایشان داشتم، از خاتمی حمایت می‌کردند. فضای دانشگاه متفاوت است با فضای چند سال پیش که بعد از 18 تیر شکل گرفت. تومار‌هایی در دانشگاه‌های مختلف جمع شده که حمایت گسترده از خاتمی را نشان می‌دهد. ولی از آن طرف قبول دارم که دانشگاه‌های ما متکثر شده است. همچنان که جامعه ما متکثر شده و این به نفع دموکراسی است.
* این وحدت دانشگاه را در حمایت از اصلاحات یا یک جریان خاص خدشه‌دار نمی‌کند؟
** نه! ما دو نوع وحدت داریم یکی وحدت مکانیکی یا ظاهری، نمایشی یا تحمیلی و دیگری وحدتی است که در کشور‌های دموکراتیک شکل می‌گیرد که به نظر من آن وحدت مورد نیاز دانشگاه ماست. ما باید حقوق همدیگر را به رسمیت بشناسیم و در چارچوب قواعد روشنی به رقابت سیاسی بپردازیم. مگر الان در آمریکا یا اروپا، دانشجویان فقط طرفدار یک دیدگاهند؟! عده‌ای سوسیالیست هستند، عده‌ای دیگر لیبرال. عده‌ای آنارشیستند و عده‌ای فاشیست. ولی اجمالا پذیرفته‌اند که دیگران حقوق محترمی دارند. به نظر من، اگر در دانشگاه‌های ما، همه روی حقوق خود و حقوق ملت بایستند به وحدت می‌رسیم. گفتمان غالب جهان امروز برابری و آزادی همه انسان‌هاست و ما باید به حقوق شهروندی هم تجاوز نکنیم.
* شما جنبش دانشجویی فعلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** تعاریف مختلفی از جنبش دانشجویی وجود دارد. کامل‌ترین و بهترین آنها این است که جنبش دانشجویی، جنبشی است که شعار‌ها، مطالبات و رهبر مشخصی داشته باشد و دارای انسجام باشد، تریبون داشته باشد و بتواند در جامعه عمل کند و بر قدرت تاثیر بگذارد. من می‌گویم این جنبش در ایران وجود ندارد. چرا که اگر جنبش دانشجویی وجود داشت، با آن فاکتور‌های مذکور آقای احمدی‌نژاد روی کار نمی‌آمد. تفکر دانشگاه ما با تفکر دولت فعلی کاملا متفاوت است. اگر جنبشی می‌بود، نمی‌گذاشت این جریان حاکم شود. ما الان حرکت دانشجویی داریم، نه جنبش دانشجویی. امیدوارم این حرکت‌ها به جنبشی تبدیل شود که آزادی و برابری را محقق کند.
* برای تبدیل این حرکت‌ها به جنبش، چه عاملی نیاز است؟
** این مسئله مثل پدیده انقلاب است. این طور نیست که بنشینیم و تصمیم بگیریم یک جنبش راه بیندازیم. جنبش‌ها بیشتر خودشان خلق می‌شوند تا اینکه ما خودمان بخواهیم آنها را به وجود آوریم. ما نمی‌دانیم جنبش دانشگاهی چه زمانی شکل می‌گیرد، ولی در حال حاضر می‌توانیم به آن شکل دهیم. الان به نظر من، خیلی سخت بتوان انقلابی در جریان دانشجویی تصور کرد چون اصلا این نسل انقلابی نیست. به نظر من، خوب است که انقلابی نیست چرا که من معتقدم دانشجویان می‌توانند با اصلاح به خواسته‌هایشان برسند. قبلا هم گفته‌ام و امسال هم در نشست دفتر تحکیم گفته‌ام که بهترین کار برای دانشگاهیان ما دسته‌بندی مطالبات‌شان است. یکی مطالبات خود دانشگاه یا مطالبات صنفی دانشجویی.دسته دوم مطالبات، مطالبات ملی است. اینکه دانشگاه بگوید از انتخابات آزاد حمایت می‌کند، یا از احزاب آزاد حمایت کند، از آزادی مطبوعات و آزادی بیان حمایت کند. با این شیوه من معتقدم پس از چند سال این گفتمان گفتمان، گفتمان غالب جامعه می‌شود و مردم نیز همچون دانشگاه از آرمان‌های دانشگاه حمایت می‌کنند.