تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۷۰۹۹۲
نگاهی به پژوهش رسانه‌ای «اخبار بد از اسراییل»

ترجمه : مجتبی عظیمی
گروه تحقیقات رسانه ای دانشگاه گلاسکو با انتشار کتاب «اخبار بد از اسرائیل» به بیان تبعیض در انتقال اخبار منتشر شده توسط رسانه های غربی پرداخته است.این کتاب پژوهش جدید تلویزیونی در خصوص پوشش جنگ اسرائیل و فلسطین و چگونگی گزارش این پوشش با هدف تأثیرگذاری بر باورها و رفتار مخاطبان تلویزیونی است و به بررسی نقش رسانه در ساختار معرفت و آگاهی عمومی مخاطبان می پردازد.این مطالعه بسیار گسترده با انجام مصاحبه با بیش از 800 مخاطب و بررسی تحلیلهای جزئی 200 برنامه خبری تلویزیونی در یک دوره بیش از دو سال انجام شده است و مجموعه ای ازموضوعات مهم نظری در ارتباطهای اجتماعی را دربرمی گیرد.
«خبرهای بد از اسرائیل» چاپ پلوتو، نوشته گرگ فیلو و مایک بری از گروه رسانه ای دانشگاه گلاسکو است.این تحقیقات اخبار و گزارشهای منتشر شده از سوی کانال یک «بی بی سی» و «ای تی وی نیوز» از آغاز انتفاضه معاصر فلسطین را بررسی کرده است.
در این پژوهش منحصر به فرد، برای نخستین بار گویندگان ارشد و مخاطبان معمولی تلویزیون برای کار در گروه های پژوهشی گرد هم آورده شده اند تا در خصوص چگونگی آگاهی دادن به افراد و توسعه آنها به تحلیل بپردازند.
George Alagiah و Brian Hanrahan از شبکه خبری بی بی سی، Lindsey Hilsum از کانال خبری 4 و Ken Loach فیلمساز و نیز تعداد زیادی ازبرنامه سازان حرفه ای پخش تلویزیونی این گروه پژوهشی را تشکیل داده اند.
نتایج این پژوهش مؤید برتری رسمی «چشم انداز اسرائیل» بویژه در بی بی سی، جایی که با اسرائیلی ها مصاحبه می شود می باشد؛ به گونه ای که اسراییلی ها در این شبکه دوباربیشتراز فلسطینی ها مورد مصاحبه و یا گزارش قرار گرفته اند .علاوه بر این سیاستمداران آمریکایی که از اسرائیل حمایت می کنند، چهره های بسیار قوی تری در این شبکه دارند و دو بار بیش از سیاستمداران دیگر کشورها و دو بار بیش از انگلیسی ها در این برنامه ها ظاهر شده اند.
اخبار تلویزیونی این شبکه ها تقریباً هیچ چیزی درباره تاریخ و یا خاستگاه این نبرد نمی گوید.
اکثریت قابل توجهی از بینندگان تنها به این اخبار به عنوان منبع اصلی اطلاعاتشان وابسته اند، اما بیشتر آنها نمی دانند که خانه و سرزمین فلسطینی ها به اجبار وقتی اسرائیل در 1948 میلادی تأسیس شد، اشغال گردید و در1967 اسرائیل با زور سرزمینهایی را که آوارگان فلسطینی به آنجا نقل مکان کرده بودند، اشغال کرد.
بیشتر بینندگان این شبکه ها نمی دانند از آن پس فلسطینی ها در سیطره حکومت نظامی اسرائیل زندگی کرده وبا از دست دادن کنترل منابعی نظیر آب، متحمل خسارتهای اقتصادی فراوانی شدند.
اخبار بدون تفسیراین شبکه ها، آشفتگی بسیاری در خصوص اینکه چه کسی سرزمینهای تصرف شده را اشغال کرده است در بین بینندگان تلویزیونی ایجاد کرده است و بنابراین خیلی از آنها گمان می کنند فلسطینی ها اشغالگر بوده اند! بسیاری نیز به این جنگ به عنوان نمونه ای از جدال مرزی بین دو کشور برای کسب زمینهای بیشتر می نگرند.
چنانکه بیننده ای این گونه تعبیر می کند: «درک من از اخبار این است که فلسطینی ها سعی می کنند زمینهای بیشتری را برای خود به دست بیاورند و نمی توانم بپذیرم که آنها از جایی رانده شده باشند" .این کتاب همچنین عوامل دیگری را در تولید شبیه اعمال نفوذ روابط عمومی با هر دو طرف مورد بازبینی قرار می دهد.
از آنجا که دلایلی برای رخدادهای تاریخی همچون از دست دادن خانه های فلسطینی ها در ذهن بینندگان وجود ندارد، زمینه ای برای آنها فراهم آمده است که آغاز مشکلات را توام با عمل فلسطینی ها ببینند، در عوض عمل اسرائیلی ها را اغلب در خبرها صرفا در مقام مقابله به مثل فلسطینی ها بدانند برای همین است که تصور می کنند تهاجم را واقعا فلسطینی ها شروع می کنند، برای اینکه مقاله هایی که آنها از رسانه ها می شنوند، موید همین مطلب است .یکی دیگر از این مخاطبان می گوید «... اسرائیلی ها در برابر گلوله بارانی که به سوی آنها انجام می شود، از خود دفاع می کنند .
من تحت تأثیر اینکه مرزهای اسرائیل تغییر داده شده است و یا اینکه آنها زمینهای مردم دیگر را گرفته اند، قرار نمی گیرم.»( نقل از کتاب)
در گزارشهای خبری به اسرائیلی های ساکن در سرزمینهای اشغالی، بیش از نقشی که در اشغال این سرزمینها داشته اند، به عنوان جامعه ای آسیب پذیر توجه می شود؛ اما همان گونه که تاریخ نویس اسرائیلی Avi Shlaim نوشته است، آنها یک ماموریت نظامی واستراتژیک دارند، در نوک تپه ها جایگاه قدرتمندی ساخته اند که ساکنانشان اغلب تا دندان مسلح اند.
بیشتر ببیندگان شبکه های تلویزیونی، بندرت از اشغال چیزی می دانند، به طوری که برخی از آنها پس از آنکه می فهمند بیش از 40 درصد مناطق کرانه باختری اشغال شده است، اظهار شگفتی می کنند.
در اخبار این رسانه ها، تأکید بسیار زیادی بر تلفات اسرائیل از سوی فلسطینی ها وجود دارد و در حقیقت بیشتر پوشش اخبار، معطوف کشته شدگان اسرائیلی بوده است.
علاوه بر این، زبان به کار رفته توسط روزنامه نگاران برای اسرائیل و فلسطین نیزمتفاوت بوده است؛ کلماتی همچون «قساوت»، «کشتارجمعی»، «قتل به دست اوباش» و «کشتار فجیع» درباره اسرائیلی های کشته شده به کار می رفت، در صورتی که در مورد فلسطینی ها این گونه نبود. واژه تروریست برای توصیف فلسطینی ها به کار می رفت، اما هنگامی که پای گزارش بمباران مدرسه فلسطینی ها توسط اسرائیلی ها در میان بود، آن را به گروه های «افراطی» و «متعصب» منسوب کردند.
این پژوهش، نفوذ قاطع اخبار تلویزیونی را در آگاهی افکار عمومی و تأثیر قدرتمند این قابلیت که چگونه می بینیم و چگونه جهان اطرافمان را درک می کنیم، نشان می دهد. همچنین، نشان می دهد که چگونه اخبار می تواند مخاطبان خود را سردرگم و گیج کند.
این اثر جستجوی واقعی برای رسیدن به روشی ابتکاری و متفاوت برای اصلاح کیفیت اخبار و کمیت آن با تعدادی موضوعات اغلب مشکل است که روزنامه نگاران با آن مواجهند.
این پژوهش همچنین با طرح پرسشهایی جدی ازگویندگان، وظیفه خطیر آگاهی دادن صحیح به عموم و حمایت ازبی طرفی درگزارش همه طرفهای درگیر در منازعات را گوشزد می کند .نبود زمینه های صحیح تاریخی یا توضیح برای دلایل نبرد به وجود آمده برای درک مخاطبان دشوار است، زیرا باعث تأخیر در توسعه اطلاعات عمومی آنها خواهد شد .
گروه تحقیقات رسانه ای دانشگاه گلاسکو گروه پیشتاز پژوهشهای رسانه ای است که با انجام مجموعه ای از مطالعات در سال 1967 با عنوان «اخبار بد» آغاز کرد.
آنها ادعا کردند اخبار تلویزیونی بر توجه نیروهای قدرتمند و بازیگرانی در جامعه علیه گروه های با قدرت کمتر، متمرکز است.