تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۷۰۹۹۳
ارزیابی پیشنهاد بحرین در گفتگو با عبدالهیان
مقدمه: گروه سیاسی- آرش خلیل خانه: طرح پیشنهاد تشکیل سازمان همکاریهای منطقه ای با حضور ایران، ترکیه و رژیم صهیونیستی از سوی وزیر خارجه بحرین در حاشیه نشست امنیتی منامه که رویکردی امنیتی از آن برداشت می شود، بازتابها و واکنشهای گسترده ای در پی داشته است. طرح بحرین در حالی بیان شده که دو سال پیش ایران ایده تشکیل یک سازمان فراگیر همکاریهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی را به اجلاس دوحه ارائه داد.اما در طرح اخیر بحرین، گنجاندن حفره های جدید مانند رژیم اشغالگر قدس، بیانگر برخی اهداف پشت پرده، فراتر از هدف اولیه برای تشکیل یک سازمان مستقل همکاریهای منطقه ای است. خبرنگار سیاسی قدس ابعاد مختلف ایده تشکیل سازمانی منطقه ای با هدف همکاریهای امنیتی و پیامدهای ناشی از حواشی انحرافی در این مسیر را در گفتگو با حسین امیر عبدالهیان سفیر ایران در بحرین، بررسی کرده است.

* آقای سفیر !در ورود به بحث مایلیم بدانیم ملاحظاتی که ایران در ارائه ایده تشکیل سازمان همکاریهای منطقه ای به همسایگان خود داشته چیست و چه کارکردهایی را از این ساختار و سازمان مد نظر دارد؟
** دو دیدگاه در زمینه همکاریهای امنیتی در منطقه وجود دارد.طیفی از کشورها همکاری منطقه ای در همه زمینه ها از جمله مسایل امنیتی را با حضور کشورهای منطقه و مشارکت جمعی از آنان مورد تأکید قرار می دهند که ایران نیز به همین ایده استفاده و توجه دارد، اما برخی از کشورها امنیت منطقه را در تلفیق با قدرتهای فرامنطقه ای پیوند داده اند و معتقدند با تعامل کشورهای منطقه با قدرتهای نیروهای فرامنطقه ای است که امنیت قابل تضمین است.
اما استدلالهای زیادی برابر این گروه از کشورها هست که ثابت می کند حضور و مشارکت قدرتهای فرامنطقه ای نمی تواند کارکردی مفید در این زمینه داشته باشد، زیرا قدرتهای فرامنطقه ای باتوجه به منابع کشورهای منطقه به دنبال منافع هدفهای خود هستند که این منافع در برخی از مقوله ها در تعارض با منافع کشورهای منطقه قرار می گیرد مانند بحث کنترل و تسلط بر تولید و صادرات نفت از خلیج فارس که نمونه بارز آن در بحران اخیر اقتصادی غرب و تلاش آنها برای جبران خسارتهای خود از منابع منطقه مشهود است.
نکته دیگر این است که سه مفهوم انرژی، اقتصاد و امنیت مقوله های به هم پیوسته ای در منطقه خلیج فارس هستند که هر یک در راستای منافع کشورهای منطقه یک تحلیل وضعی دارد و در سطح بین المللی ملاحظات خاص دیگری را همراه خود دارد.
بنابراین، با در نظر گرفتن این مسائل و سابقه عملکرد کشورهای فرامنطقه ای در حوزه های امنیتی و آنچه در یک دهه گذشته شاهد رخ دادن آن در افغانستان و عراق بوده ایم، نظریه نقش مفید نیروهای فرامنطقه ای در کمک به امنیت منطقه نفی می شود.
آنچه را که امروزه بسیاری از کشورهای منطقه به آن باور دارند اما با وجود این باور احساس می کنند زمینه هایی باید برای اجرای آن فراهم شود، این است که کشورهای منطقه باید سازمان همکاری منطقه ای را خود ایجاد کنند که می تواند از همکاریهای اقتصادی، فنی، تجاری و مراودات فرهنگی شروع شود و تا همکاریهای سیاسی و پس از آن همکاریهای امنیتی، توسعه پیدا کند.
حتی کشورهایی که در منطقه پیمانهای نظامی با آمریکا یا دولتهای غربی دیگر دارند، هم بر این باور هستند که مجموعه شرایطشان آنها را به این وضعیت کشانده و ایدهآل آنها همکاری منطقه ای و رونق در ارتباطات با همسایگان است.
در این چارچوب و چنین فضایی بود که آقای احمدی نژاد بحث سازمان همکاریهای منطقه ای را مطرح کردند که در ماههای اخیر نیز شاهد بوده ایم آقای شیخ خالد، وزیر خارجه بحرین هم طرح سازمان همکاریهای گسترده تری را مطرح کرد که البته بزرگترین نقطه ضعف آن با وجود اشرافی که به عرصه دیپلماسی دارد، این بود که مسأله حضور رژیم صهیونیستی نیز در آن گنجانده شده بود که با مخالفتهای گسترده ای روبرو شد.
* طرح بحرین با نگاه بیرونی به امنیت منطقه تدوین شده اما نکته اصلی این است که گنجاندن رژیم اسرائیل در آن هیچ وجهه و توجیهی ندارد. از این رو، سطحی از هدفهای سیاسی خاص فارغ از هدفهای امنیتی چنین سازمانی در این ایده احساس می شود این هدفهای سیاسی به نظر شما چیست و چه تأثیری بر روند پیگیری ایده تشکیل این سازمان دارد؟
** یکی از اشکالهای اساسی این است که با وجود حساسیتها در منطقه و حتی در بسیاری از کشورهای عربی نسبت به رژیم صهیونیستی، وزیر خارجه بحرین حضور این رژیم را مورد تأکید قرار داد.
شاید نگاه آنها این بود که با این چاشنی بتوانند بخشهای گسترده تری را خارج از منطقه نیز با خود همراه کنند، اما این مسأله با واکنشهای زیادی روبرو شد و از مصاحبه های بعدی وزیر خارجه بحرین این گونه بر می آید که ایشان تأکید دارند منظورشان از اشاره به اسرائیل این بود که سازمانی که تشکیل می شود، بتواند مسأله فلسطین را هم مورد توجه قرار دهد و آنچه را که مطلوب کشورهای اسلامی است در چارچوب این همکاری سامان داده شود.
اما نکته ای که وجود دارد این است که ایران به این جمع بندی رسیده که اکنون منطقه با وجود حضور نیروهای خارجی و اشغال دو کشور عراق و افغانستان، به مرحله ای رسیده که همه به دنبال و جستجوی ثبات و امنیت در مشارکت با کشورهای همسایه و منطقه هستند و این اصلی است که دوستان ما در بحرین هم آن را درک کردند و تلاش داشته اند در چارچوب طرح آقای احمدی نژاد به نوعی آن را گسترده تر کنند.به نظر من و با شناختی که من از کشور محل مأموریت خود و بویژه وزیر خارجه بحرین دارم،می توانم بگویم، نه دولت، نه پادشاهی و نه وزارت خارجه بحرین هیچ کدام به دنبال آن نیستند که در این طرح اسرائیل را وارد مناسبات کشورهای منطقه کنند، زیرا شاهد بودیم به تازگی رهبر حماس به دعوت بحرین میهمان این کشور بود و تعامل و حمایت بحرین از فلسطین جدی است.
اما اینکه آیا برخی طرفهای خارجی که در پیگیری یا حتی مطرح کردن این ایده تحرکاتی داشته اند هدفهای خاصی را دنبال می کنند، در این مسأله شکی نیست و آنها تلاش می کنند یکی از کشورهای منطقه را جلو بیندازند تا جلودار شود و از درون منطقه مشروعیتی برای رژیم صهیونیستی ایجاد کنند.
این مسأله هر چند با توضیحات بعدی آقای شیخ خالد تا حدودی اصلاح شد، اما ضربه ای جدی را به طرحی که می توانست مفید باشد، وارد کرد.
* طرح ارائه شده ایران به شورای همکاری خلیج فارس بود و نگاه موضوعی داشت. آیا بسط این ایده فراتر از این حوزه مانند ایده بحرین از نگاه ایران مثبت تلقی می شود؟
** در این باره نظر شخصی خود را می گویم. در فرهنگ ما ضرب المثلی هست که می گوید سنگ بزرگ علامت نزدن است. من احساس می کنم این طرح سازمان منطقه ای که بحرینی ها ارائه داده اند و امثال آن، با در نظر گرفتن واقعیتهای منطقه ای طراحی نشده است.این یک سنگ بزرگ است، همان طور که طرح خاورمیانه بزرگ که آمریکایی ها دنبال می کردند، آن قدر بزرگ و رؤیایی بود که هیچ خروجی برای آنها نداشت.
این طرح ممکن است برای چند سمینار و کنفرانس چیز خوبی باشد، اما اگر بخواهیم به یک خروجی عملی برسیم، واقع بینانه طرح پروژه ای است که در اجلاس دوحه از سوی آقای احمدی نژاد مطرح شد که می تواند به عنوان گام اولیه محسوب شود تا همکاری ایران و شورای همکاری خلیج فارس در قالب مجموعه ای از همکاریهای منطقه ای شکل گیرد.
* تشکیل چنین سازمانی در منطقه با چه موانع و عوارضی روبروست؟
** طرح ایران صرفاً معطوف به مسائل امنیتی نبود، بلکه بخش اصلی آن نگاه به همکاری های اقتصادی و بازرگانی با برآیند توانمندیهای منطقه را دارد که اجرایی شدن این بخشها می تواند اعتمادسازیهای متقابلی را میسر سازد که زمینه همکاریهای امنیتی و عبور از سطح همکاریهای دو جانبه به چند جانبه را فراهم آورد.یکی از موانعی که تاکنون باعث اجرایی شدن این ایده شده، این است که آمریکا و برخی از قدرتهای فرامنطقه ای تلاش دارند سیاست «ایران هراسی» را در منطقه دنبال کنند. نمونه آن، موضع گیریهای «گیتس» در اجلاس منامه علیه ایران بود و از این مسیر تثبیت همکاریهای امنیتی و حضور خود را در منطقه در تقابل ایده همکاری منطقه ای دنبال می کنند.مانع دوم این است که اعتمادسازی در منطقه باید در دستور کار همه طرفها باشد و امری دو سویه است. ما امروز در منطقه شاهد روند رو به گسترش و تمایل کشورها به اعتمادسازی هستیم و تأثیرهای منفی حضور نیروهای بیگانه برای برخی کشورهای منطقه این تمایل را تقویت کرده است؛ اما این امر نیازمند توسعه و مراقبت است تا بستر مناسب همکاریهای منطقه ای را تقویت کند.