تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۷۱۰۲۸
گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره)
اشاره: دولت وحدت ملی به شکلی که درباره آن حرف زده می‌شود مقدور و مطلوب نیست. مبنای دولت ائتلافی و دولت موسوم به وحدت ملی، سهم‌خواهی در تشکیل کابینه است. اصلاح‌طلبان که مدعی این طرح هستند طیفی از نیروهای سیاسی هستند که از طرفداران سکولاریسم و لیبرال دموکراسی تا وفاداران به قانون اساسی و خط امام(ره) را شامل می‌شوند و تعریف روشنی از آنان وجود ندارد. همچنین در میان اصولگرایان نیز که اشتراکات مبنایی دارند، همگی سلایق یکسان ندارند. همچنین این دو طیف نیز اختلافات مبنایی دارند و امکان تشکیل دولت وحدت ملی آن هم در شرایط فعلی که نیازی به تشکیل این‌گونه دولت نیست وجود ندارد و با عقلانیت سیاسی نیز همخوانی ندارد. با حجت‌الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش در این خصوص به گفتگو پرداخته‌ایم.

* مدتی است بحثی تحت عنوان دولت ائتلافی یا دولت وحدت ملی در محافل سیاسی کشور مطرح شده است. واکنش ها نسبت به این بحث در جریان اصولگرا و اصلاح طلب را چطور ارزیابی می کنید؟
** برخی محافل خبری زمانی اعلام کردند که آقای ناطق نوری اصطلاح دولت وحدت ملی را مطرح کرد ه اند. اما طولی نکشید که این خبر از سوی آقای ناطق نوری تکذیب شد و اعلام کردند که بنده صحبتی در خصوص دولت وحدت ملی نکرده ام. این بحث از سوی برخی اصلاح طلبان و عده قلیلی از نیروهای منتسب به جریان اصولگرا دنبال شد و فکر کردند که بهترین روش برای کنار زدن دولت نهم طرح بحث تشکیل دولت وحدت ملی است. برگزاری همایش 30 سال قانونگذاری از سوی آقای دکتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی این تصور را به و جود آورد که واقعا این بحث جدی است. در این همایش از طیف های مختلف فکری و سیاسی کشور دعوت به عمل آمده بود و این موضوع را تداعی می کرد که می شود همه طیف ها و گرایش های سیاسی کشور زیر یک سقف جمع شوند و به عبارتی می شود دولت وحدت ملی را با حضور همه گروه ها تشکیل داد.
* به نظر شما این تصور که می توان در کشور دولت وحدت ملی با حضور تفکرات و دیدگاه های مختلف و بعضامتضاد تشکیل داد تا چه اندازه عقلانی است؟
** اینکه این قضیه تا چه اندازه قرین به موفقیت خواهد بود و امکان عملی شدن آن وجود دارد، محل تردید است. شاید برخی شخصیت ها مثل آقای ناطق نوری و آقای لاریجانی که از وحدت سخن گفته بودند منظورشان وحدت نیروهای اصولگرا و معتقد به امام (ره) و انقلاب است. یعنی چیزی شبیه شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی که در انتخابات گذشته شکل گرفت و تلاش داشت با وحدت نظر یک کاندیدا را برای حضور در رقابت انتخاباتی معرفی کند و یا چیزی شبیه جبهه متحد اصولگرایی در انتخابات مجلس هشتم اما در همایش 30 سال قانونگذاری ما شاهد حضور شخصیت هایی بودیم که در دایره اصولگرایی نمی گنجند و حتی مشکلات اساسی با نظام جمهوری اسلامی دارند.
* یعنی به نظر شما نمی توان همایش 30 سال قانونگذاری را در راستای دولت وحدت ملی در چارچوب اصولگرایی دانست؟
** کسانی در آن نشست دعوت شده بودند که در گذشته در نهضت آزادی فعالیت می کردند و امروز هم فعالیت می کنند، کسانی که امام (ره) اسلام آنها را رسما آمریکایی دانست و خطر آنها را از سازمان منافقین بیشتر می دانست. کسانی که در دوران انقلاب خون به دل امام (ره) کردند در این نشست دعوت شدند. کسانی که مبنای فکری آنها لیبرالیسم است و سال ها از سکولاریسم واومانیسم دفاع کردند در این نشست دعوت شده بودند. 135 نفری که نامه ذلیلانه و بی ادبانه به مقام معظم رهبری نوشتند و ترس و زبونی خود را در کاسه زهری ریختند و می خواستند به خورد رهبر عزیز بدهند در این نشست بودند. کسانی که در مجلس ششم تحصن را سامان دادند و می خواستند نظام را تحت فشار قرار دهند تا شورای نگهبان افراد ناصالح را تائید صلاحیت کند به این نشست دعوت شده بودند . همچنین کسانی که جامعه محترم مدرسین حزب آنها را نامشروع اعلام کرده بود، دعوت شده بودند. حال آیا اصولگرایان می توانند با یک چنین افرادی زیر یک سقف گرد هم آیند و دولت وحدت ملی را تشکیل دهند.
قطعا اصولگرایان با کسانی که اعتقادی به اصول انقلاب ندارند، قانون اساسی را پل زدند ، سال ها تاکید کردند التزام عملی به ولایت فقیه را باید حذف کرد و حتی حاضر به نافرمانی مدنی شدند نمی توانند ائتلاف کنند و دولت وحدت ملی تشکیل دهند. اگر ما به دنبال دولت وحدت ملی هستیم باید در چارچوب اصولگرایی عمل کنیم و با کسانی که اصول و ارزش های انقلاب را قبول دارند هرچند که در روش با یکدیگر اختلاف سلیقه دارند ائتلاف کنیم.
* به هر حال حتی اگر اصولگرایان به دنبال وحدت هستند و می خواهند دولتی تشکیل شود که با اتفاق نظر اکثریت اصولگرایان شکل بگیرد باید یکسری خطوط قرمزی را برای خود ترسیم کنند تا ایجاد شبهه نشود. به نظر شما این خطوط قرمز چه چیزهایی است؟
** اگر کسی آن هشت مولفه ای که مقام معظم رهبری برای اصولگرایی تبیین کردند را قبول داشته باشد و اصولگرا به معنای واقعی کلمه در عمل و نظر باشد می توان با او از وحدت سخن گفت. امکان ندارد در شرایط کنونی و باتوجه به معیارهای اصولگرایی، مجموعه جریان اصولگرا به این نتیجه برسد که دولت احمدی نژاد باید کنار گذاشته شود. امکان ندارد کسی به آن هشت مولفه اعتقاد داشته باشد اما به دولت نهم اعتقادی نداشته باشد. امکان ندارد کسی به ولایت فقیه اعتقاد داشته باشد اما به تخریب و سیاه نمایی علیه دولت بپردازد و برای کنار گذاشتن و ساقط کردن آن تلاش کند.
اولین تصویری که از دولت وحدت ملی به ذهن می رسد این است که دولتی تشکیل شود که اعضای کابینه از همه احزاب کشور انتخاب شوند و هر گروهی سهمی در دولت داشته باشد.
* آیا همان کسانی که امروز دم از دولت وحدت ملی می زنند آن روز که قدرت اجرایی کشور را در دست داشتند اعتقادی به دولت وحدت ملی داشتند؟ آیا آنان از نیروهای سایر احزاب منتقد و مخالف خود در کابینه بهره می گرفتند؟
** عملکرد این افراد و گروه ها کاملاروشن است . آنها در زمانی که در مسند قدرت قرار داشتند اعتقادی به دولت وحدت ملی نداشتند و سعی کردند کسانی را که همفکر و هم حزبی خودشان بودند بر سر کار بیاورند. تغییر گسترده مدیران حتی تا پایین ترین سطح مدیریتی در سطح کشور گواه این ادعا است . اما امروز اینها از دولت وحدت ملی سخن می گویند اگر ما تاملی در خاستگاه این شعار داشته باشیم می بینیم که این اصلاح طلبان هستند که طراحان اصلی این شعار هستند. علت این است که اصلاح طلبان امیدی به پیروزی در انتخابات ندارند. لذا آنان به دنبال ایجاد اختلاف در بین جوانان اصولگرایی هستند تا اگر دولتی اصولگرا هم روی کار می آید شکننده و مورد اتفاق همه اصولگرایان نباشد و از سوی دیگر اگر این ایده محقق شود آنان نیز سهمی از قدرت را به دست آورند. برخی از اشخاص ساده لوح در جریان اصولگرا تحت تاثیر این شعار ها قرار می گیرند و بدون اینکه به انگیزه و مبداء این شعار توجه کنند به آن دامن می زنند و آن را تکرار می کنند.
* جریان اصلاح طلبی با تعددکاندیداها و تردیدهای آنان برای حضور در رقابت های انتخاباتی مواجه است به طوری که برای تسریع در روند معرفی نامزدها زمان تعیین کردند. به نظر شما این تردیدها و تعلل ها ناشی از چیست؟
** عمده ترین دلیل این است که اصلاح طلبان و کاندیداهای شاخص آنها به این نتیجه رسیده اند که رای چندانی در انتخابات آینده ندارند. آنها نظرسنجی هایی انجام داده اند که به آنها توصیه می کند وارد عرضه نشوند هرچند که آنها نتایج نظرسنجی را اعلام نمی کنند. انتخابات های گذشته طی 3 سال اخیر هم به خوبی نشان داده که آنان اقبال چندانی در میان مردم ندارند.
چند ماه پیش ما انتخاب مجلس شورای اسلامی را داشتیم که نتایج حاصله به خوبی نشان داد که اصلاح طلبان با شکست سنگینی مواجه شده اند. در تهران ما دیدیم که 29 نفر از اعضای لیست جبهه متحد اصولگرایان راهی مجلس شد و تنها یک کاندیدای اصلاح طلب آن هم با مشارکت رای کمی از کاندیدای اصولگرا به مجلس راه یافت. مگر از چند ماه گذشته تا به امروز اتفاق خاصی رخ داده که یکباره نظر مردم درخصوص اصولگرایان تغییر کرده باشد. مردم همچنان به گفتمان اصولگرایی معتقدند و آن را به سایر دیدگاه ها ترجیح می دهند. ما در آن زمان دیدیم که لیست اصلاح طلبان ازحمایت معنوی آقای خاتمی هم استفاده کرد و از شخصیت ایشان مایه گذاشت اما نتیجه ای نگرفت و دیدیم که در دور دوم عکس ایشان را از لیست خود برداشتند تا بیش از این آقای خاتمی را خرج نکنند.
* آیا نظر واحدی برای حضور یا عدم حضور در انتخابات ریاست جمهوری در جریان اصلاح طلبی وجود دارد؟
** عده ای از آنان معتقدند که اگر کاندیدای شاخص آنها در انتخابات حضور پپدا کند در برابر کاندیدای اصولگرایان شکست خواهد خورد و اگر این اتفاق نیفتد اصلاح طلبی برای همیشه دفن خواهد شد لذا معتقد به حضور در این انتخابات نیستند. اما عده ای هم هستند که با اینکه می دانند رای در میان مردم ندارند اما می گویند اگر با نیروهای شاخص و شناخته شده ای حضور پیدا کنیم شاید بتوانیم به پیروزی برسیم و بار دیگر قدرت را به دست بگیریم. به همین دلیل است که روی شخص آقای خاتمی اصرار زیادی می کنند. لذا در حال تردید جدی هستند و می دانند که چه در این انتخابات شرکت کنند و چه شرکت نکنند امکان پیروزی ندارند.