تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۷۱۴۶۲
مقدمه: روز گذشته مجمع نمایندگان ادوار مجلس طی بیانیه‌ای که نسخه‌ای از آن نیز در اختیار همبستگی قرار گرفت پیرامون حوادث اخیر کشور که به دنبال چاپ کاریکاتور موهن در روزنامه ایران روی داد ضمن تحلیل ماجرا به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خویش پرداخت. مشروح این بیانیه را با هم مرور می‌کنیم:

انتشار کاریکاتور در روزنامه ایران جمعه سبب بروز حرکت‌های اعتراضی در شهرهای گوناگون شد. هموطنان آذری به دلیل آنکه این مطلب را توهینی به خویش دانسته با برپایی راهپیمایی و تظاهرات به این اقدام روزنامه ایران اعتراض کرده و برخی خواسته‌های مدنی خود را فریاد کردند. به اموال عمومی و بانک‌ها نیز در برخی از شهرها خسارت‌ها و آسیب‌هایی وارد شد. گروهی دستگیر و زندانی شدند. گروهی این حرکت را به آنسوی مرزها نسبت دادند. روزنامه ایران با نظر هیأت نظارت بر مطبوعات از کار بازماند. دو تن از روزنامه‌نگاران به زندان افتادند. با نگاهی کلی به آنچه که گذشت پرسش‌هایی برای پاسخ یافتن شکل می‌گیرد که پرداختن به پاره‌ای از آنها خالی از فایده نیست. گر چه تحلیل این رخداد و رویدادهای مشابه نیازمند بررسی علمی و کارشناسانه‌تری است که ضرورت دارد صاحبنظران و اندیشمندان در فرصت مناسب به آن بپردازند.

1_ گر چه تظاهرات و اعتراض‌ها به بهانه انتشار مطلب طنز روزنامه دولتی ایران شکل گرفت، اما ریشه‌های این حرکت‌ها را باید در واقعیت‌های اجتماعی و نیازها و خواسته‌های انباشته و پاسخ نیافته مردم جستجو کرد. حقوق شهروندی و تلاش برای به رسمیت شناخته شدن این حقوق نه تنها از سوی هموطنان آذری بلکه از سوی همه گروه‌های قومی و مذهبی و به عبارتی روشن خواست مشترک ایرانیان است. جنبش‌های اجتماعی و سیاسی در ایران سال‌ها است که درخواست این حقوق را به شکل‌های گوناگون فریاد و بروز داده است. به دلیل بی‌توجهی به اندیشمندان و صاحب نظران در حوزه مسایل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و بهره نگرفتن از دانش و تجربه این گروه‌ها و فرو کاستن این گونه مسایل پیچیده به شعارهای سطحی و به ظاهر ساده، بر پیچیدگی‌های اجتماعی افزوده شده و راه‌های دشوار جایگزین راه‌های ساده می‌شود. باید با درس گرفتن از واقعیت‌ها راهی مناسب برای برون رفتن از تنگناها جستجو کرد. تنها راه، فراهم کردن امکان مشارکت بی‌مانع مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی و رعایت قانون و پاسخگو شدن همه ارکان قدرت و حاکمیت است.

2_ برخی مطالبات و اعتراض‌ها را به بیگانه نسبت دادن بیگانه‌ترین سخنی است که به گوش می‌رسد. نمی‌توان شرکت مردم در مراسم ملی و دولتی را قهرمانی مردم دانست و هم زمان اعتراض آنها به مواردی دیگر را سخن بیگانگان پنداشت. مردم ایران از هر قوم و مذهب در عین دفاع از یک پارچگی سرزمینی و پایداری در برابر هجوم بیگانگان و مقاومت در سختی‌ها و پای فشردن برای استقلال و آزادی کشور خواست‌ها و نیازهایی دارند که باید بتوانند به گوش مسوؤلان برسانند. آزادی مطبوعات؛ آزادی احزاب؛ و آزادی برگزاری تجمع‌ها و راهپیمایی‌ها از سوی قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. کسانی که در برابر این امر قانونی مانع ایجاد می‌کنند بزرگترین آسیب رسانندگان به وحدت ملی هستند. به کارگیری ادبیات نادرست و خشن در برابر هر حرکتی از سوی هر کس که باشد پذیرفته نیست. تجربه نشان داده است که بزرگنمایی اشتباهات و به کارگیری زور در مناسبات اجتماعی به تولید و بازپروری چرخه خشونت تبدیل می‌شود. این پدیده سم مهلک مردم‌سالاری و دموکراسی است. روشن است که اندک کسانی نیز در پی استفاده نادرست از احساسات مردم بوده و برای انحراف خواسته‌ها همه کوشش خود را به کار گیرند. بی‌تدبیری سبب می‌شود حقوق دیگران در برابر این اندک آسیب بیشتری ببیند.

3_ هنگامی که روزنامه‌نگاری آنسان که خود می‌گوید ناخواسته سبب نگرانی گروهی از هم‌وطنان شده است و خود پیشاپیش به پوزش نشسته است چرا راه بر جبران اشتباه و اصلاح خطا باز گذاشته نمی‌شود؟. بستن روزنامه و به زندان انداختن روزنامه‌نگار و بیکاری گروهی از شریف‌ترین فرزندان میهن درمان دردی نیست که بروز کرده است. در این سال‌ها بسیاری از روزنامه‌نگاران و دانشجویان قربانی عیش و عزا بوده‌اند پرسش این است که آیا باز هم بستن‌ها و گرفتن‌ها راه کار مناسبی است؟ هر چند به تجربه دریافته‌ایم که استفاده از این گونه اقدامات تنها به پنهان شدن دردهای پیدا منجر شده و درمان را دشوارتر می‌کند. نگاه امنیتی _ نظامی به پدیده‌های اجتماعی راه را بر تحلیل درست رخدادها می‌بندد. هنگامی که نشریه‌ای بسته می‌شود؛ نویسنده‌ای قلم بر زمین می‌گذارد؛ کاریکاتوریستی تصویر نمی‌کشد و طنزپردازی دل سرد می‌شود؛ درد گران‌تر و مشکل‌ سنگین‌تر جلوه می‌نماید.

4_ آزادیخواهی، حقوق شهروندی؛ اجرای عدالت خواست مردم است. صدای آذربایجان صدای تهران، صدای تهران صدای کردستان و لرستان، صدای بلوچستان صدای کرمان و خوزستان؛ صدای یزد، اصفهان؛ خراسان؛ مازندران، صدای ترکمن‌صحرا صدای گیلان صدای فارس است. این صدای واحد صدای یک‌پارچگی و همبستگی ایرانیان است. خواست مردم ایران یکی است. آنها آزاد زیستن، از نعمت‌های مادی بهره بردن و از رفاه سهمی را داشتن حق خود می‌دانند. همین مردم انتخابات آزاد را که در قانون اساسی بر آن تاکید شده است حق خود به شمار می‌آورند و استفاده ابزاری از قانون را به رسمیت نمی‌شناسند. ایران ملک مشاع همه مردم ایران است. همه حق دارند در برابر قانون مساوی باشند، حق دارند که از دادرسی عادلانه بهره ببرند. حق دارند در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت داشته باشند. این صدایی است که بایستی به درستی شنیده و به نیکی پاسخ داده شود. وحدت ملی در گرو شنیدن درست این خواست ایرانیان است.  

5_ در زمانه‌ای که همبستگی ملی به عنوان نیازی اساسی برای روبه‌رو شدن با تنگناها و برون رفت از مشکلات مطرح می‌شود نباید تنها به شعار بسنده کرد، بلکه بایست با همه توان اسباب همبستگی را فراهم ساخت. همبستگی با شعار به دست نمی‌آید. پایه‌های همبستگی با ارج گذاشتن به انسانها و کرامت انسانی، با تامین آزادی‌ها قانونی همه اقشار جامعه؛ و ایجاد فرصت برابر برای همه ایرانیان محکم و پایدار می‌شود. نباید با تنگ نظری فرصت‌ها را از دست داد و هر درخواستی را نتیجه برنامه‌ریزی دشمن بیرونی دانست.

6_ مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی که در برگیرنده نمایندگان همه اقوام و گروه‌های ایرانی است از هم‌وطنان آذری انتظار دارد که مطالبات خود را با روش‌های مدنی و قانونی دنبال کرده و اجازه ندهند که روش‌های نادرست راه را بر تامین خواست‌های درست آنان ببندد.