به طور کلی شیوه جنگ تبلیغاتی سیاسی جهتدار در ادبیات سیاسی امروزه بخش جداییناپذیر از سیاستهای دولتها در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محسوب میشود. زیرا با استفاده از این حربه میتوان افکار عمومی را که گاه و در بسیاری مواقع به شکل توده قرار دارد به صورتی منظم درآورد و به اعمال خود رنگ و جلای مشروعیت بخشد.
برخی کارشناسان علوم ارتباطات و رسانهای معتقدند افکار عمومی در رابطه با یک موضوع زمانی شکل میگیرد که یک سری رویدادها مطالب و موضوعها حول یک محور مرکزی در جریان قرار گیرد. سپس با تاکید برخی بر نکات مساله برای مردم به صورت بزرگنمایی شده بیان شود و با استفاده از تکرار طوری عمل شود که عموم مردم نسبت به موضوع دارای شناخت، جمعبندی و حتی موضعگیری مثبت و منفی شوند و وقتی قطبهای (مثبت و منفی) در اجتماع پدید آمد این به معنی آن است که افکار عمومی شکل گرفته است. به عنوان مثال در جنگ علیه افغانستان و عراق بسیاری از کشورها از مدتها پیش از حمله به این دو کشور دست به تبلیغاتی بسیار گسترده در خصوص تروریسم، سلاحهای شیمیایی، میکروبی و کشتار جمعی زدند و بنا به برخی موسسات معتبر نظرسنجی در آمریکا سه روز پیش از جنگ با عراق نظرسنجیها حاکی از این بود که 69درصد شهروندان آمریکایی نسبت به جنگ موضعگیری مثبت نشان میدادند. در حالی که در داخل این کشور گروههای زیادی مخالف جنگ بودند.
لذا افکار عمومی را باید با تبلیغات امری گرهخورده تلقی کرد که به هدف جهت دادن به افکار عمومی و نظرات مردم استفاده میشود.
بسیاری رسانهها را عامل اصلی تاثیرگذار و تکمیلکننده در شکلگیری، جهتدهی، خنثی کردن و نابود کردن افکار عمومی میدانند.
برخی از کارشناسان و جامعهشناسان افکار عمومی را مجموعه اندیشههایی که برای عموم بیان میشود تعریف کردهاند.
آنها افکار عمومی را تابعی از عوامل فرهنگی، جغرافیا، منطقه و زمان میدانند. منظور این افراد از افکار عمومی افکار و عقاید رسمی است که مردم مجبور به پذیرش آن هستند و مطالب از پیش تعیین شده توسط گردانندگان افکار عمومی که معتقدند «من تعیین میکنم که چه کاری انجام بدهی، به چه مطالبی گوش دهی و به چه چیزی فکر کنی و بیندیشی» میچرخند.
صورتهای تبلیغات
برخی از متفکران علوم ارتباطات معتقدند تبلیغات چه به صورت سیاسی و یا تجاری، اقتصادی آن شکل و صورتی از ارتباطات منظم شده است که با هدف خاصی انجام میگیرد.
افراد اعم از نظریهپردازان به عنوان مغز جریان تبلیغات و رهبران فکری و چه مجریان آن که صاحبان رسانهها، شبکهها و مطبوعات هستند سعی دارند با ارایه روشهای مختلف و شیوههای جذاب و جدید راهکارهایی را برای جلب مخاطب با مشتریان خود تدارک ببینند تا با این اقدام خود هم در بعد تجاری افراد جامعه کالاهای جدید و مدرن تولیدی کارخانههای خود را خریداری کنند و هم در بعد سیاسی یا جریانسازی و جهتدهی به اندیشههای مردم فرصتهای جدید را نزد افکار عمومی رقم زنند.
به طور کلی روند استفاده از تبلیغات هرچند ریشه در الواح گلی به دست آمده در تمدن بینالنهرین، سومر و مصر بازمیگردد اما روند بکارگیری از آن به شیوه جدید با اختراع چاپ در گام نخست وارد مرحله جدیدی در ابعاد تجاری و فرهنگی شد با ورود به عصر صنعتی شدن در اروپا شتاب بیشتری این موضوع به خود گرفت با ورود به عصر مارکونی و اختراع رادیو و تلویزیون و سپس ماهواره این تغییرات بسیار دگرگون شد و به طرز معجزهآسایی تبلیغات سیاسی و تجاری وارد زندگی افراد و خانواده و اجتماع شد و نقطه عطفی در استفاده از تبلیغات را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه رقم زد.
پروپاگاندا
بسیاری از کارشناسان علوم ارتباطات سابقه تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا را مربوط به سال 1622 میلادی یعنی آن هنگام که پاپ گریگوری در واتیکان تصمیم گرفت جامعه ترویج ایمان کلیسای کاتولیک را فعال کند مرتبط میدانند در آن سال وظیفه این هیات به عهده کشیشی به نام پروپاگاندیست قرار داده شد از آن جا که فعالیت آن اشعه باورهای واتیکان در قاره آمریکا در مخالفت با پروتستانها بود لذا تبلیغ معنایی مذموم یافت.
البته پروپاگاندا از نظر لغوی یعنی انتشار عقاید و ترویج افکار منتهی امروزه به معنی تبلیغ سیاسی به کار میرود. زیرا این واژه با برخی مفاهیم دروغ، تحریف، نیرنگ، تحریک، جنگ روانی و شستوشوی مغزی هم پیوند خورده است.
در فرهنگ و بستر پروپاگاندا به معنی: تبلیغ هرگونه نشر و ترویج گسترده و سازمانیافته ایدهها، نظریهها و کارهای شخص و... برای پیشبرد یک هدف و با ویران کردن هدفی متضاد با آن هدف معنا شده است.
در دایرةالمعارف علوم اجتماعی تبلیغ تکنیکی است برای تاثیرگذاردن بر رفتار انسان به وسیله استفاده ماهرانه از نمادها و نشانهها.
کارشناسان علوم ارتباطات تبلیغ را عمدتاً به سه صورت تبلیغ سفید، سیاه و خاکستری تقسیمبندی کردهاند.
در تبلیغ سیاه اطلاعات منتشر شده را به منبع کاذبی نسبت میدهند، البته احتمال دارد اصلاً منبعی هم وجود نداشته و اطلاعات هم غلط باشد. در این جا هدف فریب و نیزنگ است که به دروغ بزرگ معنی شده است. در این تقسیمبندی منبع اصلی و اولیه مخفی میشود و آن قدر موضوع حاد و داغ و با اهمیت بیان میشود که رسانهها آن را نقل میکنند.
در تبلیغ خاکستری منبع خبر به درستی اعلام میشود و قابل اتکا هم هست ولی اطلاعات درست نیست و چیدمان اطلاعات نتیجه الزاماًً غیریکسان با مطلب اولیه دارد. اما در تبلیغ سفید تکلیف گیرنده با فرستنده روشن است انتشار اطلاعات صحیح و نحوه ارایه و چیدمان به نحوی است که فرستنده پیام خیرخواه و صاحب حسننیت معرفی میشود.
در این بخش منبع پیام مشخص است و میداند پیام از چه کانالی انتشار مییابد همچنین محتوای پیام صورت روشن و آشکار دارد و هدفش یا اعتمادسازی و جلب اطمینان یا مادی و برای نیل به مقاصد اقتصادی و تجاری است.
اهداف پروپاگاندا
پروپاگاندا هدفش نفوذ، متقاعد کردن، دگرگون کردن، متضاد کردن، ویران کردن و محور کردن و در نهایت بر برانگیختن عواطف معطوف است. پروپاگاندا با هدف آماده کردن مردم برای قبول عقایدی معین به واسطه تبلیغ آمیختن حقیقت با دروغ است.
امور و اشیا عمدتاً به صورتی جلوه مییابد که باعث تمکین مردم به خواستههای او میشود. محتوای پروپاگاندا را کارشناسان علوم ارتباطات مجموعهای از افکار عقاید ارزشها معنویات پرداختههای فکری شایعهای نیمه راست یا دروغ میدانند. در جنگ افغانستان و عراق رسانههای جمعی و شبکههای تلویزیونی در تهییج افکار عمومی و ضروری نشان دادن اقدام نظامی را به عمل آوردند.
در گذشته نیز هیتلر به واسطه گوبلز وزیر تبلیغات آلمان رایش نیز از حربه تبلیغاتی به خوبی استفاده کرد. او توانست به واسطه برخی تکنیکها و روشهای منحصر به فرد خود و استفاده از فیلمها و برنامههای تلویزیونی و رادیویی افکار عمومی را برای قانونی جلوه دادن حملات خود همراه کند.
او با بیان کردن ساده مطلب، بزرگنمایی، اغراق و برانگیختن احساسات با حربه تکرار مدام و توجه به ارزشها و گزینش حقایق و مطالب گام موثری در سرایت روانی برداشت، رسانهها و ماهواره امروزه اقناع را در تبلیغات شبکهای و زنجیرهای توام با تکرار و بزرگنمایی بهترین و موثرترین ابزار برای حل مناسبات و طرح موضوع میدانند. به عبارت دیگر از رسانههای همگانی به عنوان وسیله اصلی برای بسیاری از جاذبههای اقناعی استفاده میشود. زیرا علاوه بر تنوع گسترده روشها ابزار نوینی را برای تبلیغات پدید آورده است.
در پروپاگاندا عمدتاً سعی میشود با برچسب زدن بر یک ایده جریان فرد بدون ارایه هیچ دلیل و مستنداتی استفاده شود. در دستیابی به فعالیتهای صلحطلبانه هستهای ما امپراتوری خبری تلاشش بیشتر به این حربه تبلیغاتی معطوف بود که ایران قصد دستیابی به بمب اتمی دارد در این تکنیک توجه به عوامل پسزمینه نیز بسیار موثر بود و سعی میکند ذهنهای افکار عمومی در دنیا را با استفاده از این حربه به خود مشغول و سپس همراه کند.
پیش اقناعی عامل موثر در تبلیغات
اولین مبحث در پیش اقناعی استفاده و به کارگیری از کلمه و جملههای اثرگذار است با هدف جلب توجه در این روش اهمیت ویژهای دارد. سپس استفاده از تصویرهایی که در ذهن وجود دارد تا تاثیرگذاری پیام بهتر قرار گیرد.
رسانههای جمعی در ایجاد این تصویر ذهنی از جهان در مردم نقش غیرقابل انکاری دارند در این میان گفته مشهوری وجود دارد رسانههای جمعی شاید اکثر اوقات در تعیین آنچه که خوانندگان و شنوندگان و بینندگان درباره آن فکر میکنند موفقند. موضوع دیگر در زمینهسازی برابر تاثیرگذاری پیام نقش تبلیغات در تصویرسازی است که رسانههای جمعی و حرفهای جهان با آن آشنایند ما این موضوع را در جنگ خلیجفارس و حمله عراق به کویت و تهاجم کشورها با ایالات متحده آمریکا به افغانستان و عراق با مهارت انجام شد و افکار عمومی جهانی را به سمت و سوی دلخواه و مطلوب امپراتوریهای خبری سوق داد.