رضا انصاری
نگاه اول: 1/3/84 مقام معظم رهبری سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی را به سران سه قوه ابلاغ کردند.
نگاه دوم: 30/11/85 مقام معظم رهبری از اقدامات انجام گرفته برای اجرای سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی ابراز نارضایتی کردند. پرسشهایی که در ذهن هر خوانندهای مطرح میشود این است که مهمترین مولفههای این سیاستها چیست؟ چرا عالیترین مقام کشور از اقدامات انجام گرفته ابراز نارضایتی میکنند؟
عمدهترین موانع و مشکلات چیست؟ چگونه میتوان آنها را حل کرد؟ در پاسخ باید به چند نکته توجه کرد.
نکته اول؛ روح حاکم بر سیاستهای ابلاغی رهبری، توانمندسازی بخش غیردولتی برای حضور در بازارهای رقابتی جهان، تغییر نقش دولت از بنگاهداری به سیاستگذاری، هدایت و نظارت بر اقتصاد ملی و آماده ساختن کشور برای ورود به زنجیره تولید جهانی بر پایه پارادایم جدید توسعه یعنی توسعه مبتنی بر دانش است که ضرورت حضور کشور در عرصه رقابت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با سایر کشورهای جهان، به ویژه کشورهای منطقه است و بیشک بیتوجهی به این مولفههای اساسی که مورد تاکید عالیترین مقام کشور هم میباشد میتواند ضربات جبرانناپذیری بر پیکره جامعه آینده ایران وارد نماید.
نکته دوم؛ حقیقتا امروز در شرایطی به سر میبریم که علایم و شاخصهای حیاتی اقتصاد ایران نشان از بروز و پیشرفت بیماری آن و نیاز مبرم به جراحی فوری دارد و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان اقتصادی عاجلترین و مهمترین راه جلوگیری از پیشرفت این بیماری خطرناک، فراهم آوردن زمینه لازم برای ورود سالم و قویبخش خصوصی در عرصه رقابت جهانی و حرکت به سمت بنا نهادن اقتصاد دانش محور (knowledeg base Economy) میباشد و این محقق نمیشود مگر با یک انقلاب فرهنگی در دیدگاه و بینش مدیران کشور (در سطح خرد و کلان) جهت رفع موانع تولید و سرمایهگذاری، گسترش نوآوری و کارآفرینی در عرصههای گوناگون به منظور توسعه رقابت در کسب و کارها. بیشک امروز مهمترین معضل کشور نوعی بینش مدیریتی است که «سودجویی»، «سرمایهداری» و «خصوصیسازی» را ناهنجار تلیقی میکند و تا زمانی که این دیدگاه بر مدیریت کشور حاکم باشد، علمیاتی شدن سیاستهای کلی اصل 43 غیر متحمل به نظر میرسد.
نکته سوم؛ حاکمیت دولت بر اقتصاد کشور فرصتهای ویژهای برابر مدیران آن ایجاد نموده است که بدون تردید اجرایی شدن سیاستهای کلی اصل 44 در تضاد با منافع آنان است و این نکته ظریف در سخنان اخیر مقام معظم رهبری مشهود است. آنجا که ایشان مخالفان داخلی اجرای این سیاستها را افرادی دانستند که با اجرای آنها منافعشان قطع و اختیارات مدیریتی آنها محدود خواهد شد. این معضلی است که در بسیاری از حوزههای مدیریتی شاهد آن هستیم. تا زمانی که اینگونه مدیران تصمیمگیران و تصمیمسازان کشور باشند عملی شدن سیاستهای کلی اصل 44 با چالشها و دستاندازهای متعددی همراه خواهد بود و راه چاره در برخورد جدی با اینگونه مدیران است.
نکته چهارم؛ قبل از تنظیم تصویب قوانین و مقررات تسهیلکننده اجرایی شدن سیاستهای کلی اصل 44 (که البته ضروری و مهم است) باید تحول فرهنگی که در نکته دوم با آن اشاره شد را جدی گرفت و این رسالت خطیر برعهده رسانه ملی، مطبوعات، دانشگاهها و نخبگان کشور است که به طور جدی به این مهم بپردازد چرا که در صورت عدم تحول عمیق در بینش و فرهنگ مدیریتی حاکم بر کشور نمیتوان به پیشرفت و آبادانی ایران آنگونه که در سند چشمانداز بیست ساله کشور ترسیم شده است، امید داشت.