بسماللهالرحمنالرحیم
شورای امنیت سازمان ملل شب یکشنبه با تصویب قطعنامهای غیرعادلانه، از جمهوری اسلامی ایران خواست که از حقوق مسلم هستهای خود حتی بصورت صلحآمیز هم انصراف دهد و با تعلیق غنیسازی و توقف راکتور آب سنگین موافقت کند چرا که در غیر اینصورت تحت تحریم در قلمرو هستهای و موشکی قرار خواهد گرفت.
در این زمینه نکات مهمی وجود دارد که بایستی دقیقاً مورد توجه قرار گیرند.
1ـ آنچه شورای امنیت از ایران خواسته، دقیقاً مغایر مفاد انپیتی است و فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران کاملاً در چارچوب مفاد انپیتی صورت میگیرد. بعبارت بهتر، شورای امنیت و پیش از آن شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجرای مواردی را خواستار شدهاند که حتی مطابق انپیتی نیز از حقوق کشورهای عضو محسوب میشود.
2ـ با مروری بر محتوای قطعنامه و موارد تحریمی، بهتر میتوان دریافت که حتی قبل از صدور این قطعنامه هم غرب و کشورهای صاحب حق وتو در شورای امنیت از فروش و انتقال همین تجهیزات و قطعات به ایران جلوگیری میکردهاند. در واقع قطعنامه اخیر بمنزله مکتوب کردن مواردی است که عملاً برای سالها عیناً عمل میشده است. نکته مهم در این میان آنست که شورای امنیت آنهم به استناد بند هفتم نمیتواند حقوق حقه کشورها را از آنها سلب نماید و فاقد ابزارهای لازم حقوقی برای تحقق چنین خواستههائی است. این یک اقدام صرفاً سیاسی و مشخصاً غیرحقوقی است که زمینههای بیشتر برای سوءاستفاده ابزاری از اهرم شورای امنیت را فراهم میسازد.
3ـ یک نکته حیاتی در این میان رفتار دوگانه و وجود استاندارد دوگانه نزد شورای امنیت است. به خاطر بیاورید که اخیراً نخستوزیر رژیم صهیونیستی رسماً به وجود زرادخانه اتمی در اسرائیل اعتراف کرد. این امر نه تنها اعتراض و مخالفتی را نزد صاحبان حق وتو به وجود نیاورد بلکه حتی فشار اخیر شورای امنیت برای محروم کردن ایران از فعالیتهای صلحآمیز هستهای، برای تحقق خواستههای نامشروع اسرائیل است. نکته طنزآمیز قضایا آنست که تمامی صاحبان حق وتو، سلاحهای اتمی دارند ولی میخواهند ایران از حق فعالیت صلحآمیز هستهای نیز محروم باشد.
4ـ اگرچه قطعنامه اخیر با 15 رأی موافق و بدون هیچگونه مخالفت ظاهری به تصویب رسید، لکن آراء کشورها از یک نوع نبودهاند. آمریکا با توجه به خصومت و کینهتوزی علیه ایران اسلامی به دشمنی آشکار با ایران پرداخته، انگلیسیهای شرور هم زائده سیاسی آمریکا به شمار میروند و تکلیف آنها هم روشن است. فرانسه بخاطر دنبالهروی از آمریکا و انگلیس در جاهای دیگری از آنها امتیاز میگیرد. چین و روسیه اگرچه مخالفتهای زیادی با طرحهای ضدایرانی واشنگتن در خصوص مسائل هستهای داشتهاند لکن ظاهراً با کسب امتیازاتی در سایر موارد، با واشنگتن همراهی کردهاند و حتی از رأی ممتنع نیز استفاده نکردند سایر کشورها نیز از این فرصت برای کسب امتیازات کوچک و بزرگ و حل مشکلات خود بهره بردند. بدینترتیب روشن است که تار و پود قطعنامه و نحوه جمعآوری آراء موافق آن با شیطنت واشنگتن و لابی صهیونیستها شکل گرفته است. اگرچه ممکن است آمریکا و سایر اعضای شورای امنیت این پدیده را موفقیتی برای خود تلقی کنند ولی قطعاً بیاعتباری آشکار شورای امنیت و خرید و فروش آراء کشورها جائی برای حفظ وجهه و اعتبار این نهاد بینالمللی باقی نمیگذارد و اعتماد ملتها نسبت به مجامع بینالمللی را بیش از پیش خدشهدار میکند.
اگر قرار باشد آراء کشورها با بدهبستانهای آشکار و پنهان برخی قدرتهای شیطانی تغییر کند که میبینیم میکند، دیگر چه اعتمادی به شورای امنیت میتوان کرد؟ بویژه آنکه شورای امنیت با نادیده گرفتن مسائل مهمی از جمله «خطر اتمی اسرائیل» که عضو انپیتی هم نیست، در واقع پیشاپیش موضعی غیرعادلانه و غیرمسئولانه داشته است.
5ـ این نخستین قطعنامه غیرعادلانه شورای امنیت نیست و قطعاً آخرین مورد آنهم نخواهد بود. ملتها نمیتوانند برای خوشایند مشتی کشورهای زورگو به مواضع غیرقانونی شورای امنیت پاسخ مثبت دهند. هیچ راهی جز استقامت ملتها و دولتها در برابر زیادهخواهی قدرتهای شیطانی نیست. آنها حتی با توسل به شورای امنیت هم چیزی عایدشان نخواهد شد و فقط کارائی این نهاد بینالمللی را به زیر سئوال میبرند.
در اینصورت، مسئله اینست که چرا بایستی ما به درخواستهای آژانس برای نظارت بیشتر پاسخ مثبت بدهیم؟ تصمیم در اینمورد که به همکاری با آژانس پایان بدهیم، البته قدری دیر اتخاذ شده و بایستی در روز ارجاع پرونده به شورای امنیت چنین تصمیمی را میگرفتیم ولی امروز اگر این تصمیم را نگیریم، فردا قطعاً پشیمان خواهیم شد.
اگر آژانس اعلام کرده که پیگیری مسائل ایران در صلاحیتش نیست در این صورت نظارتش بر فعالیتهای هستهای ایران چه معنی میدهد؟ اگر حسننیت ما در قبال آژانس به ضررمان تمام شود که میبینیم شده است، تداوم همکاریها چه ضرورتی دارد و چگونه میتوان به توجیه آن پرداخت؟
6ـ حتی ادامه حضور در انپیتی هم اگر بنا باشد فقط هزینه داشته باشد و سودی را عایدمان نکند، قابل توجیه نیست. بعبارت بهتر، قطع همکاری با آژانس فقط نقطه شروع خوبی است و قدم اول محسوب میشود.
طبعاً اگر لازم باشد، خروج از انپیتی میتواند و بایستی گام بعدی ما باشد.
7ـ این برای دنیای معاصر و تمامی کشورهائی که مایلند استقلال عمل و استقلال رأی خود را حفظ کنند، یک هشدار است. اگر امروز آمریکا و پیروانش بتوانند با هر دلیل و انگیزه و ابزاری؛ ایران را تحت فشار قرار دهند، فردا نوبت دیگران است. دنیا فقط محدود به همین 5 کشور نیست. حتی در همین مجموعه، رأی دیگران با بده ـ بستان جابجا شده و تغییر کرده است.
رفتار کشورهائی از قماش «هند» در این میان بسیار حیرتانگیز است. هند اعتبار جهانی خود را بخاطر همکاری با آمریکا حراج کرده و برای کسب امتیازاتی، حیثیت خود را بر باد داده است. حتی اگر انپیتی متولی شجاعی میداشت، بایستی به آمریکا بخاطر عقد قرارداد هستهای با هند که مغایر مفاد انپیتی است، هشدار میداد و برای لغو آن فشار میآورد.
آمریکا و پیروانش بخاطر منافع نامشروع خود، جهان را به آشوب کشیدهاند و میخواهند حق ملتها را با توسل به شیوههای غیرعادلانه و زورمدارانه زیر پا لگدکوب سازند. نفرت روزافزون دنیای معاصر از آمریکا از همین موارد سرچشمه میگیرد ولی مسئله اینست که واشنگتن حاضر نیست از گذشتهها درس بگیرد.