تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۷۱۵۲۲

هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک در گزارشی از دولت جرج بوش خواسته است تا از جنگ‌های پیشین آمریکا علیه ایران درس بگیرد.

این هفته‌نامه در شماره دیروز خود نوشت: در سال 1987 و 1988 کشتی‌های جنگی آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان مستقر شده بودند.

آنها ظاهرا در این منطقه بودند تا از تانکرهای حامل نفت کویت در برابر ناوها و قایق‌های تندرو ایرانی محافظت کنند ولی در حقیقت حضور آنها در منطقه برای حمایت از صدام در جنگ علیه ایران بود.

به نوشته این هفته‌نامه، در آن زمان نیز همچون وضعیت کنونی، وضعیت ابهام‌آمیزی در درگیری بین ایران و آمریکا وجود داشت.

در آن زمان نیز، همچون هم‌اکنون، آمریکایی‌ها پس از اشتباهات و رسوایی‌های مکرر به دنبال تثبیت مجدد اعتبار خود در خاورمیانه بودند.

نیوزویک نوشته است: در آن زمان هم، همچون هم‌اکنون، این نگرانی وجود داشت که ایران ممکن است تنگه هرمز را مسدود کرده و از عبور 20 درصد از نفت صادراتی جهان جلوگیری کند، واشنگتن نیز در واکنش به این اقدام ایران به سکوهای نفتی و دریایی ایران حمله کرد.

پس از آن آمریکا یک هواپیمای مسافربری ایران را در آسمان پاک و آبی رنگ هدف قرار داد که به ادعای آنها تصادفی بوده است.

این هفته‌نامه افزوده است، در این هواپیما 290 سرنشین وجود داشت که 66 تن از آنان کودک بودند و همه آنها کشته شدند.

به نوشته نیوزویک، اکنون مقامات نظامی آمریکا در بغداد مدارکی را ارائه کرده‌اند که به ادعای آنها نشان می‌دهد ایرانیان تسلیحات و آموزش در اختیار شبه‌نظامیان شیعی در عراق قرار داده‌اند که این سلاحها تاکنون بیش از 170 سرباز آمریکایی را به قتل رسانده ولی باید به این مساله توجه داشت که بیش از 2 هزار سرباز آمریکایی در عراق توسط سلاح‌های دیگر و گروه‌هایی که ظاهرا هیچ ارتباطی با ایران ندارند کشته شده‌اند.

نیوزویک می‌نویسد: این یکی از دلایلی است که در گزارش اخیر «برآورد اطلاعات ملی» این نتیجه‌گیری شده است که ایران نقش بزرگی در ایجاد خشونت در عراق ندارد.

این هفته‌نامه با اشاره به سناریوهایی از جمله حمله نظامی که دولت بوش برای اعمال فشار بر تهران در اختیار دارد، می‌نویسد، البته این جنگی خواهد بود که حتی یکی از تندروترین اعضای گروه بازها همچون «جاشوا موراوچیک» در موسسه آمریکایی اینترپرایز نیز درباره آن گفته «من فکر نمی‌کنم کسی در آمریکا در مورد تهاجم حرف بزند». بنابراین می‌توان گفت محتمل‌ترین سناریو یک عملیات بمباران خواهد بود، عملیاتی که نه تنها دولت و مردم ایران را به خاطر فعالیت عوامل مخفیانه آنها در عراق تنبیه خواهد کرد: بلکه برنامه هسته‌ای آن را نیز هدف قرار خواهد داد. حال یک معما مطرح می‌شود.

اگر شما فکر می‌کنید ایرانیان یک برنامه تسلیحات هسته‌ای مخفیانه دارند که شما نتوانسته‌اید طی سال‌ها بازرسی، نظارت و جاسوسی آن را کشف کنید، پس شما چگونه این تهدید نامرئی را بمباران خواهید کرد؟

مشخص است که ما نمی‌توانیم، لذا ما در عوض به برنامه هسته‌ای شناخته شده ایران حمله می‌کنیم که تهران تاکید دارد صلح‌آمیز است و در نتیجه براساس معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای که ایران عضو آن است، کاملا قانونی است.

چنین عملیاتی فورا همه شناخته شده‌ها را به ناشناخته‌ها تبدیل خواهد کرد. در حال حاضر ما جزئیات فراوانی را در مورد تاسیسات اعلام شده ایران در اختیار داریم که از طریق 150 بازرس بین‌المللی حاضر در ایران جمع‌آوری شده است، پس از آنکه آمریکا به ایران حمله کند بازرسان نیز از ایران خارج خواهند شد و به این ترتیب هر پنجره‌ای که ما بروی فعالیت‌های ایرانیان داریم بسته خواهد شد.

این یک اقدام احمقانه و متناقض خواهد بود که دشوار است بتوان تصور کرد حتی این دولت آمریکا آن را بپذیرد.

پس واقعا در ذهن واشنگتن چه چیزی می‌گذرد؟ به استناد اظهارات مکرر مقامات آمریکایی، ما به دنبال یک راه‌حل سیاسی دیپلماتیک همراه با زور هستیم که بتوانیم از طریق تحریم‌های محدود ولی دقیق ایران را تحت فشار قرار دهیم.

خطر بزرگ زمانی خواهد بود که دیپلماسی به بن‌بست برسد و رئیس‌جمهوری بی‌تاب ما احساس کند که مجبور به استفاده از زور است ولی حتی در آن زمان نیز به نظر نمی‌رسد ما شاهد یک درگیری تمام عیار باشیم.

به احتمال زیاد ما بار دیگر شاهد تکرار اقداماتی خواهیم بود که آمریکا در دهه 1980 علیه ایران انجام داده بود یعنی دسته‌ای از کشمکش‌ها که همواره ممکن است به حادثه‌ای خطرناک‌تر و خارج از کنترل‌تر تبدیل شود.

این در حالی است که آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران نیز هفته گذشته در هشدار به آمریکا گفته بود «دشمن به خوبی می‌داند که هرگونه تهاجم به ایران با واکنشی جامع علیه آنها و منافعشان در سراسر جهان به همراه خواهد بود».

رهبران ایران پیش از این نیز با حملات نظامی آمریکا زندگی کرده‌اند و نشان داده‌اند عاقل‌تر از آن هستند که خود را درگیر یک جنگ مرگبار و تمام عیار نمایند. هرچند ایران در سال 1988 بخاطر جنگ با عراق توان خود را از دست داده بود، ولی این‌بار نیز آمریکا بخاطر جنگ با عراق توان خود را از دست داده است، جنگی که هنوز پایانی برای آن قابل تصور نیست.

نیوزویک در پایان این گزارش نوشته است، پس چه کسی بازیگر منطقی‌تری خواهد بود؟