تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۷۱۵۳۶

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

برداشتهای خصمانه‌ای که این روزها از گزارش مبهم و دوپهلوی منتسب به «محمد البرادعی» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صورت می‌گیرد، چشم‌انداز همکاری ایران با آژانس را بیش از پیش تیره می‌کند.

«فیلیپ دوست بلازی» وزیر خارجه فرانسه خواستار شدت عمل شورای امنیت برای ادامه مجازات‌ها در قبال ایران شده است. وی که اعتراف می‌کند هنوز متن کامل گزارش البرادعی را نخوانده و از محتوای آن بی‌اطلاع است، معلوم نیست بر چه اساسی، خواستار برخورد جدی‌تر با ایران و مجازات آن شده است؟

طبعاً لازمست در نحوه تعامل با فرانسویها در مقیاس وسیعی تجدیدنظر کنیم و اجازه ندهیم که آنها از یکطرف از بازار پرسود مبادلات اقتصادی با ایران، بهره‌های یک‌جانبه‌ای ببرند و از طرف دیگر در اظهار دشمنی علیه ما از دیگران هم سبقت بگیرند. این مقوله در جای خودش نیاز به پرداخت ویژه دارد، اما تا همین‌اندازه لازم است بدانیم که فرانسه علیرغم اینکه بیشترین سود را از مناسبات مشترک با ما برده، کمتر به تعهداتش عمل کرده و در هر فرصت ممکن، علیه ما وارد عمل شده و برای آمریکا خوشرقصی کرده تا مشکلاتش با آمریکا را در جای دیگری، حل و فصل کند.

انگلیسی‌های شرور هم از این قاعده مستثنی نیستند. سودی که لندن و شرکتهای انگلیسی از مناسبات با ایران می‌برند، اگر بیشتر از سود مناسبات فرانسه با ما نباشد، کمتر هم نیست ولی تجربه‌های تلخ سالهای اخیر نشان می‌دهد که انگلیس همواره مجری سیاستهای دیکته شده از واشنگتن علیه ما بوده و برای معرفی سیاستهای آمریکا بعنوان یک خط‌مشی اروپائی، همواره پیشقدم بوده و هست.

«مارگارت بکث» وزیر خارجه انگلیس هم ضمن تکرار ادعاهای واشنگتن، ایران را متهم به برنامه‌ریزی برای فعالیتهای هسته‌ای با اهداف نظامی ‌کرده و می‌گوید: «ما مصمم هستیم ایران را از نظر بین‌المللی منزوی کنیم».

وزیر خارجه آلمان هم که کشورش برای چندین دهه، نخستین شریک تجاری ایران بوده است، در این زمینه تصریح می‌کند از همان ابتدا مشخص بود که ایران به قطعنامه 1737 بی‌اعتنا خواهد ماند و آنرا اجرا نخواهد کرد و ما امیدواریم در تهران به این جمع‌بندی برسند که برنامه هسته‌ای، مردم را سیر نمی‌کند.

نکته‌های عجیبی در این میان وجود دارد که نباید آنها غافل شویم.

نخست آنکه هر یک از کشورهائی که بیشترین سود را از بازار پرجاذبه ایران برده‌اند، در هر فرصتی که توانسته‌اند، علیه ما وارد عمل شده‌اند و بعبارت بهتر، حتی منافع تجاری یکطرفه‌ای که می‌برند، نیز مانع رفتار خصمانه علیه ما نشده است. قاعدتاً طبیعی‌ترین نتیجه‌ای که می‌توان گرفت، اینست که زمان تجدیدنظر در این مناسبات یکطرفه فرا رسیده است.

نکته مهم دیگر که بطور همزمان، خودنمائی می‌کند اینست که تقریباً بدون استثنا، و حتی همین روزها، مقامات ارشد طرفهای مقابل در دیدار با مسئولین ایرانی، از نقش و جایگاه و اهمیت استراتژیک ایران سخن بمیان آورده‌اند ولی در جمع همردیفان اروپائی خود، موضعی دیگر گرفته‌اند.

جدیدترین نمونه، «رومانوپرودی» نخست‌وزیر ایتالیا است که در دیدار با دکتر لاریجانی تصریح کرده است: «نقش مهم و اثرگذار ایران در منطقه امری انکارناپذیر است و باید از سوی تمامی ‌طرفها محترم شناخته شود و روند تحولات هسته‌ای نیز بایستی بسمت از سرگیری مذاکرات به پیش برود.

بعلاوه در تحولات منطقه هم بایستی از نفوذ کلام و وزن سیاسی ایران در جهت استقرار صلح و ثبات در لبنان و منطقه بهره‌گیری شود، چون اتحادیه اروپا نیازمند حمایت و کمک ایران در این مقوله است».

در همین دیدار، دکتر لاریجانی از ایتالیا بعنوان کشوری دوست و یک شریک تجاری مهم و معتبر یاد کرد. این در حالیست که وزرای خارجه اتحادیه اروپا در آخرین دیدار و گردهمائی خود تصمیمات جدیدی را آغاز کرده و در تشدید رفتار خصمانه مشترک علیه ایران تفاهم کرده بودند.

حتی اگر خانم رایس اعتراف نکرده بود که سرنخ تمامی ‌این ماجراها در دست اوست، باز هم قابل درک بود که اروپا فاقد وزن سیاسی مورد انتظار برای نقش‌آفرینی بعنوان یک «شریک کامل» است. خانم رایس اخیراً تصریح کرد که مذاکرات 3 کشور اروپائی و حتی موضع‌گیری 1+5 هم توسط او پیگیری می‌شده و هنوز هم او بازیگر اصلی این بازی رسوا محسوب می‌شود.

رایس چند ساعت پس از انتشار گزارش البرادعی و پس از دیدار با همتاهای خود از روسیه، آلمان و اتحادیه اروپا در برلین با لحنی مملو از خصومت و کینه‌توزی اعلام کرد: «امیدواریم تحریم‌ها، انزوائی را که ایران باید متحمل شود، به ایران نشان دهد و ایران درک کند که این انزوا با گذشت زمان افزایش می‌یابد».

«نیکلاس برنز» معاون وزیر خارجه آمریکا در تفسیر همین موضع «رایس» اعلام داشت: «ما انتظار داریم شورای امنیت بار دیگر ایران را توبیخ کند. پنج عضو ثابت شورای امنیت بهمراه آلمان (1+5) در لندن دیدار خواهند کرد تا پیش‌نویس قطعنامه دوم تحریم‌ها علیه ایران را تنظیم کنند».

اکنون که از واکنش‌ها در قبال گزارش البرادعی آگاه شدیم، خوبست مروری بر گزارش وی داشته باشیم تا ببینیم حاوی چه نکاتی است که چنین واکنش‌هائی را در پی داشته است؟

با بررسی محتوای گزارش البرادعی، بهتر می‌توان دریافت که این‌بار هم گزارش منتسب به وی، با دستکاریهای چندباره منتشر شده است. این نکته از آنجا محرز می‌شود که شیوه نگارش متن، یکدست نیست و در جاهائی بارها دستکاری شده تا نقطه‌نظرات طرفهای مختلف در آن لحاظ شود. در متن گزارش سعی شده با قرینه‌سازیهای موذیانه، چنین برداشتی به مخاطب القاء شود که گویا اقداماتی خلاف روال قانونی صورت پذیرفته است و حال آنکه در یک جمله کوتاه و گذرا به این نکته اشاره شده است که «آژانس می‌تواند عدم انحراف را در مواد هسته‌ای اعلام شده در ایران تأیید کند» ولی برای آنکه این نکته در ذهن مخاطبان «جا نیفتد»، بلافاصله با جملات دوپهلو و مبهم اضافه می‌کند: «بهرحال آژانس قادر به پیشرفت بیشتر در تلاشهایش برای تأیید کامل توسعه برنامه هسته‌ای ایران در گذشته و جنبه‌های معین مربوط به اهداف و ماهیت آن نمی‌باشد».

کاملاً آشکار است که در تنظیم و تدوین این گزارش، اهداف و انگیزه‌های موذیانه‌ای نقش داشته است و در جملات بعدی تصریح می‌کند «بنابراین، آژانس نمی‌تواند نبود مواد هسته‌ای و فعالیت اعلام نشده در ایران را تأئید کند».

خوبست یکبار دیگر این جمله و جملات قبلی را مرور کنیم و برای یافتن پاسخ این سئوال بیندیشیم که هدف از بیان این جملات چیست؟

نویسنده می‌خواهد چه چیزی را نفی و یا اثبات کند؟ مسئله کاملاً روشن است. نویسنده می‌خواهد بگوید که ما غیب نمی‌دانیم و نمی‌توانیم غیبگوئی کنیم که غیر از آنچه می‌دانیم، چیز دیگری وجود ندارد!

این همان شگرد همیشگی طرف‌های بهانه‌جوی ماست که می‌توانند تا ابد اعلام کنند که ما هنوز قانع نشده‌ایم! هنوز مطمئن نیستیم که ایران راست می‌گوید! چرا؟ بخاطر آنکه می‌خواهند در این جمله ایجاد تردید کنند که «آژانس عدم انحراف ایران را تأیید می‌کند» و در واقع نمی‌خواهند این جمله، مفهوم اصلی خود را القاء کند.

متأسفانه محمد البرادعی در این زمینه در موضع بسیار سست و بی‌ثباتی قرار گرفته و حتی استحکام رأی «هانس بلیکس» رئیس سابق آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای را هم از خود نشان نداده است. کاملاً واضح است که این موضع و این نگارش مبهم، پرخدشه و نارسا که تعمداً سعی شده حقایق را در لفافه جملات مبهم بپوشاند و بطور همزمان، ادعاهای اثبات نشدنی و خصمانه را با آن ممزوج کند، قطعاً موضع اولیه و شخصی محمد البرادعی نیست ولی بهرحال گزارش منتسب به وی، در تاریخ بعنوان وی ثبت خواهد شد و این بسیار شرم‌آور است که البرادعی بخاطر حفظ موقعیت خود و برای از دست ندادن پست مدیرکلی خود، حاضر به چنین خیانت بزرگی شده است.

«هانس بلیکس» در ماههای اخیر بارها اعلام داشته است که با اتخاذ چنین موضع خصمانه‌ای که علیه ایران گرفته شده، همه چیز را به راحتی می‌توان زیر سئوال برد ولی من نکته مهمی‌ که علیه ایران قابل اثبات باشد، نمی‌بینم.

در متن گزارش منتسب به البرادعی، به جملات مبهم فراوانی برمی‌خوریم که هیچ دلیلی برای اثبات آن ارائه نشده ولی به قید احتمال، انگشت اتهام را به سوی ایران نشانه‌گیری کرده است. عبارت: «این فعالیتها می‌تواند به توسعه سلاح هسته‌ای منجر شود» در متن گزارش منتسب به البرادعی، در واقع به تصریح، دروغ بزرگی را «پررنگ» کرده است.

متأسفانه البرادعی حیثیت و اعتبار خود را حراج کرده و به قیمت حفظ موقعیت خود آنرا به واشنگتن فروخته است. حال آنکه می‌توانست و هنوز هم می‌تواند نشان دهد که این گزارش متعلق به او نیست و این جملات، موضع او را اعلام نمی‌کند.

در متن گزارش، حتی بدعت‌های شگفت‌انگیزی هم وجود دارد که در تاریخ آژانس در مورد هیچ کشور دیگری اعمال نشده و آن «تلاش برای تحمیل سیستم نظارت و کنترل از راه دور» است که آژانس برای اولین‌بار سعی دارد آنرا در مورد ایران اعمال کند. هدف از تحمیل این روش آنست که از این پس حتی بدون اجازه دادن به بازرسان آژانس برای بازدید مستقیم، در مورد ایران به ارائه گزارشهای مجعول بپردازند و به صراحت کامل، حق ایران برای نظارت بر فعالیت بازرسان را به کلی پایمال کنند. البرادعی می‌گوید ایران با این موضوع مخالفت کرده ولی نگفته است آژانس، مطابق کدام مصوبه و قانون، مجاز به ارائه این پیشنهاد بوده است؟ در مورد کدام کشور دیگر، چنین موردی اجرا شده و با مشاهده اینهمه خصومت و کینه‌ورزی که از شیوه برخورد آژانس و از رفتار بازرسین می‌بارد، آیا «کنترل از راه دور» بعنوان شیوه‌ای جدید و غیرقابل مهار، حق ایران برای نظارت بر دروغ‌پردازیها و رفتار خصمانه آژانس را به کلی از میان نمی‌برد؟ بعلاوه آیا دستگاههای کنترل از راه دور احتمالاً زمانی برای دقت در هدف‌گیری نظامی ‌تأسیسات هسته‌ای ایران مورد سوءاستفاده دشمنان ما قرار نخواهد گرفت؟

البته ممکن است گفته شود آژانس یک مرجع بین‌المللی است و بیطرفانه عمل می‌کند پاسخ اینست که آژانس بایستی چنین باشد و بیطرفانه عمل کند ولی وقتی خانم رایس اعتراف می‌کند که سرنخ تمامی ‌بازیهای 3 کشور اروپائی و عملکرد شورای حکام و رفتار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌در دست این «دوشیزه جنگ‌طلب» قرار داشته و دارد، دیگر جائی برای اثبات بیطرفی آژانس باقی نمی‌ماند. آمریکا در واقع تمامی‌ حیثیت جهانی آژانس و شورای حکام را بر باد داده و اعتبار آنها را در حد یک اداره تابع وزارت خارجه آمریکا تقلیل داده است.

خانم رایس شاید از این بازی بدفرجام خود بهره‌های فراوانی برده باشد ولی دیگر حیثیتی برای مجامع بین‌المللی باقی نگذاشته است که آنها ادعای بیطرفی و انصاف بکنند. در بند 11 متن گزارش منتسب به البرادعی، ادعا می‌شود که آژانس هیچگونه اطلاعاتی درباره نصب سانتریفوژها یا قطعات و تجهیزات مربوطه ندارد! حال آنکه اساساً هیچ کشوری در این مورد تعهدی ندارد که حتی «نصب تجهیزات» خود را هم با نظارت آژانس انجام دهد و فقط بایستی از وقتی وارد مدار بهره‌برداری شد، تحت نظارت باشد. ملاحظه می‌شود که آژانس در برخورد با ایران، حتی بدون آنکه مجوزی داشته باشد، یا در مورد مشابهی در سایر کشورها انجام شده باشد، از ایران طلبکاری می‌کند و سعی دارد قلمرو «نظارت‌های مداخله‌جویانه» را مرتباً توسعه دهد.

این گزارش در بند 9 نیز مدعیست که «حل مسئله نظارت از راه دور همچنان در جریانست». حال آنکه هیچ کشوری در این زمینه چنین مجوزی را به آژانس نداده و چنین برخوردی با ایران، یک «بدعت انحصاری» است.

البته گزارش البرادعی نکات مثبتی را هم در خود دارد ولی حتی همان جملات هم با یک مقدمه و موخره، آنچنان لوث شده که تقریباً بی‌ارزش و کم‌اهمیت جلوه کند. از جمله حجم عظیم همکاریهای مستمر ایران با آژانس، ارائه اطلاعات فشرده و طبقه‌بندی شده در مقوله حساس مسائل هسته‌ای، اجازه بازدید از مناطق ویژه و... کمتر مورد تصریح قرار گرفته است.

با اینهمه، در بسیاری از موارد مرتبط با حقوق ایران از جمله در خصوص جلوگیری از ورود «عناصر نامطلوب» بعنوان بازرسان آژانس که حق طبیعی هر کشوری است، آژانس گلایه می‌کند که گویا تغییر ترکیب تیم بازرسان آژانس منجر به «تقلیل انعطاف عملیات و موجب کاهش کارآئی تیم کارشناسی آژانس» خواهد شد. این جمله، بخودی خود بمعنی اهانت به سایر اعضای تیم بازرسان آژانس است و نشان می‌دهد که آژانس نسبت به بعضی از بازرسان اعزامی، حساسیت و توجه بیشتری داشته است. کاملاً روشن است که حتی همین اعتراض هم دقیقاً از جانب واشنگتن دیکته شده است، چرا که دقیقاً و بطور همزمان، شاهد اعتراض رسمی‌ مقامات وزارت خارجه آمریکا هم بوده‌ایم و ادعا می‌کردند نباید به ایران اجازه داد که ترکیب تیم بازرسین را تغییر دهد. چرا؟ چه‌بسا به این علت که جاسوسان مرتبط با آمریکا از این فهرست حذف نشوند!

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که یکبار یکی از بازرسان اعزامی ‌پس از بازگشت از ایران تمامی ‌اطلاعات دریافتی را برای مصارف تبلیغاتی علیه ایران به رسانه‌های استکباری منتقل کرده بود و در برخی موارد، آمریکا و رژیم صهیونیستی به این اطلاعات، دسترسی پیدا کرده‌اند.

طبعاً گزارش منتسب به البرادعی در مقطع کنونی، از جانب دشمنان ملت ایران مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. ایکاش البرادعی دستکم این‌بار اجازه نمی‌داد از موقعیتش سوءاستفاده شود، لکن دنیا بداند که حتی با توسل به این شگردها هم نمی‌توان چیز زیادی را تغییر داد.

همه می‌دانند خانم رایس اعتراف کرده است که همه این ابزارها را ملعبه قرار داده و هدفش اعمال فشار علیه ایران بوده و هست. در چنین شرایطی، اگر دیگران هم با سیاستهای شکست‌خورده «رایس» همراه شوند، فقط حیثیت خود را لکه‌دار کرده‌اند و یقیناً کمکی به ثبات و امنیت جهانی نکرده‌اند.

موضوع فعالیتهای هسته‌ای ایران فقط یک راه‌حل دارد و آن پیوستن به مذاکره اما با حسن‌نیت و صداقت و بدون پیشداوری است. ایران اسلامی‌ برای حل و فصل مسائل احتمالی آماده است ولی این مشکل یقیناً از طریق اعمال فشار، خصومت و دروغ‌پردازی آمریکا و تحمیل آن در گزارشات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌و شورای امنیت، حل نخواهد شد.