مترجم: بهادر آذربهار
«امروزه ما شاهد ساخته شدن «دیوار برلین» جدیدی هستیم و برخلاف تصور معمول، میبینیم که این دیوار برلین بیشتر به سمت شرق سوق یافته است و در حال شکلگیری است.»
اینها بخشی از سخنان ولادیمیر پوتین در یکی از مصاحبههای تلویزیونی انجام شده در مسکو، طی هفتههای گذشته بود که از رسانههای عربی پخش گردید.
پوتین هیچگاه این قدر واضح به از سرگیری جنگ سرد علیه غرب اشاره نکرده بود.
این که پوتین از یک رسانه عربی برای اعلام توضیحات و اظهارات سخت و ستیزهجویانه خود علیه غرب استفاده کرد، هیچ تعجبی ندارد. در میان تمامی مناطق، منطقه خاورمیانه از اهمیت بسزایی در روابط میان روسیه و آمریکا برخوردار است، همینطور مناطق حوزه دریای سیاه، دریای خزر، قفقاز و آسیای مرکزی نیز برای این دو کشور از اهمیت بالایی برخوردار هستند.
خاورمیانه از این جهت برای روسیه حائز اهمیت است که مسکو میتواند از طریق آن سیاستهای خود را در مقابل آمریکا در این منطقه به نحو شایستهای اجرا کند و تسلط روسیه بر این منطقه میتواند برای آمریکا خطرساز باشد.
ناسازگاریهای روسیه و آمریکا در منطقه خاورمیانه با یکدیگر، از جایی شروع شد که دو کشور تصمیم گرفتند بر این منطقه تسلط یابند.
از طرفی باید به این نکته نیز واقف بود که روسیه امروز از هرگونه شباهت با دولت شوروی سابق به دور است. روسیه امروز بسیار موفقتر و مبتکرتر از دولت سابق عمل میکند و از اعمال اشتباه و خطای انجام شده در زمان شوروی سابق کاملاً درس گرفته است.
ملاقات و دیدار پوتین از عربستان سعودی، قطر و اردن برای روسیه نویدبخش آغاز یک دوره یکساله موفقیتآمیز، در جهت پیشبرد سیاستهای این کشور در منطقه خاورمیانه است.
در حقیقت تمامی ماجرا از ماه مارس سال گذشته و از زمانی آغاز شد که هیات نمایندگان حماس به رهبری خالد مشعل نشستی را با دولت روسیه در مسکو ترتیب دادند.
این رخداد به وضوح بیانگر این مساله بود که روسیه در حال دستیابی به اهداف سیاسی خود میباشد. این موضوع از جانب رژیم صهیونیستی به شدت مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفت تا جایی که این رژیم عنوان کرد که این اقدام دولت مسکو مانند کسی است که از پشت خنجر میزند، با وجود این دولت روسیه از عمل خود دلسرد نشد. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه عنوان کرد که مذاکرات صورت گرفته در مسکو تنها برای یک بار نبوده و باز هم ادامه خواهد داشت.
از نظر مسکو برگزاری این نشست کاملاً منطقی بود و حماس از طریق انتخابات آزاد و منصفانه بر سر کار آمده بود.
روسیه تنها کار دولتهای مصر و ترکیه را تکرار کرده است و به انزوا کشاندن گروه حماس وضع را بهتر نخواهد کرد و از فعالیتهای این گروه کم نمیکند. در طول گفتوگوی مسکو، حماس برخوردی منطقی داشت. از نظر دولت مسکو، این مذاکرات بسیار ثمربخش بوده است.
سپس نوبت ضربه زدن روسیه به پیکره سیاستهای واشنگتن در منطقه خاورمیانه رسید.
مسکو اعلام کرد که گفتوگوهای صورت گرفته با حماس در چارچوب تصمیمگیریهای گروه سران چهار صورت گرفته است. گروه چهار خاورمیانه، متشکل از سیاستمداران عالیرتبه سازمان ملل، اتحادیه اروپا و دولت واشنگتن است.
در گام بعدی دولت روسیه مدعی شد که تنها به خاطر پایان بخشیدن به بحرانهای خاورمیانه دست به این اقدام زده است و سوم این که به منظور نتیجهبخش بودن گفتوگوهای پیرامون صلح حماس نیز باید از حقوق برابر برخوردار باشد.
مسکو با قرار دادن خود به عنوان پلی میان غرب و کشورهای مسلمان خاورمیانه به خوبی به تمایلات خود دست یافته است و توانسته است که نقش آمریکا در منطقه را هرچه بیشتر کمرنگ نماید و همینطور مسکو در نظر دارد تا روابط خود را با کشورهای مسلمان هرچه بهتر کرده و با احترام به عقاید مسلمانان گوش فرا دهد. آنچنان که لاوروف اظهار کرده: «ما به هیچکس اجازه نمیدهیم که ما را در مقابل جهان اسلام قرار دهد.»
در حقیقت نیازی به اعلام موضع صریح لاوروف در این زمینه وجود نداشت، چرا که از دید کشورهای مسلمان عربی، سیاستهای روسیه کاملاً در مقابل و علیه غرب و به خصوص دولت واشنگتن است، چرا که تمامی سیاستهای اعمال شده از سوی دولت واشنگتن مبتنی بر اعمال فشار، زور و تهدید است.
سیاست روسیه زمانی آشکارتر شد که پس از جلسه ملاقات پوتین و خالد مشعل، رییسجمهور روسیه، دیداری را با محمود عباس، رییسجمهور دولت فلسطین ترتیب داد. نتیجه این ملاقات، تصمیم آشکار روسیه به از سرگیری برنامه صلح بود، آن هم درست در زمانی که واشنگتن مصرانه عدم تمایل خود به این مساله را ابراز میکرد.
در طی اقامت رییس تشکیلات خودگردان فلسطین در مسکو، محمود عباس به پوتین گفت: زمانی که در این کشور هستیم، احساس میکنیم که در یک کشور دوست قرار داریم. روسیه همیشه و حتی در شرایط بحرانی نیز پشتیبان ما است.
دولت پوتین حتی سران عضو گروه چهار را متقاعد ساخت تا طرحی بینالمللی به تصویب برساند که با استفاده از آن روسیه بتواند به صورت مستقیم کمکهای خود را به سرزمینهای اشغالی ارسال کند. روسیه همچنین دولت واشنگتن را وادار کرد تا با تصمیم مشترک گروه چهار موافقت نماید.
اما مسالهای که بیش از همه باعث برانگیختن خشم دولت آمریکا شد، اقدام جسورانه مسکو بود که پیشنهاد میکرد کشورهای منطقه نظیر مصر، اردن و عربستان سعودی و همچنین اتحادیه عرب به جای نظارت، به طور مستقیم و کامل در برنامه صلح خاورمیانه شرکت کند. پیشنهاد روسیه که همچنان روی میز گروه چهار قرار دارد، خاطرنشان میسازد که مسکو علت روابط آمریکا و کشورهای عربی واقع در خاورمیانه را به چالش میکشاند و با آن مخالف است.
روسیه اقدامات دوپهلوی دولت واشنگتن را افشا میکند که از این طرف با رژیم اشغالگر همدست و همپیمان است و از سوی دیگر با سردمداران عرب همکاری میکند و به آنها خطمشی سیاسی میدهد و با این عمل مانع قدرت گرفتن کشورهای عربی در مقابل اسراییل میشود.
مسکو که زمانی تحت سیطره ایدئولوژیهای شوروی سابق قرار داشت، هیچگاه تا به این اندازه فرصت پیشگام شدن در برقراری روابط با کشورهای عربی را نداشته است. حتی در دوره شوروی، مسکو میبایست به طور ظاهری این ایدئولوژی را به کشورهای دیگر نیز القا و صادر میکرد.
بعد از دیدار محمود عباس از مسکو، شمار زیادی از سران جهان اسلام به روسیه سفر کردند که از آن جمله میتوان به دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی، نخستوزیر لبنان، رییسجمهور سوریه، دبیر کل اتحادیه عرب، پادشاه اردن و رییسجمهور مصر اشاره کرد. همچنین پوتین نیز شخصاً از مراکش و الجزیره دیدن کرد.
در این حال دولت روسیه، سیاست زیرکانهای را در پیش گرفته است؛ اول این که این کشور اعلام کرد که هیچ چارهای برای حل مشکلات منطقهای و یا مسایل جهانی وجود ندارد و این بدان معناست که کشورهای دیگر نمیتوانند و نباید نقش روسیه در حل مشکلات را نادیده بگیرند. حال این مساله چه در خاورمیانه باشد، یا در افغانستان و کوزوو، روسیه باید برای حل کشمکشها پیشقدم گردد.
بعد از سفر مشعل به روسیه، لاوروف در رسانههای عربی اعلام کرد: دنیای امروز آنچنان وضعیت و موقعیت پیچیدهای دارد که نمیتواند تندرویهای هیچ کشور یا جناحی را پذیرا باشد. امروز دیگر دنیا به صورت شهرهای کوچک نیست که در آن یک جناح پیروز صددرصد باشد و جناح دیگر به طور کامل شکست را بپذیرد.
دوم این که هیچ دولت یا کشور خارجی نمیتواند جهان عرب را وادار به تغییر و یا بازسازی خطمشی سیاسی و روابطشان با کشورهای دیگر سازد.
لاوروف گفت: «تلاش برای این که همه مجبور شوند با یک سرعت حرکت کنند و یا از یک نمونه خاص پیروی کنند غیرممکن و غیرعملی است.» لاوروف اضافه کرد: «این مصلحتاندیشی روسیه باعث بروز مشکلات و شرمندگی همیشگی دولت واشنگتن خواهد شد.»
سوم: برخلاف واشنگتن، سیاستهای مسکو در قبال خاورمیانه کاملاً متناسب است.
در حالی که این کشور پایههای روابط سیاسی خود با کشورهای عربی را بنا نهاده و مستحکم میسازد، از سوی دیگر به همکاریهای خود با ایران نیز ادامه میدهد و در پشت پرده با اسراییل هم همدست است.
چهارم این که: جدا از رسیدن به اهداف جغرفیایی ـ سیاسی، علت دیگر تلاش روسیه برای داشتن روابط سیاسی دوجانبه گرم و دوستانه با کشورهای عربی این است که مسکو به این وسیله میتواند همکاریهای نزدیک اقتصادی خود را با کشورهای حوزه خلیجفارس گسترش دهد و از همه مهمتر برای اولین بار میتواند به عنوان صادرکننده سلاح به کشورهای مخالف آمریکا در منطقه خود را مطرح سازد.
و این بدان معنا است که مقایسه با دوره شوروی سابق و برخلاف آن، روسیه دیگر به دنبال همپیمانان قوی نمیباشد، چرا که از اتحاد قدرتمندی با کشورهای منطقه برخوردار است و در نهایت این که کاملاً روشن است که سیاست روسیه مستقل از گروه چهار است، اما در عین حال نیز خارج از محدوده سیاستهای این گروه عمل نمیکند و این کار نیز باعث ناراحتی دولت واشنگتن میشود.
از آنجایی که جنگ عراق و سنگینی بار روی دوش آمریکا قرار گرفته است، دولت واشنگتن به سختی میتواند با سیاستهای دولت روسیه کنار بیاید و خود را با آنها وقف دهد و کمکم علایم واماندگی خود را آشکار میسازد.
مسکو نتوانسته است در بین کشورهای عربی مسلمان و در منطقه خاورمیانه، خود را به عنوان چهرهای ضد آمریکایی معرفی کند، این موضوع به طور حتم به نفع روسیه است، چرا که با پشتیبانی کشورهای عربی مخالف آمریکا، این کشور میتواند در مقابل غرب قد علم کند.
پوتین در سفر خود به کشورهای اسلامی اعلام کرد که روسیه به دنبال دردسر و کشمکش با هیچ کشوری نیست، این کشور ارزش خود را میداند و به سوی ساختن دنیای چندمحوری گام برمیدارد. ما قصد نداریم که به دوران جنگ بین بلوکهای شرق و غرب بازگردیم. ما نمیخواهیم که دنیا را به گروههای سیاسی و نظامی مختلف تقسیم کنیم.
اما روسیه قدرت بالقوه کافی را جهت تکوین دنیای جدید دارد و این اطمینان را میدهد که ساختار و شالوده دنیای آینده کاملاً متناسب و پاسخگوی تمامی تمایلات اعضای جامعه بینالمللی خواهد بود.
تنها مسالهای که جای سوال دارد این است که پایه و اساس این رقابت و کشمکش پیش آمده بین روسیه و آمریکا از کجا شکل میگیرد و چقدر به طول خواهد انجامید؟
اسلامیک اسلاخانوف مشاور رییسجمهوری روسیه گفته است: این موضوع که روسیه به یک بازیگر مستقل در عرصه دنیای امروز مبدل شده است، همتایان غربی ما را شگفتزده کرده است. منصفانه است که روسیه دیگر نخواهد نقش زیردست و فرمانبردار آمریکا را در مسایل مربوط به خاورمیانه و جهان اسلام ایفا کند.
اما روسیه میتواند و باید که در موقعیتهایی که خدشهای به گرایشها و تمایلات این کشور وارد نمیشود یار و شریک آمریکا و غرب باشد.
در نتیجه، دولت مسکو شک ندارد که دیگر رقیبی در امور سیاسی خاورمیانه نخواهد داشت و میتوان این طور تفسیر کرد که دیدار پوتین از کشورهای عربی مسلمان، به نوعی بنا نهادن پایگاهی سیاسی به منظور پیشبرد اهداف کرملین در خاورمیانه است.