پس از برگزاری کنفرانس آناپلیس در آمریکا که با شرکت تعدادی از کشورهای عرب همراه بود، اینک جورج بوش رئیس جمهور این کشور در راستای پیگیری کنفرانس آناپلیس و ایجاد صلح میان اسرائیل و فلسطین به برخی از کشورها منطقه من جمله اسرائیل، فلسطین، عربستان سعودی، کویت، بحرین، امارات متحد عربی و مصر سفر نموده است. بنظر می رسد رئیس جمهور آمریکا در تلاش است تا به دنیای عرب نشان دهد که وی برای حل و فصل بحران اسرائیل و فلسطین که تاریخچه ای 60 ساله دارد، بسیار جدی است.
تا به امروز آمریکا خصوصا دولت جورج بوش تاثیر بسیاری در وخیم شدن بحران میان اسرائیل و فلسطین داشته است زیرا آنان با حمایت های خود اسرائیل را در انجام هر اقدام غیر قانونی و زیر پا گذاشتن قوانین بین الملل نسبت به فلسطینیان، آزاد می گذاشتند و همین موضوع سبب شده است تا آمریکا که با سیاست های خود پس از تراژدی 11 سپتامبر همواره موجب ناامیدی جهان عرب شده است با استفاده از این موضوع (صلح میان فلسطین و اسرائیل) در پی بدست آوردن دل اعراب و همراه ساختن آنان با خود باشد.
بوش برای مقابله با گروه تروریستی القاعده که توسط بن لادن رهبری می شود به افغانستان حمله نظامی نمود تا طالبانی که از القاعده حمایت می نمود را سرنگون کند و با این اقدام خود در کنار از بین رفتن بسیاری از زیر ساخت های این کشور موجب کشته شدن تعداد زیادی افغانی و زندانی شدن هزاران تن و انتقال آنان به زندان گوانتانامو و در نتیجه زندانی نمودن بی دلیل آنان شد. همچنین در آوریل سال 2002 بوش اسرائیل را به حال خود رها نمود تا با حمله با نوار غزه این مناطق فلسطینی که طبق توافق های پیشین طرفین در کاخ سفید به فلسطین بازگردانده شده بود، را باز پس بگیرد و با این اقدام خود ضمن مسبب بودن در کشته بسیاری از انسان های بی گناه فلسطینی، همچنین موجب از میان رفتن قسمت زیادی از زیر ساخت های فلسطین من جمله خانه های مردم و دفتر ریاست جمهوری این کشور شد و این گوشه ای از حملات اسرائیل در برابر مقابله مسلحانه فلسطینی ها و بمب های انتحاری آنان علیه اهداف یهودی در اسرائیل می باشد.
یک سال بعد آمریکا با دلایل واهی (در اختیار داشتن تسلیحات کشتار جمعی و همچنین حمایت از تروریسم بین الملل) برای سرنگونی صدام حسین رئیس جمهور عراق به این کشور حمله نمود و ضمن کشتار انسان های بی گناه، در راستای خاموش ساختن گروه مخالف به شکنجه زندانی ها در زندان های عراق پرداخت. دو سال بعد آمریکا از حمله اسرائیل به زیر ساخت های لبنان که با هدف از میان بردن حزب الله از طریق نفوذ در مرز لبنان و اسرائیل و دستگیری و یا کشتن سربازان اسرائیل انجام شد، حمایت نمود.
آخرین اقدامی که موجب نارضایتی مسلمانان جهان خصوصا مسلمانان خاورمیانه شده است تهدید ایران به حمله نظامی به اتهام تلاش برای ساخت تسلیحات هسته ای توسط این کشور می باشد و این در حالی است که آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام نموده است که هیچ نشانه ای دال بر تسلیحاتی بودن فعالیت های هسته ای ایران وجود ندارد و گزارش دستگاه های اطلاعاتی آمریکا در این اواخر نیز اعلام نموده است که ایران تلاش برای ساخت تسلیحات هسته ای را از سال 2003 کنار گذاشته است.
آمریکا برای التیام بخشیدن به زخم دل مسلمانان باید اقدامات اساسی را انجام دهد. از نظر آمریکا مسئله فلسطین و حل فصل بحران آن با اسرائیل مهمترین و تاثیرگذار ترین راه برای همراه ساختن مسلمانان می باشد، نه فقط این بلکه صلح میان اسرائیل و فلسطین که در ادامه به صلح میان اسرائیل و اعراب بیانجامد خواهد توانست موج اسرائیل، مصر، عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را برای رویارویی با ایران آماده سازد و این همان معنای واقعی سفر بوش به خاورمیانه می باشد.
از دید آمریکا ایران تاثیرگذارترین کشور در خاورمیانه محسوب می شود. ایران در افغانستان (قوم هزاره که شیعه می باشند)، عراق (اکثریت مردم عراق شیعه می باشند)، سوریه و لبنان (حضور گروه حزب الله)، فلسطین (حضور گروه حماس) تاثیرگذاری بسیاری دارد و از طرف دیگر روابط خوبی را با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس من جمله عربستان سعودی برقرار نموده است و همچنین این کشور در حال عادی سازی روابط خود با مصری می باشد که رابطه آنها با ایران از سال 1980 قطع شده است.
تبلیغات آمریکایی ها مبنی بر تلاش ایران برای ساخت تسلیحات هسته ای با موضع سرد کشورهای عربی مواجهه شده است. خاورمیانه دیگر قادر به تحمل تبعات جنگ و چالشی دیگر نمی باشد. این منطقه امروز به حساس ترین روزهای خود رسیده است در نتیجه صلح میان اسرائیل و فلسطین در صورتی که با پس دادن بلندی های جولان و اراضی شعبا همراه شود موجب خواهد شد تا رابطه آمریکا با دنیای عرب و مسلمانان جهان ترمیم یافته و سپس نوبت به منزوی ساختن ایران برسد.
حال آیا امکان وقوع صلح میان اسرائیل و فلسطین وجود دارد؟ جامعه بین الملل که نسبت به این موضوع بسیار بدبین می باشد. نتیجه نظر سنجی موسسه Dahaf Research در اسرائیل نشان می دهد که77 درصد مردم اسرائیل یقین دارند که بوش نمی تواند اسرائیل و فلسطین را صلح دهد.اسرائیل و فلسطین برای صلح با یکدیگر با مسائل پیچیده ای روبرو می باشند که بعنوان مثال می توان از مسئله بیت المقدس، آورگان فلسطینی و مرزهای میان فلسطین و اسرائیل بعنوان مسائل مهم و حساس میان این دو طرف نام برد.
اگر اسرائیل به قطعنامه 194 شورای امنیت تن در دهد و حاضر به بازگشت 4 میلیون فلسطینی به مناطق اسرائیلی شود در نتیجه قوم یهودی در اسرائیل به اقلیت تبدیل خواهند شد و فلسطین که آورگانش در بسیاری از کشورهای عربی مانند اردن، سوریه، لبنان و... وجود دارد، با این آورگان چه خواهد نمود زیرا کشورهای عربی مذکور تا به امروز این آوارگان فلسطینی را بعنوان شهروند خود قبول نکرده اند و در نتیجه محمود عباس به یقین خواهان بازگشت آوارگان فلسطینی خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر از جاکارتا، دکتر اسمیت الحدار خاورمیانه شناس اندونزیائی ادامه داده است: بحث بعدی مسئله بیت المقدس است. پرواضح است که اسرائیل از بیت المقدس شرقی که نشانه کشور اسرائیل می باشد دست نخواهد کشید و فلسطین نیز به تشکیل کشوری مستقلی به نام فلسطین بدون پایتختی بیت المقدس که سومین مسجد پاک مسلمانان (مسجد الاقصی) در آن وجود دارد، راضی نخواهد شد. در رابطه با شهرک های اسرائیلی نشین در نوار غره نیز اسرائیل حاضر نخواهد شد تا این شهرک ها را تخریب سازد و تنها آماده به تخریب تعدادی از شهرک های کوچک اسرائیلی در مرز میان اسرائیل و فلسطین می باشد.
اولمرت نخست وزیر اسرائیل پس از دیدار با بوش در تاریخ 9 ژانویه گذشته نیز در کنفرانس خبری مشترک با رئیس جمهور آمریکا از ساخت شهرک های اسرائیلی بزرگ در نوار غزه خبر داد و بوش تنها نظاره گر این سخنان بود. امکان برقراری صلح میان اسرائیل و فلسطین در زمانی فراهم خواهد آمد که راهکارهایی درباره مسائل مختلفی مانند مسئله آوارگان فلسطینی، بیت المقدس، شهرک های اسرائیلی و مرزهای اسرائیل و فلسطین، اندیشیده شود. فلسطین از اسرائیل می خواهد که به مرزهای پیش از جنگ سال 1967 بازگردد ولی اسرائیل حاضر به این کار نیست زیرا این امر به معنای تخریب تمامی شهرک های اسرائیلی در نوار غزه می باشد. پس سفر بوش به خاورمیانه نتیجه قابل توجهی را به همراه نخواهد داشت زیرا برنامه های بوش برای برقراری صلح میان اسرائیل و فلسطین تا سال 2009 توسط واقعیت های موجود حمایت نمی شود.