سحر قرهخانی
هاشمیرفسنجانی همواره از شخصیتهای فعال عرصه سیاسی ایران بوده است. از همین رو در طول همه سالیان پس از انقلاب اسلامی شاهد اتخاذ مواضع مخالف یا موافق هاشمی از سوی احزاب، گروهها و شخصیتهای سیاسی بودهایم.
اما در طول روزهای گذشته بار دیگر شاهد اوجگیری برخی تحرکات تخریبی علیه هاشمیرفسنجانی بودهایم. هر چند این اتفاق تازگی ندارد و در حال تکرار یک تجربه تکراری هستیم اما بررسی این موضوع که چرا این گونه رفتارهای تخریبی بار دیگر اوج گرفته است میتواند مفید واقع شود.
در طول سالیان گذشته هاشمیرفسنجانی برای اولین بار هنگامی مورد هجمه قرار گرفت که قصد داشت نامزد انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی شود. هر چند نمیتوان حرکتهای تخریبی در انتخابات مجلس ششم را سازماندهی شده دانست و یا حتی آن را به صورت رسمی و مشخص به یک حزب شناسنامهدار نسبت داد، اما میتوان گفت تخریبکنندگان بخشی از نیروهای مدعی اصلاحطلبی بودند که احساس میکردند حضور هاشمیرفسنجانی در مجلس ششم میتواند به منزله یک ترمز قوی بر سر راه حرکتهای اصلاحطلبانه باشد و آن را از به دست آوردن نتایج بزرگ باز نگهدارد.
اما پس از مدتی اصلاحطلبان به این نتیجه رسیدند که صرف به دست آوردن اکثریت در مجلس نمیتواند ضامن تقویت و پیشبرد اصلاحات باشد بلکه باید با در نظر گرفتن ساختار قدرت در ایران قدمها را با احتیاط و آهستگی برداشت. از همین رو در طول سالهای اخیر شاهد تغییر رویکرد همان اصلاحطلبان منتقد هاشمی بودهایم.
اما دومین موج تخریبی علیه هاشمیرفسنجانی از زمانی آغاز شد که اصلاح طلبان منتقد هاشمی به جرگه هواداران حضور فعال هاشمی در عرصه سیاسی پیوستند.
اما ذکر این نکته ضروری است که موج دوم تخریب هاشمی به علت نزدیکی اصلاحطلبان با وی اتفاق نیفتاده است واقعیت این است که گروهی از محافظهکاران که به تازگی طعم شیرین قدرت را چشیدهاند و قصد دارند سنگرها را یکی، یکی فتح کنند اخیرا به این نتیجه رسیدهاند که گویا هاشمی بزگترین مانع برای رسیدن به اهداف آنان است، یک روز هاشمی سدی است در برابر کسب کرسی دولت، پس او را تخریب میکنند تا رئیسجمهور نشود و روز دیگر نامزد انتخابات خبرگان است و باید او را تخریب کنند تا از راهیابی به خبرگان باز بماند.
عجیب این نکته که برخی از این مدعیان خودشان را پیرو ولایت میدانند که در ملاقات اخیرشان با خبرگان، تخریب علما و شخصیتهای سیاسی را جایز ندانستند.
راستی چرا فقط در آستانه انتخابات این فعالیتهای تخریبی جدی میشود و چرا تا زمانی که خبری از انتخابات نیست، خبری از این منتقدان سینهچاک هم نیست؟ بیشک اگر هاشمی رفسنجانی صراحتاً اعلام کند که قصد نامزدی در انتخابات خبرگان رهبری را ندارد بساط CDها و شبنامهها و... جمع خواهد شد و کسی با هاشمی کاری نخواهد داشت.
علاوه بر دلیل فوق نکته دیگری که باید در مورد هاشمی جدی گرفت این است که اخیراً برخی از محافظهکاران کشف بزرگی کردهاند یعنی فهمیدهاند هاشمی رفسنجانی از حامیان جدی «جمهوریت» نظام است. لذا طبیعی است که حامیان «حکومت اسلامی» منهای جمهوریت آن نخواهند که یکی از چهرههای موثر و صاحب نفوذ «جمهوری اسلامی» به مجلس خبرگان رهبری راه یابد. آنان با توجه به اینکه اعتقادی به نظر و رای مردم ندارند و آرای ملت از نظرشان بیاهمیت است، هرگز نگران عواقب تصمیمات خود در راه تضعیف «جمهوریت» نیستند. بلکه بیش از هر چیز نگران شخصیتهایی هستند که تداوم حضورشان در ساختار قدرت مانع از دستیابی به اهدافشان میشود.
اکنون در آستانه انتخابات خبرگان برخی گروههای مخالف جمهوریت سعی میکنند با تخریب هاشمی چند نشان مختلف را هدفگیری کنند.
اولا: سعی میکنند از طریق شبنامههای فاقد امضای مشخص ذهن مردم را به نکات حاشیهای منحرف کنند.
طرح دروغهای بزرگ درباره فرزندان و خانواده هاشمی که هرگز اثبات نشده است میتواند ذهن مردم را به سمت این گونه مسائل سوق دهد و از خطر اصلی که تهدیدکنندگان جمهوریت است منحرف سازد.
ثانیاً: از طریق تخریب هاشمی، میتواند ضمن تخریب وجهه هم لیستیهای غیر محافظهکار او، زمینه را برای ورود هواداران حکومت اسلامی منهای جمهوریت را به خبرگان رهبری آماده کنند و در غیاب چهرههای مطرح و ریشهدار در خبرگان رهبری، فعالیت خود را برای تهدید «جمهوریت» وسعت ببخشند.
در چنین شرایطی گروههای هوادار «جمهوری اسلامی» باید با جدیت و هوشیاری بیشتری اوضاع سیاسی کشور را رصد کنند و ضمن پرهیز از افتادن در دام انفعال خود را برای ناکام گذاردن تلاشهای آغاز شده آماده کنند.