مدیر مسئول
بیش از یک سال از پیروزی اصولگرایان میگذرد. این پیروزی به دنبال دخالت داوران انتخاباتی و محصول آن، یعنی غیبت مردم پای صندوقهای رای حاصل شد. انتظار مردم از انتخابات چیزی جز همان انتخابات نیست، یعنی انتظار دارند بتوانند آزادانه از میان کسانی که در صحنه سیاسی کشور حضور دارند دست به انتخاب بزنند، اما وقتی اصحاب قدرت، اسباب نوعی دخالت در انتخابات را فراهم میآورند، مردم احساس میکنند که بیشتر در یک جریان «رایگیری» شرکت میکنند تا «انتخابات».
این احساس تا آنجا ریشه دوانیده که حتی شخصیتی همچون کروبی از این دخالتها به عنوان نیروهای غیبی نام میبرد؛ و نگرانی شخص مطلعی مانند کروبی از حضور نیروهای غیبی نشان از آن دارد که علاوه بر اهرمهای قانونی ـ که گاهی به صورت روشهای فراقانونی در میآید و موجب سلب آزادی مردم در رای دادن به کاندیداهای مورد علاقهشان میشود– دخالتهای دیگری نیز مطرح است. در کشور ما رسانه غیر دولتی خیلی کم وجود دارد، گرچه هنوز چند روزنامه شاخ شکسته وجود دارند، اما در برابر شبکههای رادیو ـ تلویزیونی موجود که انحصارا دولتی هستند و غالبا جهتگیریهای «رایگیری» دارند تا «انتخاباتی» و همیشه به نفع یک گروه خاص وارد میدان شدهاند – نمیشود به نقش آن چند رسانه محدود و مستقل امید بست.
با همه این اوصاف، جماعتی، از جمله نگارنده، معتقد است که تنها راه ممکن برای احقاق حقوقمان شرکت در همین انتخاباتی است که با هزاران اما و اگر همراه است. اگر یادتان باشد در آستانه انتخابات مجلس هفتم، محافظهکاران موجی از مبارزه با گرانی راه انداختند و مرثیهسراییها کردند که حقوقبگیران و مردم مستضعف قدرت خرید میوه ندارند و با یک «انقلاب میوهای» انتخاباتی برگزار شد که از دل آن اصولگرایان بیرون آمدند. اصولگرایان میگفتند: «ما تشنه خدمتیم و نه قدرت، و در مرام اصولگرایی دعوا بر سر پست و مقام معنی ندارد.» اما در مدت کوتاهی هم قیمتها به طور سرسامآوری افزایش یافت و هم دعوا بر سر قدرت آغاز شد، تا جایی که در انتخابات شورای شهر ما شاهد سه فهرست کاندیدا از طرف اصولگرایان هستیم: رایحه خوش خدمت، ائتلاف بزرگ اصولگرایان و جبهه پیروان خط امام و رهبری، سه شاخه از گروه اصولگرایان، بالاخره هم حاضر به ائتلاف نشدند و لیستهای جداگانهای دادند. آنها که تنها با 15 درصد آرای مردم تهران به قدرت رسیده بودند، در دایره تنگ خویش نتوانستند کیک قدرت را بین خود تقسیم کنند، اما رسانههای طرفدارشان همچنان بر طبل جدایی اصلاحطلبان میکوبند. عجیبتر آنکه در این انتخابات هیچ سخنی از گرانی، تورم و اقتصاد رانتی– محصول تصمیمات غلط خودشان– به میان نمیآورند. آنان به محض پیروزی قبلی در رسانههای مسلط خویش چنان سرود خدمت را سرائیدند که گویا یک شبه شهر و کشور گلستان شده است. و حتی بسیاری از دستاوردهای دولت گذشته را هم هنگام افتتاح پروژهها مصادره کردند و در سبد تبلیغاتی خود ریختند.
اکنون که زمستان انقلاب میوهای در راه است، و حقیقت و واقعیتها آشکار شده است، همه فهمیدهاند که کشوری را با دو برابر بودجه قبلی اداره کردن حکمرانی خوبی نیست، بلکه تاراج ثروت کشور است که فردا و فرداها باید آن را پاسخ دهند. تاریخ کوتاه انقلاب میوهای ثابت کرد که در اصولگرایی هم جنگ بر سر کسب قدرت و شهرت یک واقعیت است و نمیتوان آن را کتمان کرد. اصولگرا یا اصلاحطلب باید بداند که از طرف مردم عنان قدرت را به دست میگیرد و باید برای بهبود وضع نان و آب و کار و زندگی و امنیت مردم قدم بر دارد. با تبلیغات و هیاهو نمیتوان مشکل گرانی را حل کرد یا مسکن را ارزان کرد، بلکه با برنامهریزی و استفاده از کارشناسان و احترام به قانون و بیان حقایق و در نظر گرفتن امکانات کشور میتوان نآن امید به فرادی بهتر را نوید داد. اما چرا میگوییم باید در انتخابات شرکت کرد؟ شاید بگویید که منتخبان گذشته برای ما چندان کاری نکردند.
نگارنده سخن شما را تایید میکند، اما میپرسد: آیا نمیشود در این انتخابات شرکت کنیم و به کسانی رای دهیم که اگر از عهده آن کارهایی که باید انجام دهند، بر نیامدند، لااقل آن کارهایی که نباید، انجام ندهند، امروزه کشور ما بیشترین صدمه را از ناحیه اقداماتی میخورد که نباید انجام میگرفت. از شما میپرسم: اگر مسئولی داشته باشد که مدافع قانونگرایی، آزادی مردم کشورش، تشنجزدایی، احترام به حقوق ملتها و دولتها، حقوق شهروندی و امنیت اجتماعی باشد بهتر است یا مسئولی که از قانون سخن نگوید، آزادی را برای دیگر مردمان جهان بخواهد و تشنجزدایی را سازش با بیگانگان بداند و حتی در برابر منتقدان دایره تنگ خویش تحمل مدارا نداشته باشد. انتخابات ما، با همه کمی و کاستی که دارد، میراث مهم و بزرگی است. ملت ما همچنان سرافرازترین مردم خاورمیانه و حتی کشورهای مترقی هستند. داشتن ظرفیت بالا برای نقش دادن به ملت، برای هر منظوری که باشد قابل تحسین است. حکمرانان ایرانی در طول تاریخ معاصر همیشه برای حکومت بر ملت نیازمند انتخابات بودهاند. ما همیشه مجلس داشتهایم، هر چند که در کیفیت، مجالس دیروز و امروز زمین تا آسمان فرق دارند، اما این ویژگی فرهنگ ایران است که باید از طریق دموکراسی بر او فرمان راند. تفاوت شهروند ایرانی با شهروند عرب در همین است.
شهروند ایرانی به طور متوسط هر دو سال یک بار در انتخابات شرکت میکند، اما هنوز هم راضی نیست. شهروند عرب هر ده سال هم یک انتخابات ندارد و راضی است. فرهنگ ایرانی و شیعی را باید ارج گذاشت و در دفاع از آن سرسختانه ایستاد و راه اصلاحات را هموار کرد. امروز اگر آرایش عرصه رقابت غیر عادلانه است، اما این امکان وجود دارد که با هوشیاری عنان مدیریت شهر و کشور را به دست کسانی بدهیم که اگر هم کار مهمی نمیکنند، لااقل آن کاری را که نباید، انجام ندهند.
آیا این بهترین دلیل برای حضور من و شما نیست؟ در غیاب من و شما تنها یک اتفاق خواهد افتاد و آن پیروزی اقلیتی است که غرقه در توهم پیروزی همه را نادیده خواهند انگاشت و به ترکتازیهای خویش ادامه خواهند داد.