تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۷۱۸۲۰

مجید علیزاده

کسینجر که اکنون در سن 83 سالگی دوران پیری خود را می‌گذراند، از نزدیک به چهل سال پیش و از هنگام برگزاری گفت‌وگوهای صلح پاریس وارد گفت‌وگوهای سیاسی شده است و هنوز هم جهان را صفحه سه‌بعدی شطرنج می‌بیند.

وی با توجه به اندیشه‌های بوش در چگونگی برخورد با ایران آن را بسیار کهنه و پوسیده می‌داند. خمیرمایه اصلی رویکرد کسینجر در این عبارت است: «ایالات متحده تا هنگامی که نیروهای خود در خاورمیانه را یکدست نکرده است نباید با ایران وارد گفت‌وگو شود.» او بر این باور است که با یکدست شدن نیروها ایالات متحده می‌تواند از یک موضع قدرت با ایران وارد مذاکره شود.

از این‌رو بوش اکنون تلاش می‌کند که صف‌آرایی دوباره‌ای انجام دهد. اقدامی که البته نیاز به زمان زیادی دارد. در همین راستا در یک سری تحرکات فوق‌العاده کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه دولت بوش و سایر مقامات ارشد این کشور تلاش می‌کنند تا جبهه واحدی از رژیم‌های عرب سنی و اسرائیل در برابر ایران شیعی به وجود آورند؛ جبهه‌ای که بخشی از رویکرد تهاجمی تازه در برابر ایران محسوب می‌شود و به نظر آنان همراه با متهم کردن ایران به سرکشی در برنامه هسته‌ای، موجب قرار گرفتن ایران در موضع ضعف در این گفت‌وگوها خواهد شد.

در همین حال پخش گزارش‌هایی در زمینه همدستی ایران در ناآرامی‌های عراق از سوی دولت بوش نشانگر درگیر شدن بوش در نوع کاملی از دیپلماسی پیچیده کسینجری است. این دیپلماسی که نیازمند یک دستورالعمل تازه است و نخستین بار از سوی روزنامه واشنگتن پست و با چاپ استراتژی تازه بوش درباره ایران و دستور وی برای دستگیری و کشتن نمایندگان ایران در عراق آشکار شد، با اعزام دومین ناو هواپیمابر ایالات متحده به خلیج فارس برای وارد کردن فشار به بندرها به عنوان گلوگاه‌های اقتصادی ایران و ازهم گسیختن داد و ستد ایران با سایر کشورها ادامه یافت. همه این جهت‌گیری‌ها به همراه وارد آوردن فشار تازه و گسترده در روند صلح فلسطین و اسرائیل در چارچوب ابتکار عمل‌های آمریکا برای عملی ساختن اندرزها و دیپلماسی پیچیده کسینجری است.

حتی آمریکایی‌ها در حال بررسی امکان دخالت ایران در رویدادی هستند که طی آن نیروهای عراقی با پوشیدن لباس سربازان آمریکایی در کربلا در ماه گذشته،‌ 5 سرباز این کشور را کشتند آمریکایی‌ها مدعی هستند که این عملیات با کمک ایرانی‌ها انجام شده است. اما به راستی هدف نهایی تحرکات تازه ایالات متحده چیست؟ بوش هفته پیش بار دیگر اعلام کرد که هیچ‌گونه تمایلی برای حمله به ایران ندارد. او هم‌چنین در برخورد با برنامه هسته‌ای ایران که ادعا می‌شود موجب تهدید برای موجودیت اسرائیل و نگرانی عمیق در پایتخت‌های عربی شده هشدار داده است، اما هم‌چنان بر یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک تاکید می‌کند.

او در گفت‌وگویی که با شبکه رادیویی ملی این کشور انجام داد اعلام کرد پیامی که ما می‌خواهیم برای حکومت و مردم ایران بفرستیم این است که در صورت اصرار بر ادامه برنامه هسته‌ای خود، ایران به گونه فزاینده‌ای منزوی خواهد شد.

اکنون نگرانی مقامات دولت بوش درباره فعال شدن ایران در منطقه و گرفتن دست‌بالا در تحولات منطقه‌ای به گونه‌ای فزاینده در حال افزایش است. چرا که آنان وضعیت کنونی را نوعی بازگشت به عقب برای ایالات متحده می‌دانند؛ بازگشتی که تداعی‌کننده ترس از تهدید صدام حسین در مرزهای باختری و طالبان در مرزهای افغانستان بسر می‌برد و ایالات متحده، ایران را از این ترس نجات داد.

اما ظاهراً آمریکایی‌ها با خود اینطور فکر می‌کنند که از وقتی که بوش این دو دشمن را نابود کرد و سپس در باتلاق عراق فرو رفت ایران ناسپاس شده و گستاخانه پشتیبانی خود را از اقدامات شبه‌نظامیان شیعی که به ایجاد دور تازه از خشونت‌های فرقه‌ای در عراق خواهد انجامید افزایش داده است.

یکی از اعضای هیات حاکمه ایالات متحده در گفت‌وگویی با مجله نیوزویک اعلام داشت که برخی از دولتمردان آمریکا بر این باورند که ایران به ناچار دست‌بالا را در عراق گرفته است. از این‌رو آنچه را که ما نیاز داریم این است که منافع حساس ایران را در عراق شناسایی کنیم و گلوی این کشور را در عراق بفشاریم.

کسینجر در پی پرداختن به همین مساله راهکاری را پیشنهاد کرده که به راهبرد نوین بوش درباره ایران بسیار نزدیک است. کسینجر پیشنهاد کرده است که باید به ایران فهمانده شود که کشور ناتوان و فقیری همانند ایران نمی‌تواند اینقدر نظم جهان را به چالش بکشد. راهکاری که کسینجر پیشنهاد کرده نیازمند گسترش یک سری معامله استراتژیک جدی و دقیق از سوی ایالات متحده با متحدین این کشور است.

در چارچوب این راهکار، وی پیشنهاد کرده است که اکنون مصر، عربستان سعودی و اردن به عنوان کشورهای سنی منطقه و لبنان به عنوان کشور شود که از آن معنای آماده شدن زمینه خروج ایالات متحده از منطقه و یا احتمال فروپاشی نظم امنیتی موجود در منطقه برداشت شود. به نظر می‌رسد که بوش این سفارش کسینجر را با اعزام یک دسته ناو اضافی و اعلام فرستادن ناو راهنمای بیل فالن به فرماندهی ناو سنت کام و در حقیقت با جابه‌جایی ناوها و فرماندهی آنان را دنبال کرده است.

هرچند جسیکا لوپورین سخنگوی کسینجر اعلام کرد که کسینجر جایی در روند تصمیم‌گیری درباره ایران ندارد.

اما بی‌گمان همان‌گونه هم که «باب ودوارد» در کتاب تازه خود با عنوان کشور انکار نوشته است کسینجر دیپلمات سالخورده‌ای است که نفوذ فراگیر و پنهانی در دولت بوش دارد و از مشاورانی است که هرچند بیرون از حاکمیت است اما بوش و دیک‌چنی بیش از هر کسی با او مشورت می‌کرده‌اند.

در همین زمینه یکی از سخنگویان کاخ سفید می‌گوید که رییس‌جمهور همواره از پیشنهادهای کسینجر در مسائل گوناگون سیاست خارجی استقبال کرده است. اما به نظر می‌رسد که کشورهای منطقه چندان با راهبرد تازه بوش در برخورد با ایران و به ‌کارگیری دیپلماسی پیچیده کسینجری همراه نیستند.

چرا که عماد مصطفی سفیر سوریه در ایالات متحده درباره میزان موفقیت دیپلماسی پیشنهادی کسینجر در موضوعات و مسائل منطقه‌ای می‌گوید: روشن است که چندین کشور بزرگ عربی به سیاست‌های دوستانه خود با ایران ادامه خواهند داد و با انزوای کامل ایران مخالفت خواهند کرد.

برای نمونه عربستان سعودی که در دو سوی خاکریز مانده است در یک ماه گذشته همکاری و تلاش بسیاری را به همراه ایران برای یافتن راه‌حلی در بحران لبنان از خود نشان داده است.

در این راستا در ماه گذشته بندر بن‌سلطان دبیر شورای امنیت ملی عربستان سعودی به منظور جلوگیری از یک جنگ داخلی در لبنان با علی لاریجانی همتای ایرانی خود چندین بار در تهران و ریاض دیدار کردند.

در حالی که برخی مقامات کشورهای عربی کرانه خلیج‌ فارس تضمین‌های امنیتی تازه از سوی ایالات متحده دریافت کرده‌اند اما برخی دیپلمات‌های منطقه بر این باورند که موفقیت نهایی استراتژی کسینجر بستگی به رخدادهای عراق دارد. چرا که اگر ایالات متحده برنامه خروج نیروهایش از عراق را آغاز کند می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد و حتی احتمال خطر یک جنگ ناگهانی و غافلگیرانه وجود دارد.

اما نباید از یاد برد که با وجود همخوانی‌ها و همراهی دیدگاه بوش و کسینجر با این حال یک تفاوت اساسی میان دیدگاه‌های این دو وجود دارد. چرا که بوش رییس‌‌جمهوری ایالات متحده از هرگونه گفت‌وگوی جدی با ایران و سوریه حتی در صورتی که کشورش در این گفت‌وگوها دست بالا را داشته باشد خودداری می‌کند.

اما کسینجر در این موقعیت‌ها عملگرایانه‌تر برخورد می‌کند. برای نمونه عماد مصطفی سفیر سوریه در ایالات متحده درباره دیدگاه کسینجر در برخورد ایالات متحده با سوریه می‌گوید که وی بر این باور است که واشنگتن مجبور به نشستن با سوریه بر سر میز مذاکره است.

از این‌ رو هر چند ردپای دیپلماسی پیچیده کسینجر وزیر امور خارجه ایالات متحده در جنگ ویتنام در استراتژی بوش در برخورد با ایران به روشنی دیده می‌شود، اما شاید روی فرابرسد که بوش بر پایه تجارب و عبرت‌های کسینجر از مواضع یکجانبه و جنگ‌طلبانه خود عقب‌نشینی کرده و به پذیرش دیدگاه‌های وی و برخوردهای دیپلماتیک همانند آنچه که درباره سوریه پیشنهاد شده مجبور شود.