تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۷۱۸۳۳

داریوش صفرنژاد

با وجود گذشت 15 سال از فروپاشی اتحاد شوروی، به جهت دلایل گوناگونی که روس‌ها از گذشته به عنوان استراتژی سیاست و منافع ملی و منطقه‌ای برای خود تعریف و تدوین کرده‌اند، قفقاز هنوز هم دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای از دیدگاه حاکمان مسکو بوده و به‌ عنوان حیاط‌خلوت سیاسی و امنیتی مهمی برای آنها محسوب می‌شود و بی‌تردید تا ده‌ها و بلکه صدها سال آینده نیز این مهم به قوت خود باقی مانده و بر اهمیت آن به ‌صورت چشمگیر افزوده خواهد شد. از جمله دلایلی که روسیه، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را حیاط‌خلوت خود دانسته و برای آن بهای استراتژیک و ژئوپولتیک قائلند می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1- مکیندر از تئوری‌پردازان علم جغرافیای سیاسی، از منطقه آسیای مرکزی به عنوان هارتلند (یعنی قلب زمین ) نام برده است و دلایل گوناگونی را جهت این نظریه ارائه کرده است.

2- حاکمان تزاری روسیه و متعاقب آن سردمداران حزب کمونیست در اتحاد جماهیر شوروی، هم‌راستا در عمل به وصیت پطرکبیر، از این منطقه به عنوان منطقه‌ای که می‌تواند حائل و حلقه وصل اولیه جهت دستیابی به آب‌های گرم خلیج فارس و دریای عمان (از طریق ایران) باشد نام برده، و اهمیت فوق‌العاده‌ای را برای آن قائل بوده‌اند.

3- علاوه ‌بر موارد فوق، به جهت حفظ ساختار اصلی حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، هم منطقه‌ای حائل به عنوان مرز امنیتی برای حکومت مرکزی در مسکو محسوب گشته (حاشیه و هاله امنیتی) و هم حیاط خلوت امنیتی و سیاسی برای آنها در جهات مختلف به شمار آمده و می‌آید. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تاسیس جمهوری‌های جدیدالتاسیس و تازه استقلال‌یافته در این مناطق، بر اهمیت این موضوع افزوده شده است.

4- تداوم حضور سنتی و ریشه‌دار و جدی روسیه در کشورها و مناطق مستقل موجود در این دو منطقه، به اصلی بنیادی در اصول سیاست خارجی و امنیت ملی روسیه تبدیل گشته است. بیش‌ از همگان این روس‌ها هستند که تمام رخدادها را در این دو منطقه و جمهوری‌های حاضر در آن تحت‌ نظر داشته و به دقت و با حساست خاص پیگیری و دنبال کرده و کنترل کنند. به‌طور حتم هنوز هم به واسطه ساختارهای برجای مانده از گذشته در جمهوری‌های حاضر در این مناطق، این روس‌ها هستند که هم در نهان و هم آشکارا، حضور برتر داشته و حرف اول را می‌زنند.

5- درخصوص مرزبندی جمهوری‌های این مناطق، استالین از همان سال‌های اولیه حکومت بلشویکی به گونه‌ای تدبیر و اقدام کرده است که به واسطه قرار دادن اقلیت‌هایی از یک قوم در دل یک قوم اکثر دیگر در جمهوری‌های مستقل و اصلی اتحاد شوروی، پس از استقلال جمهوری‌های اصلی 15 گانه شوروی تا به امروز، مشاهده می‌شود که مناقشات قومی یاد شده همچون آتش‌های زیرخاکستر ـ که از گذشته اندیشیده و برپا شده است- هر از گاهی زبانه می‌کشد. جمهوری‌های مناطق آسیای مرکزی و قفقاز نیز از این موضوع بی‌نصیب نبوده و در واقع خود همین کانونهای کوچک مناقشه تبدیل به بهانه‌ای مهم برای حضور روس‌ها در ابعاد گوناگون نظامی، سیاسی، امنیتی و... در این مناطق گردیده است. مناقشاتی که بسیاری از آنها به جهت ساختار ریشه‌ای که دارند هیچگاه حل نشده است.

6- منابع طبیعی و ثروت قابل توجه زیرزمینی موجود در این منطقه، اعم از نفت و گاز و سایر منابع طبیعی و همچنین سایر قابلیتهای اقتصادی و کشاورزی و غیره موجود در آن موجب شده که توجه و طمع روس‌ها و برخی کشورها و قدرت‌های خارج از منطقه، به این منطقه به‌ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، بیش‌از پیش جلب شده. به واسطه فقر اقتصادی موجود در این مناطق کشورها و قدرت‌های خارجی به بهانه انجام سرمایه‌گذاری در امور نفت و گاز و معادن و امور اقتصادی و کشاورزی و... به این جمهوری‌ها سرازیر شده و عرصه این جمهوری‌ها تبدیل به صحنه رقابت نزدیک و تاخت‌وتاز و بازی‌های قدرت‌های فرامنطقه‌ای با قدرت‌های منطقه‌ای به‌ویژه روسیه و حتی ایران شده است.

7- روس‌ها و حاکمان مسکو در تقسیم‌بندی استراتژیک مناطق مختلف جهان، از ابتدای فروپاشی تا به امروز همواره سعی داشته‌اند تا در ازای دادن امتیاز به آمریکا و سایر قدرت‌های دیگر در سایر مناطق جهان، در ازای آن، موضوع عدم مداخله و حضور جدی در جمهوری‌های این مناطق را با آنها معامله و به صورت جدی به آنها گوشزد کرده و از آنها طلب نمایند به‌رغم توافقات صورت پذیرفته در سطح کلان لیکن در اجرای آن در سطوح پائین‌تر خلاف این مهم آشکار شده است. کشورها و قدرت‌های بزرگ خارج از منطقه، در این روند ساکت ننشسته و آرام‌آرام و به صورت خزنده در حال پیگیری و اجرای منویات خود (هم در بعد رسمی و هم غیررسمی و به ظاهر غیردولتی، اما به صورت برنامه‌ریزی شده و هدفمند) در جهت کسب منافع ملی بیشتر برای خود در این مناطق هستند و در این راستا رقابت تنه‌به‌تنه و تنگاتنگی را نیز به صورت جدی با روس‌ها (پنهان و آشکارا) دارند.

8- در اکثر جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز هم‌اکنون نیز کمافی‌السابق رهبران حاکم عمدتا «از حاکمان وابسته به روسیه و خط‌مشی حاکم در این کشور می‌باشند و اگر کمی در پیشینه هر یک از این افراد تعمق کنیم خواهیم دید که اکثرا دارای سابقه حضور در ارگان‌های فعال در سیستم اتحاد شوروی سابق بوده‌اند و حتی بعضا چند سالی از زندگی خود را در روسیه (جهت تحصیل و...) سپری کرده‌اند.