آرش بزرگمهر
حادث شدن رشته کوههایی موسوم به رشته کوههای قفقاز میان اروپا و آمریکا گسترهای را به وجود میآورد که امروز آن را منطقه قفقاز مینامیم؛ منطقهای به جد استراتژیک که هنوز معلوم نیست با کدام قانون و تحت حمایت کدام کشور اداره میشود. اگرچه روسیه مدعی است این منطقه را زیر نظر دارد، اما این سران گرجستان هستند که در واقعیت و نه روی کاغذ، این محدوده را اداره میکنند. قفقاز چند نقطه بسیار حساس دارد که اتفاقا محل مناقشه روسیه و گرجستان نیز محسوب میشود. آبخازیا، سوخومی و کازبک از این دست هستند چرا که روسیه کماکان معتقد است ماوای شورشیان چچن، بیگمان یکی از این مناطق است. به لحاظ آب و هوایی، این مناطق سردسیر و خشک هستند، از این رو تعقیب و گریز در آن، نیازمند یک تیم پشتیبانی قوی و آبدیده است. اگرچه روسیه این نیرو را در اختیار دارد اما نیروهای گرجی، اجازه نشو و نما را به این نیروها نمیدهند. شاید بهتر باشد این منطقه را از منظر دیگری نیز مورد بررسی قرار دهیم. سیستم کوهستانی این منطقه و در امتداد آن، وجود دریای خزر یک اتفاق بزرگ را نوید میدهد: نفت. تخمینزده شده این منطقه میتواند تا 70 سال نفت بخش عظیمی از مناطق جهان را تهیه کند. از اینرو کشورهای کناری قفقاز چون ایران، آذربایجان، گرجستان و ارمنستان به شدت از مرزهای خود در این منطقه مراقبت میکنند. آنچه امروز محل مناقشه است، بخشهای کوهستانی و مرزی قفقاز نیست، بلکه ایده قفقاز بزرگتر است که از سوی روسیه مطرح شده و کماکان گرجستان با آن مخالف است.
ادعای روسیه
نگاهی به نقشه روسیه نشان میدهد، شمال قفقاز، بخشی از روسیه به شمار میرود. مجاورت این منطقه با جمهوری چچن، همیشه این شائبه یا گمانهزنی را به وجود میآورد که مبارزان چچنی از این ناحیه به روسیه حمله میکنند. از سوی دیگر، سران این جمهوری که از سال 1991 استقلال خود را به دست آوردهاند، روسیه را متهم به جاسوسی و دخالت در امور خود میکنند. حال آنکه به وضوح پیداست هر دو کشور، منابع قفقاز را هدف اول و آخر خود قرار دادند. روسیه نیک میداند مجاورت بخش اروپایی قفقاز با یونان جایی است برای مهاجرت و سکنا گزیدن مخالفان روسیه، همانهایی که اپوزیسیون روسیه را در این مناطق هدایت میکنند. این کشور بنابراین خواستار نظارت بیشتر روی این خط مرزی است، اما این نظارت را روسیه توسط نیروهای خودش خواستار است. از نگاهی دیگر، همین خطوط مرزی نیز از طرف روسیه به رسمیت شناخته نمیشود؛ خطوطی که به پیشنهاد «فیلیپ جان فون اشترالنبرگ» سوئدی ترسیم شد.
خروج پول از روسیه
میتوان این منطقه را قلک روسیه نامید. چرا که هر پولی که از این کشور خارج میشود، به نوعی در این منطقه یا مناطقی چون شمال اوستیا، داغستان و کاباردینو هزینه میشود. روسیه معتقد است آنچه در «گروزنی» - پایتخت گرجستان ـ برنامهریزی میشود، با پولهایی است که از این کشور خارج شده و به قفقاز میرود. از اینرو، تعداد جاسوسان روسیه در کشورها و جمهوریهای یاد شده، روزبهروز افزایش مییابد. نکته دیگر اینکه اوکراین نیز بدش نمیآید قفقاز تحت حمایت و رهبری گرجستان باشد، چرا که منافع گرجستان و اوکراین به مراتب نزدیکتر از اوکراین و روسیه است. روسیه با ریاست جمهوری پوتین مدیریت و نفوذ خود را روی این منطقه از دست داده و در تلاش است به هر قیمتی شده، آن را احیا کند. این پروسه اما سالهاست که بیهیچ پیشرفتی دنبال میشود. بهتر است پوتین را به یاد تلاشهایش در احیای قدرتی که از آن حرف میزند، بیندازیم؛ تلاشهایی که در «اینگوشتیا» انجام شد. این جمهوری کوچک، تنها 468 هزار و 900 نفر جمعیت دارد و مرکزش، «ماگاس» است. مردم این جمهوری مسلمان هستند و از سال 1963 این جمهوری نیز به چچن پیوست. روسیه تلاش زیادی کرد این جمهوری را بار دیگر به قلمرو خود اضافه کند اما نتوانست. دو جاسوس روس در سال 2002 در این منطقه دستگیر شدند و دولت پوتین نتوانست کاری انجام دهد. پوتین نمیدانست پیوند تاریخی مردم این منطقه با چچن بسیار زیاد است؛ اشتباهی که باز هم در شرف تکرار است. رئیسجمهور روسیه گویی تاریخ را از یاد برده. از سال 1730 و در زمان حکومت تزارها، مردم این منطقه گرایش بیشتری به مناطق مسلماننشین داشتند و تلاش برای انشقاق آنها، بیهیچ نتیجهای به پایان رسید. معروف است که میگویند: «هر ملتی که تاریخ را فراموش کند، محکوم به تکرار آن است.» و روسیه گویی در یک قدمی تکرار تاریخ است.
آیا قفقاز آمریکایی میشود؟
اگر گرجستان و ساکنان قفقاز رویای قفقاز بزرگ را در سر میپرورانند، آمریکا تلویحا پیغام میدهد خواهان استقرار یک دموکراسی آمریکایی در این منطقه سردسیر است. البته آمریکا اهداف دیگری را هم دنبال میکند چرا که در صورت تحقق این رویا، منطقهای آمریکایی در میان کشورهایی چون ایران، ارمنستان و آذربایجان به وجود میآید که میتواند روسیه و احیانا ایران را با نوع دیگری از صورت مسئله مواجه کند. آدام بیشتاک، تحلیلگر مسائل آسیای مرکزی شبکه خبری «ایبیسی نیوز» درباره این ایده مینویسد: «قفقاز، سرزمین کوههای بلند است، کوشتان تائوف کازبک، پوشکین، البرز و چندتایی دیگر. اما غرب با گماردن گرجستان در نقش یک صخره، درصدد است کوهی بزرگتر بنا کند، هرچند که اثر انگشتی از هیچ یک از سران غربی دیده نمیشود. پوتین روزهای سختی را پیش روی دارد.