تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۷۱۸۳۸

دکتر یدالله محمدی

یکی از نکات آموزنده تاریخ سیاسی چند قرن اخیر، به ویژه در بحث روابط و مناسبات قدرتهای سلطه‌گر غربی و کشورهای جهان سوم، بحث شیوه‌های نفوذ و سلطه تحمیلی و همه‌جانبه آنها بر اکثر کشورهای جهان سوم است. این مناسبات یکسویه و نامشروع که ناشی از شرایط خاص تاریخی، جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی کشورهای سلطه‌طلب غرب بوده، به از هم پاشیدن شیرازه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشورهای ضعیف جهان سوم و تقویت بنیانهای اقتصادی، صنعتی، نظامی و امنیتی کشورهای غربی منجر گردیده است.

به عبارت دیگر، سلطه‌گران استثمارطلب در بحث رقابتهای استعماری خود، اگرچه از شیوه‌های نفوذ و سلطه اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی بهره گرفتند، لیکن برنده‌ترین ابزار سلطه استعمارگران غربی در استثمار اکثر کشورهای جهان سوم، نفوذ و سلطه فرهنگی آنها بوده است.

کالبد شکافی سلطه فرهنگی استعمار، سه مرحله مشخص را به ما نشان می‌دهد:

در مرحله اول، استعمارگران بحث «شناسایی ملتها» را در دستور کار خود قرار دادند؛ یعنی شناسایی یک ملت با تمام ویژگیهای مثبت و منفی و توانمندیها و نقاط ضعف آن. در همین راستا، بحث شرق‌شناسی، اسلام‌شناسی، غرب‌شناسی، ایران‌شناسی، هندشناسی، مستشرقان و... مطرح گردید.

مرحله دوم، مرحله «بی‌هویت‌سازی» است. در این مرحله، استعمارگران که شناخت نسبتاً کاملی از شرایط و اوضاع و احوال کشورهای جهان سوم کسب کرده بودند، با بزرگ‌نمایی نقاط منفی و ضعف این کشورها و پوشانیدن نقاط مثبت و ارزشهای مثبت آن ملتها، آنها را نسبت به هویت ملی و فرهنگی خود بدبین ساختند.

«آلبرممی»، نویسنده معروف تونسی، در کتاب «چهره استعمارگر و استعمارزده» تصریح دارد که وقتی استعمارگران به آفریقا آمدند، گفتند که نقاشی شما شبیه آب دهانی است که بر روی دیوار پرتاب شده است! و موسیقی شما شبیه ناله سگ و زوزه گرگ است! و بدین‌ طریق، ارزشهای فرهنگی این ملتها را زیر سؤال بردند. نتیجه وضعی این تبلیغات، بدبین‌سازی ملتها نسبت به هویت فرهنگی و ارزشی آنها گردید.

مرحله سوم، مرحله «تحکیم سلطه» است که درنتیجه شرایط ایجاد شده توسط استعمار در مرحله دوم، به سهولت و به راحتی صورت می‌گیرد. در واقع، در این مرحله ملت بدبین شده به هویت و فرهنگ خود، به دنبال هویت فرهنگی برتر می‌گردد و آن چیزی جز فرهنگ غربی نیست. در اینجاست که استعمارگران، ارزشهای فرهنگی و «ایسم»های فرهنگی خود را سر راه ملتها و بویژه روشنفکران آن ملت قرار دادند.

روند فزاینده نفوذ استعمار در ایران، در دوران پهلویها، در ادامه فرایند کلی نفوذ استعمار فرهنگی از یک‌سو و روی کارآمدن افراد غربگرایی چون رضاخان و پسرش محمدرضا که عالمانه و عامدانه غرب‌گرایی و باستان‌گرایی را جانشین هویت ملی و دینی ایران نمودند، در همین راستا قابل تحلیل است.

پیروزی انقلاب اسلامی و احیای هویت دینی مسلمانان که به مثابه بیداری و تحرک مسلمانان و تهدید سلطه شوم فرهنگی استعمارگران بود، غرب را در موضعی انفعالی قرار داد. امواج پوینده و بالنده این انقلاب، امروز کلیه کشورهای مسلمان را در برگرفته است، به‌گونه‌ای که در بین همه ملتهای اسلامی، و لوله‌ای از بازگشت به هویت دینی و اسلامی‌شان مطرح است. مدتی بود غرب به محوریت آمریکا، به دنبال خشکانیدن سرچشمه این کانون الهام و تحرک، یعنی جمهوری اسلامی از طریق به‌ کارگیری ابزارهای مختلف سخت‌افزاری همچون تحریم اقتصادی، تحریم تسلیحاتی، کودتا، تفرقه‌افکنی و بحث قومیتها، جنگ تحمیلی، جنگ نفت، جنگ روانی و... برآمد؛ لیکن نتوانست با ابزارهای سخت‌افزاری بر انقلابی که بر بنیانهای فکری و فرهنگی و نرم‌افزاری شکل گرفته، فایق آید. آنها در بحث ایران، سیاستهایی چون ایجاد تفرقه داخلی، دامن زدن به بحث قومیتها، تمرد، شورش و نافرمانی مدنی را دنبال نموده و در سطح منطقه‌ای هم به دنبال دامن زدن به مباحثی چون اختلافهای شیعه و سنی، بزرگ‌نمایی هلال بحران، رادیکالیسم شیعی، بنیادگرایی اسلامی و... جهت ارعاب کشورهای منطقه و انزوای سیاسی ایران هستند.

تعقیب سیاستهای اخیرالذکر آنها، هر چند باید مسئولان و دولتمردان و حتی آحاد ملت را هوشیارتر نماید، لیکن اگر درایتهای لازم از سوی مسئولان و ایجاد اتاقهای فکر برای عمق‌بخشی داخلی و خارجی انقلاب اسلامی صورت پذیرد، دشمن راه به جایی نخواهد برد.

در واقع، سیاستهای نرم و فرهنگی دشمن، هرچند قدری جدید می‌نماید، لیکن مصداق همان ضرب‌المثل غربیهاست که از آن تحت عنوان «شراب کهنه در شیشه نو» یاد کرده‌اند. به عبارتی، آنها مجدداً استعمار فرهنگی خود را در قالب دیگر، برای خشکانیدن عقبه‌های استراتژیک فرهنگی انقلاب در دو سطح ملی و منطقه‌ای بر ضد جمهوری اسلامی به کار گرفته‌اند.

یقیناً در پرتو هوشیاری، درایت و برنامه‌ریزیهای درازمدت فرهنگی و استفاده از ظرفیتهای ملی، منطقه‌ای و جهانی است که می‌توان تداوم و بالندگی انقلاب اسلامی را در مقابل توطئه‌های دشمنان غربی به رهبری آمریکا خنثی نمود.