تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۷۱۹۳۴
دکتر رمضان عبدالله:
ترجمه: زهرا پویان‌فر مقدمه: در پى جدیدترین عملیات انتحارى ناگهانى و خشونت بار در قلب تل آویو که از سوى جنبش جهاد اسلامى فلسطین صورت گرفت، شبکه تلویزیونى الجزیره با اتخاذ تدابیر امنیتى لازم و در مکانى نامعلوم گفت وگویى با دکتر رمضان عبدالله شلح دبیرکل جنبش جهاد اسلامى فلسطین انجام داده است. فرمان ترور عبدالله شلح رسماً از سوى اولمرت نخست وزیر اسرائیل صادر شده و به امضاى شائول موفاز وزیر دفاع اسرائیل رسیده است و او هم اکنون در راس لیست ترور اسرائیل قرار دارد. ترجمه این گفت وگو را در زیر مى‌خوانید.

* مى‌دانید که امروز (بیست و دوم آوریل) روز زندانیان عرب نام گرفته است و به همین مناسبت سمیر القنطار معروف ترین زندانى لبنانى و چه بسا معروف ترین زندانى عرب در زندان اسرائیل نامه اى فرستاده است. وى 28 سال است که در زندان به سر مى برد و در نامه اش که از طریق وکیل خود ارسال کرده خطاب به مقاومت اسلامى لبنان و سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، بر پایبندى به عهد خود با مردم لبنان تاکید کرده و از مردم و همه نیروهاى لبنانى خواسته است که به جاى همدردى صرف با زندانیان و یا حمایت هاى مالى صرف از خانواده هایشان اقدام مناسبى براى آزادى آنها انجام دهند. شما در مورد زندانیان چه سخنى دارید؟
** بسم الله الرحمان الرحیم. من هم به نوبه خود به مبارز بزرگ سمیر القنطار و سایر برادران زندانى او درود مى فرستم و از آنها مى خواهم که صبر در پیش گیرند به امید روزى که این شب تار به پایان برسد و شما و همه مردم ما طعم آزادى و پیروزى را بچشیم.
* شما عملیات انتحارى اخیر را بر پایه کدام اصول سیاسى و پشتوانه استراتژیکى طرح ریزى کردید؟
** از این پرسش تعجب مى کنم...
*مى‌دانید که اکنون در شرایط آتش بس به سر مى بریم و تلاش هاى سیاسى زیادى براى حل مسائل جریان دارد. در چنین شرایطى این عملیات و آن هم در قلب تل آویو متضمن چه معنایى است؟
** اگر مقصودتان این است که این عملیات ناگهانى و دور از انتظار بود باید بگویم که حتى طرح چنین پرسش هایى هم جاى تعجب دارد. ولى واقعیت این است که این تلقى به یک معنا درست است زیرا همه فکر مى کردند که با توجه به تعقیب ها و دستگیرى ها و قتل هایى که صورت گرفته مقاومت مردم فلسطین درهم شکسته است و نیز تصور مى شد که با توجه به شرایط سیاسى جدید اولویت هاى مردم فلسطین عوض شده و بحث و حدیث هاى مربوط به دموکراسى فلسطینى و انتخابات به مسئله اصلى مردم فلسطین تبدیل شده و در نتیجه مقاومت در برابر اشغالگران خاموش شده است. اتفاقاً به همین دلیل بود که این عملیات صورت گرفت تا بگوید تا زمانى که اشغالگرى و تجاوز هست لازم است مقاومت هم ادامه یابد. این عملیات و در این سطح به هیچ وجه از نظر زمانبندى، ناگهانى نبود زیرا درست نیست که بگوییم فلان روز براى مقاومت خوب است و فلان روز خوب نیست چرا که دشمن هیچ روزى را استثنا نمى کند و پیوسته به تجاوز و دشمنى خود ادامه مى دهد. از نظر مکان هم انجام عملیات در تل آویو تازگى ندارد و عملیات مشابه زیادى قبل از این انجام شده است و به همین دلیل باید گفت عاملى که موجب انجام این عملیات شد همان عاملى است که موجب همه عملیات هاى دیگر شده بود. حق مقاومت در برابر اسرائیل و جنایت هایى که در حق مردم فلسطین مرتکب مى شود یک حق مشروع است و باید قدرت ایستادگى مردم فلسطین در برابر اسرائیل به اثبات برسد. مدت ها بود همه فکر مى کردند که وعده هاى ما مبنى بر پاسخ به جنایت هاى اسرائیل توخالى است ولى حالا ثابت مى شود که با قدرت اراده مى توان در برابر دشمنى که با توسل به همه امکانات به جنگ ما آمده است ایستادگى کرد.
* مى‌دانید که دولت فسطین به رهبرى حماس از این عملیات استقبال کرده ولى محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین آن را محکوم و بى اهمیت توصیف کرد. نظر شما در این خصوص چیست؟
** اولاً موضعى که دولت فلسطین اتخاذ کرد باعث سربلندى و عزت ما شد و در واقع این موضع طبیعى هر فلسطینى است که آنچه را که در حق مردم فلسطین صورت مى گیرد درک و لمس مى کند ولى درباره موضع محمود عباس به نمایندگى از تشکیلات خودگردان فلسطین باید بگویم که ما با مواضع برادرمان ابومازن در نفى مقاومت در برابر اشغالگران اسرائیلى آشنایى داریم ولى اینکه ایشان تا این حد جلو رفت و این گونه تعابیر را به کار برد کارى غیرقابل تصور و دور از انتظار بود. به عبارت دیگر تحقیر شهدا و عملیات جهادى و در واقع تحقیر مردم فلسطین که در کلام او بود ضربه اى به همه مردم فلسطین به شمار مى آید و البته این کلام به گوینده اش بیشتر آسیب مى زند تا به مردم فلسطین. ولى اگر این یک لغزش زبانى بود او باید مى آمد و از دولت نماینده مردم عذرخواهى مى کرد نه اینکه به توضیح صرف اکتفا شود.
* ولى ایشان توضیح دادند که قصدشان نه توهین به مردم فلسطین بود و نه به مجریان این عملیات، بلکه قصدشان این بود که این گونه عملیات به منافع عالى و ملى مردم فلسطین ضربه مى زند و چهره مبارزه فلسطینى ها را در مجامع بین المللى بد جلوه مى‌دهد.
**حتى چنین سخنى نیز براى ما غیرقابل قبول است زیرا باید پرسید که چه کسى منافع ملى را تعیین مى کند. ایشان مى گویند که این عملیات به منافع ملى ضربه مى زند. باید پرسید که آیا کشتار مردم فلسطین و سکوت در برابر این جنایات در جهت منافع ملى است؟ ما از ماه مارس گذشته قرارداد آتش بس و آرامش را امضا کردیم. طى این مدت طبق آمار مرکز اطلاعات فلسطینى که زیر نظر برادر ابومازن قرار دارد،260نفر شهید، 1693 نفر زخمى و 6057 نفر زندانى اند که هر کدام روزها و هفته ها زندانى و بعد آزاد شده اند و هم اکنون حدود 10 هزار زندانى وجود دارند. از آغاز ماه آوریل جارى 28 نفر به ضرب گلوله اشغالگران شهید شده اند که در میانشان کودکان 4و 5ساله نیز هستند. یعنى در طول عملیاتى که از اول آوریل تا 17 آوریل ادامه داشت 28 نفر به شهادت رسیدند و تنها طى همین هفته شاهد38 زخمى و 6شهید و 118 مورد دستگیرى و 163مورد تجاوز به حریم خانه ها و 296 مورد ایجاد مانع براى تحکیم محاصره مردم فلسطین بودیم. آیا این در راستاى منافع مردم فلسطین است که مانند گوسفند سرمان را ببرند و در برابرش سکوت شود؟ وقتى که اجساد متعلق به شهداى گردان هاى شهداى الاقصا و گروهان هاى قدس و کمیته هاى مقاومت مردمى و گردان هاى ابوالریش روى هم انباشته مى شود از هیچ کس نمى شنویم که پیام تسلیت بفرستد ولى وقتى اسرائیلى ها کشته مى شوند مشابه آنچه که در فلسطین اتفاق افتاد مجله انگلیسى ایندیپندنت مى گوید نوجوانى که خاورمیانه را تکان داد. چرا وقتى یک یهودى اسرائیلى کشته مى شود تمام خاورمیانه تکان مى خورد هیچ کس حتى از پشته هاى انباشته شده از کشته هاى فلسطینى باخبر نمى شود؟ برادر ابومازن هیچ گونه امکان دفاع از مردم فلسطین را در اختیار نگذاشته است. چه کسى گفته است که همچون گوسفند قربانى شدن، به نفع مردم فلسطین است. اگر نظر ابومازن این است نظرش به خودش مربوط است.
* او در واقع هدف قرار دادن غیرنظامیان را محکوم کرد.
** ما صدها بار پیشنهاد کردیم که هر دو طرف از هدف قرار دادن غیر نظامیان خوددارى کنند ولى مى دانید که اسرائیل هیچ توجهى به این پیشنهاد نمى کند. حتى توافقنامه اى که با ابومازن در مورد آرام سازى اوضاع امضا کردیم تا او بتواند اوضاع فلسطین را پس از مرگ یاسر عرفات سامان بدهد اسرائیل هیچ توجهى به این امر نکرد و هر روز به قتل ها ادامه مى دهد. کودکان و زنان ما قربانى مى شوند. ما اسناد و نوارهاى ویدیویى داریم که نشان مى دهد چگونه اعضاى مقاومت با همسر و فرزندانشان یکجا قربانى مى شوند. چرا ما را متهم مى کنند که غیر نظامیان را هدف قرار مى دهیم؟ اسرائیل با تانک و زره پوش حمله مى کند در حالى که فلسطینى چیزى جز جسم و جان خود و یک نارنجک در اختیار ندارد. حتى با آرپیجى و سلاح هاى مشابه هم نمى توان این تانک ها را هدف قرار داد. ابومازن بیاید و از کشورهاى عربى براى ما تانک تهیه کند و در این صورت ما دیگر هیچ اسرائیلى را که آنها غیرنظامى مى خوانند هدف قرار نمى‌دهیم.
* از کدام تانک ها صحبت مى کنید. هنوز اموالى که قرار بود به دست دولت حماس برسد نرسیده است و چه بسا هیچ وقت هم نرسد و حالا انتظار دارید دولت هاى عربى تانک در اختیار شما بگذارند؟
** پس دیگر چه مى گوئید. بنابراین مردم فلسطین دیگر براى دفاع از خودشان چیزى جز جسم و جان خود ندارند. اسرائیل با تمام قدرت نظامى خود به خانه هاى ما در نابلس و رفح و خان یونس و جنین حمله و آنها را ویران مى کند. از این گذشته یک بار از استاد هیکل (حسنین هیکل نویسنده معروف مصر) شنیدم که مى گفت، دروغى که در کشورهاى دموکراتیک به عنوان مسئله غیرنظامیان در عرصه درگیرى ها مطرح است به پایان رسیده و دیگر وجود خارجى ندارد. چرا چنین است؟ این چه کسى است که این حکومت ها را انتخاب مى کند؟ چه کسى وزیر دفاع را انتخاب مى کند و او را بر صندلى کشتار مردم فلسطین مى نشاند؟ مگر کسى غیر از راى دهنده اسرائیلى است؟ نباید اجازه داد این رأى دهندگان در تل آویو و ناتانیا و جاهاى دیگر از امنیت برخوردار باشند در حالى که شب و روز زنان و کودکان ما در شهرهاى فلسطینى قربانى مى شوند. آنها باید بدانند که اگرچه ما قدرت نظامى و تانک و زره پوش نداریم ولى از قدرت اراده و ایمان برخوردار هستیم که باعث مى شود انسان فلسطینى با تکیه بر قدرت اراده خویش خود را منفجر کند و آنها را به آتش بکشد همان گونه که آنها جگر گوشه هاى ما را به قتل مى‌رسانند.
* صریح بگوئید که آیا در مرحله بعدى آتش بس و آرام سازى را تائید و رعایت خواهید کرد یا خیر؟
ما آرام سازى را براساس اصل رعایت دوجانبه مى پذیریم یعنى اگر آنها رعایت کردند ما هم رعایت مى کنیم و افزون بر این خواستار آزادى زندانیان و بازداشت شدگان هستیم. آرامش یک جانبه نتیجه اى جز نجات اسرائیل در پى ندارد.
** بنابراین جهاد اسلامى آرام سازى را قبول ندارد زیرا آن را بى فایده مى داند؟
در حال حاضر و با توجه به شرایطى که برخى از ما مى خواهند مبنى بر اینکه آرام سازى را به صورت یک جانبه بپذیریم چنین چیزى را هرگز نمى توانیم قبول کنیم و فکر نمى کنم هیچ یک از مردم فلسطین آن را به نفع مردم فلسطین بداند.
* به عبارت دیگر شما عملیات انتحارى از این قبیل را ادامه مى‌دهید؟
** ما حق پاسخگویى به جنایت هاى اشغالگران را با تمام وسایل مشروعى که در اختیار داریم براى خود محفوظ مى دانیم و آنچه که اخیراً انجام دادیم مشابه تمام عملیات هایى است که در گذشته دور و نزدیک انجام مى دادیم و اکنون در واقع چیزى عوض نشده است که باعث شود ما نیز عوض بشویم.
* مى‌دانید که اسرائیل رسماً درصدد ترور شخص شما است و این صرفاً چیزى نیست که مثلاً در روزنامه هاى معاریو یا هاآرتص مطرح شده باشد بلکه یک تصمیم رسمى از سوى اسرائیل است. چه مى‌خواهید بکنید؟
** بارها گفته ام که خون من رنگین تر از خون هیچ یک از مردم فلسطین نیست. درست است که من دبیرکل جنبش جهاد اسلامى هستم ولى زندگى من در نزد خودم و خانواده ام گرانبهاتر از زندگى سامى حمد (نوجوان فلسطینى و عامل عملیات انتحارى اخیر در تل آویو) که باعث عزت و سربلندى تمامى امت شد، نیست. بگذارید بار دیگر بگویم که اگر ابومازن اقدام سامى حمد را کارى بى مقدار مى داند این چیزى نیست که با یک توضیح قابل گذشت و جبران باشد زیرا او با این اظهارات در واقع ریختن خون من و تمامى مردم فلسطین را مباح مى کند. چرا؟ زیرا این اظهارات این حق را به اسرائیل مى دهد که مجریان و طراحان و مومنان به این گونه عملیات به تعبیر او بى مقدار را تحت تعقیب قرار بدهد. بنابراین از برادر ابومازن و هر کس دیگرى که چنین اندیشه اى دارد مى خواهیم که پاى خود را از این میدان بیرون بکشد. ابومازن خود مى داند که وقتى مسئله آرام سازى مطرح شد ما بیش از هر کس دیگرى با او همدردى و همراهى کردیم. ولى وقتى اسرائیل اعلام کرد که ما تمام تشکیلات خودگردان به جز ابومازن را دشمن مى دانیم و تنها حاضریم با او وارد معامله و گفت وگو شویم من گفتم که این قتل سیاسى ابومازن است و هیچ کس نباید از این امر خوشحال شود. اکنون هم مى گویم ادبیات و تعابیرى که ابومازن در حمله به مقاومت فلسطینى به کار برد خودکشى سیاسى ابومازن بود.
* شما در خصوص دعوت آقاى احمد عبدالرحمان سخنگوى جنبش فتح که پس از عملیات اخیر خواستار برگزارى کنفرانس گفت وگوى ملى درباره سامان دادن به اقدامات سیاسى فلسطینیان شده است چه پاسخى دارید؟
** ما همواره آمادگى خود را براى گفت وگو اعلام کرده ایم ولى باید دید مقصود آنها از ساماندهى سیاسى چیست. اگر مقصودشان این است که ما عمل سیاسى خود را با آهنگ اسرائیل و آمریکا تنظیم کنیم این به مصلحت مردم فلسطین نیست.
* ایشان گروه هاى مختلف فلسطینى را به ساماندهى عمل سیاسى و مقاومت مسلحانه فلسطینیان در برابر اشغالگران اسرائیلى دعوت کرده است.
** ما هیچ گونه مخالفتى با انجام گفت وگو نداریم ولى اگر گفت وگو براى بستن دست فلسطینى و لگام زدن بر مقاومت و محروم کردن مردم فلسطین در دفاع از حق خود باشد چنین کنفرانسى چیزى جز یک کنفرانس تسلیم و وادار کردن مقاومت به برافراشتن پرچم سفید نیست.
* برخى معتقدند که زمانبندى عملیات اخیر با زمان برگزارى کنفرانس حمایت از فلسطین در تهران هماهنگى داشت. در این خصوص نظرى دارید؟
** اولاً برگزارى کنفرانس حمایت از فلسطین در تهران و شرکت در آن اتهام نیست نه براى ما و نه براى سایر شرکت کنندگان در این کنفرانس. ما به این کنفرانس و حامیان و برگزار کنندگان آن درود مى فرستیم و این امر بار دیگر نشان مى دهد که مسئله فلسطین فقط به فلسطینى ها مربوط نیست بلکه مسئله همه اعراب و مسلمین نیز هست. ولى از نظر همزمانى اصلاً چنین چیزى نیست زیرا اگر چنین بود این عملیات باید قبل یا همزمان با کنفرانس صورت مى گرفت نه بعد از آن. این عملیات قبل از هر چیز و اساساً در پاسخ به تجاوزات اسرائیل صورت گرفت.
* گفته مى شود مروان البرغوثى که هم اکنون در زندان اسرائیل به سر مى برد پیشنهادى را براى آتش بس ارائه کرده است. آیا از این امر اطلاع دارید و نظر شما در این خصوص چیست؟
**من این را شنیده ام که چنین مسئله اى در اینترنت و رسانه هاى دیگر مطرح شده است ولى اطلاع خاصى از آن ندارم ولى باز اگر سخن از آتش بس است موضع و اولویت هاى ما همان است که گفتم و مثل روز روشن است.
*مى‌دانید که میان گروه هاى فلسطینى در داخل فلسطین اختلافاتى هست و حتى در این اواخر درگیرى هایى نیز وجود داشته است، درگیرى هایى که مى تواند خداى نا کرده به یک بحران و آشوب منجر شود. در این خصوص چه نظرى دارید؟
** اولاً این گونه درگیرى ها جاى تاسف دارد و تشدید اختلافات و درگیرى ها همه ما را در دام اهداف اسرائیل خواهد انداخت و فکر نمى کنم هیچ کس در حماس یا فتح بخواهد که در دام چنین فتنه اى بیفتد. ولى مشکلى که در اینجا هست اختلاف ریاست تشکیلات خودگردان و دولت حماس بر سر اختیارات است. اما این اختلافات هم تازگى ندارد و در زمانى که ریاست تشکیلات خودگردان و ریاست دولت هر دو در دست فتح بود نیز شاهد آن بودیم ولى اکنون ابعاد گسترده ترى به خود گرفته است و اسرائیل و آمریکا تلاش مى کنند از آب گل آلود ماهى بگیرند و ما را در دام اسرائیل بیندازند. مسئله اصلى این است که آنها مى خواهند دولت حماس را فلج کنند بنابراین تمام رهبران حماس و فتح باید در این مورد هوشیارانه عمل کنند.
* چگونه؟
** با گفت‌وگو بر سر تعیین اختیارات هر یک از نهادهاى قدرت و این کار باید از طریق یافتن یک مرجع قانونى براى حل اختلافات صورت بگیرد نه اینکه هر روز قطعنامه اى صادر شود یا تصمیمى اتخاذ گردد و طرف دیگر آن را رد کند.
* چرا در روند سیاسى موجود وارد نمى شوید و مثلاً در انتخابات شرکت نمى کنید؟
**شرکت در روند سیاسى موجود کار بسیار دشوارى است. ما اگر بخواهیم چنین کارى را انجام بدهیم آیا سرنوشتى به جز سرنوشت حماس پیدا مى کنیم. براى حل مسئله فلسطین دو راه بیشتر وجود ندارد یا باید روندى را که تاکنون با نظارت بین المللى و از طریق نهادهاى رسمى و قانونى صورت گرفته است بپذیریم که در این مورد اما و اگرهاى زیادى داریم و الان مجال طرح آنها نیست. ولى راه دوم راه مقاومت است که ما این راه را برگزیده ایم و شرکت در روند سیاسى رسمى با این گزینه منافات دارد. زیرا اگر به فرض در انتخابات شرکت کردیم و اقلیت شدیم باید نظاره گر دست بسته اى براى آنچه که اتفاق مى افتد باشیم و اگر اکثریت شدیم با همان مشکلاتى روبه رو مى شویم که اکنون حماس با آن مواجه است. حماس اکنون نه مى تواند براى مثال توافقنامه اسلو را نقض کند و نه مى تواند قبول کند. آنها به دنبال یافتن راه حل سوم هستند و آن وادار کردن آمریکا و اسرائیل به تغییر قواعد بازى است ولى آنها حاضر به پذیرفتن چنین چیزى نیستند.
* برخى مى گویند شما همیشه از مقاومت صحبت مى کنید ولى در نظر نمى گیرید که مردم فلسطین از گرسنگى و بسیارى مشکلات دیگر رنج مى برند به عبارت دیگر شما خارج گود نشسته اید و از آنجا مى گوئید چنین و چنان باید کرد.
** نه ما خارج گود ننشسته ایم. راه اصلى همان راهى است که سامى حمد و امثال او در پیش گرفتند. آنها از حماس مى خواهند که اسرائیل را به رسمیت بشناسد و ما با این کار مخالفت کردیم. ما مى گوئیم گرسنگى بهتر از تسلیم شدن است.