تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۷۱۹۵۸

پتر فیلیپ
آیا واقعیت دارد که سربازان اسرائیلى، واحدهاى ویژه کردهاى عراقى را آموزش داده اند؟ پلیس اسرائیل در حال تحقیق و رسیدگى در مورد گزارش هایى است که بر پایه آن اسرائیل کمک هاى نظامى غیرقانونى در اختیار کردهاى شمال عراق قرار داده و در این پرونده ظاهراً یکى از شرکت هاى اسرائیلى و یکى از مقامات بلندپایه کرد دخیل بوده اند.به گزارش یکى از روزنامه هاى اسرائیل برخى از مقامات و کارشناسان امنیتى این کشور متهم هستند که بدون اخذ مجوز از وزارت دفاع، اقدام به فروش دستگاه هاى نظامى و اطلاعات سرى و همین طور اقدام به آموزش واحدهاى ویژه کردها کرده اند. به ادعاى این روزنامه برخى از افراد سابق نیروهاى ویژه ارتش اسرائیل مسئولیت این دوره آموزش در عراق را به عهده داشته اند. ظاهراً این به اصطلاح معامله توسط شرکت اسرائیلى «کودو» که یک شهروند اسرائیلى و یک مقام بلندپایه دولتى کرد عراق در آن شریک هستند، صورت پذیرفته است. پلیس اسرائیل هم براساس همین گزارش منتشره توسط روزنامه«هاآرتص» اقدام به تحقیق در مورد فعالیت هاى این شرکت اسرائیلى در عراق کرده است. مقامات پلیس اسرائیل بیش از هر چیز تحقیقات خود را معطوف به جنبه هاى امنیتى فعالیت هاى این شرکت کرده اند، شرکتى که در ناحیه کردنشین شمال عراق فعالیت دارد. با وجود آنکه تا به اینجاى کار این گزارش به صورت رسمى تائید نشده است اما برخى بر این عقیده اند که مى توان رگه هایى از واقعیت را در این داستان پیدا کرد.بر پایه این گزارش متخصصان اسرائیلى نصب و راه اندازى تاسیسات امنیتى فرودگاه شهر کردنشین اربیل را بر عهده داشته اند و به عنوان مثال شرکت «تادیران» که در عرصه تجهیزات الکترونیکى فعالیت دارد دیگر پروژه هاى امنیتى در این منطقه را تقبل کرده بوده است. اما از قرار معلوم در حال حاضر پلیس اسرائیل کارهاى تحقیقى وسیعى را معطوف به فعالیت هاى شرکتى کرده است که مدیریت آن را یکى از شهروندان اسرائیلى با تابعیت مضاعف آمریکایى بر عهده دارد. این شخص که پیش از این یکى از نیروهاى چترباز اسرائیلى بوده، براساس این گزارش عامل اصلى ارسال تکنولوژى حساس امنیتى به عراق بوده است.
پیش از این نیز اسرائیل بارها متهم به دخالت و فعالیت مستقیم در عراق شده است که البته همواره دولت این کشور از این مسئله به عنوان ادعایى دروغ یاد کرده و آن را تکذیب مى کند. اما نمى توان در این مورد تردید داشت که نیروهاى آمریکایى به هنگام حمله به عراق از پشتیبانى هاى مقامات اطلاعاتى اسرائیل برخوردار بودند و علاوه بر آن پس از برملا شدن افتضاح ابوغریب رئیس آمریکایى سابق این زندان یعنى ژنرال «ژانت کارپینسکى» فاش ساخت که به هنگام بازجویى از زندانیان حداقل یک نفر را دیده که خود را مامور اسرائیل معرفى کرده است.فعالیت اسرائیل در عراق در خلال جنگ و همین طور بلافاصله پس از جنگ بیشتر معطوف به یافتن آن دسته از ماموران اطلاعاتى و امنیتى عراقى بود که متخصص در امور اسرائیل بودند. اما اینکه آیا موفق به پیدا کردن این اشخاص شده اند و اینکه چه بلایى بر سر آنها آمد، هنوز بر کسى معلوم نیست و در هاله اى از ابهام باقى مانده است. البته این مسئله که اسرائیل در پى یافتن جاى پا و پشتیبانى در میان کردهاى عراق بوده و هست، هیچ جاى تعجب و شگفتى ندارد. زیرا از سال ها پیش اسرائیل با گروه هاى کوچکى از کردهاى عراق- برخلاف خواست اکثریت کردهاى عراقى- همکارى دارد.اسرائیل در اوایل دهه ?? میلادى همکارى با گروه کوچکى از کردهاى عراقى را آغاز کرد، گروهى که با دولت مرکزى وقت دشمنى داشته و از آن ضربه خورده بودند و به همین خاطر قصد داشت از این عده به عنوان متحدینى ایده آل علیه دولت ضداسرائیلى عراق استفاده کند. در ادامه کار اسرائیلى ها با یکى از رهبران معروف کرد رابطه برقرار کرده و ظاهراً به همراه رژیم سابق ایران آموزش نیروهاى اطلاعاتى این دسته از کردها را تقبل کردند. اما پس از آنکه شاه سابق ایران (که در آن زمان یکى از نزدیک ترین متحدین اسرائیل به شمار مى رفت) با دولت وقت عراق در مورد مسئله کردها به توافق رسید، فعالیت هاى اسرائیل نیز در این عرصه کاهش یافت. ایده حضور اسرائیل در میان اکراد در واقع برگرفته از استراتژى نخست وزیر اسبق اسرائیل «گلدا مایر» است. برپایه این استراتژى اسرائیل مى بایست در مقابل دشمن عربى خود کمربند حائلى از دولت ها و گروه هاى دوست تشکیل دهد. روابط و مناسبات خوب اسرائیل با شاه سابق ایران و فعالیت وسیع در آفریقاى سیاه، مثال هایى از این استراتژى به شمار مى آیند. کمتر دولت آفریقایى بود که از این استراتژى اسرائیل سود نبرده باشد. اما کشور و به عبارت بهتر دولتى که بیش از همه در این میان بهره برد، دولت سابق اوگاندا بود. زمانى اسرائیل با پشتیبانى از «عیدى امین» به وى کمک کرد تا دست به کودتا زده و قدرت را در آن کشور به دست گیرد. امین که خود در اسرائیل آموزش دیده بود بعدها به جرگه مخالفین سرسخت اسرائیل پیوست. اما اسرائیل انگیزه اى به مراتب شیطانى تر نیز براى حضور خود در کردستان عراق دارد، انگیزه اى که با منافع مالى آمیختگى کامل دارد.
نیروهاى مسلح اسرائیل هرساله متخصصان رده بالا و برجسته اى را به اصطلاح تولید مى کنند. این گروه پس از بازنشستگى و خروج از ارتش مى توانند از داشته هاى خود سود زیادى کسب کنند. به همین خاطر است که از سال ها پیش به اصطلاح متخصصان و کارشناسان اسرائیلى در بسیارى از کشورهاى جهان مشغول به کار در شرکت هاى خصوصى کارآگاهى و کارخانه هاى اسلحه سازى هستند. اسرائیلى ها در این مورد حتى از همکارى با دشمنان خود نیز ابا ندارند و در سال هاى اخیر مدارک مهمى از اینگونه همکارى ها به دست آمده است.بازرگانان و تاجران اسرائیلى تقریباً در همه جاى دنیا یافت مى شوند: سال ها پیش عده اى از تجار اسرائیلى در جنوب سودان فعالیت مى کردند. این همکارى بدین صورت بود که اسرائیل در واقع با هم دستى گروهى از کارگران این منطقه که در کارخانه هاى کامیون سازى اسرائیل مشغول به کار بودند، منابع طلاى جنوب سودان را غارت و از آن کشور خارج مى کرد. حضور سوداگران اسرائیلى در لبنان و خلیج فارس هم امرى آشکار است. همین چند سال پیش بود که نیروهاى جنبش حزب الله لبنان موفق به دستگیرى یکى از شهروندان اسرائیلى شدند که قصد داشت با دست بردن در مدارک بانکى، پول هایى را که از دلالى اسلحه به دست آورده بود، از حساب هایش خارج کرده و بدین صورت از پرداخت بدهى هاى خود شانه خالى کند. بدین ترتیب کاملاً آشکار است که در وراى فعالیت هاى اسرائیل در به اصطلاح «پشت خطوط دشمن» علاوه بر حسابگرى هاى سیاسى و منافع امنیتى پیش از هر چیز منافع سرشار اقتصادى نهفته است و از آنجایى که همیشه نمى توان این سه انگیزه مهم را از یکدیگر تمیز داد، این پرسش مطرح است که آیا پلیس اسرائیل حاضر به فاش کردن همه ابعاد این پرونده خواهد بود یا نه.