تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۷۱۹۹۹

على احمدى
دلایل و شواعد عقلى و نقلی، گویاى این حقیقت است که زندگى بشر هیچگاه خالى از دین نبوده است و بدیهى است که در ساحت الهی، خوددارى از افاضه رحمت و هدایت راه ندارد. از نظر عقلى نیز قرآن کریم برعمومیت نبوت وهدایت الهى نسبت به همه انسان‌ها تصریح کرده است. مقصود از این، احکام و دستورات الهى که راهنماى انسان در زندگى فردى و اجتماعى است. بخشى از این احکام و دستورات را خداوند از طریق حجت درونى (عقل) وبخش دیگر آن را - که عملا آن است - از طریق حجت بیرونى =( پیامبران و امامان) به بشر آموخته است.
همچنین از ادله عقلى و نقلى به روشنى این نکته بر مى‌آید هدایت معنوى و تربیت اخلاق بشر اگرچه از اساسى‌ترین اهداف دین ونبوت بوده است. ولى نیل به این هدف در گرو آن است که دین در شئون دنیوى انسان دخالت و بر همه ابعاد زندگى وى سایه بگستراند چرا که ابعاد زندگى انسان بر یکدیگر پیوسته است و اصلاح یکى بدون دیگرى ناشدنى است. بدین روى پیامبران الهی، همانگونه که مامور دعوت بشر به توحید و یکتاپرستى بوده‌اند، مسئولیت تلاش براى برپایى عدل در جامعه‌ بشرى را نیز برعهده داشته‌اند و روشن است که دستیابى به این هدف (عدالت اجتماعی) بدون تشکیل حکومت امکان‌پذیر نیست. از همین روى دخالت در امور دنیوى و مسائل سیاسى و اجتماعی، از اهداف و رسالتهاى دین به‌شمار مى‌رود. اصولا بدون اینکه دین در شئون دنیوى زندگى دخالت کند،‌ نخواهد توانست شئون معنوى و تربیتى او را در اختیار داشته و ایفاى نقش کند. زیرا بسا که تدبیر امور اجتماعى به‌دست انسان‌هاى تبهکار افتاده و با استفاده از اهرم‌هاى موثرى که در اختیار دارند جامعه را به فساد و تباهى کشانند.
بنابراین تامل در فلسفه نبوت و دین رابطه مستقیم دین را با حکومت و دخالت دین رادر اداره امور زندگى بشر روشن مى‌سازد. چنان که این نکته همواره درکانون توجه فلاسفه ومتکلمان اسلامى بوده است.
از آنجا که مدیریت دینى و الهى با مطامع و منافع قدرت‌هاى شیطانى ناسازگار است، پیوسته دین و دیندارى مورد عداوت و دشمنى این قدرت‌ها قرار داشته و به شیوه‌هاى مختلف با تحقق آرمان‌ها و احکام دینى مخالفت کرده‌اند. یکى از زیانبارترین حقوقهاى آنان این بوده که اصول و احکام دین را تحریف کرده و مطالب نادرست یا خطاپذیر بشرى را جایگزین حقایق استوارو خطاناپذیر الهى ساخته‌اند که نمونه بارز آن تورات و انجیل فعلى است که در حقیقت یک مکتوب بشرى است و نه وحى الهى و وقتى که این کتاب مقدس بشرى مبناى حکومت شد و با سوء رفتارهاى ناشى از آن مردم رابه مخالفت واداشت در واقع اعتراضها متوجه حکومت دینى نبود بلکه به یک شکل خاص حکومت بشرى مى‌دانند سکولاریسم ومسئله رابطه دین و دنیا از این پس بود که مورد تامل اندیشمندان مختلف قرار گرفت و گروهى آن را فرایند ارزشمند توسعه دانش و علم جدید مى‌دانند و گروهى جدایى دین و سیاست را از هم خواسته و تمایل خود ادیان مى‌خوانند و در مقابل این دو که عموم مسلمانان چنین عقیده‌اى دارند، افرادى معتقدند که دین علاوه بررسالت تربیتی، نقش مدیریتى و مسئولیت رهبرى جامعه را نیز برعهده دارد و چون تنها اسلام است که از تحریف مصون مانده‌اند دیگر ادیان از چنین قابلیتى برخوردار نیستند.
کتاب ریشه‌ها و نشانه‌هاى سکولاریسم نوشته آقاى على ربانى گلپایگانى که آن را کانون اندیشه جوان منتشر کرده به دنبال بررسى و تحلیل اندیشه سکولاریسم است که در غرب پدید آمده و سپس به دیگر نقاط امن جمله کشور ما راه یافته است. در همین راستا ضمن با عناوین ذیل مى‌توان این مهم را پیگیرى کرد.
- سکولاریسم و سکولاریزاسیون واژه‌شناسی، تفاوتهاى این دو، تطورات تاریخی
- علل و زمینه‌هاى پیدایش سکولاریسم
- سکولاریسم و قداست زدایی
- سیانتیسم و سکولاریسم
- سکولاریسم و اومانیسم
- راسیونالیسم و سکولاریسم
- سکولاریسم و لیبرالیسم
- سکولاریسم و مدرنیسم
- سکولاریسم و تفکر فلسفی
- سکولاریسم در مقایسه با حق و تکلیف
در این اثر کوتاه و مختصر کوشش مولف بر این بوده که تا به اجمال و درعین حال گویا، ریشه‌ها و نشانه‌هاى سکولاریسم، تحلیل و نقد شود که در واقع همان نقدنظرى است سکولاریسم را محصول ارزشمند زندگى مدرن مى‌داند.