صالح اسکندری
این روزها خبرنامه رئیس جمهورى ایران به بوش در صدر اخبار محافل رسانهاى خارجى و داخلى قرار دارد و بازتابهاى متفاوتى را برانگیخته است.
اگرچه نامه دکتر محمود احمدىنژاد به رئیس جمهور آمریکا از زوایاى مختلفى قابل دقت و بررسى است اما زبان این نوشتار که اینک بسان نامهاى سرگشاده مىماند جلوه خاصى بدان بخشیده است.
رئیس جمهور ایران این نامه را به زبان “میان فرهنگی” نگاشته است و سعى نموده تا به اشتراکات واقعى بین فرهنگهاى مختلف انگشت بنهد. احمدىنژاد در این نامه بوش را به پیروى از آموزههاى راستین انبیاء و عیسى مسیح (ع) به عنوان تنها راهبرد رستگارى دعوت مىکند. وى از بوش مىپرسد که آیا راه بهترى براى تعامل با ملتها و جهان وجود ندارد؟ امروز در جهان صدها میلیون نفر مسیحى و صدها میلیون نفر مسلمان و میلیونها نفر پیرو آیین حضرت موسى (ع) هستند. همه ادیان الهى در یک کلام شریک هستند و آن کلمه توحید است. یعنى اعتقاد به خداى یگانهاى که جز او خدایى در جهان نیست. قرآن کریم بر این کلام مشترک تاکید دارد و همه پیروان ادیان الهى را دعوت مىکند و مىفرماید: “بگو اى اهل کتاب؛ بیایید به سوى کلمهاى که پذیرفته ما و شماست. آنکه جز خداى را نپرستیم و هیچ چیز را شریک او قرار ندهیم و بعضى از ما بعض دیگر را سواى خدا بر پرستش و ربوبیت نگیرند.” سوره آل عمران آیه63 . رئیس جمهور ایران در بخش دیگرى از این نامه مىنویسد: ما معتقدیم بازگشت به آیین انبیا الهى تنها راه سعادت و نجات است. شنیدهام جناب عالى (بوش) به آیین مسیح (ع) گرایش دارید و بر وعده الهى حکومت صالحان در زمین اعتقاد دارید...
خداى همه مردمان در اروپا، آسیا، آفریقا، آمریکا و اقیانوسیه و همه عالم یکى است. او خدایى است که هدایت و عزت همه بندگان خود را مىخواهد و به انسانها کرامت بخشیده است.
در جاى جاى این نامه تکیه بر اشتراکات فرهنگى به وضوح دیده مىشود. “توحید”؛ اولین و مهمترین میان فرهنگ جهانی، بن مایه اصلى نامه رئیس جمهور را تشکیل مىدهد. اعتقاد به انبیاء الهی، عدالت، حکومت صالحان و ... همگى اشتراکات بىبدیل فرهنگهاى جهان امروز است که نامه احمدىنژاد از آنهاقوت مىگیرد.
چند ماه پیش در همین صفحه نوشتیم که “گفتگوى تمدنها” با تمام ایرادات ماهوى که بدان وارد بود تنها یک “صورت زیباى ظاهر” نیست. بلکه هنرمندانه مىتوان از این فرصت بهوجود آمده در راستاى تعاملات واقعى فرهنگى و برون رفت از موضع تدافعى در قبال تهاجمات فرهنگى بهره جست، البته اگر درک ماهیت کنیم. آن روز نوشتیم که گفتگوى فرهنگها، میان فرهنگى مىطلبد که قادر باشد در “نهیلیسم فرهنگی” جهانى موجود زبان قابل فهمى براى ملتهاى مختلف گردد. نهیلیسم فرهنگى موجود چه بسا جاهلیت مدرنى باشد که بسیار پیچیدهتر از جاهلیت دوران انبیاء الهى است. سوال اینجاست که زبان پیامبران خدا براى ارتباط با مردم جاهلى چه بود؟ “فطرت” زبان انبیاء الهى و گوهر مشترک در وجود تمام انسانهاست. پیامبران خدا زبان فطرت گشودند و با انسان دوران جاهلى ارتباط برقرار کردند.در عصر جاهلیت مدرن نیز زبان گفتگوى فرهنگها و تنها میان فرهنگى که در این دوره نهیلیسم فرهنگى مىتوان یافت، زبان فطرت و معنویت است؛ زبانى که انسان را به درون و اصل خود بازگرداند. زبانى که نامه رئیس جمهور به آن نوشته شده است، زبان فطرت است، زبان معنویت و زبان بازگشت به راه انبیاء الهی.البته گفتگوى فرهنگها در این چارچوب بدون تردید مرتبهبندى مىطلبد و سخن گفتن با فرهنگهاى مختلف زبانى هم عرض و اندازه آن فرهنگ را طلب مىکند. اما باید اذعان کرد که نامه رئیس جمهور در این زمان و با این زبان در تاریخ تعاملات بین فرهنگى نقطه عطفى به حساب مىآید و شاید پس از نامه حضرت امام خمینى (ره) به گورباچف رئیس جمهور وقت اتحادیه جماهیر شوروى همتایى نداشته باشد.