* سال هاست که شعار مى دهیم ما باید وابستگى هایمان را به نفت قطع کنیم و اقتصادى بنا کنیم که بر تولید ملى متکى باشد ولى متاسفانه این در حد شعار باقى مانده و کسى نمى گوید این کار چگونه عملى است. تحقیق و پژوهشى هم در این زمینه صورت نمى گیرد. شما نیز یکى از کسانى هستید که از این تز دفاع کرده اید، اکنون به طور مشخص بفرمایید با توجه به اقتصاد جهانى امروز چه چیزى را مى توانیم جایگزین نفت کنیم یا زمانى که نفت پایان یافت چه مى توانیم بکنیم؟
** ابتدا بگویم منظور از اقتصاد بدون نفت این نیست که نفت را از اقتصاد ایران حذف کنیم. تزى که دکتر مصدق هم مى گفت منظور این است که بخش هاى دیگر اقتصاد ایران را که قدرت توسعه دارند و بالقوه امکاناتى براى رشد دارند و مى توانند تاثیر بخش نفت را در اقتصاد ایران کمتر کنند، رشد دهیم و شناسایى کنیم. مصدق هم این کار را کرد. البته نتوانست موفق بشود ولى هدف این بود.
یکى از این بخشها کشاورزى است و دیگرى بخش صنایع شیمیایى است. من صنایع شیمیایى را توضیح مى دهم. شیمى جزء علوم پایه است و مى دانیم که علوم تجربى به علوم پایه وابسته هستند. علوم پایه عبارت است از ریاضى، فیزیک، شیمى، زمین شناسى، زیست شناسى. بقیه رشته هایى که در زمینه مهندسى و تکنولوژى در دنیا فعال هستند به این پنج تا وابسته هستند. شیمى خودش وابسته به ریاضى است ولى با بقیه تعامل متقابل دارد. اگر بخواهیم در بقیه رشته هاى علوم تجربى رشد کنیم باید در شیمى پیشرفته باشیم. در صنایع شیمیایى با یک واکنش و تغییر و تحول شیمیایى کالاى مصرفى تولید مى کنند. تقریباً تمامى صنایع امروز ما به شیمى وابسته است از داروسازى و تغذیه و اتومبیل سازى و شوینده و نساجى و... در هر چه که در زندگى مصرف مى شود شیمى نقش اساسى دارد. مثلاً کارخانه آرد را در نظر بگیرید که گندم را تبدیل به آرد مى کند، کیفیت آرد و ترکیبات آرد آن را یک شیمیدان باید مشخص کند. در همه صنایع همین طور است. در هر اتومبیل بین 60 تا 120کیلوگرم کالاى شیمیایى به کار رفته است. در اکثر کالاهاى مصرفى مثل تلویزیون، کامپیوتر و امثال آن کالاهاى پیشرفته شیمیایى به کار رفته است. گرچه اینها به عنوان کالاهاى شیمیایى شناخته نمى شوند ولى صنایع شیمیایى در ساخت اینها نقش عمده اى دارند. شیمیدان معروف دنیا که اسمش لینوس پاولینگ است دو بار جایزه نوبل گرفته است. یک بار به خاطر کشف ساختار پروتئین ها نوبل شیمى گرفت، یک بار هم در دوران جنگ سرد که آزمایش هاى اتمى در فضا مطرح شد. او موفق شد یازده هزار دانشمند دنیا را بسیج کرده و به این مسابقه تسلیحاتى شرق و غرب در سلاح هسته اى اعتراض کند. به این خاطر هم به او جایزه صلح نوبل دادند. این آدم فرهیخته جمله معروفى دارد که «همه چیز دنیا حتى روابط بین الملل تحت تاثیر شیمى است.» این حرف خیلى معنى دار است. امروز هم کشورى در دنیا پیشرفت مى کند که شیمى و صنایع شیمى پیشرفته داشته باشد. امتیاز دیگر صنایع شیمیایى این است که ارزش افزوده خیلى بالایى دارند که در کشور ما شناخته شده نیست. معروف است که در زمان مصدق مدفوع سگ کالاى صادراتى شد. این یک شیمى است، به مدفوع سگ به عنوان یک چیز بد و نجس نگاه نمى کند. در مدفوع سگ یک آنزیم گرانقیمتى است که آن را استخراج مى کنند. یا مثلاً سم گاو در زمان مصدق صادراتى شد، چون ترکیب ارزشمندى دارد. یا در غضروف کوسه ماهى یک ماده ضدسرطان وجود دارد که در دنیا معروف است. یا از سم مار داروهاى گرانقیمتى تولید مى شود که هر میلى گرمش صدها دلار قیمت دارد. این ارزش افزوده اى که در واکنش هاى شیمیایى است فوق العاده زیاد است.
* ما این مواد را داریم ولى اینها چقدر مى توانند در اقتصاد ما موثر باشند؟ ثانیاً این ارزش افزوده به این راحتى به دست نمى آید. ما از این نوع مواد طبیعى فراوان داریم ولى براى دست یافتن به ارزش افزوده آنها حتماً باید آنها را تبدیل به فرآورده کنیم و این نیاز به دانش و تکنولوژى دارد.
** ایران به لحاظ مواد اولیه اندوخته ارزشمندى دارد. ولى همانطور که اشاره کردید این نیروى انسانى متخصص و شیمیدان ها هستند که از این مواد اولیه ارزش افزوده به دست مى آورند. یعنى بخشى از مسئله به وضعیت دانشگاه هاى ما و توان علمى ما برمى گردد. براى این کار ما در دانشگاه تهران تحقیقى انجام دادیم که عنوانش این بود: «ارائه راهبرد موثر در پژوهش شیمى با توجه به نیاز جامعه و نقش دانشگاه در آن.» یعنى ابتدا واقعیت ها و نیازهاى جامعه را بشناسیم و نقش دانشگاه را در پاسخ به آنها مشخص کنیم.
بخشى از این پژوهش درباره بخش بازرگانى کالاهاى شیمیایى است. صادرات و واردات چگونه است؟ ما آن کالاهایى که تعرفه شیمیایى ندارند ولى در آنها کالاى شیمیایى به کار رفته را نتوانستیم مطالعه کنیم. کار بسیار مشکلى است. کالاهایى را که مشخصا تعرفه شیمیایى دارند و در دنیا به عنوان کالاهاى شیمیایى شناخته مى شوند مطالعه کردیم. دیدیم سالى حدود بین سه تا چهار هزار نوع کالاهاى شیمیایى وارد ایران مى شود که در حدود هزار و صد تعرفه، تعریف شده اند. وضع اینها را بررسى کردیم. شاخص ما سال 1381 بود. چون این تحقیق را در سال 83 انجام دادیم، در آن سال اطلاعات گمرک سال 81 منتشر شده بود. دیدیم حدود 1100 تا تعرفه مى توانیم شناسایى کنیم که رقمى حدود هفت میلیارد دلار از 22 میلیارد دلار واردات سال 81 بود. کل واردات قانونى از کانال گمرک در سال 81 حدود 22 میلیارد دلار بوده که یک سومش کالاى شیمیایى بوده است. از طرفى در آن سال حدود 3 میلیون مسافر از ایران مسافرت کردند که معمولاً موقعى که بر مى گردند با خودشان کالاهایى مى آورند که یا دارو است یا لوازم بهداشتى و آرایشى و... که اغلب کالاهاى شیمیایى هستند. هر کدام اگر 100دلار با خودشان وارد کرده باشند رقمى حدود 300 میلیون دلار مى شود. یا 4 میلیون ایرانى مهاجر در خارج کشور وجود دارد و اینها معمولاً در سال براى خانواده هایشان دارو و کالاهاى آرایشى بهداشتى مى فرستند. یکى از مسئولین وزارت بهداشت گفت که ما سالى 500 میلیون دلار مواد براى ساختن دارو از کانال گمرک رسمى وارد مى کنیم. سالى 400 میلیون دلار نیز داروى قاچاق غیر مسافر وارد ایران مى شود. در سال گذشته داروى قاچاق بیش از 500 میلیون دلار اعلام شد.
براى اینکه آمارى دستتان بیاید مى گویم که هر دارویى که جدید به بازار مى آید مخصوصاً براى بیمارى هاى خاصى مثل پارکینسون، بیمارى هاى قلب، آلزایمر، تقویت استخوان و... را در داروخانه هاى ایران مى بینید. درحالى که اینها از کانال هاى رسمى وارد نمى شوند. تحقیقى انجام شده که اعلام مى کند در سال 1380 حدود 11 میلیارد دلار کالاى قاچاق وارد ایران شده است که ما تخمین زده ایم 2 میلیارد دلارش کالاى شیمیایى است. دلیلش هم این است که در کتاب گمرک مى بینیم یک کالاى شیمیایى چند سال وارد ایران نشده ولى در داخل این کالا به وفور یافت مى شود. نشان مى دهد چون کالاهاى شیمیایى قیمت بالایى دارند، از طریق قاچاق وارد مى شوند. اگر اینها را کنار هم بگذاریم چیزى حدود 10 میلیارد دلار واردات کالاهاى قاچاق و قانونى شیمیایى است. در سال 81 اگر 21 میلیارد دلار واردات کالاى قانونى بوده، حدود 10 میلیارد دلار کالاى قاچاق باز هم حدود 30 درصد کل واردات ایران را کالاهاى شیمیایى با تعرفه شیمیایى تشکیل مى دهند. از سویى دیدیم که هم زمان با این واردات مقدارى کالاى شیمیایى هم از ایران صادر مى شود. بررسى کردیم که چه کالاهایى صادر مى شوند. دیدیم کالاهاى اولیه شیمیایى هستند که رویشان کارهاى پیشرفته اى نشده است. حتى دیدیم که با یک تعرفه یک کالایى صادر مى شود، همان کالا هم وارد مى شود. قیمت ها را که چک کردیم، دیدیم بعضى موارد ضریب ده دارد، یعنى کالایى که وارد مى شود ده برابر کالایى است که صادر مى شود. فقط در آن کالایى که صادر مى شود ممکن است خالص سازى انجام نشده باشد. مثلاً پتروشیمى اسید سولفوریک تولید مى کند که آن را بدون خالص سازى با قیمت خیلى کمى صادر مى کنند. بعد خارجى ها آن را خالص مى کنند و ما با ده ها برابر قیمت وارد مى کنیم. پتروشیمى کالاهایى تولید مى کند که اگر شما بین چاه نفت و بازار مصرف یک فاصله در نظر بگیرید، براى تبدیل مواد استخراج شده به کالاهاى مصرفى، چندین فرآیند و عملیات شیمیایى و فیزیکى باید انجام شود. کارى که پتروشیمى ما مى کند به چاه نفت نزدیک است نه به بازار مصرف. فرآیندهاى بعدى در خارج انجام مى شود و با چندین برابر قیمت به کشور وارد مى شود. درحالى که به دست آوردن تکنولوژى صنایع شیمیایى یکى از ساده ترین تکنولوژى ها در دنیاست، اصلاً تفکرش در اینجا نیست. تحقیقات شیمیایى را مى توانید در مقیاس آزمایشگاهى در یک لوله آزمایشگاه انجام بدهید و کم کم بزرگترش کنید.
* پس چرا این کار را نمىکنیم؟
** براى اینکه یک تفکر دلالى در جامعه ما رواج دارد که ایده اش این است که نفت را صادر و کالا وارد کنند و بفروشند. موقعى که 10 میلیارد دلار کالاى شیمیایى وارداتى در ایران توزیع مى کنند، طبعاً مخالف تولید اینها در ایران هستند. موارد متعددى داریم که واحدهاى تولیدى در ایران شکل گرفتند ولى به دلیل واردات عنان گسیخته و قاچاق، ورشکسته و متوقف شدند. در این پژوهشى که انجام داده ام نشان داده ام در این 25 سال نتیجه کار ما چیست.
* واقعاً به نظر شما مزیت نسبى ما چیست؟ آیا ما در این زمینه ها مى توانیم در برابر اقتصاد جهانى خودى نشان دهیم؟
** توانایى هاى ملى ما زیاد است. ایران به دلیل اینکه اقلیم هاى متفاوتى دارد 2100 گونه گیاه دارویى دارد که شیمیدان ها مى توانند عصاره این گیاهان را که ماده موثر داروست تهیه کنند. دنیا هم به سمت مصرف این داروها مى رود. چون الان به این نتیجه رسیده اند که بخشى از بیمارى هاى جدید به دلیل مصرف داروهاى شیمیایى است. لذا گرایش به داروهاى گیاهى که بدن ما با آنها سازگار است بالا رفته است. مثلاً در آلمان 60درصد نسخه هایى که مى نویسند داروهاى گیاهى است. ما الان بخشى از اینها را به شکل علف صادر مى کنیم. اگر بخواهیم ماده موثر اینها را استخراج کنیم و آنها را به قرص و شربت تبدیل کنیم، ارزش افزوده بسیار زیادى دارد. همین کویر که ظاهراً بى مصرف است، پر از ترکیبات شیمیایى بسیار گرانقیمتى است. خیلى کم روى اینها کار شده است. به دلیل اینکه ما ایده توسعه اقتصاد ملى نداریم. به سمت متنوع کردن زمینه هاى تولید نرفته ایم. به دلیل اینکه نمى خواستیم وابستگى به نفت را کم کنیم. در دریاچه قم آب خاک ها را با خودش مى شوید. در طول قرون متمادى ترکیبات منیزیم را رسوب داده است. ته این دریاچه گاهى تا ارتفاع 9 - 8 متر این ترکیبات وجود دارد. منیزیم فلز بسیار گرانقیمتى است. حتى معادن ما درست شناسایى نشده است. کنسرسیوم نفت زاگرس غربى را شناسایى کرده و آنها را استخراج کرد. ولى بقیه جاهاى زمین نفت ما هم شناسایى نشده است. معادنى مثل سرچشمه را یک شکارچى به طور اتفاقى کشف کرده است. ایده و اراده علمى سازمان یافته نبوده که این معادن شناسایى شود. یادآورى کنم که هر سال ده ها قلم کالاى شیمیایى جدید به تولید انبوه مى رسند و جالب این است که ما زودتر از همه کشورهاى جهان این ها را مصرف مى کنیم. شاید شما در مصرف اسپرى ها و عطریات و لوازم آرایشى و بهداشتى این روند را ببینید. در بخش صنعتى مان هم همین طور است.
* اینکه ما روى مواد خام کارکنیم و آنها را به فرآورده تبدیل کنیم فکر تازه اى نیست حداقل مى توان گفت راه اندازى پتروشیمى براساس همین تفکر بوده که ماده خام نفت را به فرآورده تبدیل کنیم و ارزش افزوده ایجاد کنیم. ولى چرا این روند را نتوانستیم توسعه بدهیم؟
** سئوال خیلى جالبى است. من مقاله اى نوشته ام به نام کارنامه 45 ساله پتروشیمى که در فرهنگ و اندیشه چاپ شد. در آنجا ثابت کرده ام که تفکرى بر اقتصاد ما حاکم است که برخى نیازهاى کشورهاى صنعتى را ما باید در منطقه خلیج فارس تامین کنیم. این تفکر در عربستان و کویت و امارات هم هست. ما قبلاً کود شیمیایى یا پلاستیک هایى را که مصرف مى کردیم از خارج وارد مى کردیم. اما حالا کشورهاى اروپایى، آمریکایى و ژاپنى دارند آن واحدهایشان را تعطیل مى کنند و تولید این کالاها را در منطقه خلیج فارس گسترش مى دهند. به طورى که الان طرح هایى که در دست تولید هستند، به زودى چند ده میلیون تن از این نوع کالا تولید خواهند کرد که محیط زیست منطقه خلیج فارس را تخریب خواهد کرد. مواد اولیه را به این کالا ها تبدیل و آنها را به کشورهایى صادر خواهد کرد که قبلاً خودشان تولیدکننده بودند. چون در منطقه سوخت و نیروى کار ارزان است و محیط زیست هم که متولى آنچنانى ندارد. شما در عسلویه یا بندر ماهشهر مى بینید که ده ها واحد پتروشیمى شکل گرفته اند. اینها عمدتاً براى صادرات طراحى شده اند نه پیوند با اقتصاد ملى. کالاهاى اولیه اى که به چاه نزدیکند ولى مشکلات محیط زیستى دارند و مصرف انرژى بالایى دارند. این طراحى اى است که آنها کرده اند و در این طرف هم پذیرفته شده است.
مثلاً همین گاز معمولى که در منزل مى سوزانیم و اسمش متان است با روش خیلى ساده اى به متانول تبدیل مى شود. الان قرار است میلیون ها تن متانول در این منطقه تولید و صادر بشود. این هیچ ربطى به اقتصاد ملى ندارد، طرح آنهاست. آنها قبلاً نفت خام از ما مى بردند و اینها را خودشان تولید مى کردند ولى حالا تولید اینها را هم به ما داده اند. چون تولید کالاهاى گرانقیمت ارزش افزوده اش بیشتر شده و کالاى دیگرى مصرف مى کنند. این بخش بازرگانى ماست.
* برخى معتقدند اساساً ما توان مقابله یا ایستایى در برابر اقتصاد کشورهاى صنعتى را نداریم. در همین زمینههایى هم که شما مى فرمایید وارد بشویم و به تولید هم برسیم این تولید امکان رقابت در بازارهاى جهانى را ندارد.
** ببینید اصلاً فرض رقابت جهانى را بگذارید کنار، برویم روى وارداتى که در حال حاضر رقم 10 میلیارد دلار را نشان مى دهد. درحالى که تقریباً قسمت اعظم اینها کالاهاى معمولى شیمى است که در داخل ایران قابل تولید است و با انجام آن مى توانند جایگزین واردات شوند.
* همین هم باید امکان برابرى داشته باشد. مثلاً ما دارو تولید مى کنیم ولى کیفیت و ترکیباتش استاندارد نیست و دکترهاى خودمان مشابه خارجى اش را تجویز مىکنند.
** این برمى گردد به مدیریت یک بخش که امکان و توان علمى اش را داریم، یک بحث هم مدیریت است. این بحث در جاهاى دیگر هم مطرح است. دوره آقاى هاشمى قرار بود هفت تا طرح نیشکر را در ایران اجرا کنیم که تجربه اش را داشتیم. چهل سال بود که تجربه کاشت نیشکر و استخراج شکر را داشتیم. ولى بعداً در دوره آقاى خاتمى مطرح شد که دلال هاى شکر، کاغذ، خوراک دام و طیور نمى گذارند این طرح ها به تولید برسند. این مشکل مربوط به مدیریت کشور است یا مشکل قوانین مملکت است. موقعى که 88 تا اسکله داریم که در حد تناژ هاى بالا کالاى قاچاق وارد مى کنند، این دیگر توانایى هاى داخل را از بین مى برد. سیاست فردریک لیست اقتصاددان معروف آلمان این بود که اگر مى خواهید در قرن 18 و 19صنعت آلمان رشد کند اول باید واردات کالاهاى انگلیسى به آلمان ممنوع شود. همین سیاست را آمریکایى ها در دوره Isolation دوره جدا شدن پیش گرفتند. چینى ها هم در قرن بیستم اجرا کردند. ژاپنى ها در قرن 19و 20 اجرا کردند. یک دوره حمایت از کالاهاى داخلى را همه داشته اند. الان شیمیدان ها و آنهایى که توانایى خوبى براى چاپ مقاله دارند، آیا توانایى براى ساخت ترکیبات شیمیایى نمى توانند پیدا کنند؟ اگر این توانایى را رشد بدهیم امکان رقابت داریم. انرژى در اینجا ارزان است، نیروى کار هم از کشورهاى صنعتى ارزان تر است، پس بالقوه امکان رقابت داریم. ولى اگر بالفعل نمى شود یکى به دلیل مدیریت ماست و یکى هم به دلیل این است که ما در این جهت حرکت نمى کنیم. مثلاً چینى ها در همین 25سال حدود 50تا سموم دفع آفات نباتى و داروهاى خیلى مفید را تولید کرده اند و بازار منطقه را از اروپا و آمریکا گرفته اند. در این زمینه اتفاقاً رقابت از جاهاى دیگر فراهمتر است.
* ولى امروز آنها زیرساخت ها و مجموعه هایى دارند که به این نوع حرکت جواب مى دهد ولى در داخل ایران اگر کسى مى خواهد یک کالاى شیمیایى تولید کند صد تا لوازم و پیش زمینه هاى دیگرى که نیاز دارد نیست.
** اگر استراتژى اى براى این کار تدوین شود که نقش نفت را کاهش و اقتصاد ملى را رشد بدهیم، عملى است. مثلاً با نروژ مقایسه کنیم. ارزى که با نفت وارد نروژ مى شود 20 درصد کل ارزى است که وارد این کشور مى شود. نروژ به اندازه ما نفت صادر مى کند، منتها ارزى که ما از نفت به داخل مملکت مى آوریم، 95 درصد کل ارزى است که وارد مى شود. تازه آن بقیه هم که پسته و قالى است باز وابسته به نفت است. ولى در نروژ 20 درصد است، تازه نروژى ها این پول را هم وارد اقتصاد ملى شان نکرده اند. یعنى یک صندوق ذخیره ارزى درست کرده اند که جداگانه عمل مى کند و یک هیات امنا گذاشته اند که مشخص کنند این پول را کجا سرمایه گذارى کنند که سود بیشترى براى نروژ داشته باشد. این تفکر در ایران نیست. 64 هزار دانشجو درس شیمى مى خوانند، 100 هزار شیمیدان در مملکت هستند، سالى 13هزار وارد بازار کار مى شوند که کار برایشان نیست. درحالى که 10 میلیارد دلار واردات کالاهاى شیمیایى است. اینها را روى هم بگذارید، حالا مدیریتى مى خواهد که اینها را هدایت کند. اول رقابت را هم باید بگذاریم کنار، اولویت با همین 10 میلیارد دلار نیازهاى داخلى است. در بعضى جاها مى توانیم صادرکننده هم باشیم. ما در ساخت کالاى پتروشیمى گرانقیمت خیلى خوب مى توانیم رقابت کنیم چون خارجى ها این بخش را رها کرده اند. درست است باید رقابت کنیم ولى اول باید این اراده را داشته باشیم. اراده کنیم که این را تولید کنیم. من همیشه این مثال را زده ام، عکس گاندى خیلى معنى دارد. عکسى که گاندى بالاتنه اش را لخت کرده، مى خواهد بگوید من لباسم را کم مى کنم. در آن موقع پارچه هاى منچستر در هند فروش مى رفت. بعد با نماد گاندى در آن عکس به سمت چرخ ریسندگى اى رفتند که کرباس مى بافد. الان صنایع نساجى هند از پیشرفته ترین صنایع نساجى دنیا است. این اراده در ایران باید به وجود بیاید. این بخش مربوط به مدیریت قضیه است.