ح ـ رحمتالهی
در حالی که سیل عظیم جمعیت معترض ـ اعم از شیعه، اهلسنت و مسیحی ـ به عملکرد سوء دولت سینیوره در پاسخ به فراخوان سیدحسن نصرالله برای تشکیل دولت وحدت ملی در لبنان به خیابانها ریختهاند، اوضاع این کشور بتدریج حساسیتی خاص را تجربه میکند؛ حساسیتی که ناشی از تغییر آرایش قوا و به هم خوردن تعادل سیاسی به نفع نیروهای مخالف آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
واقعیت آن است که سوریه پس از قرارداد طائف و جنگهای داخلی در لبنان توانسته بود آرامش نسبی را در عرصه سیاسی لبنان بوجود آورد. در سایه این آرامش نسبی، لبنان میرفت که دوران رونق پیشین اقتصادی را تجربه کرده و مرکز ثقل تحولات فرهنگی و خبری منطقه قرار گیرد. این شرایط بیش از همه به رشد نیروهای سیاسی طرفدار و یا موافق سوریه و به زیان رژیم صهیونیستی انجامید. نگاهی به تحولات لبنان پیش از ترور رفیق حریری و کشف توطئههای جاسوسان این رژیم نشان میدهد که اسرائیل هیچگاه از سپردن عرصه لبنان به دست سوریه و گروههای وفادار به آن راضی نبوده و از هر فرصتی برای بر هم زدن این آرایش و تغییر آن به سود خود بهره برده است.
در چنین شرایطی رفیق حریری، نخستوزیر سابق لبنان که به نزدیکی به عربستان شهره بود، در اقدامی مشکوک ترور شد. ترور رفیق حریری از آن جهت سئوالهای زیادی را در ذهن ایجاد میکند که اولاً وی بشدت و توسط کارآموزدهترین افراد و تجهیزات حفاظتی مورد مراقبت قرار میگرفت؛ بنحوی که ترور او نمیتواند خارج از حضور مؤثر سرویسهای اطلاعاتی کشورهایی که به فناوریهای پیشرفته دسترسی دارند، تصور شود.
دوم آنکه پس از ترور وی، بلافاصله دستگاههای تبلیغاتی غربی ـ بویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی ـ در اقدامی هماهنگ، انگشت اتهام را متوجه سوریه کردند. مقصر جلوه دادن سوریه در حالی مطرح شد که عناصر مشکوک داخل لبنان همچون ولید جنبلاط که بشدت از لحاظ سیاسی غیرقابل اعتماد است، نیز اتهام ترور حریری را متوجه دمشق دانستند. در همان هنگام، بسیاری از ناظران سیاسی با هوشیاری اعلام کردند که لبنان، سوژه اصلی توطئه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته است که با هدف پاک کردن عرصه این کشور از حضور نظامی و سیاسی سوریه و گروههای همراه آن آغاز گشته است.
در چنین اوضاعی، تحت تاثیر جو همدردی نسبت به خانواده حریری، جریانات معارض با سوریه و مخالف با حضور آن در عرصه سیاسی لبنان، با گرد آمدن در اطراف فرزند حریری، تشکلی را به نام 14 مارس پی ریختند و در فضای مساعدی که نسبت به آنان بوجود آمده بود، توانستند با پیروزی در انتخابات و حفظ اکثریت پارلمانی، فواد سینیوره را که شخصیتی سنی و نزدیک به سیاستهای آمریکاست، به عنوان نخستوزیر روی کار آورند.
همچنین آنها توانستند با بینالمللی کردن موضوع ترور رفیق حریری، از سویی سوریه را وادار به خروج از عرصه لبنان کنند و از سوی دیگر زمینههای رویارویی با دمشق را به عنوان طراح و مجری این ترور فراهم آورند؛ هدفی که در چارچوب اهداف منطقهای آمریکا و رژیم صهیونیستی قابل ارزیابی است. به عبارت دیگر، هیچ گروهی با تحقیقات در مورد عاملان و چگونگی ترور رفیق حریری مخالف نیست، بلکه همگان از اینکه این ماجرا محملی برای برخورد با سوریه و باز کردن راه برگشت آمریکا و رژیم صهیونیستی به عرصه لبنان باشد، مخالفند. بیتردید، قرار بود مرحله دوم کنترل عرصه سیاسی اجتماعی لبنان از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی و حامیان داخلی آن با حذف حزبالله از این عرصه انجام شود. سفر مشکوک سینیوره به آمریکا و ارتباطات سئوالبرانگیز وی با سفارت واشنگتن در بیروت پیش از نبرد حزبالله با رژیم صهیونیستی، نشان میدهد که طرح کنترل لبنان بسیار دقیق و حساب شده آغاز شده بود و چنانچه رژیم صهیونیستی در حمله وحشیانه به لبنان و مردم بیدفاع آن موفق میشد، اکنون عرصه سیاسی لبنان و اصولاً آرایش سیاسی گروهها در این کشور گونه دیگری بود.
افشاگری دبیرکل حزبالله در سخنرانی اخیر خود مبنی بر اطلاع سینیوره از حمله نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان و تحلیل تحرک سیاسی وی در ماههای اخیر، نتایج دردناکتری را پیش روی ما میگشاید و آن اینکه، وی نه تنها از طرحها و برنامههای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم لبنان اطلاع داشته، بلکه خود جزئی از توطئه و یکی از دستاندرکاران فعال ماجرا علیه مردم این کشور بوده است. درک چنین حقیقت تلخی، نه تنها موجب رویگردانی گروه کثیری از مردم از جریان معروف به 14مارس و دولت برآمده از آن شد، بلکه صداقت و شجاعت رزمندگان حزبالله و دبیر کل آن در حمایت از منافع لبنان، موجب شد که آرایش سیاسی قوا به نفع حزبالله و علیه رژیم صهیونیستی و آمریکا تغییر یابد.
آری؛ توطئهای که قرار بود حزبالله را از صحنه حذف کند و در آغاز آن، وزیر خارجه آمریکا را واداشته بود که با زیرپا گذاردن نزاکت سیاسی و آداب دیپلماتیک، چراغ سبز کشتار مردم بیدفاع لبنان را به رژیم صهیونیستی نشان داده و سخن از خاورمیانه جدید بدون حزبالله کند، با مقاومت کمنظیر رزمندگان دلاور این جریان دلسوز لبنان، به ضد خود تبدیل شد و مردم مظلوم این کشور که پس از سالها ظلم رژیم صهیونیستی، برای یکبار به همت مقاومت رزمندگان حزبالله طعم شیرین پیروزی افتخارآفرین را چشیده بودند، از مسیحی و اهلسنت و شیعه، به حمایت از جریانی برخاستند که عزت و استقلال و شرف را برای مردم لبنان خواهد و این، همان تغییر آرایش قواست که در شرایط کنونی به نفع حزبالله و حامیان داخلی آن در عرصه لبنان بوجود آمده و طبیعی است که این جریان متناسب با ثقل سیاسی خود، در عرصه لبنان حضور یابد و این صحنه را برای فعالیت خدمتگزاران واقعی مردم این کشور و زدودن خائنان مهیا سازد و خواستار دولتی گردد که بیش از اندیشه خدمت به آمریکا و طرحهای رژیم صهیونیستی، سودای حرکت به نفع مردمی را داشته باشد که جانهای پاکی را در راه استقلال و شرف خود قربانی دادهاند.
والسلام