تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۷۲۳۶۷
مقدمه: پس از رسیدن حماس به قدرت سیاسی و تشکیل دولت در فلسطین اشغالی، دور جدید فشارهای سیاسی و اقتصادی نیز از سوی آمریکا و اروپا با هدف وادار کردن حماس برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی آغاز شده است تا امکان اجرای طرح موسوم به نقشه راه، فراهم گردد. دکتر سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفتگوی اختصاصی با جام‌جم بر این باور است که حل مناقشه اصلی خاورمیانه جز با عقب‌نشینی اسرائیل از مرزهای سال 1967 و دادن امتیاز به فلسطینی‌ها، میسر نخواهد بود.

* در هفته‌های اخیر تلاش برخی کشورهای عضو اتحادیه عرب مبنی بر تحت فشار قرار دادن حماس در خصوص پذیرش رژیم صهیونیستی را شاهد بودیم. ارزیابی جنابعالی در این خصوص چیست؟
** همان‌طور که مستحضرید، به هر حال بیشتر کشورهای جهان از جمله کشورهای عربی منطقه و همسایگان اسرائیل، کم و بیش واقعیت وجودی اسرائیل را نپذیرفته‌اند، هر چند که بسیاری از آنها این رژیم را به رسمیت نشناخته‌اند. هم‌اکنون پس از تحولاتی که در چند سال گذشته صورت گرفته، مشاهده می‌کنیم که بیشتر کشورها به سمت عادی کردن روابط با اسرائیل پیش می‌روند، چرا که این عادی‌سازی در راستای استراتژی جهانی آمریکا بخصوص در رابطه با مسائل خاور نزدیک بزرگ به شمار می‌رود که این استراتژی از نگاه دولت آمریکا، ثبات و آرامش در این منطقه است و آنها مدعی ایجاد آن هستند. از نظر آنان، جدی‌ترین عامل بی‌ثباتی و چالش در منطقه موضوع اسرائیل است و بر این اساس به این رژیم فشارهایی را وارد می‌کنند تا امتیازاتی را به فلسطینی‌ها بدهند که برآیند آن تحقق صلح و آرامش در منطقه باشد.
در زمان شارون، این فشارها به خروج اسرائیلی‌ها از نوار غزه منجر شد تا زمینه‌های اجرای نقشه راه‌ فراهم شود که به موازات آن فشارهایی نیز بر کشورهای همسایه از جمله مصر و سوریه برای سازش با رژیم صهیونیستی، وارد کردند.
در عین حال اعضای این اتحادیه مخالفتی با اصل موضوع ندارند، بلکه تلاش می‌کنند تا در این راستا، افکار عمومی جهان عرب را به سبب فشارهای زیادی که به فلسطینی‌ها توسط آمریکا وارد می‌شود، تلطیف کنند و صددرصد نیز موافق با مواضع آمریکا نباشند.
از سوی دیگر نیز، به دلیل برخی فشارهای سطحی که آمریکا به رژیم صهیونیستی وارد می‌کند، فضای داخل آمریکا توسط لابی صهیونیسم، علیه بوش شدت گرفته است که حتی در این رهگذر دموکرات‌ها نیز از این فضا استفاده کردند و تبلیغات وسیعی را علیه بوش به بهانه حمله وی به عراق به راه‌ انداختند. باید گفت که تمام این موضوعات را باید در یک مجموعه در نظر گرفت. چرا که اینها، کاملا با هم مرتبط هستند. بدین معنا که قاعدتا، موضوع فلسطین، عراق و افکار عمومی در داخل آمریکا و مسائل مرتبط با آن را نمی‌توان به صورت منفک از یکدیگر، تحلیل کرد. از این نکته نباید غافل شد که فشارها بر مردم فلسطین، با روی کار آمدن حماس در عرصه سیاسی که با قطع کمکهای مالی اروپا و آمریکا همراه شد، شدت زیادی گرفته است.
* در روزهای گذشته، نخست‌وزیر لبنان از احتمال برقراری روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی سخن گفته، آیا این موضع در تناقض با توافقنامه اجلاس سران عرب در بیروت در سال 2002 نیست؟
** همان‌طور که گفتم بیشتر این موضعگیری‌ها فارغ از شدت و ضعف آن، در اثر فشارهای آمریکا و در جهت استراتژی‌ای است که آمریکایی‌ها آن را ایجاد ثبات در منطقه می‌خوانند که از کانال فلسطین حضور یافته، فشارهای بیشتری به دولت جدید فلسطین وارد می‌شود. چرا که اگر جنبش حماس که دولت را در اختیار دارد. به سازش با اسرائیل راضی شود، برای آمریکا‌یی‌ها مطلوب‌تر است، زیرا نفوذ و مشروعیت حماس در داخل فلسطین و در کل منطقه وجاهت بیشتری دارد و اگر حماس اسرائیل را به رسمیت بشناسد، این پذیرش از وجاهت بیشتری برخوردار خواهد بود.
به نظر می‌رسد، برای فشار آوردن به دولت جدید که حماس آن را تشکیل داده در گام نخست از کانال اقتصادی وارد می‌شوند و سپس با کشورهای حامی انتفاضه فلسطین تعامل خواهند کرد و بر سر موضوعات مورد نظر آن کشورها به گفتگو می‌پردازند تا به نحوی آنان را به شناسایی موجودیت اسرائیل، سوق دهند.
* به نظر شما، با توجه به عقب‌نشینی اسرائیل از نوار غزه، آیا این رژیم به مرزهای سال 1967 بازگشت خواهد کرد؟
** دادن امتیاز به فلسطینی‌ها، یک استراتژی است که از سوی آمریکا تدوین شده و رژیم صهیونیستی باید آن را اجرا کند که مرحله اول این واگذاری امتیاز به فلسطینیان، عقب‌نشینی از غزه بود. چرا که اگر هدف آمریکا برقراری ثبات باشد، این موضوع جز با دادن امتیاز به مردم فلسطین مسیر نخواهد بود.
با توجه به آن که پس از رسیدن حماس به قدرت سیاسی، گفتمان آنها نیز تغییر یافته، مقبولیت این گروه در نزد مردم فلسطین در مقایسه با ساف بسیار بالاست و همین دو موضوع باعث شده تا امیدواری بیشتری آمریکا برای تحقق ادعای خود داشته باشد. به هر صورت اسرائیل برای خروج از تنگنای سیاسی مجبور به اعطای امتیاز به مردم فلسطین است.
بعید نیست که رژیم صهیونیستی پس از خروج از غزه، برخی مناطق دیگر فلسطین را نیز به فلسطینی‌ها واگذار کند اما بی‌تردید افکار عمومی جهان عرب و خصوصا خود مردم فلسطین به کمتر از سرزمین‌های سال 1967، رضایت نمی‌دهند.
اما رژیم صهیونیستی در خصوص عقب‌نشینی از مناطق فلسطینی سال 1967، دچار اختلافات درونی است که این موضوع با کنار رفتن شارون از صحنه قدرت، شدت یافته است و هم‌اینک به ایهود المرت، جانشین شارون فشار می‌آورند که امتیاز ندهد.
در هر صورت رسیدن به سرزمین اشغالی سال 1967 یک هدف برای دولت حماس به شمار می‌رود تا حداقل نیازها را پاسخگو باشد که البته فشارهای سیاسی و تحولات منطقه می‌تواند در آن تاثیرگذار باشد.