قبل از آن که نقش امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه اشاره کنیم به صورت فهرستوار به برخی عوامل تحققدهنده مشارکت عمومی اشارهای داشته باشیم:
1ـ احساس مالکیّت نظام و حکومت توسط مردم، در هر جامعه این احساس به وجود آید، مشارکت عمومی توسعه یافته و تمام اقشار را زیر بال خود خواهد گرفت.
2ـ اعتماد مردم به رهبران و حاکمان و عملکرد آنان.
3ـ باور مردم به تأثیرگذار بودن نقش آنان در سرنوشت جامعه خود.
4ـ احساس وجود دشمن مشترک برای نظام و دین خویش.
5ـ احساس کنند که حیات جامعه و زنده بودن بستگی به مشارکت عموم دارد.
6- تبلیغات و هدایتهای گروههای مرجع همچون مراجع و علما، و رسانههای عمومی میتوانند در گسترش مشارکت عمومی مؤثر باشند.
7ـ احساس آزادی نمودن مردم در گفتن انتقادها و...
ادّعای ما این است که امر به معروف و نهی از منکر میتواند، به نوعی تأمینکننده همه این عوامل و غیر آن باشد، چرا که امر به معروف نشانه جامعه زنده و فعّال به حساب میآید و به همگان این احساس را میدهد که در سرنوشت جامعه خویش مؤثرند، و همه باید ناظر باشند تا حیات شرافتمندانه داشته باشند و گناه را از جامعه خویش بزدایند و به وسیله این فریضه مهم سطح آگاهی و اطلاعات همگان توسعه یافته زمینه مشارکت بیشتر آماده میشود.
شاهد و دلیل این ادعا برخی آیات و روایات است که به آنها اشاره میشود.
جامعه نمونه و زنده: جامعه زنده و فعّال و جامعه مطلوب و نمونه، آن جامعهای است که تمام اقشار آن در امور جامعه و اداره آن شرکت فعّال و فراگیر دارد، قرآن نظرش این است که امر به معروف و نهی از منکر در هر جامعهای وجود داشته باشد؛ نشان از چنین جامعهای است، لذا فرمود: «همانا کسی که خدای را یاری رساند خدای نیز حتماً یارشاش میکند، براستی خداوند قدرتمند و شکستناپذیر است. آنان که چون در زمین قدرت و سلطه یابند نماز بر پای میدارند و زکات میپردازند و به معروف فرمان میدهند و از منکر باز میدارند و عاقبت امور از آن خداست.»
امام علی در این زمینه میفرماید: «گروهی، منکر را با دست و زبان و قلب انکار میکنند، آنان تمامی خصلتهای نیکو را در خود گرد آوردهاند. گروهی دیگر، مُنکر را با زبان و قلب انکار کرده، اما دست به کاری نمیزند، پس چنین کسی دو خصلت از خصلتهای نیکو را گرفته و دیگری را تباه کرده است. و بعضی مُنکر را تنها با قلب انکار کرده، و با دست و زبان خویش اقدامی ندارند، پس دو خصلت را که شریفتر است تباه ساخته و یک خصلت را به دست آوردهاند، و بعضی دیگر مُنکر را با زبان و قلب و دست رها ساختهاند که چنین کسی از آنان، مردهای میان زندگان است «فَذلکَ مَیتَ الاحیاء» در مقابل بدترین جامعه و مردهترین آنها آن جامعهای است که در آن امر به معروف و نهی از منکر وجود نداشته باشد و به همین جهت گروهی از بنیاسرائیل را خداوند با زبان داود و عیسی بنمریم نفرین و لعنت نمود و راز آن را اینگونه بیان میکند: «این به خاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز مینمودند، آنها از اعمال زشتی که انجام میدادند، یکدیگر را نهی نمیکردند، چه بدکاری انجام میدادند.» و درباره جامعه فاسد و فاسق و جامعه پر از نفاق و دوروئی میفرماید: «مردان و زنان منافق، هم از یک گروهند، آنها امر به منکر و نهی از معروف میکنند و دستهایشان را [از انفاق و بخشش] میبندند، خدا را فراموش کردند و خدا [نیز] آنها را فراموش کرد [و رحمتش را از آنها قطع نمود] به یقین منافقان همان فاسقانند».
جلوهای از حضور همگان و نظارت ملّی
در کامل بودن و پیشرفته بودن قانون اسلامی بحث نیست آنچه این قانون را میتواند در جامعه پیاده کند و برای همیشه زنده نگهدارد و ضامن اجرایی برای آن باشد امر به معروف و نهی از منکر است به این جهت خود این برنامه یک دعوتی از عموم مردم برای حضور فعال در جامعه و نظارت بر رفتار تکتک مردم و مسئولان و حتی رهبر است، چرا که این وظیفه خطیر بر یکایک افراد به عنوان واجب کفائی، لازم است و آنجا که لازم باشد، گروهی باید اقدام نمایند. لذا خود امر به معروف و نهی از منکر قطع نظر از نتایجی که برای شرکت عموم دارد، فراخوان عمومی است برای گسترش مشارکت عمومی قرآن این فراخوان عمومی را در آیات گوناگونی مطرح نموده است، یک جا میفرماید: «مردان و زنان با ایمان ولی [یار و یاور] یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند، نماز را بر پا میدارند، و زکات را میپردازند و خدا و رسولش را اطاعت میکنند، بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار میدهد خداوند توانا و حکیم است»
آیه فوق میگوید مؤمنین همه بر هم ولایت دارند، یا همه یار هم هستند، و یک نشانه این هم یاری همگانی و یا زمینهساز آن، امر به معروف و نهی از منکر است. چرا که خود امر به معروف و نهی از منکر یک نوع مشارکت عمومی است، یکی از نویسندگان از این معنی تعبیر زیبایی دارد «تضامن جمعی یا نظارت ملّی یا مراقبت همگانی یا حق اعتراض ملّت علیه اوضاع فاسد یا حق انتقاد از انحرافها و بیعدالتیها یا خشم و عصیان علیه مفاسد و عوامل فساد و یا حکومت مردم بر مردم یا احترام به افکار عمومی یا حق اشراف و سیطره ملّت بر کلیه شؤون اجتماعی و کلیه امور و مسائل مربوط به سعادت او و نظایر اینها عناوین مترقّی و عصری، قالبهای صحیح و رسایی است که میتوان مفهوم واقعی اصل امر به معروف و نهی از منکر را به طور حسّی و عصری در آنها نمایش داد، البته آن هم بدون هیچگونه تکلّف و تحمیل و تجاوز از اصول و نصوص که این اصل از آنها به دست آمده است.»
قرآن در بخش دیگر بعد از آن که دستور به اعتصام به حبل الهی را صادر نموده و به همگان دستور میدهد که دنبال تفرقه نباشند بلکه آن وحدت و الفتی که دست آورد بعثت بوده است را حفظ کنند میفرماید: «باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.»
زندگی با عزّت
امر به معروف و نهی از منکر، یا همان دعوت به خیر باعث حیات با عزّت و شرافتمندانه برای تمام اقشار میشود، هر کس زیر این چتر قرار گیرد به چنین حیاتی دست پیدا میکند، در این حیات طیب همه با هم و در کنار همند، قرآن میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید که شما را به سوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد.» دعوت پیامبر همان امر و نهی است که از طرف خداوند آمده است و در جای دیگر فرمود حیات پاکیزه به آنها عنایت میکنیم در پرتو عمل به دستورات دین که پیامبر و امامان و آمران به معروف و ناهیان از منکر به آن دعوت نموده است.
عامل گناهزدایی
در جامعهای که امر به معروف و نهی از منکر باشد جلوی گناهانی که باعث از هم پاشیدگی اجتماع میشود، گرفته میشود، گناهانی چون غیبت، تهمت، آبروی مردم را بردن و... اجتماع را از هم میپاشد و اگر با نهی از منکر جلوی آن گناهان گرفته شود، صفا و صمیمیت و همدلی و اخوّت اسلامی در جامعه حاکم میشود، و گاه همین گناهزدایی تمام افراد جامعه را بر محور خویش جمع میکند و یک مشارکت عمومی زیبائی به وجود میآید، به این آیه از قرآن و شأن نزول آن توجه کنید: «و [همچنین] آن سه نفر که [از شرکت در جنگ تبوک] سرپیچی کردند [و مسلمانان به این جهت با آنان قطع رابطه نمودند] تا آن حَد که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد، [حتّی] در وجود خویش، جایی برای خود نمییافتند [در آن هنگام] دانستند پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست، سپس خدا به آنها توفیق توبه داد...»
در شأن نزول آیه میخوانیم که سه نفر از مسلمانان به نام «کعب بنمالک» و «مراوه بنربیع» و «هلال بنامیّه» از شرکت در جنگ تبوک و حرکت همراه پیامبر سرباز زدند، هنگامی که پیامبر از صحنه تبوک به مدینه بازگشت آن سه نفر خدمت حضرت رسیدند و عذرخواهی کردند، امّا پیامبر حتی یک جمله با آنها سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که احدی با آنها سخن نگویند. آنها در یک محاصره عجیب جتماعی قرار گرفتند و این امر باعث بسیج عمومی و مشارکت هم در تنبیه متخلفین شده بود تا آن جا که حتی کودکان و زنان آنان نزد پیامبر آمدند و اجازه خواستند که از آنها جدا شوند، پیامبر اجازه جدایی نداد، ولی دستور داد که احدی با آنها سخن نگوید.
فضای مدینه با تمام وسعتش چنان بر آنها تنگ شد که مجبور شدند برای نجات از این خواری شهر را ترک و به قلّه کوههای اطراف مدینه پناه ببرند. بستگان آنها غذا برای آنها میبردند، اما حتی یک کلمه با آنها سخن نمیگفتند...
امام علی میفرماید: کسی که امر به معروف کند پشت مؤمنان را محکم کرده است و کسی که نهی از منکر کند بینی کافران [و فاسقان] را به خاک [مذلّت] مالیده است.» این هم نشان از نقش گناهزدایی امر به معروف دارد.
زنده شدن دین
امر به معروف و نهی از منکر باعث زنده شدن دین، محوریت یافتن دین در جامعه میشود. امام علی میفرماید: «اما دین یَجمَعُکُم؛ آیا دینی نیست تا محور اتحادتان قرار گیرد.» و در جای دیگر فرمود: «واقعیت جز این نیست که همگی شما براساس دین خدا برادرید.»
از یک آیینی مسلمان زنده است
پیکر ملّت ز قرآن زنده است
ما همه خاک و دل آگاه اوست
اعتصامش کن که اَحبلالله اوست
چون گهر در رشته او سفته شو
ورنه مانند غبار آشفته شو
اما این که با امر به معروف و نهی از منکر دین زنده میشود، روایاتی بر این مساله دلالت دارد از جمله علیع فرمود: پا گرفتن شریعت [اسلام] بستگی به امر به معروف و نهی از منکر دارد.» و امام باقر فرمود: «براستی امر به معروف و نهی از منکر فریضه بزرگی است که به واجبات دیگر قوام میبخشد.» و در جای دیگر آمده که «خداوند امر به معروف و نهی از منکر را از همه جلوتر واجب فرمود بخاطر این که میدانست در پرتو اجرای این دو فریضه، تمامی فرایض دیگر پا گرفته و اقامه خواهد شد، از آسانش گرفته تا مشکلش چرا که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است.» و بخاطر همین نقش اساسی علیع میفرماید: «همه اعمال نیک مانند جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر همانند کفی است در مقابل اقیانوس» در نتیجه باید گفت این دو فریضه مهم باعث زنده شدن دین و شریعت اسلام میشود و زمینه برپایی فرایض دیگر را فراهم میسازد، هر چه دستورات اسلام پیشتر در جامعه حضور پیدا کند و به هر وسعتی که دین در زندگی مردم راه یابد.