کابینه پیشنهادی ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی پنجشنبه هفته پیش سوگند خورد. در این میان انتخاب عمیر پرتز رییس سندیکای کارگری و رییس حزب کار به عنوان وزیر جنگ این رژیم با توجه به تحولات منطقهای و بینالمللی جای تامل دارد.
به رغم سیاستهای اتخاذ شده از سوی رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آن، این رژیم همچنان در بحران سیاسی قرار دارد.
نکته قابل تامل در ترکیب دولت جدید رژیم صهیونیستی نحوه و تقسیم پستها و وزارتخانهها و میان احزاب کادیما و کار میباشد، بر اساس اظهارات رهبران دو حزب، طرفین به واگذاری هفت پست از 18 وزارتخانه به حزب کار موافقت نمودهاند، تا از هماکنون کادیما دریابد که برای استمرار سیاستهای توسعهطلبانه با چالشهای بسیاری مواجه خواهد بود.
در این کابینه حضور «عمیر پرتز» رهبر حزب کار در راس وزارت جنگ امری قابل تامل است. بر اساس گزارشات منتشره، «پرتز» در حالی جایگزین شائول موفاز، وزیر جنگ پیشین میگردد که اولاً این وزارتخانه از مراکز کلیدی برای دولت نخستوزیر محسوب میشود که میتواند طراح و مجری بسیاری از سیاستهای آن باشد، ثانیاً پرتز، هیچگونه سابقه نظامی نداشته و صرفاً دوران خدمت را در ارتش گذرانیده است، ثالثاً برای سیاستهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی همچون گذشته موفاز میتوانست بهترین گزینه باشد. (به طور معمول نخستوزیران پیشین وزیر دفاع را از نزدیکان و اعضای حزب خود برمیگزینند تا مجری طرحهای آنها باشد.)
بر اساس آنچه ذکر شد، دلایل و اهداف اولمرت از واگذاری وزارت دفاع به پرتز را میتوان چنین ارزیابی کرد:
1- اولمرت در حالی پست وزارت دفاع را واگذار کرده که برخلاف تلاشهای صورت گرفته اختلاف میان احزاب و گروههای سیاسی بر سر نحوه اداره جامعه صهیونیستی وجود دارد. با توجه به پیامدها و عواقب این بحرانها، این اقدام اولمرت را باید گامی در جهت پایان دادن به مشکلات دانست، هر چند که این تصمیم نشان داد که اولمرت توانایی تشکیل دولتی یکدست و هماهنگ با خواستههای کادیما را ندارد.
2- برقراری امنیت و رسیدگی به امور رفاهی و اجتماعی از شعارها و طرحهای ارایه شده از سوی حزب «کار» به رهبری پرتز بود. حضور پرتز در پست وزارت جنگ میتواند محرکی باشد برای کل دولت جدید (در چارچوب اهداف کادیما) در راه مقابله با فلسطینیان و اجرای طرح تعیین مرزها به صورت یکجانبه برای اجرایی شدن سیاستهای اجتماعی حزب کار.
3- نکته قابل تامل در تحولات سرزمینهای اشغالی فلسطین، افزایش مخالفتهای مردمی با سیاستهای دولتمردان صهیونیست میباشد.
بر اساس نظرسنجیها، از یکسو افکار عمومی جامعه صهیونیستی دیگر پذیرای نظامیگری از سوی دیگر نظامیان نیست و پرسنل جوان ارتش نیز حاضر به خدمت نیستند. (میزان فرار از خدمت و خودکشی افزایش چشمگیری داشته است).
بر این اساس، حضور یک غیر نظامی در وزارت دفاع میتواند بیانگر این امر باشد که دولت جدید برخلاف پیشینیان خود تمایلی به استمرار نظامیگری ندارند.
به عبارت دیگر آنها چنان وانمود میکنند که دولت بیشتر به امور داخلی و رفاهی خواهد پرداخت.
4- اولمرت در حالی از تعیین مرزها به صورت یکجانبه سخن به میان میآورد که همواره بر عدم پایبندی دولتمردان فلسطین بر برقراری آتشبس و مذاکره تاکید میکند.
با توجه به این که محافل جهانی به سیاستهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی انتقاد میکنند و از سوی دیگر آنها را عامل عدم تحقق صلح میدانند، لذا میتوان گفت که حضور «پرتز» اقدامی است برای به نمایش گذاردن چهرهای صلحجو از رژیم صهیونیستی که مذاکره برقراری صلح را در پیش گرفته است.
آنها با چنین اقدامی و اعلام این امر که برای صلح گام برداشتهاند، تلاش میکنند تا فشارهای جهانی را بر دولتمردان فلسطینی جهت حضور در پای میز مذاکره افزایش دهند.
در نهایت میتوان گفت که انتخاب پرتز برای وزارت دفاع هر چند که به دلیل فشارهای حزب کار برای داشتن پستهای کلیدی بوده که تضعیفکننده دولت آینده میباشد، اما حضور یک غیر نظامی به قدرت در شرایط کنونی که جامعه به تشکلهای نظامی با دیده بدگمانی مینگرد و از سوی دیگر خواستار رسیدگی به امور خاصی است میتواند تا حدودی در عرصه داخلی دولت اولمرت را با استقبال عمومی همراه سازد.