* وضعیت همگرایی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری آینده را چگونه ارزیابی می کنید؟ و به نظر شما نقشه راه اصولگرایان برای انتخابات 88 چه می تواند باشد؟
** من پیش بینی می کنم با توجه به شرایط موجود، مجموعه نگرانی ها و ضرورت های اجتماعی و سیاسی اصولگرایان را به یک وحدت جدی خواهد رساند و هنگام انتخابات ریاست جمهوری در یک موضع مشترک توافق خواهند کرد.
* استراتژی گروه های دوم خردادی برای جذب ریزش های اصولگرایان تحت عنوان دولت وحدت ملی را چگونه ارزیابی می کنید؟
** به نظر من اصلاطرح دولت وحدت ملی یک جنگ روانی است. کسانی که پیروزی های دولت نهم را بر نمی تابند و هر چقدر عملکرد دولت نهم شفاف تر، آشکارتر و روشن تر می شود، عملکرد خودشان زیر سوال می رود این جنگ روانی را به وجود آورده اند. دولت وحدت ملی معمولادر جایی مطرح می شود که جامعه از گروه های ناهمگونی تشکیل شده باشد و برای ایجاد وحدت این طرح را پیشنهاد می کنند. اما در جامعه ای که مردم یکسره یکدوره به یک رئیس جمهور اصولگرا و نمایندگان مجلس اصولگرا رای داده اند و در انتخاباتی دیگر به اکثریت اصولگرایان در شوراهای شهررای داده اند، این حکومت و این دولت و کارگزاران هرگز احتیاجی به دولت وحدت ملی ندارد. به نظر من دولت وحدت ملی اگر قرار بود ایجاد شود باید در زمان دولت آقای خاتمی ایجاد می شد که جامعه پیوسته در حال واگرایی بود و گروه های مختلف در حال متلاشی کردن جامعه به هم پیوسته ایران بودند و اختلاف افکن هایی که وظیفه و رسالت خودشان را فقط ایجاد اختلاف در جامعه می دیدند، آن زمان بیشتر احتیاج به این مسائل داشتند، نه الان که الحمدلله دولت و مجلس از یک وحدتی برخوردارند و مردم هم حمایت می کنند. در انتخابات ریاست جمهوری دهم هم مردم نشان خواهند داد که این حرف ها، همه حرف های بی ربطی است.
* شما در انتخابات آینده فکر می کنید باز هم مردم به آقای احمدی نژاد رای دهند؟
** قطعا باز هم مردم به آقای احمدی نژاد رای خواهند داد و شک نکنید که دوره بعد هم آقای احمدی نژاد رئیس جمهور خواهد بود.
* به نظر شما خط قرمز اصولگرایان در همگرایی برای انتخابات آینده چه کسانی هستند؟
** به نظر من این سوال اصلاشاید صحیح نباشد. ما خط قرمز در همگرایی نداریم و به عبارتی اصلانزدیک مرز نمی شویم. به نظر من در همان قطعه های اولیه اصولگرایان به این توافق خواهند رسید که وظیفه و تکلیف، حمایت از آقای احمدی نژاد است، بنابراین آن قدر از نقطه مرکزی که همان نقطه اشتراک است دور نخواهند شد که به خط قرمز نزدیک شوند.
* فرهنگ نقد درون گفتمانی بین اصولگرایان چه دستاوردهایی را برای مجموعه نیروهای معتقد به انقلاب داشته است؟
** اصلاما حیاتمان، پیشرفت مان، تکامل مان بر مبنای نقد است، آن هم نقد خودی ها، اگر نقد وجود نداشته باشد، به یک گروه ایستاو، فرقه غیر متحرک تبدیل می شویم که ضرر نهایی آن و دود ناشی از آن به چشم همه ما خواهد رفت. بنابراین ما باید از نقد استقبال کنیم، نقد را جزء اصول کاری خودمان قرار دهیم و همان گونه که قرآن می فرماید: «و لتکن منکم امه یدعوان الی الخیر تامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» اصولاجامعه اسلامی یک جامعه نقد پذیر و نقدگو، و نقد کننده است. ما باید این فرهنگ اصیل اسلامی را به عنوان یک فرهنگ نهادینه در امور سیاسی، اقتصادی و کشورداری خودمان قرار دهیم و تلاش کنیم که این فرهنگ نهادینه شود که برای رشد همه ما بسیار مناسب و بلکه ضروری است. و تاکنون هم نشان داده که نقدهای منصفانه و حتی من معتقدم که مخالفین هم اگر نقد کنند، ما آن را به عنوان یک حکمت محسوب کنیم، البته در اسلام بر نقد برای اصلاح بسیار تاکید شده است، اما حتی من معتقدم که نقد دشمن هم باید مورد تفکر و تعقل از جانب ما قرار گیرد. اگر نقدی صحیح است ولو از روی غرض از آن هم باید درس بگیریم و آن را بپذیریم و از آن استفاده کنیم.
* به نظر شما مجلس و دولت اصولگرا چگونه می توانند به تحقق گفتمان عدالت و پیشرفت در کشور کمک کنند؟
** اصولالازمه پیشرفت کشور و اجرایی شدن عدالت، هماهنگی بین مجلس و دولت است. به نظر می رسد با توجه به اینکه دولت و مجلس هر دو اصولگرا هستند، هر دو عدالت محور هستند و به عدالت اعتقاد دارند، می توانند با رایزنی های مستقیم و غیر مستقیم مواضع خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند. به عنوان نمونه عرض کنم که لایحه هدفمند کردن یارانه ها که یک گامی است در جهت اجرای عدالت، چون رایزنی بین مجلس و دولت قبل از تقدیم لایحه به مجلس خوب صورت گرفت. با اینکه دو گروه بودند که مصمم بودند که به این لایحه رای ندهند؛ عده ای که بر مبنای افکار و اندیشه های سیاسی خودشان تصمیم گرفتند که لایحه دولت رای نیاورد و گروه دیگری هم بودند که واقعا دغدغه خاطر داشتند که چه اتفاقی بعد از آن خواهد افتاد. اما به دلیل اینکه تقریبا هر هفته گروه اقتصادی دولت آمد و در کمیسیون ویژه و در بعضی از کمیسیون های دیگر و در بعضی از جلسات مشترک نمایندگان را توجیه کرد استدلال کرد، استدلال نمایندگان را شنید، این لایحه با همه حساسیت ها و با تصمیماتی که گرفته شد رای ندهند، رای آورد. در ضمن بعضی از روزنامه ها تلاش کردند که این رای را ضعیف قلمداد کنند که بایستی عرض کنم کار درستی نبود، چرا که 127 نفر نماینده رای مثبت دادند و تنها 58 نماینده رای منفی دادند و 2 نفر هم رای ممتنع دادند، یعنی بیش از دو برابر مخالفین، رای مثبت آورد. در چنین لوایح حساسی، این قدر رای مثبت بسیار قابل احترام و قابل تفکر است. اگر رایزنی ها صورت بگیرد و تعامل با یکدیگر وجود داشته باشد قطعا دولت و مجلس می توانند جامعه را به سوی یک جامعه عدالت محور رهنمون سازند.
* عدهای از نمایندگان معتقدند که پرداخت نقدی یارانه ها به اقشار مختلف جامعه خسارات جبران ناپذیری بر اقتصاد کشور وارد می کند، نظر شما چیست؟!
** شکی نیست که اقتصاد ما یک اقتصاد بیمار است، بیماری که بر روی یک تخت آرمیده و سرمی به نام یارانه به بدن او وصل است و حیات او حیات مصنوعی است. بالاخره ما باید یک روزی مرکز فساد این بیمار را کشف کنیم و آن را جراحی کنیم. قطعا هر جراحی تبعاتی خواهد داشت، اما چاره ای نداریم ما برای پیشروی به سوی اقتصادی شکوفا بایستی هزینه بپردازیم. زمان آن رسیده است که پس از سال ها این بیمار روی پای خود بایستد، قطعا پیامدهایی هم خواهد داشت، به همین خاطر بسیاری از الگوهای اقتصادی مثل SP و Io پیش بینی می کنند که وقتی یارانه ها تعدیل شود یک جهش تورمی خواهد داشت، قیمت ها مانند فنر سیر صعودی پیدا می کنند، اما اندک اندک سیر نزولی آغاز شده و قیمت ها پایین می آید وخودش خودش را تعدیل خواهد کرد و قطعا مشکلاتی هم برای بعضی از اقشار ایجاد می کند، اما چاره ای نیست. یعنی همان گونه که ما در هنگام بیماری به پزشک مراجعه می کنیم، باید داروی تلخ بخوریم، بعضی از غذاهای لذیذ را هم نخوریم، اقتصاد هم همین است مردم باید با کمک و همکاری با دولت این بار کج را به سر منزل مقصود برسانند. دولت هم باید با ظرافت ها و دقت های لازم بیمار را از تب بعد از عمل جراحی به سلامت عبور دهد. وقتی حامل های انرژی آن قدر ارزان باشند دیگر کسی به فکر این موضوع نیست که جلوی مصرف زیاد و بی رویه را بگیرد. به عنوان مثال اگر شما وسیله ای را بخواهید بخرید که انرژی بیشتری مصرف می کند ولی قیمت آن کمتر است، همان وسیله مورد نیازتان اگر انرژی کمتری مصرف کند ولی قیمت آن بیشتر باشد، شما طبیعتا آن وسیله ای را که قیمت کمتری دارد انتخاب می کنید. اگر انرژی قیمت متعادلی داشته باشد قطعا کارخانه ها روی نوع تولیدشان، برای استفاده از انرژی به دنبال اصلاح ساختارهای مصرف انرژی خواهند رفت. باید همه اعم از جامعه، دولت، مجلس و همه و همه دست به دست هم دهند و اقتصاد را برای همیشه نجات دهند. طرح یک فوریتی است و برای همین هم است که کمیسیون های اختصاصی آن را مورد بحث قرار دهند. نظرات مختلف است. یکی از نظرات این است که آیا ما پرداخت نقدی یارانه ها را فقط به هفتاد درصد از اقشار دهک پایین اختصاص دهیم یا اینکه نه به طور مساوی؟! نظر خود بنده این است که الگویی که از اسلام می گیریم این است که بین غنی و فقیر در رابطه با آنچه که از بیت المال تقسیم می شود فرقی وجود ندارد و همه باید به صورت مساوی بهره مند شوند. شاید نظرات دیگری هم در این زمینه باشد که قابل بحث است. در مورد اینکه آیا این یارانه باید نقدی باشد یا به صورت کارت های اعتباری؟ این هم قابل بحث است و کار گروه هایی در حال بحث و تبادل نظر هستند. کارت های اعتباری از توزیع بیش از حد نقدینگی در جامعه جلوگیری می کند.
* نظر شما در ارتباط با استیضاح وزرا در شرایط فعلی چیست؟
** استیضاح حق قانونی نمایندگان مجلس است، نمی توان گفت که این کار غلط است. اما مطلب مهم این است که آیا در این موقعیت مصلحت است که استیضاح انجام شود یا خیر؟ به نظر من استیضاح در این موقعیتی که عمر کمی از دولت نهم باقی مانده است اصلامصلحت نیست .
* از شما تقدیر و تشکر می کنم که در این گفتگو شرکت کردید.
** شما هم موفق باشید. هم به ابوی سلام برسانید و هم به آقای نبوی!