تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۷۲۵۵۷

جری استایلر
مترجم: جمشید سلمانیان
می خواهم مطلبی را یادآوری کنم که شاید به دردتان بخورد و آن اینکه الان دیگر سال 1794 میلادی نیست: دریابان ویلیام گورتنی از افسران ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا به دریانوردان تجاری گفته است که او و نیروهای گروه رزمی مشترک تحت فرمانش نمی توانند برای مقابله با عملیات تهاجمی دزدان دریایی سومالی در آبهای شاخ آفریقا کار زیادی انجام دهند. چرا که به گفته وی این نیروی دریایی مشترک چند ملیتی برای نگهبانی 24 ساعته از تعداد بسیار زیاد شناورهای تجاری در این منطقه منابع کافی در اختیار ندارد. گورتنی اعلام کرده است که تامین امنیت این کشتی ها با خود صاحبان شناورها است. او همچنین به آنها توصیه کرده است که از شرکتهای تامین مزدور، نگهبانان امنیتی برای استقرار در کشتی هایشان استخدام کنند.
با توجه به اینکه گورتنی به رغم درجه ای که دارد، آدم درستکاری است، آدم دلش نمی آید به خاطر این حرفها به وی سخت بگیرد. هرچند او آدم صادقی است و راستش را گفته، اما باید از تیتری که سایت اینترنتی Military.com برای حرفهایش درج کرده شرمنده باشد. این سایت نوشته است: “نیروی دریایی از صنعت (دریانوردی) می خواهد با دزدی دریایی گلاویز شود.”
اما به خوانندگان توصیه می شود این جمله را دوباره و با دقت بیشتری نگاه کنند.
آیا به نظر شما در این جمله چیزی پس و پیش نشده است؟
نه، همه ما جمله را درست خواندیم. صنعت دریانوردی با بی شرمی دارد در قالب کارهای به ظاهر درست، از زیر انجام وظایف خود شانه خالی می کند. به همین خاطر است که نیروی دریایی به این صنعت یکی دو سقلمه مفید می زند تا از حماقت دست برداشته و کارش را درست انجام دهد. و بگوید: آهای صنعت دریانوردی، بیدار شو! با دزدی دریایی دست به گریبان شو!
اگر بخواهیم با این دریابان منصف باشیم باید بگوییم حفاظت از عبور و مرور کشتی ها در منطقه یک میلیون مایل دریایی آبهای ساحلی سومالی کار شاق و هول انگیزی است. از سوی دیگر، این کار یکی از معدود توجیه های آمریکا برای داشتن چنین نیروی دریایی عریض و طویل سلطه جویانه ای در سراسر جهان است.
اگر نیروی دریایی آمریکا نمی تواند خطوط کشتی رانی را باز نگه دارد، باید پرسید: پس فرماندهان آن چطور رویشان می شود درخواست بودجه ای 149 میلیارد دلاری بدهند؟
حالادریاسالاران نیروی دریایی آمریکا برای انجام این وظیفه یا پول بیشتری لازم دارند و یا اینکه ناتوانی شان برای حصول نتیجه مطلوب بدان معنا است که باید به آنها خیلی کمتر از اینها اعتماد کرد.
اگر این وظیفه نیروی دریایی ما است که در دفاع از حق گرجستان برای حمله برق آسا به اوستیای جنوبی شاخ و شانه بکشد، پس نیروی دریایی ما همچنین وظیفه دارد که امنیت تجارت دریایی در یک شاهراه بازرگانی عمده را نیز تامین کند. (شاید واقعا هیچکدام از اینها به نیروی دریایی ما مربوط نباشد اما این نیروی دریایی دستکم با هدف انجام وظیفه دومی که ذکر شد بنیانگذاری شد.) با هول و ولایی ماموران تامین امنیت دریاها به راه انداخته اند آدم فکر می کند که نکند طرف دعوای اینها گودزیلاو یا کاپیتان نیمو است و نه یک مشکل دیرینه و مزمن که همیشه گریبانگیر دریانوردی بوده است.
اما مگر می خواستید اینها با مبلغ ناچیز 149 میلیارد دلار چه کنند؟ عرشه کشتی ها را طلابگیرند؟ یا اینکه لنگرهای کشتی ها را با یاقوت تزئین کنند؟
واقعیت این است که نیروی دریایی آمریکا، در قد و قواره و شکل کنونی خود - علنا مثل ارتش آمریکا خرجهای اضافه است اما همواره می گویند وجودش لازم است و قدرتش چنین و چنان. تا اینکه واقعا قرار بشود این لگن کار مفیدی انجام دهد که معلوم می کند این طور نیست.
فقط در نظر بیاورید که نیروی دریایی آمریکا به یمن مالیاتی که مردم تحت حکومت امپراتوری آمریکا می پردازند در زرادخانه خود چه ها که ندارد.
نیروی دریایی آمریکا سه ناو هواپیمابر متعارف دارد، 10 فروند ابرناو هواپیمابر هسته ای دارد، 10 ناو هلیکوپتربر دارد، 22 ناو مسلح به موشکهای هدایت شونده دارد، 53 ناوشکن مسلح به موشکهای هدایت شونده دارد، 30 فروند رزمناو مسلح به موشکهای هدایت شونده دارد، 3000 فروند هواپیمای دارای بالهای ثابت و چرخان دارد. در نظر داشته باشید که اینها که گفتیم شامل مین روب ها، عدوات گشتی، ناوهای فرماندهی، فضا پیماها و تاسیسات ساحلی و بیش از 300 هزار پرسنل نیروی دریایی آمریکا نمی شود.
فرض بر این است که مالیات دهنده آمریکایی هزینه تمام اقلام را تامین می کند تا بنا به ادعای سران آمریکا، نیروی دریایی بتواند امنیت مردم آزاد را در سراسر جهان تامین کند.
اما با این همه جنگ افزار پاسخ نیروی دریایی به درخواست کمک جامعه دریانوردی بین المللی این است که مسئولیت را به گردن کس دیگری بیندازد و او بگوید فقط خودت می توانی جلو دزدی دریایی را بگیری.
من طرفدار آزادی اراده نیستم اما صحنه هایی مانند این درک احساسات طرفداران این مکتب را آسان می سازد. که ؛ پس آخر وجود این همه دریاسالار با آن همه جنگ افزار که ذکر شد و برتری به ظاهر خیرخواهانه جهانی برای چیست؟ برای دخالت در جنگ داخلی دیگران؟ پایان دادن به پلیدی ها؟ حالادیگر شعار حفظ آزادی دریاها در محافل نیروی دریایی ما از مد افتاده است. دوباره به قرن هجدهم بازگشته ایم که دزدی دریایی رایج بود. این طور هم که معلوم است اگر کسی می خواهد در دریا امنیت داشته باشد، باید برود و مزدور استخدام کند.
ستوان یکم، پرسلی اوبانون، از قهرمانان جنگ با بربرها اگر زنده بود احتمالابا این حرف دریابان گورتنی موافق می بود که “راه حل دزدی دریایی در ساحل است.” اما این حرف او که “باید مانع ایجاد شرایط تولید و ازدیاد دزدی دریایی شد” قدری گیج کننده است.
امید خود من این است که تصور دریابان مذکور به اشتباه این باشد که دزدان دریایی از تخم هایی در مردابهای ساحلی سومالی سر در می آورند. اما با این حال ترسم از این است که نکند او دارد دوباره به نوعی به روحیه عظیم پست مدرنیستی کشورسازی اشاره می کند. بر اساس این روحیه، رهیافت واقع گرایانه جنگ با دشمنانی نیست که به جنگ آدم می آیند بلکه تغییر و بازسازی جهان به گونه است که دیگر کسی نخواهد با آدم بجنگد.
ناظران بدگمان شاید استدلال کنند که این طرز تفکر خودش خودش را تکمیل می کند. همزمان با استقرار نیروهای بیشتر برای انجام پروژه های دقیق کشورسازی، و دیگر ماجراجویی های مسیحایی! دیگر نیروی چندانی نمی ماند که کارهایی را که آدم از یک امپراتوری انتظار دارد، انجام بدهند، مثل بازنگه داشتن راهها. ولی اگر سربازان و تفنگداران ارتش آمریکا این همه مشغول کنترل مردم عراق و افغانستان نبودند که به خاطر آزادی لاینقطع پایکوبی و دست افشانی می کنند! آن گاه شاید مایل بودند و داوطلبانه می رفتند و در عرشه کشتی های تجاری نگهبانی می دادند.
اکنون یک گزینه احتمالی همانی است که دیمیتری روگوزین فرستاده روسیه در ناتو می گوید. روگوزین خواستار آن است که “اتحادیه اروپا، ناتو و دیگران بر ضد پایگاههای دزدان دریایی یک عملیات زمینی ساحلی انجام بدهند.”
اما انجام ماموریتهای ساده و پوست کنده تنبیهی دیگر از نقاط قوت آمریکا نیست. اگر افغانستان و عراق مثالهای توان آمریکا در این زمینه باشند پس باید معلوم شود که تلاش بی ثمر برای سر و سامان دادن به کشورهای دیگر برای آمریکا جای دلایل ادعایی برای نابودی کشورهای دیگر را گرفته است. اگر متولیان سیاست خارجی آمریکا داغ کنند، قبل آنکه بفهمیم چه شده، ناگهان یک “جنگ جهانی بر علیه دزدی دریایی” خواهیم داشت. آن گاه ممکن است شکست غیر قابل اجتناب آمریکا در تلاش برای دستگیری سرکرده های دزدان دریایی به نوعی تبدیل به بهانه ای برای واشنگتن برای تعرض به کشوری دیگر شود.
اگر آمریکا اصرار دارد که همچنان ضامن صلح، آزادی و امنیت جهانی است، آن گاه یک تکنیک عمل گرایانه دیگر نیز وجود خواهد داشت. (شاید شما هم مثل من این اصرار آمریکا را قبول نداشته باشید ولی می توان قبول کرد که این کار لااقل یک بار هم که شده باید کاملاانجام شود.)
کنار گذاشتن تنها یکی از ناوهای هواپیما بر آمریکا باعث صرفه جویی 6 میلیارد دلار از بودجه دفاعی این کشور خواهد شد. یاد آوری وقایع سال 1794 هم باعث خواهد شد که ما از این مبلغ هنگفت استفاده ای خلاقانه و مفید کنیم.
بعد در اتاقهای فکر، استفاده از اصطلاح “باج پیش گیرانه” به جای جنگ پیش گیرانه رواج پیدا خواهد کرد چرا که این مبلغ برای خرید وفاداری ماهرترین دزدان دریایی شاخ آفریقا از کافی هم کافی تر خواهد بود. آن وقت دریابان گورتنی می تواند با این پول آنها را استخدام کند تا کار تامین امنیت کشتی رانی را برایش انجام بدهند.
وقتی دوباره به قضیه می اندیشیم، می بینیم که البته باید از استفاده از اصطلاحاتی مثل “باج” یا “خراج” بپرهیزیم و از حسن تعبیرهای دیپلماتیکی تری مثل “بیمه” استفاده کنیم.
طبیعتا، لابی قدرتمند طرفدار به ادامه ماموریتهای ناوهای هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا به خاطر از دست دادن یکی از این ناوها ناراحت خواهند شد، درست مثل پهلوان پنبه های چاق و چله “طرفدار ارتش” در کاخ سفید و سنا.
اما کار آمد و نیامد دارد. ممکن است این راه جواب بدهد، ممکن هم هست که جواب ندهد. اما حالاکه یک ناوگان دارای ابر ناوهواپیمابر نتواند رفع معضل دزدی دریایی را صورت بدهد که یکی از سه هدف اعلام شده ماموریتهای نیروی دریایی آمریکا است، پس هیچ کس حق ندارد داد و قال راه بیندازد که مثلااگر در کریسمس 2015 ناو هواپیما بر جرالد فودر بازنشسته شود، دنیا به آخر خواهد رسید.
تنها ایراد این رهیافت، این است که دیر یا زود، دزدان دریایی سومالی درخواهند یافت که باج هایی که می گیرند به واحد پولی است (دلار آمریکا) که پشتوانه اش دمل بزرگی از بدهی ها است و اینکه دلار آمریکا دیگر در میان پولهای دیگر حرف اول را نمی زند. آن وقت ممکن است آنها بخواهند که باج به صورت ثروت واقعی به آنها پرداخته شود که این روزها ایالات متحده به شدت کم دارد. باید به خاطر بسپاریم که درست است که این دزدان دریایی تبهکار هستند، اما این بدان معنا نیست که احمق هستند.