میرحامد حسین میری
سال 2008 میلادی را در شرایطی پشتسر میگذاریم که تحولات عمیق سیاسی، نظامی و امنیتی پاکستان توجه افکار عمومی جهان را به خود جلب کرده است. شروع سال میلادی 2008 در واقع با چالشهای ناخواسته برای ژنرال پرویز مشرف رئیس جمهوری و فرمانده کل ارتش وقت پاکستان همراه بود. ژنرال مشرف که با یک کودتای نظامی در سال 1999 میلادی قدرت را تصاحب کرد یک تنه برای 8 سال متمادی دو سمت بسیار حساس یعنی ریاست جمهوری و فرماندهی کلقوا را توامان در دست داشت. گرچه فعالان سیاسی و شخصیتهای سرشناس این کشور هرگز از حاکمیت بلامنازع و سختافزاری نظامیان به رهبری ژنرال پرویز مشرف راضی نبودند و هر روز مترصد فرصت بودند تا به نحوی از انحاء مخالفت خود را علیه ساختار قدرت نظامیان اعلام نمایند. با توجه به اینکه کشور پاکستان از احزاب متعدد با گرایشهای گوناگون برخوردار است، ولی هیچ یک از آنان نتوانستند در مقابل ژنرال مشرف در مقطع موردبحث بطور جدی قد علم کنند. لازم به یادآوریست که رهبران دو حزب عمده و موثر پاکستان یعنی میان محمد نوازشریف و خانم بینظیر بوتو به حال تبعید در عربستان و انگلیس به سر میبردند. دوری رهبران احزاب یاد شده که هر کدام دو دوره نخستوزیری پاکستان را تجربه کرده بودند، مزید بر علت گردیده بود تا نظامیان همانند گذشته، بدون رقیب بر اریکه قدرت پاکستان تکیه زده و جولان بدهند!
سرانجام در اواخر عمر حکومت سختافزاری ژنرال مشرف رئیس جمهوری و فرمانده کل ارتش پاکستان مسائلی در داخل و خارج این کشور رقم خورد که برآیند آن را میتوان <احیای دوباره دموکراسی> در شروع سال 2008 در پاکستان لقب داد. ژنرال مشرف از یک طرف در داخل با بحرانهای دردسرسازی چون درگیریهای قومی - قبیلهای ایالات بلوچستان و سرحد شمال دست و پنجه نرم میکرد و تلاش جدی داشت تا بر آن فائق آید و از سوی دیگر و از همه مهمتر درگیریهای طالبان محلی با ارتش پاکستان در مناطق قبایلی وزیرستان و در طول 2240 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان، نه تنها مقامات ارشد دولت پاکستان را نگران کرده بود بلکه مقامات کاخ سفید را نیز دچار کابوس و وحشت هستهای ساخت. بخصوص که درگیریهای مذکور تا قلب پایتخت پاکستان در اسلامآباد در حادثه مسجد لعل و طلاب علوم دینی این کشور نیز پیش روی کرده بود. نگرانی عمده دولت بوش از وضعیت نهچندان مطلوب پاکستان بیشتر از این زاویه ناشی میشد که چنانچه افراطیون مذهبی در پاکستان به مراکز حساس هستهای این کشور دست یابند در واقع جهنم هستهای در دنیا رقم خواهد خورد و ابنای بشر را به مصائب غیرقابل جبران و پیشبینی شده گرفتار خواهد کرد. جالب اینکه در سند استراتژی ملی آمریکا که پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 تدوین شد، به صراحت به این موضوع پرداخته بود و دولت بوش را ملزم کرد تا تمام توان خود را برای جلوگیری از نفوذ افراطیون به مراکز هستهای پاکستان بکار گیرد. تمهیدات بوش منجر به گرفتن تضمینهای قوی از ژنرال مشرف و مقامات ارشد سیاسی - نظامی وی در این خصوص خلاصه شد ولی هرگز این تضمینات دل مشغول مقامات کاخ سفید را از ناحیه پاکستان مرتفع نکرد. فرجام نگرانیهای هستهای پاکستان، راهکاری را برای مقامات ارشد دولت بوش بوجود آورد که آنان ناگزیر به تقسیم قدرت در پاکستان رضایت دادند. دولت بوش ژنرال مشرف را وادار کرد تا مقدمات گفتگو با خانم بینظیر بوتو را در یکی از کاخهای امیر امارات در ابوظبی فراهم نماید. گرچه مذاکرات پنهانی مشرف با خانم بوتو، واکنشهای احزاب پاکستان از جمله ائتلاف ششگانه مجلس متحده عمل به ریاست قاضی حسین احمد رهبر مقتدر حزب جماعت اسلامی پاکستان را در داخل برانگیخت و در خارج نیز <میانمحمد نوازشریف> رهبر حزب مسلم لیک (شاخهنواز) را از تبعیدگاهش در عربستان واداشت تا مخالفت شدید خود را با فرایند مذاکرات بوتو - مشرف اعلام نماید. نواز شریف که یکی از رقبای سرسخت بوتو در ادوار مختلف حیات سیاسی پاکستان به حساب میآید، اقدام بوتو برای مذاکره با ژنرال مشرف را تبانی پنهانی آمریکا و <مرگ دموکراسی> در پاکستان قلمداد کرد. پس از بازگشت بوتو به پاکستان این کشور آبستن تحولات عمیق و حوادث ژرف گردید. گرچه خانم بوتو در یک حمله انتحاری در شهر راولپندی به تاریخ 27 دسامبر 2007 جان باخت اما مرگ وی نیز تحولات عمده و سرنوشتسازی را برای پاکستان در سال 2008 میلادی به ارمغان آورد.
اولین انتخابات آزاد پارلمانی در آغاز سال 2008 میلادی در واقع تحقق دموکراسی پس از 8 سال حاکمیت نظامیان را برای مردم پاکستان، نوید داد. حزب مردم در پرتو جو شدید عاطفی ناشی از کشته شدن بینظیر بوتو رهبر این حزب، برنده انتخابات یاد شده اعلام گردید. این حزب بدلیل اینکه حائز اکثریت نسبی بود ناگزیر از ائتلاف با حزب مسلم لیک شاخهنواز برای تشکیل دولت شد. پس از یک ماه، مجلس ملی پاکستان سیدیوسفرضا گیلانی را به سمت نخستوزیری انتخاب کرد و کابینه 24 نفری وی در حضور رئیس جمهوری وقت، پرویز مشرف سوگند یاد کرد. موضوع قابل ذکر دیگر اینکه خانم فهمیده میرزا که یکی از نزدیکترین همفکران و مشاوران بینظیر بوتو در حزب مردم بود به عنوان رئیس مجلس ملی پاکستان انتخاب شد. حزب مردم پاکستان با حمایت بیسابقه مردم قدرت پارلمان و کابینه را همزمان از آن خود کرد. چون دولت جدید با پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان در بسیاری از مسائل از جمله بازگشت قضات دیوان عالی به مناصب خود اختلاف شدید داشتند، همین مساله موجب شد تا آصفعلی زرداری معاون رهبر حزب مردم طرح استیضاح و استعفای مشرف را مطرح کند. پرویز مشرف به تاریخ 18 اوت 2008 میلادی ناچار به استعفا شد. کمتر از سه هفته زرداری به تاریخ 6 سپتامبر 2008 با رای مجالس ایالتی، ملی و سنای پاکستان به ریاست جمهوری رسید. ضمنا سال 2008 برای دولتمردان پاکستان از لحاظ مسائل امنیتی سال پردردسری بود. طالبان محلی پاکستان به ارتش این کشور در نقاط مختلف بویژه در وزیرستان بارها حملهور شد و تلفات شدیدی را به ارتش تحمیل کرد، بحدی که دولت پاکستان خواهان آتشبس شد ولی از سوی طالبان محلی به رهبری <مولوی عمر> و <بیتالله محسود> رد شد. همچنین حملات طالبان محلی پاکستان به کاروانهای تدارکاتی نیروهای آمریکا در دره خیبره در مرز مشترک افغانستان با پاکستان ادامه یافت و تلفات و خسارت زیادی را به تجهیزات و نیروهای آمریکایی وارد کرد. آمریکا نیز بارها مناطق سرحد شمال پاکستان را مورد حملات موشکی و هوایی قرار داد که بسیاری از ساکنین مناطق مرزی پاکستان و غیرنظامیان این کشور جان خود را از دست دادند. یکی از وقایع بسیار مهم پاکستان انفجار هتل ماریوت در 20 سپتامبر 2008 بود. رئیس جمهوری پاکستان و اعضای پارلمان و کابینه قرار بود برای مراسمی در آنجا حضور یابند و در آخرین فرصت از شرکت در مراسم مذکور منصرف میشوند. که به این ترتیب بصورت معجزهآسا از یک توطئه طراحی شده جان سالم به در بردند. حادثه دیگری که باعث تنش شدید بین هند و پاکستان شده است و این دو کشور را تا مرز جنگ به لشکرکشی و آرایش نظامی واداشته است، حمله تروریستی شهر بمبئی به تاریخ 28 و 29 نوامبر 2008 است. هند طی این حادثه صرفنظر از خسارات مالی بالا و کشته شدن 170 نفر، ضربه سنگین امنیتی را نیز متحمل شد. از سوی دیگر سال 2008 برای کشور هند در واقع شروع مذاکرات هستهای با آمریکا تلقی میشود. مان موهان سینگ نخستوزیر هند طی سفری در اوایل سال 2008 به آمریکا، مذاکراتی را برای انعقاد پیمان مشترک هستهای با بوش آغاز نمود. ادامه این مذاکرات با سفر بوش به هندوستان کامل شد. مذاکرات دو طرف واکنشهای داخلی و خارجی را در پی داشت اما عمدهترین مخالفان این فرایند را احزاب مخالف دولت هند، به ویژه احزاب چپ و کمونیست تشکیل میدادند. در جریان سفر بوش به هندوستان احزاب یاد شده با تظاهرات و راهپیمایی، نارضایتی خود را از روند مذاکرات هستهای هند با دولت آمریکا به نمایش گذاشتند. واکنشهای خارجی بیشتر در نگرانیهای مقامات روسیه و چین و بهخصوص پاکستان مشاهده شد. با وجود آن اواخر ماه فوریه 2008 رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا که به دهلی نو سفر کرده بود، مذاکرات آمریکا و هند را در این خصوص به نتیجه رساند. به این ترتیب دولت ائتلافیمان موهان سینگ توانست تا حدودی ادامه حیات سیاسی خود را با این اقدام تضمین کند.