تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۷۳۱۲۵

آرش میری‌خانی‌
کشور عراق در حال طی کردن دوره‌ای از تحولات سیاسی - امنیتی است که با حمله نیروهای آمریکا و فروپاشی رژیم بعث در سال 2003 شروع شده است. اکنون که قریب به 6 سال از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا می‌گذرد، هنوز نمی‌توان از نهادینه شدن و تثبیت اوضاع در این کشور بحران‌زده سخن گفت. در حقیقت عراق کشوری است که درحال گذار از شرایط بغرنج پس از اشغال به سر می‌برد. یکی از اصلی‌ترین و جدی‌ترین چالش‌های پیش روی آمریکا و بازوی نظامی آن (پنتاگون)، عدم توانایی کنترل اوضاع و برقراری امنیت در کشور جنگ‌زده عراق بود. در دسامبر 2007، براساس قطعنامه 1790، شورای امنیت به درخواست دولت عراق، ماموریت نیروهای چندملیتی به رهبری آمریکا را برای آخرین بار تمدید کرد. این تمدید حضور درحالی صورت گرفت که فرآیند افزایش نیرو در عراق به ظاهر نتایج مثبتی را برای دولت بغداد و واشنگتن در پی داشت.‌
بنابر اعلام سازمان‌های رسمی؛ تصمیم آمریکا مبنی بر افزایش نیروهای آمریکایی از 130 هزار به 160 هزار نظامی، توانست تا حدودی از تکرار سناریوی غم‌انگیز حملات سال گذشته عراق جلوگیری کند. این افزایش توان رزمی درحالی صورت گرفت که گمانه‌زنی‌های زیادی در محافل سیاسی عراق بر سر چگونگی و سرنوشت نیروهای نظامی آمریکا در این کشور وجود داشت.
در همین رابطه جناح‌هایی در داخل بدنه دولت و خارج از آن سعی کردند تا با اعمال فشار بر نوری مالکی پروژه خروج نیروهای آمریکایی از عراق را کلید بزنند. این درحالیست که بعضی از مقامات و احزاب عراقی هنوز نظامیان آمریکایی در عراق را، حداقل در میان‌مدت، برای حفظ و بقای امنیت ضروری می‌دانند و با بحث خروج فوری این نیروها با ملاحظه رفتار می‌کنند.
در این میان، ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در عراق، گزارش دوم خود را در رابطه با اوضاع سیاسی - امنیتی عراق در آوریل 2008 به کنگره آمریکا تقدیم کرد. در این گزارش، پترائوس خواستار توقف روند عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق به منظور حفاظت از آنچه او دستاوردهای امنیتی می‌خواند، شد. البته این درخواست پترائوس با موافقت بوش و کنگره آمریکا روبرو شد.‌
موافقتنامه امنیتی‌
به هرحال، سال 2008 میلادی، آخرین سال حضور جرج‌بوش در مسند ریاست جمهوری آمریکا بود. همانطور که وی و مشاورانش از جمله کاندولیزا رایس اظهار کرده بودند، آمریکا برای بقا در عراق سعی کرد تا با فشار بر دولت و احزاب عراقی، موافقتنامه امنیتی را با بغداد به امضاء برساند. در مرحله اول، امضای موافقتنامه امنیتی تا پایان سال 2008 و با توجه به اوضاع سیاسی عراق دور از انتظار بود، اما کاخ سفید با تشدید فشارها بر دولت بغداد این موافقتنامه را به خورد حکومت عراق داد. شایان ذکر است که موافقتنامه امنیتی بغداد - واشنگتن با ایجاد تغییراتی به تصویب شورای ریاست جمهوری و سپس پارلمان عراق رسید و برای اجرا به دولت تقدیم شد. یکی از اصلی‌ترین موضوعاتی که عراقی‌ها با آن مخالف بودند، مصونیت سربازان آمریکایی مستقر در خاک عراق بود که این موضوع هم با فشارهای آشکار واشنگتن به خط قرمز کاخ سفید تبدیل شد و سربازان آمریکایی برای همیشه در عراق از محاکمه توسط دستگاه قضایی این کشور در امان ماندند. در مجموع می‌توان تصویب موافقتنامه امنیتی بغداد - واشنگتن را یکی از مهمترین رخدادهای سال 2008 میلادی در عراق ارزیابی کرد. موافقتنامه‌ای که با بروز جنجال‌ها و کشمکش‌هایی میان احزاب اصلی و در قدرت مانند حزب‌الدعوه و توافق‌العراقیه با فراکسیون‌های طرفدار جناح صدر به تصویب اکثریت پارلمان رسید. به هرحال دوران ریاست جمهوری جرج‌بوش به پایان رسید و مسئولیت مدیریت جنگ عراق بر دوش باراک اوباما، رئیس جمهوری منتخب آمریکا افتاد؛ البته موضع کنونی اوباما با مواضع قبلی وی تا قبل از پیروزی در انتخابات دچار تناقض‌های فاحشی شده است. درحالیکه رئیس جمهوری آینده آمریکا از خروج فوری و بدون قیدوشرط نظامیان آمریکایی از عراق سخن می‌گفت اکنون وی این ایده را مطرح می‌کند که خروج از عراق باید تدریجی و با توجه به مسائل امنیتی این کشور باشد. از سوی دیگر، انتخاب رابرت گیتس به عنوان سکان‌دار پنتاگون و یکی از طراحان اصلی جنگ عراق با شعارهای اوباما منافات دارد. حال باید منتظر ماند و دید که با آغاز سال 2009 میلادی راهبرد رئیس جمهوری جدید آمریکا در منطقه و علی‌الخصوص در عراق چه خواهد بود. آیا او همچنان به شعارهای انتخاباتی خود پایبند است و یا وی به مانند بیشتر روسای جمهوری اسبق آمریکا سیاست‌های دیکته شده از سوی ماشین سیاسی کاخ سفید را ادامه خواهد داد.‌
انتخابات استانی‌
برگزاری انتخابات استانی در سال 2009 میلادی، یکی از اصلی‌ترین تحولات عراق در این سال به شمار می‌رود. انتخاباتی که پیش از شروع با اما و اگرهایی از سوی احزاب و قوم‌های عراقی روبرو شد و چندین بار به تعویق افتاد، اما مقامات عراق تصریح کرده‌اند که انتخابات استانی در عراق در روز سی‌ویکم ژانویه 2009 میلادی برگزار می‌شود. این انتخابات که در 14 استان از مجموع 18 استان عراق برگزار می‌شود، مسائل مهمی همچون تعیین تکلیف اداره کرکوک، بزرگترین بندر نفت‌خیز عراق، مشخص می‌شود. قرار بود این انتخابات در اکتبر سال 2008 برگزار شود، اما به دلیل ناکامی نمایندگان مجلس در مورد تعیین وضعیت شهر کرکوک به تعویق افتاده بود. حضور گروه‌های قومی - فرقه‌ای مختلف در شهر کرکوک و حساسیت همسایگان عراق از جمله ترکیه، ایران و سوریه نسبت به این موضوع، زمینه‌های گسترش مساله کرکوک را از چالشی داخلی به چالشی منطقه‌ای و در ابعاد وسیع‌تر چالشی فرامنطقه‌ای تبدیل کرده است. نتایج انتخابات گذشته نشان داد که مردم با گرایشات قومی - قبیله‌ای در همه‌پرسی‌های عراق شرکت می‌کنند و از آنجا که بخش اعظم جمعیت کرکوک را کردها تشکیل می‌دهند، احتمال بسیار زیادی وجود داشت که این منطقه ضمیمه منطقه کردستان عراق شود، اما اکنون با برگزاری انتخابات استانی، سرنوشت اداره این شهر استراتژیک رقم خواهد خورد.
پرتاب کفش‌
کمتر کسی را می‌توان یافت که از ماجرای پرتاب کفش‌های منتظرالزیدی، خبرنگار شبکه البغدادیه به سوی جرج بوش، رئیس جمهوری آمریکا بی‌خبر باشد. بی‌شک این اقدام خبرنگار عراقی در آخرین سفر بوش به عراق را می‌توان مهمترین حادثه رخ داده در این کشور ارزیابی کرد. اقدامی که بازتاب‌های گسترده‌ای را در کشورهای اسلامی و مخالف آمریکا داشت. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که هیمنه آمریکا با پرتاب لنگه کفش‌های منتظرالزیدی به سوی نماینده آن کشور یعنی جرج‌بوش برای همیشه شکست. در نگاه اول شاید پرتاب لنگه کفش‌های منتظرالزیدی به سوی بوش یک اقدام معترضانه شخصی به سیاست‌های بوش تلقی شود، اما با دقت و تمرکز به این موضوع و برای ابعاد و دامنه بازتاب‌های این اقدام می‌توان به راحتی دریافت که صدای اعتراض نه تنها عراقی‌ها، بلکه دیگر کشورهایی که با استعمارگری آمریکا مخالف هستند، در کفش‌های الزیدی نهفته بود. نکته جالب در اینجاست که محافظان فردی که دم از دموکراسی و آزادی بیان می‌زند، با مشت و لگد به جان منتظرالزیدی افتادند و او را به خارج از سالن کنفرانس بردند و بوش هم بدون کوچکترین دخالتی، بر روند ضرب و شتم محاکمه و شکنجه منتظرالزیدی نظارت کرد. مردم کشورمان هم در همبستگی با منتظرالزیدی در تظاهراتی با پرتاب لنگه کفش به سوی آدمک جرج‌بوش، خشم خود را از زندانی شدن خبرنگار عراقی اعلام کردند.
اقدام منتظرالزیدی همچنین به استعفای رئیس پارلمان عراق انجامید. روزی که نمایندگان مجلس عراق در اعلام همبستگی با منتظرالزیدی با تاخیر در پارلمان حضور یافتند، محمود المشهدانی رئیس پارلمان عراق، به این اقدام نمایندگان اعتراض کرد. البته اعتراض مشهدانی بیشتر رنگ و بوی توهین به خود گرفت و نمایندگان با درخواست‌های پیاپی عزل وی را خواستار شدند و دست‌آخر محمود المشهدانی در میان فشارهای موجود، استعفاء را پذیرفت.‌
به هرحال سال 2008 میلادی با تمامی فراز و نشیبهایش به پایان رسید. در این سال نه تنها وعده‌های آمریکا در مورد عراق تحقق نیافت بلکه راهبردهای جدیدی از سوی واشنگتن به بغداد دیکته شد. راهبردهایی که حکایت از خوی اشغالگری و استعمارگری سیاستمداران آمریکایی دارد.