تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۷۳۱۵۲

سلیمان دعویسرا
در دو هفته اول جنگ غزه حدود نیمى ازقربانیان کودکان بودند و همین کافى است تا آزادیخواهان جهان بدون هیچ شکى از مقاومت فلسطینى ها طرفدارى کنند و در این مسیر از هر نیرویى که براى دفاع از کیان و حیات آوارگان فلسطینى مبارزه کند دفاع کنند و مبارزات سازمان هاى آن از جمله حماس را مورد تأیید قرار دهند.
نزاع غزه بویژه پس از این همه کشتار و قتل عام شباهت بسیار به جنگ هاى نمادین و ایدئولوژیک تاریخ دارد. امروز جهان در این نقطه حساس مبارزه اى را به قضاوت نشسته که بیش از هر چیز رویارویى حق و باطل را تداعى مى کند.
روشن است که در این قضاوت ، افکار عمومى جهان هر حرکت از سوى مردم ستمدیده را حرکتى بر حق و موجه خواهد دانست و با هر رفتارى از سوى جبهه متجاوز به عنوان مصداق حق کشى به مقابله بر خواهند خاست.
غزه نوار باریکى است به اندازه چهار پنجم ناحیه کویینز نیویورک ‎/ ۱‎/۵ میلیون نفر فلسطینى در این باریکه سکونت دارند که ۰۰۸ هزار نفر آنها کودکند. ماشین جنگى اسرائیل با ورود به غزه- که حمایت کامل ایالات متحده را با خود دارد - فصل تازه اى را در تاریخ جنایت هاى بشرى گشوده است.
تاریخ در باره نزاع امروز اسرائیل و فلسطینیان سخن هاى بسیار دارد. از نکات قابل تأمل در این باره رفتارهاى جبهه حامیان اسرائیل است.
دولت هاى امریکا و اتحادیه اروپا و شبکه رسانه اى آنها ، از ابتدا یک خط تبلیغاتى مخدوش را در قبال عنصر محورى این مبارزه یعنى گروه مبارز حماس پیش گرفتند و در همین راستا آنها با تروریست نامیدن این جنبش سعى کردند راه نفوذ این جریان را در افکارعمومى سد سازند ‎/ زمان زیادى نگذشته است از آن وقتى که همه جهان لیبرالیسم حامى اسرائیل همین واژه ها را علیه سازمان فتح ، که اکنون تشکیلات خودگردان فلسطین را با گرایش سازش با اسرائیل در ساحل غربى رهبرى مى کند، به کار مى گرفت. آن روز اسرائیل و حامیان آن حداکثر تلاش خود را به کار بردند تا سازمان فتح را که به وسیله یاسر عرفات رهبرى مى شد از پا در آورند و سرانجام یاسر عرفات را از بین بردند. اکنون فتح که رهبرى سر به راه و حرف شنو دارد و دست از مبارزه شسته است در جناح بندى سیاست خاورمیانه اى امریکا شریک مطمئن و دوست محسوب مى شود.
با تأمل در ۰۵ سال مناسبات پیچیده امریکا و بازیگران غربى با گروه هاى فلسطینى به روشنى مى توان ریشه هاى ناسازگارى آنها با جنبش حماس را دریافت. در باره اختلاف این دولت ها با حماس ، مسئله اصلى این است که این جنبش به دلیل اندیشه ضد سازش ناپذیر آن نباید جایگاه رهبرى پروژه فلسطین را در دست بگیرد.
در این بخش از اهداف امریکا است که اعراب محافظه کار نیز شریک مى شوند و صف واحدى را علیه حماس بوجود مى آورند.
در سال ۶۰۰۲ حماس با اختلاف آراى زیاد در انتخاباتى کاملاً مشروع و تأیید شده از نظر سازمان هاى بین المللى به وسیله مردم فلسطین براى تشکیل دولت انتخاب شد. دلیل اعتماد یکپارچه مردم این بود که این سازمان به جاى گزینه سازش و مذاکره ، راهبرد مقاومت در برابر اسرائیل را انتخاب کرد. تل آویو و واشنگتن با سر باز زدن از شناسایى این انتخاب قانونى و بر حق ، حماس را هدف قرار دادند. طرح اولیه امریکا این بود که به کمک جناح دوست شان در فلسطین اشغالى یعنى فتح سعى کردند که حماس را در قالب یک دولت اشتراکى منزوى سازند یا اصول ایدئولوژیک آن درباره نابودى اسرائیل را تغییر دهند اما وقتى این پروژه در کشمکش خیابانى دو گروه فتح و حماس بى نتیجه ماند اسرائیل براى انتقامجویى از این انتخاب، با محاصره غزه در ۱۸ ماه گذشته و ممانعت از ورود غذا و دارو، سوخت و برق، مردم را در معرض گرسنگى، سرما و مرگ قرار داد.
بر این اساس کسانى که سیر دو سال رویارویى سیاسى و اقتصادى جبهه مشترک امریکا ، اعراب و اسرائیل با حماس را دنبال مى کنند به هیچ روى موضع سفراى امریکا و اسرائیل در سازمان ملل را نمى پذیرند که ادعا کردند حماس آتش بس را شکسته است.
این در حالى است که در این مدت اساساً چیزى به نام آتش بس واقعى وجود نداشته است، زیرا اسرائیل هرگز به برداشتن محاصره غزه که بر سر آن توافق شده بود، تن نداد و مردم غزه را در استیصال نگاه داشت. در ضمن عرصه را بر حماس با کشتن افراد آن و هرکسى که در پیرامون آنها بود تنگ کرد. طبیعى است که حداقل پاسخ این تعدى ها و تجاوز ها را دادن ، پرتاب راکت از طرف یک ملت تحت محاصره باشد.
الگوى تمام نماى عدالت‌خواهى
کارآمد ترین راه حمایت از مردم غزه و آرمان آنها چیست مردم جهان خود پس از بمباران امریکایى-اسرائیلى غزه در ۷۲ دسامبرشیوه ها و روش بى سابقه و جالبى را براى توقف این تجاوز نشان دادند. پس از این بمباران ، مردم در سراسر جهان از جمله ایالات متحده در همبستگى با فلسطینى ها شروع به تشکیل ستاد هاى حمایت از غزه کردند. پس از تهاجم زمینى نیز صد ها هزار نفر دوباره در چند پایتخت کشور جهان و شهر هاى دیگر در ابتکار عمل دیگر عرصه را بر فعالیت سیاسى سفارت هاى اسرائیل تنگ کردند و اکنون نیز زمزمه تحریم تجارى کالاهاى اسرائیلى به گوش مى رسد. حلقه اول تظاهر کنندگان در امریکا و اروپا ابتدا فلسطینى بودند و یا عرب هاى مسلمان که در سراسر جهان در تبعید به سر مى برند ولى اکنون که جنبش ضد جنگ بعد جهانى یافته است همه نیرو هاى آزادیخواه به فلسطینى ها پیوسته اند.
این کار تنها یک نوع دوستى و نیکوکارى نیست این کار تنها به دلیل همدردى با مردم رنجدیده هم نیست؛ بلکه جنبه مبارزه با بى عدالتى هایى را دارد که نسبت به ستمدیدگان ، نه تنها در فلسطین بلکه در دهها نقطه دیگر اعمال مى شود. رشته تظاهرات حمایت از فلسطین به یک جنبش ضد ستم و عدالت خواهى در حال تبدیل شدن است.
یک فعال سیاسى که اخیراً در یک رشته اعتراض هاى جامعه فلسطینى شرکت کرده بود موضوع را اینگونه مطرح مى کند: « بله من با فلسطین احساس همبستگى دارم ولى در ضمن نمى خواهم پول مالیات من براى بمب و هواپیما هاى جنگى هزینه شود به جاى این که صرف رفاه و آموزش و بهداشت من و فرزندانم شود. ما دشمن مشترکى داریم». او مى گوید: خدماتى که به من و سایر زحمت کشان مى شد در دوران حکومت بوش به شدت کاهش یافته است.
خالدمشعل ازسوى حماس با در نظر گرفتن دو قیام قهرمانانه و مصمم که کل جمعیت فلسطین را فرا گرفت اخیراً انتفاضه سوم را فرا خواند. انتفاضه اول در سال ۷۸۹۱ آغاز شد و انتفاضه دوم در سال ۰۰۰۲ و هردو ، سال ها ادامه یافتند و حقانیت آنها در تصاویرى که کودکان فلسطینى را در حال پرتاب سنگ به خودروهاى مسلح اسرائیلى نشان مى دهد ، باقى مانده است.
چه شیوه اى براى بیان همبستگى جهانى مؤثرتر و قدرتمندتر است پیوستن به معترضان براى دفاع از حق فلسطینى ها و اتخاذ روحیه مبارز آنها براى آزادى ملى - انتفاضه - در مبارزات صنفى، ملى و ضد نژاد گرایى بهترین راه است براى تبدیل این حمله به شکستى تلخ در کام بوش، چنى، اولمرت، باراک و لیونى.