تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۷۳۳۴۶
نگاهی به عواقب تشکیل اوپک گازی در نشست مسکو
سحاب فاطمی اشاره: سرانجام پس از مدتها تبادل نظر، سازمان گروه کشورهای صادرکننده گاز پس از توافق اعضا بر سر اساسنامه ،با نام سازمان کشورهای صادرکننده گاز تشکیل شد. اعضای این سازمان را کشورهای ایران، روسیه، قطر، امارات متحده عربی، ونزوئلا، مصر، الجزایر، ترینیداد و توباگو، بولیوی، برونئی، لیبی، اندونزی و مالزی تشکیل می دهند....

تشکیل اوپک گازی به طور مستقیم بر معادلات استراتژیک و ژئو استراتژیک نظام بین الملل تاثیر گذاشته است.کشورهای عمده صادر کننده گاز از جمله ایران، روسیه و ونزوئلاگام های نهایی برای ایجاد یک سازمان اقتصادی تازه را برای هماهنگ کردن سیاست های تولید و صدور گاز برداشت و با تشکیل اوپک گازی موافقت کردند. شرکت کنندگان در مجمع کشورهای صادر کننده گاز در مسکو پس از توافق با یکدیگر اعلام کردند که مقر دائم خود را در کشور قطر برپا خواهند کرد. طرح تاسیس اوپک گازی در 10 بهمن سال 1385 از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار وی با ایگور ایوانف دبیر شورای امنیت وقت روسیه مطرح شد.ایشان با اشاره به وجود نزدیک به نیمی از ذخایر گاز جهان در روسیه و ایران مطرح نمودند که این دو کشور با کمک یکدیگر می توانند یک سازمان مربوط به همکاریهای گازی را همچون اوپک پایه گذاری کنند که بعدها در سفر مقام های روسی به قطر یکی دیگر از کشورهای دارنده ذخایر عظیم گازی این پیشنهاد به آن کشور نیز ارائه و مورد موافقت مقامهای دوحه قرار گرفت.
تشکیل اوپک گازی به طور طبیعی سبب بازتعریف مناسبات مبتنی بر انرژی در نظام بین الملل خواهد شد و غرب ناچار است خود را با این بازتعریف وفق دهد.به طور حتم باید پذیرفت که کشورهای غربی نیز حتی با وجود مخالفت با چنین سازمانی، از این به بعد باید آن را به عنوان یک واقعیت تاثیرگذار در بازار بپذیرند و معادلات خود را با درنظرگرفتن چنین سازمانی که به تدریج قدرت بیشتری خواهد یافت مورد بررسی قرار دهند. تاسیس گروه متشکلی که بتواند بر نظام قیمت گذاری گاز به عنوان یکی از حامل های مهم انرژی تاثیر بگذارد اهمیت زیادی دارد و باعث دگردیسی قدرت در نظام بین الملل می شود.البته این دگردیسی ممکن است در ابتدا نمود چندانی نداشته باشد اما با محاسبه عامل تعیین کننده زمان در می یابیم که تشکیل و تقویت اوپک گازی می تواند مرزبندیهای تازه ای را در مناسبات قدرت جهانی ایجاد نماید.مرزبندیهایی که به سود ایالات متحده و اتحادیه اروپا نخواهد بود.
کشورهای ایران، قطر و روسیهدر این میان تاثیرگذارتر از بقیه خواهند بود. نباید فراموش کرد که تشکیل اتحادهای منطقه ای و سازمان هایی که گروهی از کشورهای نسبتا همگن را دور یکدیگر جمع می کنند باعث اختلال در سیاست رهبری جهانی آمریکا می شود زیرا این گروه از کشورها به توانایی بیشتری برای ایجاد رویه مستقل دست می یابند.این در حالیست که واشنگتن به “تقویت سلطه بین المللی”خود را با عنوان نوعی سیاستگذاری کلان و تعیین کننده می نگرد که در خصوص پذیرش آن کوچکترین اختلافی میان جمهوریخواهان و دموکراتها وجود ندارد.
در خصوص تشکیل سازمان گروه کشورهای صادر کننده گاز نکات مهمی وجود دارد که به سادگی نمی توان از کنار آنها گذشت.از این حیث لازم است نگاه خود را نسبت به تشکیل اوپک گازی به صورتی کلان باز تعریف نماییم.به عبارت بهتر،اوپک گازی را نمی توان بر اساس منافع کوتاه مدت و حتی میانی کشورهای تشکیل دهنده آن تعریف نمود و آن راباید در قالب رخدادی اثر گذار که معادلات کلان کشورها را دچار تغییر می کند موردبحث و بررسی قرار داد.تشکیل سه گانه “استراتژی”،”قدرت”و “انرژی”در دل معادلات ژئواستراتژیک جهان امری بدیهی است.هرچند” استراتژی “ریشه در مدیریت کلان و “انرژی “ریشه در منابع موجود دارد اما محصول تلفیق انها “قدرت”است.پیش از تشکیل سازمان اوپک گازی،ما با تکثر و پراکندگی منابع گازی در جهان روبه رو بودیم و این دقیقا همان نقطه مطلوب غرب بود.واشنگتن و اتحادیه اروپا مطابق آمار دقیق می دانستند که روسیه، ایران، قطر، ونزوئلاو الجزایر در مجموع دو سوم منابع گاز جهان را در اختیار دارند و 42 درصد گاز تولیدی جهان را به بازار می فرستند،اما همواره نسبت به فقدان مدیریتی که بتواند این “منابع”را به “قدرت “تبدیل کند خوشبین بودند.اما هم اکنون این خوشبینی مفرط با تشکیل اوپک گازی از بین رفته است.
تشکیل سازمان اوپک گازی در بدترین مقطع حیات سیاسی غرب صورت پذیرفته و این خود یک امتیاز بزرگ برای کشورهایی مانند ایران،روسیه و ونزوئلامی باشد.از سوی دیگر،وقوع بحران اقتصادی در وال استریت عملابازوان انرژی آمریکا و اتحادیه اروپا را از کار انداخته است.باراک اوباما،رئیس جمهور جدید ایالات متحده و حزب دموکرات نیز بر اساس مطالبه عمومی مردم کشور خود ناچارند تمرکز خود را از سیاست خارجی برداشته و آن را در حیطه سیاست داخلی به کار گیرند.همین مسئله به صورت خودکار سبب افزایش قدرت مانور کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران و روسیه در برابر ایالات متحده خواهد شد.در چنین شرایطی عملاکاخ سفید ناچار است در مدار “انزوا گرایی نسبی وخود خواسته”سیر نماید.مسلما در این مدار توانی برای مقابله با شکل گیری اتحادهای بین المللی پیش بینی نشده است.
افزایش توان چانه زنی کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران و روسیه در برابر غرب،از اصلی ترین پیامدهای تشکیل اوپک گازی خواهد بود.روسیه در اواخر سال 2006 میلادی ، گاز صادراتی به اوکراین را قطع کرد و نزدیک بود صدور گاز به اروپا را نیز قطع کند . در ان زمان اروپایی ها تجربه تاثیرات قطع صدور گاز در زمستانی سخت را تجربه کردند.از این حیث غرب یکبار “قهر بازار گاز”را با خود تجربه نموده و دیگر خواهان تجربه آن نیست!البته واشنگتن و اتحادیه اروپا پس از اقدام روسیه در قطع گاز به اوکراین،سیاست “مهار چند جانبه مسکو”را در پیش گرفتند .اما این بار دیگر روسیه تنها طرف اصلی بازی با غرب نیست و در کنارش کشورهایی مانند “ایران”و”ونزوئلا”،به عنوان دو مخالف سرسخت سیاستهای کاخ سفید ایفای نقش می کنند.ازاین حیث دیگر”مهار جند جانبه”در قبال مجموعه ای که گاز دنیا را تامین می کند ممکن نخواهد بود..تشکیل اوپک گازی دست گذاشتن بر روی حساس ترین نقطه آسیب غرب یعنی “بازی با برگ برنده انرژی”بود.هرچند آمریکا و 27 کشور اروپایی سعی دارند در بازی تاکتیکها خود با برنده نشان دهند اما در میدان “انرژی” هیچ گاه سخنی برای گفتن نداشته اند.از سوی دیگر،باید پذیرفت که یک کشور،هر اندازه هم که قدرتمند باشد نمی تواند بازی با برگ برنده انرژی خود در برابر غرب را هدایت نماید.این همان مسئله ای بود که روسیه در دو برهه حساس،یکی در ابتدای سال 2006 و دیگری پس از وقوع نبرد در اوستیای جنوبی به خوبی دریافت.
در نهایت اینکه تشکیل اوپک گازی، بارز ترین مصداق تلفیق”استراتژی”و”منابع”با یکدیگر است.همان گونه که اشاره شد محصول نهایی این ترکیب “قدرت”است .قدرتی که می تواند غرب را وادار به تغییر رفتارو عقب نشینی از سیاستهای خود نماید.